en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram
1 964
Subscribers
-124 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
روز معلم به اونایی که بهمون یاد دادن چطور می‌شه «دوست داشت و دوست داشته شد» مبارک.

عزیز من من رفتار و حرف‌های آدم‌ها را فراموش می‌کنم، اما احساسی که در من ایجاد کرده‌اند را، نه. و فکر میکنم درست نیز همین باشد

Repost from پَناه
با آن همه شادمانی باز هم کم آورد.

Repost from پَناه
photo content

Repost from پَناه
با آن همه شادمانی باز هم کم آورد.

Repost from ندانستم
نخواهی افتاد، مگر از همان سمت که تکیه داده‌ای.

Fereydoun-Salam-128.mp34.48 MB

Sina-Sarlak-Zire-Saghfe-Doodi-320.mp310.25 MB

سانتاماریای عزیزم نکند واقعا چیزی به اسم شادی وجود نداشته باشد؟ و ما به دنیا آمده‌ایم که همین باشیم، یک عمر به دنبال شادی باشیم و پیدایش نکنیم؟ و‌ حتی در نهایت، نفهمیم آیا واقعا وجود نداشت؟ یا وجود داشت و سهم ما نشد؟

خیلی جدی به پاک کردن کانال فکر میکنم، به پاک کردن هرچیزی که اثری از من داشته باشه

خیلی جدی به پاک کردن کانال فکر میکنم به پاک کردن هرچیزی که اثری از من داشته باشه

ورای تمام گذرها، تو باید بدانی که هیچ‌گاه جای امنت را پیش من از دست نداده‌ای. این حداقل چیزی‌ست که باید برای همیشه از من به یاد داشته باشی

تو با رفتنت آن‌قدر کوله‌بارم را از بغض مملو ساخته‌ای، که چند سال است بغض‌هایم را می‌خورم و می‌ترکانم، اما ذره‌ای از آن کم نمی‌شود.

از معدود دفعاتی که پیش میاد تا درک کنم زندگی درد قشنگی‌ست که جریان دارد، لذت میبرم

photo content
+2

photo content
+1

یه مودم میگه برگرد عقب و کدورت‌هارو حل و فصل کن، یه مودم میگه شده دیگه انشالله آینده از آن ماست بیاید حرف بزنیم پس https://telegram.me/BChatBot?start=sc-9129-fpRsqB0

من، من که تنهایی‌ام را امن می‌دانم و دوستش دارم، می‌خواهم تو را به خلوت خودم راه بدهم، و آیا این کافی نیست برای اینکه بدانی چه‌قدر دوستت دارم؟

زانومو بغل کردم گریه میکنم، اومده میگه تنهایی خوب نیست، اونم نشسته زانوهاشو بغل کرده باور نمیکنم این دختربچه فقط پنج سالش باشه

که اگر می‌شد دوست داشتم که در میان دست‌هایت، خانه‌ای داشته باشم.