Saved Messages
Открыть в Telegram
2 449
Подписчики
+224 часа
-57 дней
+48130 дней
Архив постов
2 451
Repost from تقریباً هیچکس
یکی از بهترین تصمیمات پارسالم بستن صفحهی توییترم بود. الان که این فضای کثافتوار تیال رو میبینم، هی خدا رو شاکر میشم بابتش.
2 451
من میخواستم کاری کنم تا تو احساس کنی پروانهای مدام در جستجوی توست اما تو را نمییابد. به من بگو که آیا توانستهام؟
2 451
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
من همیشه مراقب خودم بودم. در ظاهر. اونقدر که یه بار بهم گفت خب من مطمئنم تو بالاخره یه جوری از پس خودت بر میآی. ولی من خسته شده بودم. دلم میخواست یکی نگرانم باشه. فکر کنه از پس خودم بر نمیآم. بیاد دنبالم مراقبم باشه از جوب که رد میشم نیفتم. به در نخورم. به میز و مبل نخورم پاهام دائم کبود باشه. انقدر اسما رو یادم نره. طبقه خونهها رو اشتباه نرم. آدمها رو با هم اشتباه نگیرم. هر روز آب بخورم. اتاقمو مرتب کنم. موهام که از روسری زده بیرون رو بدم تو. برم با فلانی حرف بزنم. چیزای کوچیک و بیاهمیت بهم رو یادآوری کنه. نذاره کسی سر من داد بزنه. ولی خب انقد خودم از پس همه چی یه جوری بر اومدم که در ظاهر نیازی به مراقبت نداشتهم.
2 451
Repost from خدایا شکرت
خدایا شکرت
که همه درها روباهمنمی بندی
و همیشه جای شکرو باقی میذاری🤍
@shokretkhooda
2 451
کاش اون بادبادکی بودم که در یک روز بهاری توسط یه دختر کوچولوی سه ساله لب دریا خریده میشدم، از دستش ول میشدم و میرفتم توو دل آبی آسمون و برای همیشه محو میشدم
2 451
دوستت دارم و از گفتن آن به تو واهمه ندارم، دوستت دارم و اگر برایت ملالآور نباشد بارها برایت میگویمش
دوستت دارم حتی اگر وصالی نباشد، دیداری نباشد، لمسی نباشد
دوستت دارم از هرکسی و از هرچیزی بیشتر، آنچنان که تاکنون هیچچیز را بیشتر از تو دوست نداشتهام
دوستت دارم حتی زمانی که خودم را دوست ندارم، تو را دوست دارم حتی زمانی که خودت را دوست نداری
دوستت دارم، از امتداد روشنایی روز تا تاریکی شب، دوستت دارم به نومیدی شاخهای تکیده و به لطافت برگی باراندیده
تو را همچون گنجینهای در قلبم گنجاندهام و دوستت دارم
دوستت دارم و اگر شنیدنش تسکیندهنده باشد، باز هم میگویمش
دوستت دارم، با کاربلدی و با نابلدی دوستت دارم
دوستت دارم حتی اگر روزی فرصتش نشد به تو یادآوری کنم که دوستت دارم و اگر روزی جلوی راهت قرار گرفتم و با گریه به تو گفتم دوستت دارم، متحیر نشو
2 451
از این حجم گریه که موقع نوشتن نامه تا گلویم بالا میآید دارم خفه میشوم. لبخندت را اما تصور میکنم، لبخندت را در این عکست که جلوی رویم است تماشا میکنم و امیدوار میشوم. این طعم خوشبختی بسیار قویست. سعادتی که بهخاطر تو احساس میکنم به همه چیز میارزد
- از نامههای عاشقانه آلبرکامو به ماریاکاسارس
2 451
در غیاب آنکه دوستش میداری، یتیم خواهی بود حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند
