1 957
Suscriptores
+524 horas
+87 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
1 957
از امام صادق در کتاب اصول کافی آمده است که؛ «چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اينكه واقعهای برايش رخ دهد و او را غمگين سازد و به واسطه آن، متذكر گردد.»
1 957
Repost from شَهقَة
از امام صادق در کتاب اصول کافی آمده است که؛ «چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اينكه واقعهای برايش رخ دهد و او را غمگين سازد و به واسطه آن، متذكر گردد.»
1 957
بدتر از همه این است که از خودت میپرسی فردا چطور قدرتی پیدا میکنی که دوباره همان کاری را که دیروز کردهای و از مدتها پیش هم غیر از آن کار نکردهای، ادامه بدهی. از کجا قدرتش را پیدا میکنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزاران نقشه را که به هیچ کجا نمیرسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از این فلاکت خرد کننده، تلاشهایی را که همیشه مردهزاد به دنیا میآیند، پیش ببری و این همه به خاطر یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است. که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشوره فردا که هربار شکنندهتر و کثیفتر از روز پیش است سقوط کنی.
واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانستهام خودکشی کنم.
• سفر به انتهای شب.
1 957
بهسان درختی که در خاک ریشه میدواند و خاک را از شسته شدن توسط سیلاب حفظ میکند، تو نیز در من ریشه میدوانی و با حضورت مرا از همراه شدن با سیلاب اندوه باز میداری.
1 957
یکی به دوستم ناشناس داده، گفته چی میخوای خوشحالت کنم؟ اونم گفته دسته گل؛ براش خریده.
اونوقت شماها میاید ناشناس من کانالاتونو تبلیغ میکنید. اه.
1 957
انسانها به دو دسته تقسیم میشوند. آنانی که از گذشته گریزانند. و آنانی که به گذشته، گریزان. من ؟! هر دو.
1 957
از حالم پرسیده بودی، حالم خوب است. زیاد میخوابم، اما نامظنم و بیفایده.
روزی یک وعده غذا میخورم، که امروز همان یک وعده را هم نخوردم.
اتاقم در یک خیابان شلوغ است اما یک هفته است بیرون نرفتهام. فقط گاهی پنجره را باز میکنم تا خورشید بتابد یا صدای ماشینها را بشنوم.
اتاق بوی سیگار گرفته است و بوی مردگی. خبری از بوی چای نیست، خبری از بوی غذای گرم نیست، خبری از زندگی نیست.
یک هفته است کسی را ندیدهام، با کسی همکلام نشدهام، گاهی صدایی از پشت در اتاق میشنوم که بیشتر مرا میترساند تا اینکه خوشحالم کند.
ضعیف شدهام. ضعیف شدنم را به خوبی حس میکنم. خالی بودن بازوهایم را میفهمم. کمسو شدن چشمانم را، زانوانم که توان راه رفتن ندارند. هزار غصه برای خوردن دارم عوضش که هیچکدام را نمیخورم و فقط میخوابم.
ساعت دیگر برایم مهم نیست، زمان برای خلاصه شده است به روشن یا خاموش کردن لامپ اتاق، کم یا زیاد شدن صدای ماشینهای توی خیابان. همین. پشت پنجره که میروم، صدای همه چیز و همه کس میآید غیر از صدای پای مرگ که منتظرش هستم.
حالم خوب است. حالم بسیار خوب است. این روزها هم میگذرند. میدانم.
1 957
Repost from N/a
فعالیتم تو مجازی که زیاد میشه یه احساس ناامنی به سراغم میاد و حالم رو بد میکنه،یهو کاملا فاصله میگیرم تا قلبم آروم بگیره،باز میام و این داستان تکرار میشه.تعادل؟تو زندگی من جایی نداره بحمدلله.
1 957
احساس میکنم دیگه هر کاری بیهوده است. خوردن و خوابیدن بیهوده است. حرف زدن و گلایه کردن بیهوده است. نوشتن بیهوده است. سکوت بیهوده است. دوست داشتن و عشق ورزیدن بیهوده است و در مجموع نفس کشیدن و زندگی کردن کاری عبث و بیهوده است.
1 957
گاهی اوقات هم سکوت علامت ناامید شدن از توانایی واژه است برای بیان آنچه که معادلش را نمیتوان یافت.
1 957
گاهی اوقات هم سکوت علامت ناامید شدن از توانایی واژه است برای بیان آنچه که معادلش را نمیتوان یافت.
1 957
خیلیوقتها اینطور نیست که فکر کنید کمالگرایی، خواستن بهترینهاست و چون بهترینها فراهم نمیشود؛ اینطور بهنظر برسد که آدم کمالگرا هیچ کاری نمیکند. بلکه گاهی برعکس است. یک آدم کمالگرا وقتی موانعی را سر راه خودش میبیند، چون توان مقابله با آنها را ندارد یا حال و حوصلهی مواجهه با مشکلات مسیرش را ندارد، اینطور توجیه میکند که فلانچیزها بهترین نیستند، پس من به سراغشان نمیروم.
بیشترین احتکار بهانهها در خزانهی آدمهای کمالگراست.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
