en
Feedback
𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

Open in Telegram

بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته‌هاست.

Show more
233
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+1230 days
Posts Archive
‼️ اولین نفر : طیبه سراجی بچه ها خانم سراجی ساکن یک شهر خیلی کوچیکه،شهرستان تایباد در خراسان رضوی،چون شهر کوچیکه و صدای کسی در نمیاد تا الان حتی دو نفر رو به خاطر استوری اعدام کردن! برای خانم سراجی هم حکم محاربه صادر شده. یک دختر ۱۰ ساله هم داره که چشم انتظار مادرشه عاجزانه ازتون میخوام متن زیر رو براش توییت کنید و یا این یا این رو براش ریتوییت کنید

Repost from let's غیبت
‼️ فوری : اشکان طالبی بالا خیابانی در مشهد فردا اعدام میشود ؛ این خبر توسط بستگان وی تایید شده است . صدای او باشید و تا میتونید در رسانه های مختلف نشر بدهید و توییت بزنید یا ریت کنید . متن توییت برای اشکان طالبی : 🚨 URGENT: #Ashkan_Talebi_BalaKhiyabani is currently being illegally detained in Vakilabad Prison, Mashhad. After three weeks of detention, he made a phone call to say goodbye, as he had been told that his sentence is #execution #StopExecutionsInIran

نمی‌دونم باید با این نگاه و لبخند نازش چیکار کنم.
نمی‌دونم باید با این نگاه و لبخند نازش چیکار کنم.

همین الان از خواب بیدار شدم و دارم این رو اینجا می‌نویسم‌. قبل از خواب داشتم عکس‌های رها رو می‌دیدم، چنلش رو می‌دیدم و بعد خوابیدم. من این دخترِ قشنگ رو نمی‌شناختم، اما مطمئنم اگه می‌شناختمش بهترین دوستم می‌شد. نمی‌دونم چی بگم، اما اولین باره بین افرادی که دیدم اینقدر نسبت به یکی احساس نزدیکی و شباهت کردم. دختر قشنگم مثلِ من عاشق سینما بود، عاشق تهران، عاشق سبز، عاشق عشق! چنان آشفته ام که نمی‌دونم با این تاریکی هوا و این بغض سنگین چطور کنار بیام.

حتی نمی‌شه گفت به یاد روزای خوب. @hyperfemininity

سناریوهاتون رو برای خودتون نگه دارید. طوری پته‌تون ریخته شده روی آب که نمی‌دونید چطور باید جمعش کنید. دهناتون بوی خون میده. وقتی حرف می‌زنید آدم نمی‌تونه توجه‌ش رو جلب کنه به حرف هاتون.

تمام اتفاقاتی که افتاد به شدت منو اذیت می‌کنه. درواقع همه‌مون رو! منتهی می‌دونید چی بیشتر منو اذیت می‌کنه؟ اینی که یک مشت آدم بی وجود دارن می‌گن مردم نمی‌تونن اعتراض مسالمت آمیز بکنن و اسلحه افتاده دستشون و همه رو کشتن:)) دوست ندارم این چرخه انتقام ادامه داشته باشه، اما می‌دونم چنین دسته از آدم ها هیچوقت درست نمی‌شن، حس می‌کنم سیستم عصبی مغزشون به کل تغییر کرده!

با اینکه جنایت های زیادی صورت گرفته و همه ناراحتیم ولی کاش می‌شد این خوشحالی رو باهم تقسیم کنیم:)) ما پیروزیم.

امیدوارم حالتون خوب باشه.🩷

دوستان من، امشب و فرداشب مراقب خودتون و عزیزانتون باشید. به امید پیروزی.💚

Her soft thin voice feels so light. It makes me breathe easier and let go for a moment. Listening to her voice makes me feel like I am living in the early 2000s. Everything feels slower softer and a little dreamy.

Artist: Green Day Album: American Idiot Released: 2004 Genre: Punk Rock A song from the year you were born.🕸🎸 @hyperfemininity #30daysongchallenge #Day17

When you open up your heart and the truth comes out You tell me that you want me You tell me that you need me You tell me tha
When you open up your heart and the truth comes out You tell me that you want me You tell me that you need me You tell me that you love me.

Artist: The Romantics Album: In Heat Released: 1983 Genre: New Wave, Pop Rock A song you'd sing a duet with someone on karaoke.🎙💕 @hyperfemininity #30daysongchallenge #Day16

Artist: The Little Dipppers Released: 1960 Genre: Soft Pop A song that's a classic favorite.👒 @hyperfemininity #30daysongchallenge #Day16

مدتی‌ست که بیش از همیشه به آدم‌ها نگاه می‌کنم، به رفتارشان، به نحوه‌ی خواستن‌شان، به فاصله‌ای که بین میل و تعهدشان می‌افتد. می‌بینم که بعضی مردها، نه از سر بدی، بلکه از سر نا آگاهی یا محافظت از خود، گاهی درگیر تصویر یا فانتزی زن می‌شوند؛ کاراکتری در بازی، شخصیتی در صفحه، هیجانی بدون مسئولیت. این نگاه برایم گیج‌کننده و همزمان آینه‌ای است؛ آینه‌ای از آن‌چه انسان‌ها می‌خواهند، و آن‌چه هنوز بلد نیستند بدهند. من از کنار این بلاتکلیفی نمی‌گذرم، نمی‌توانم فقط نگاه کنم و گذر کنم. می‌خواهم بفهمم، جای ایستادنشان را بدانم، نه فقط گرمای گذرا و هیجان لحظه‌ای‌شان را. و این، گاهی خسته‌کننده است، گاهی نگران‌کننده، اما همیشه آگاهانه است؛ چون هر نگاه، هر لحظه، مرا به خودم نزدیک‌تر می‌کند، به مرزهای خواستن و وا دادن خودم. شاید مسئله همین باشد. من دنبال علاقه نیستم، من به دنبالِ مسئولیتِ علاقه هستم. و فهم این که چگونه دیگران می‌خواهند و چه چیزی می‌توانند بدهند، برای من نه قضاوت است، نه سرزنش،‌بلکه تمرین دیدنِ واقعیت، و محافظت از خود در میان دنیایی که گاهی تصاویر جای آدم‌ها را می‌گیرند است.

مدتی‌ست که بیش از همیشه به آدم‌ها نگاه می‌کنم، به رفتارشان، به نحوه‌ی خواستن‌شان، به فاصله‌ای که بین میل و تعهدشان می‌افتد. می‌بینم که بعضی مردها، نه از سر بدی، بلکه از سر نا آگاهی یا محافظت از خود، گاهی درگیر تصویر یا فانتزی زن می‌شوند؛ کاراکتری در بازی، شخصیتی در صفحه، هیجانی بدون مسئولیت. این نگاه برایم گیج‌کننده و همزمان آینه‌ای است؛ آینه‌ای از آن‌چه انسان‌ها می‌خواهند، و آن‌چه هنوز بلد نیستند بدهند. من از کنار این بلاتکلیفی نمی‌گذرم، نمی‌توانم فقط نگاه کنم و گذر کنم. می‌خواهم بفهمم، جای ایستادنشان را بدانم، نه فقط گرمای گذرا و هیجان لحظه‌ای‌شان را. و این، گاهی خسته‌کننده است، گاهی نگران‌کننده، اما همیشه آگاهانه است؛ چون هر نگاه، هر لحظه، مرا به خودم نزدیک‌تر می‌کند، به مرزهای خواستن و وا دادن خودم. شاید مسئله همین باشد. من دنبال علاقه نیستم، دنبال مسئولیتِ علاقه هستم. و فهم این که چگونه دیگران می‌خواهند و چه چیزی می‌توانند بدهند، برای من نه قضاوت است، نه سرزنش، بلکه تمرین دیدنِ واقعیت، و محافظت از خود در میان دنیایی که گاهی تصاویر جای آدم‌ها را می‌گیرند است.