en
Feedback
𝖠𝖬𝖮́𝖱𝖤

𝖠𝖬𝖮́𝖱𝖤

Open in Telegram

می‌نویسم برای تو. #t.me//VkklunaBot

Show more
299
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1830 days
Attracting Subscribers
January '25
January '25
+6
in 1 channels
December '24
+10
in 1 channels
Get PRO
November '24
+8
in 1 channels
Get PRO
October '24
+3
in 6 channels
Get PRO
September '24
+28
in 13 channels
Get PRO
August '24
+109
in 11 channels
Get PRO
July '24
+186
in 35 channels
Get PRO
June '24
+52
in 18 channels
Get PRO
May '24
+75
in 17 channels
Get PRO
April '24
+10
in 11 channels
Get PRO
March '24
+26
in 3 channels
Get PRO
February '24
+41
in 6 channels
Get PRO
January '24
+85
in 26 channels
Get PRO
December '23
+42
in 11 channels
Get PRO
November '23
+41
in 15 channels
Get PRO
October '23
+277
in 16 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
31 January0
30 January0
29 January+1
28 January0
27 January+1
26 January0
25 January0
24 January0
23 January0
22 January0
21 January0
20 January0
19 January0
18 January0
17 January0
16 January+2
15 January0
14 January0
13 January0
12 January0
11 January0
10 January0
09 January0
08 January0
07 January0
06 January0
05 January0
04 January+1
03 January0
02 January+1
01 January0
Channel Posts
نخستین بار که چهره‌ات را دیدم نمی‌دانستم میشوی جزوی از جان و روحم. تو ثابت کردی با هر انسانی که تا به امروز با او ملاقات کرده
+1
نخستین بار که چهره‌ات را دیدم نمی‌دانستم میشوی جزوی از جان و روحم. تو ثابت کردی با هر انسانی که تا به امروز با او ملاقات کرده‌ام تفاوت داری، وارد زندگی‌ام شدی و عاشق شدن رو بهم آموختی. آموختی که عشق مالکیت نیست که تو برای من باشی و من برای تو! آموختی که عشق اوج یک همدلی زیباست؛آموختی دیوانگی رابطه مستقیمی با عشق دارد و آری اکنون روح‌های ما با آهنگی از جنون می‌رقصند.

2
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ : ‌𝇑 ‌ 𝖺𝗌 𝗉𝖾𝗍𝖺𝗅𝗌 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗌𝗌. ‌ ⁺ 𝅄 ‌+4
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ : ‌𝇑 ‌ 𝖺𝗌 𝗉𝖾𝗍𝖺𝗅𝗌 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗌𝗌. ‌ ⁺ 𝅄 ‌
66
3
چندنفر اینجارو رند نمیکنه؟
62
4
اگر چندین‌ سال پیش از من مےپرسیدند آیا باور دارے مجنون دیوانہ‌ے لیلے بود؟! مےخندیدم و او را بہ سخره مےگرفتم. مگر مےشد یڪ آدم آنقدر عاشق یڪ آدم دیگر باشد ڪہ براے او دیوانہ‌ترین باشد و بے او یڪ بیگانہ‌اے دور افتاده؟! خیلے دور از ذهن بود. اما اگر با آدمے ڪہ حالا هستم سخن بگویے میبینے ڪہ دنیاے او خلاصہ‌اے از شخصےست ڪہ لیلے نیست اما او بہ اندازه مجنون دیوانہ‌ے اوست. ڪہ تمام چیزے ڪہ بہ یاد دارد نگاه نافذ کسےست ڪہ در اقیانوس چشمانش غرق شده. شاید سخره‌ترین منم تیلہ‌ِمشکین‌ِمن! چون زمان زیادےست ڪہ در خمارے وجودت و بوے حضورت دیوانہ شده‌ام. زمان زیادےست ڪہ براے نگاه کوتاهے از سوے تو در هزاران نگاه‌ پرسہ زدم. زمان زیادےست ڪہ دیگر غم نبودت مرا از پا در آورده. ـــ تو زیباترین‌ و غم‌انگیز‌ترین خاطره مانده‌اے.
69
5
Video message
60
6
٭ – از او خـواستم کہ مرا ببخشـد. نمـے‌دانستـم بہ خاطر چه گناهـے باید مـرا مي‌بخشیـد، ولـے‌ سرنوشـتِ من این بود. سرنوشـتِ من عذرخواستـن از همـہ بود. من حتـے از خودم هم بہ خاطرِ آنچـہ‌ بودم، بہ خاطر طبیعـت گریز‌ ناپذیرم، تقـاضاے‌ بخشایش مي‌کردم.
67
7
چه خوشگله مودبرده
107
8
` ✧ 𝘛𝘩𝘦 𝘧𝘭𝘰𝘸𝘦𝘳𝘴 @.𝘥𝘪𝘦𝘥 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮𝘦𝘥. •+4
` ✧ 𝘛𝘩𝘦 𝘧𝘭𝘰𝘸𝘦𝘳𝘴 @.𝘥𝘪𝘦𝘥 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮𝘦𝘥. •
84
9
𝕴 𝖜𝖆𝖓𝖙 𝖙𝖔 𝖈𝖔𝖓𝖋𝖊𝖘𝖘 𝖒𝖞 𝖘𝖎𝖓+4
𝕴 𝖜𝖆𝖓𝖙 𝖙𝖔 𝖈𝖔𝖓𝖋𝖊𝖘𝖘 𝖒𝖞 𝖘𝖎𝖓
83
10
sticker.webp
89
11
Yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes
137
12
انقدر که می‌شه گریه کرد براش
72
13
منظورت چیه
143
14
خیلی خوشگله😭😭😭
138
15
«تَهش‌هرچی‌که‌می‌شد‌بغلم‌بودی.»
«تَهش‌هرچی‌که‌می‌شد‌بغلم‌بودی.»
68
16
sticker.webp
72
17
ــــ‌ بی‌آنڪہ‌بدانـیم‌قـ‌لب‌بیـ‌چاره‌در‌دسـتانتـ‌مان‌مـ‌چالہ‌شـده‌بود.
84
18
ــــ در آن شب سیاه زمستان اشک مانند گوله های برف از آسمان درخشان چشمانش بر زمین گونه‌های سرخش پا می‌گذاشتند و سفری را تا انته
ــــ در آن شب سیاه زمستان اشک مانند گوله های برف از آسمان درخشان چشمانش بر زمین گونه‌های سرخش پا می‌گذاشتند و سفری را تا انتهای گردن بلورینش طی می‌کردند. قلب ماهیچه‌ای دردسرساز و موجودی پراحساس بود، احساساتی متلاطم که اگر آوای‌شان به گوشت می‌رسید مرگ را به چشمانت می‌دیدی و حال او مرده‌ای بیش نبود. تنهایی مانند پرنده‌ای در درونش لانه و بغض راه گلویش را بند کرده بود. دنیای کوچکش آنچنان که در گذشته می‌اندیشید رنگارنگ نبود بلکه فقط دو رنگ داشت، سیاه و سفید. دنیایی که همه لبخند می‌زدند و غم در اعماق لبخندشان فریاد می‌زد برای رهایی.  ـــ بیگانه‌ای‌ازشهر‌مردگان.
82
19
sticker.webp
74
20
من بوی تنتو یاد گرفتم،من با بوی گردنت که انگار هزار تا گل زیر پوستش دفن کردن زندگی کردم،من تورو نفس کشیدم،من‌ موهای ابریشمیت+1
من بوی تنتو یاد گرفتم،من با بوی گردنت که انگار هزار تا گل زیر پوستش دفن کردن زندگی کردم،من تورو نفس کشیدم،من‌ موهای ابریشمیت رو نوازش کردم، من لب های سرخ وحشی تورو بوسیدم و به اَتش اون گرفتار شدم. و من جوری عاشق تو شدم که ممکنه ی روزی اسممو یادم بره ولی بوی تنت، دوز دراگ لب هات و پرستیدن تورو نه.
83