en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Show more
1 954
Subscribers
-124 hours
+57 days
+2030 days
Posts Archive
4_5764641260002356185.ogg1.98 KB

از امام صادق در کتاب اصول کافی آمده است که؛ «چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اينكه واقعه‌ای برايش رخ دهد و او را غمگين سازد و به واسطه آن، متذكر گردد.»

Repost from شَهقَة
از امام صادق در کتاب اصول کافی آمده است که؛ «چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اينكه واقعه‌ای برايش رخ دهد و او را غمگين سازد و به واسطه آن، متذكر گردد.»

بدتر از همه این است که از خودت می‌پرسی فردا چطور قدرتی پیدا می‌کنی که دوباره همان کاری را که دیروز کرده‌ای و از مدت‌ها پیش هم غیر از آن کار نکرده‌ای، ادامه بدهی. از کجا قدرتش را پیدا می‌کنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزاران نقشه را که به هیچ کجا نمی‌رسند، این تقلا‌ها برای بیرون آمدن از این فلاکت خرد کننده، تلاش‌هایی را که همیشه مرده‌زاد به دنیا می‌آیند، پیش ببری و این همه به خاطر یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است. که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشوره فردا که هربار شکننده‌تر و کثیف‌تر از روز پیش است سقوط کنی. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانسته‌ام خودکشی کنم. • سفر به انتهای شب.

به‌سان درختی که در خاک ریشه می‌دواند و خاک را از شسته شدن توسط سیلاب حفظ می‌کند، تو نیز در من ریشه می‌دوانی و با حضورت مرا از همراه شدن با سیلاب اندوه باز می‌داری.

یکی به دوستم ناشناس داده، گفته چی می‌خوای خوشحالت کنم؟ اونم گفته دسته گل؛ براش خریده. اونوقت شماها میاید ناشناس من کانالاتونو تبلیغ می‌کنید. اه.

نگاهش را تماشا کن. اگر فهمید، حاشا کن.
+1
نگاهش را تماشا کن. اگر فهمید، حاشا کن.

انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند. آنانی که از گذشته گریزانند. و آنانی که به گذشته، گریزان. من ؟! هر دو.

از حالم پرسیده بودی، حالم خوب است. زیاد می‌خوابم، اما نامظنم و بی‌فایده. روزی یک وعده غذا می‌خورم، که امروز همان یک وعده را هم نخوردم. اتاقم در یک خیابان شلوغ است اما یک هفته است بیرون نرفته‌ام. فقط گاهی پنجره را باز می‌کنم تا خورشید بتابد یا صدای ماشین‌ها را بشنوم. اتاق بوی سیگار گرفته است و بوی مردگی. خبری از بوی چای نیست، خبری از بوی غذای گرم نیست، خبری از زندگی نیست. یک هفته است کسی را ندیده‌ام، با کسی هم‌کلام نشده‌ام، گاهی صدایی از پشت در اتاق می‌شنوم که بیشتر مرا می‌ترساند تا اینکه خوشحالم کند. ضعیف شده‌ام. ضعیف شدنم را به خوبی حس می‌کنم. خالی بودن بازوهایم را می‌فهمم. کم‌سو شدن چشمانم را، زانوانم که توان راه رفتن ندارند. هزار غصه برای خوردن دارم عوضش که هیچکدام را نمی‌خورم و فقط می‌خوابم. ساعت دیگر برایم مهم نیست، زمان برای خلاصه شده است به روشن یا خاموش کردن لامپ اتاق، کم یا زیاد شدن صدای ماشین‌های توی خیابان. همین. پشت پنجره که می‌روم، صدای همه چیز و همه کس می‌آید غیر از صدای پای مرگ که منتظرش هستم. حالم خوب است. حالم بسیار خوب است. این روزها هم می‌گذرند. می‌دانم.

ختام هر کلام من، خطاب نام تو شد.

Repost from N/a
فعالیتم تو مجازی که زیاد میشه یه احساس ناامنی به سراغم میاد و حالم رو بد میکنه،یهو کاملا فاصله میگیرم تا قلبم آروم بگیره،باز میام و این داستان تکرار میشه.تعادل؟تو زندگی من جایی نداره بحمدلله.

پاینده مانی و جاودان 🇮🇷

احساس می‌کنم دیگه هر کاری بیهوده‌ است. خوردن و خوابیدن بیهوده‌ است. حرف زدن و گلایه کردن بیهوده‌ است. نوشتن بیهوده‌ است. سکوت بیهوده‌ است. دوست‌ داشتن و عشق ورزیدن بیهوده‌ است و در مجموع نفس کشیدن و زندگی کردن کاری عبث و بیهوده است.

گاهی اوقات هم سکوت علامت ناامید شدن از توانایی واژه‌ است برای بیان آن‌چه که معادلش را نمی‌توان یافت.

گاهی اوقات هم سکوت علامت ناامید شدن از توانایی واژه‌ است برای بیان آن‌چه که معادلش را نمی‌توان یافت.

خیلی‌وقت‌ها این‌طور نیست که فکر کنید کمال‌گرایی، خواستن بهترین‌هاست و چون بهترین‌ها فراهم نمی‌شود؛ این‌طور به‌نظر برسد که آدم کمال‌گرا هیچ کاری نمی‌کند. بلکه گاهی برعکس است. یک آدم کمال‌گرا وقتی موانعی را سر راه خودش می‌بیند، چون توان مقابله با آن‌ها را ندارد یا حال و حوصله‌ی مواجهه با مشکلات مسیرش را ندارد، این‌طور توجیه می‌کند که فلان‌چیزها بهترین نیستند، پس من به سراغشان نمی‌روم. بیشترین احتکار بهانه‌ها در خزانه‌ی آدم‌های کمال‌گراست.

از درست انسان پوچِ تووخالی پرادعا، فقط پناه بر خدا.

ان‌شاءالله که هیچ‌کدوم از ما، نَمیره.