en
Feedback
Nasr - نَصر

Nasr - نَصر

Open in Telegram

سفر بسوی آرامش ابدی --- معرفی اهداف کانال: https://t.me/nasr_ctr/135 --- با ذکر منبع نشر دهید. --- پیشنهاد و انتقاد: @al_muzamel --- لینک کانال عمومی: t.me/nasr_ctr لینک کتابخانه: t.me/nasr_lib لینک اینستاگرام: instagram.com/nasr_ctr

Show more
1 440
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 0 channels
August '26
+17
in 0 channels
Get PRO
July '26
+15
in 0 channels
Get PRO
June '26
+23
in 1 channels
Get PRO
May '26
+9
in 2 channels
Get PRO
April '26
+11
in 0 channels
Get PRO
March '26
+9
in 0 channels
Get PRO
February '26
+22
in 2 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+17
in 0 channels
Get PRO
November '25
+21
in 1 channels
Get PRO
October '25
+15
in 0 channels
Get PRO
September '25
+11
in 1 channels
Get PRO
August '25
+14
in 0 channels
Get PRO
July '25
+24
in 1 channels
Get PRO
June '25
+37
in 2 channels
Get PRO
May '25
+20
in 1 channels
Get PRO
April '25
+14
in 1 channels
Get PRO
March '25
+36
in 2 channels
Get PRO
February '25
+19
in 2 channels
Get PRO
January '25
+29
in 1 channels
Get PRO
December '24
+20
in 4 channels
Get PRO
November '24
+41
in 1 channels
Get PRO
October '24
+41
in 3 channels
Get PRO
September '24
+92
in 2 channels
Get PRO
August '24
+49
in 0 channels
Get PRO
July '24
+48
in 1 channels
Get PRO
June '24
+72
in 3 channels
Get PRO
May '24
+35
in 1 channels
Get PRO
April '24
+24
in 4 channels
Get PRO
March '24
+37
in 1 channels
Get PRO
February '24
+50
in 4 channels
Get PRO
January '24
+68
in 5 channels
Get PRO
December '23
+117
in 8 channels
Get PRO
November '23
+126
in 7 channels
Get PRO
October '23
+228
in 11 channels
Get PRO
September '23
+137
in 0 channels
Get PRO
August '23
+201
in 0 channels
Get PRO
July '23
+226
in 0 channels
Get PRO
June '23
+155
in 0 channels
Get PRO
May '23
+249
in 0 channels
Get PRO
April '23
+234
in 0 channels
Get PRO
March '23
+308
in 0 channels
Get PRO
February '23
+857
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+1
06 September+1
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
شیخ د. عبدالله بن صالح العبیلان: «یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی که در دوران فتنه متوجه جوامع می‌شود این است که شور و هیجان بر
شیخ د. عبدالله بن صالح العبیلان: «یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی که در دوران فتنه متوجه جوامع می‌شود این است که شور و هیجان بر علم، احساسات بر بصیرت و شعار بر فقه مقدم شود.» متن کامل: «وقتی فتوا به خونریزی می‌انجامد!»: t.me/RakanFarsi/50 ۳ ربیع الاول ۱۴۴۸ @RakanFarsi | راکان

2
وقتی فتوا به خونریزی می‌انجامد! «فتوا سخنی گذرا نیست که گفته شود و سپس پایان یابد، و نیز صرفاً یک نظر شخصی نیست که مردم آن را مانند دیگر دیدگاه‌ها نقل کنند؛ زیرا مفتی هنگامی که درباره حلال و حرام سخن می‌گوید، در حقیقت درباره دین الله متعال سخن می‌گوید و حکمی را در اختیار پرسش‌کننده قرار می‌دهد که ممکن است بر اساس آن عبادتی انجام دهد، معامله‌ای کند، یا تصمیمی بگیرد که مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. از همین رو، سخن گفتن درباره الله متعال بدون علم، از خطرناک‌ترین زمینه‌های لغزش است؛ و هرچه آثار فتوا گسترده‌تر شود و از شخصِ پرسش‌کننده فراتر رود، خطر آن نیز بیشتر می‌شود. یکی از گویاترین نمونه‌ها، داستان مردی است که نود و نه نفر را کشته بود و سپس درباره توبه پرسید. او را نزد راهبی راهنمایی کردند. از او پرسید: «آیا برای من راه توبه‌ای وجود دارد؟» راهب بدون علم پاسخ داد: «نه.» این پاسخ راهب صرفاً یک خطای علمی نبود که اثرش در همان مجلس باقی بماند؛ بلکه در واقعیت پیامد داشت؛ زیرا آن مرد راهب را نیز کشت و با قتل او شمار کشته‌شدگان را به صد نفر رساند. بنابراین، فتوای او سبب ادامه یافتن جنایت شد. سپس مرد درباره داناترین فرد روی زمین پرسید و او را به عالمی معرفی کردند. هنگامی که سؤالش را از آن عالم پرسید، عالم پاسخ داد: «آری، چه کسی میان تو و توبه مانع می‌شود؟» سپس راه نجات را به او نشان داد و او را راهنمایی کرد که سرزمین بدی را که در آن زندگی می‌کرد ترک کند و با صالحان همنشین شود. اینجا تفاوت عظیم میان عبادتی که با علم مهار نشده است و علمی که در کنار فقه، رحمت و بصیرت نسبت به وضعیت مردم را نیز دربر دارد آشکار می‌شود. راهب عابد بود، اما در جایی دچار اشتباه شد که جای خطا نبود. اما عالم تنها حکم را نمی‌دانست؛ بلکه می‌دانست چگونه راه نجات را برای پرسش‌کننده باز کند، چگونه واقعیت او را درمان کند و چگونه او را از عوامل انحراف دور سازد. بنابراین، خطر واقعی فتوا دادن بدون علم، فقط این نیست که پاسخ اشتباه باشد؛ بلکه این است که انسان ممکن است عمل خود را بر اساس همان پاسخ بنا کند. ممکن است مفتی درباره مسئله‌ای ساده سخنی بگوید و اشتباه کند و در نتیجه، اثر اشتباه او محدود باشد؛ اما اگر درباره خون‌ها، جنگ‌ها و فتنه‌ها سخن بگوید، آن سخن ممکن است از مجلس علم و منبر خارج شود و به سفر، سلاح و رویارویی تبدیل گردد و چه‌بسا به مرگ، فقدان، آوارگی و پشیمانی‌ای بینجامد که پس از وقوع حادثه دیگر سودی نداشته باشد. پس هرچه آثار فتوا بزرگ‌تر باشد، خطر سخن گفتن درباره آن بدون علم نیز بیشتر است. از همین‌جا باید میان عالمی که فتوا می‌دهد و فردی صرفاً پرشور که درباره حوادث و مسائل بزرگ وارد سخن می‌شود تفاوت بگذاریم. هرکس دلش برای مظلومان به درد آمد، لزوماً فقیه مسائل پیچیده و حوادث بزرگ نیست؛ و هرکس غیرتش نسبت به دین شدید بود، لزوماً شایستگی داوری درباره مسائل خون‌ریزی، جهاد و فتنه‌ها را ندارد. غیرت به‌تنهایی کافی نیست. نیت نیک به‌تنهایی کافی نیست. کثرت عبادت نیز به‌تنهایی کافی نیست. بلکه باید دانشی استوار، درکی صحیح از واقعیت، شناخت پیامدهای اعمال، دوری از هوا و هوس، و آگاهی از مراتب مصالح و مفاسد وجود داشته باشد. ممکن است انسان با یک ظلم واقعی مواجه شود و دفاع از مظلوم را واجب بداند، اما در اینجا دچار اشتباه شود که تصور کند هر وسیله‌ای برای یاری مظلوم مشروع است، یا هر جنگی برای یاری حق «جهاد» است، یا هرکس سلاح به دست گرفت، در راه الله قرار دارد. فقیه تنها نمی‌پرسد: «آیا هدف درست است؟» بلکه می‌پرسد: «آیا وسیله مشروع است؟ آیا توان و شرایط لازم وجود دارد؟ پیامد این اقدام چیست؟ آیا مصلحت تحقق خواهد یافت یا این اقدام به مفسده‌ای بزرگ‌تر تبدیل خواهد شد؟» و این همان تفاوت میان فقه نص و فقه تطبیق و اجرای نص بر واقعیت است. ممکن است فردی متون و احادیث فراوانی درباره جهاد، شهادت و یاری حق بداند، اما نداند چه زمانی این نصوص قابل تطبیق‌اند، بر چه کسانی تطبیق می‌شوند، شرایط آن‌ها چیست، موانع آن‌ها کدام است و چه پیامدهایی بر اجرای آن‌ها مترتب می‌شود. در نتیجه، محفوظات او از نصوص بیشتر از فقه و فهم او نسبت به آن‌ها خواهد بود. از همین رو، یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی که در دوران فتنه متوجه جوامع می‌شود این است که شور و هیجان بر علم، احساسات بر بصیرت و شعار بر فقه مقدم شود.» شیخ د. عبدالله بن صالح العبیلان حفظه الله ۳ ربیع الاول ۱۴۴۸ @RakanFarsi | راکان
160
3
«مشرکانی که پیامبر اکرم ﷺ در میان آنان مبعوث شد، الله را می‌شناختند و او را عبادت می‌کردند؛ و این حقیقت را می‌توان در پنج نکته خلاصه کرد: نخست: این مشرکان، ملحد و منکر وجود الله نبودند؛ بلکه به وجود او ــ سبحانه و تعالی ــ اقرار داشتند. دوم: مشرکان اقرار داشتند که الله، آفریننده‌ی این جهان و یگانه روزی‌رسان و مدبّر آن است و هیچ شریکی ندارد. آنان درباره‌ی هیچ‌یک از معبودهایی که می‌پرستیدند، باور نداشتند که حتی در آفرینش یک مورچه با الله شریک باشد؛ چه رسد به اینکه در آفرینش آسمان‌ها و زمین با او مشارکت داشته باشد. سوم: این مشرکانی که پیامبر ﷺ در میانشان مبعوث شد، الله را با انواع گوناگون عبادت می‌کردند؛ روزه می‌گرفتند، طواف می‌کردند، قربانی می‌نمودند و حج به‌جا می‌آوردند و عبادت‌های مختلف دیگری نیز انجام می‌دادند. چهارم: مشرکان، با آنکه الله را می‌شناختند و او را عبادت می‌کردند، دیگران را نیز در کنار او شریک می‌ساختند؛ و دقیقاً به همین سبب «مشرک» نامیده شدند. الله متعال می‌فرماید: ([به آنان گفته می‌شود:] این عذاب به سبب آن است که چون الله به یگانگی خوانده می‌شد، انکار می‌کردید؛ ولی اگر به او شرک آورده می‌شد ایمان می‌آوردید.) غافر : ۱۲ پس آنان مشرک بودند و خود نیز به مشرک بودنشان اعتراف می‌کردند؛ بلکه صراحتاً این حقیقت را بیان می‌نمودند. مگر نه این است که الله متعال می‌فرماید: (به زودی کسانی‌که شرک ورزیدند می‌گویند: «اگر الله می‌خواست، نه ما شرک می‌آوردیم و نه پدران ما...) انعام : ۱۴۸ بنابراین، خودشان نیز اقرار داشتند که اهل شرک‌اند. پنجم: آنان برای شرک ورزیدن خود، انگیزه و علتی داشتند؛ و آن این بود که از معبودها و بت‌های خویش درخواست شفاعت می‌کردند و می‌خواستند به‌وسیله‌ی آنان به الله نزدیک شوند. آنان جز با همین هدف شرک نورزیدند: اینکه این معبودها برایشان نزد الله شفاعت کنند و آنان را به الله نزدیک‌تر سازند.» شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی (حفظه الله) مجالس العقیدة @RakanFarsi | راکان
208
4
عزتِ نفس، در بی‌نیازی از مردم «از بزرگ‌ترین عوامل خواری و ذلت این است که انسان به آنچه در دست دیگران است چشم بدوزد. اگر کسی خود را به این عادت دهد، سرانجام خوار و ذلیل می‌شود. از همین رو، انسان باعزت هرگز از مردم چیزی درخواست نمی‌کند، مگر آن‌گاه که به ضرورت شدید و ناگزیر برسد. و حتی زمانی که درخواست می‌کند، خود را هم‌رتبه با کسی که از او درخواست می‌کند قرار نمی‌دهد؛ زیرا درخواست‌کننده در جایگاهی پایین‌تر از کسی است که از او درخواست می‌شود. به همین دلیل، رسول الله ﷺ فرمودند: «اليد العليا خير من اليد السفلى» (دستِ بالا از دستِ پایین بهتر است.)». علّامه محمد بن صالح العثیمین رحمه‌ الله شرح صحیح بخاری، ج ۶، ص ۲۷۰ @RakanFarsi | راکان
275
5
عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا سنگ بنای هر سازندگی است. هر اصلاح سیاسی، اجتماعی، تربیتی یا اقتصادی، اگر بر عقیده‌ای صحیح بنا نشود، همچون ساختمانی بی‌پی است که با نخستین آزمون فرو خواهد ریخت. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا حق الله بر بندگانش است و همه حقوق دیگر، پس از این حق قرار دارند. هرکس حق الله را ضایع کند، دیگر حقوق را نیز آن‌گونه که باید حفظ نخواهد کرد؛ و هرکس حق الله را به‌جا آورد، الله او را در ادای حقوق بندگانش یاری خواهد کرد. از همین رو، دعوت همه پیامبران با اصلاح عقیده آغاز می‌شد، نه با اصلاح رفتار؛ زیرا رفتار، میوه است و میوه زمانی سالم خواهد بود که ریشه درخت سالم باشد. بنابراین، عقیده تنها بخشی از دین نیست؛ بلکه روح دین، بنیاد آن، نقطه آغاز و سرانجام آن است. با عقیده، بنده پروردگارش را می‌شناسد؛ عبادتش درست می‌شود؛ در برابر فتنه‌ها استوار می‌ماند؛ و سرانجام به رضایت خداوند و بهشت او دست می‌یابد.» ۲/۲ شیخ د. عبدالله العبیلان حفظه الله ۹ صفر ۱۴۴۸ @RakanFarsi | راکان
332
6
عقیده؛ نخستین اولویت… چرا؟ «الله متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي﴾ «همانا من الله هستم؛ هیچ معبودی برحقی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من برپا دار.» الله سبحان نخست توحید را بیان فرمود و سپس به عبادت فرمان داد؛ زیرا هیچ عبادتی جز بر پایه‌ی عقیده‌ای صحیح، پذیرفته نیست. همان‌گونه که شاخه بدون سلامت ریشه استوار نمی‌ماند، اعمال نیز بدون سلامت عقیده ارزشی نخواهند داشت. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا هدفی است که الله برای آن آفریدگان را آفرید، پیامبران را فرستاد و کتاب‌های آسمانی را نازل کرد. هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر اینکه دعوت خود را با این سخن آغاز کرد: ﴿اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ﴾ «الله را عبادت کنید که جز او هیچ معبودی برحقی برای شما نیست.» ازاین‌رو، توحید نخستین واجب، بزرگ‌ترین حق، و بنیاد هر اصلاحی است. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا بنده را با پروردگارش آشنا می‌سازد؛ با نام‌های نیکوی او، صفات والایش و افعال حکیمانه‌اش. در نتیجه، الله را از روی علم و بصیرت عبادت می‌کند، نه از روی تقلید یا پیروی از هوا و هوس. او را آن‌گونه که شایسته است بزرگ می‌شمارد، محبتش را خالصانه نثار او می‌کند، تنها بر او توکل می‌نماید، تنها به او امید می‌بندد و تنها از او می‌ترسد. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا اساس پذیرش اعمال است. هیچ عملی بدون توحید سودی ندارد و الله عبادتی را که با شرک یا عقیده‌ای فاسد آمیخته باشد، نمی‌پذیرد. الله می‌فرماید: ﴿وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «و اگر شرک می‌ورزیدند، تمام اعمالشان تباه می‌شد.» عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا پیش از آنکه صف‌ها را متحد سازد، دل‌ها را به هم پیوند می‌دهد و جان‌ها را بر محور حق گرد می‌آورد. نه مال، نه نسب و نه منافع، مردم را به‌راستی متحد نمی‌کند؛ بلکه الله دل‌های مؤمنان را به وسیله ایمان با یکدیگر الفت می‌بخشد، چنان‌که فرمود: ﴿وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ﴾ «و میان دل‌هایشان الفت برقرار کرد.» هر گردهمایی که بر عقیده‌ای پاک استوار نباشد، سرانجام به اختلاف و پراکندگی خواهد انجامید. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا هویت مسلمان را شکل می‌دهد. او می‌داند که کیست، به چه کسی تعلق دارد و هدفش از زندگی چیست. ازاین‌رو، اندیشه‌های بیگانه او را در خود حل نمی‌کنند، طوفان شبهات او را از جای نمی‌کند و شعارهای فریبنده بر او چیره نمی‌شوند. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا معیار سنجش گفتارها، روش‌ها و اندیشه‌هاست. هرچه با وحی الهی موافق باشد، می‌پذیریم و هرچه مخالف آن باشد، رد می‌کنیم. بنابراین، مسلمان دنباله‌رو هر فریادکننده و اسیر هر اندیشه نوظهوری نخواهد شد. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا تفسیر درست و روشنی از زندگی به انسان می‌بخشد. او یقین دارد آنچه به او رسیده، هرگز از او نمی‌گذشت و آنچه از او گذشته، هرگز به او نمی‌رسید. می‌داند دنیا سرای آزمون و آخرت سرای پاداش است؛ ازاین‌رو با دلی آرام، ایمانی استوار و رضایت به قضا و قدر الهی زندگی می‌کند. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا دژی استوار در برابر فتنه‌هاست. هرچه عقیده ضعیف‌تر شود، شبهات بیشتر، شهوت‌ها نیرومندتر و معیارها آشفته‌تر می‌شوند؛ اما هنگامی که دل از ایمان صحیح لبریز گردد، فتنه‌ها در برابر آن فرو می‌ریزند و زرق‌وبرق دنیا در نظر انسان ناچیز می‌شود. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا مراقبت از الله را در نهان و آشکار در دل می‌نشاند. در نتیجه، رفتار انسان پیش از آنکه با قانون بیرونی اصلاح شود، از درون اصلاح می‌گردد؛ زیرا مؤمن می‌داند که الله او را می‌بیند، سخنش را می‌شنود و از نگاه‌های خیانت‌آمیز و رازهای نهفته در سینه‌ها آگاه است. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا سرچشمه اخلاق نیکوست. صبر، راستگویی، امانت‌داری، پاکدامنی، عدالت و رحمت، تنها ارزش‌های اجتماعی نیستند، بلکه میوه‌های ایمانی ریشه‌دارند. هرگاه ایمان سست شود، این فضایل نیز پژمرده می‌شوند؛ هرچند نام و شعارشان باقی بماند. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا عزت می‌بخشد. کسی که بداند همه عزت از آنِ خداست، هرگز در برابر مخلوق خوار نمی‌شود، دین خود را به بهای ناچیز دنیا نمی‌فروشد و دلش را جز به پروردگار جهانیان وابسته نمی‌کند. عقیده، نخستین اولویت است؛ زیرا امید را در جان انسان زنده می‌کند. مؤمن هرگز ناامید نمی‌شود؛ زیرا به پروردگاری مهربان ایمان دارد، به وعده او اعتماد می‌کند و همواره به او گمان نیک می‌برد، هرچند سختی‌ها و بلاها بزرگ و سنگین باشند. ۱/۲
281
7
انجامِ مکروهات، راهی بسوی حرام «در انجام مکروهات سهل‌انگاری نکن؛ زیرا ممکن است همان‌ها پلی به سوی حرام باشند. مکروهات هرچند حرام نیستند، اما در شریعت ناپسندند و تنها برای آسان‌گیری بر امت، حرام نشده‌اند. همان‌گونه که گناهان کوچک می‌توانند به گناهان بزرگ بینجامند، گناهان بزرگ نیز ممکن است انسان را به کفر بکشانند.» علّامه شیخ محمد بن صالح العثیمین رحمه‌ الله شرح الأصول من علم الأصول، ص ۶۳ @RakanFarsi | راکان
201
8
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانه‌ی دوزخ گرفتار می‌سازد. «هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانه‌ی دوزخ گرفتار می‌سازد. «هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند، سرانجامش آتش است؛ آتشی که برای همیشه در آن خواهد ماند. چه عذابی هولناک‌تر از این! و این سرنوشت، سزاوار مشرک است. الله متعال می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ «ای مؤمنان! مشرکان حقیقتاً ناپاک‌اند.» ناپاکیِ شرک، ناپاکی‌ای حقیقی و بی‌پایان است؛ از همین رو، کیفر آن نیز عذابی بی‌پایان خواهد بود. وقتی می‌گوییم این عذاب «ابدی» است، باید عمیقاً در معنای آن بیندیشیم. ادامه متن: https://share.google/gRUjB9YpRXwzLRx1t شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی حفظه الله مجالس العقیده @RakanFarsi | راکان
292
9
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانه‌ی دوزخ گرفتار می‌سازد. «هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانه‌ی دوزخ گرفتار می‌سازد. «هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند، سرانجامش آتش است؛ آتشی که برای همیشه در آن خواهد ماند. چه عذابی هولناک‌تر از این! و این سرنوشت، سزاوار مشرک است. الله متعال می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ «ای مؤمنان! مشرکان حقیقتاً ناپاک‌اند.» ناپاکیِ شرک، ناپاکی‌ای حقیقی و بی‌پایان است؛ از همین رو، کیفر آن نیز عذابی بی‌پایان خواهد بود. وقتی می‌گوییم این عذاب «ابدی» است، باید عمیقاً در معنای آن بیندیشیم. ادامه متن: https://share.google/gRUjB9YpRXwzLRx1t شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی حفظه الله مجالس العقیده @RakanFarsi | راکان
43
10
خوشبخت واقعی کسی است که در هر شرایطی به تقوا چنگ بزند! «بدان که دنیا هیچ‌گاه بر یک حال باقی نمی‌ماند؛ همان‌گونه که الله متعال فرموده است: ﴿وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ﴾ «و این روزها را میان مردم می‌گردانیم.» روزی فقر است و روزی بی‌نیازی؛ گاهی عزت است و گاهی خواری؛ زمانی دوستان شادمان‌اند و زمانی دشمنان زبان به شماتت می‌گشایند. سعادتمند واقعی کسی است که در همه این دگرگونی‌ها به یک اصل چنگ بزند، و آن تقوای الهی است. اگر الله متعال به او ثروت دهد، تقوا زینت اوست؛ و اگر به تنگدستی گرفتار شود، تقوا درهای صبر را به رویش می‌گشاید. اگر از نعمت سلامتی برخوردار باشد، تقوا آن نعمت را برایش کامل می‌کند؛ و اگر به بلا و آزمایش دچار شود، تقوا او را استوار نگه می‌دارد. در این صورت، دیگر برای او تفاوتی ندارد که روزگار او را بالا ببرد یا پایین بیاورد، در آسایش قرار دهد یا در سختی، سیرش کند یا گرسنه نگه دارد؛ زیرا همه این حالات گذرا و ناپایدارند، اما تقوا سرمایه‌ای ماندگار و سرچشمه امنیت و رستگاری است. تقوا نگهبانی است که هرگز به خواب نمی‌رود؛ هنگام لغزش دست انسان را می‌گیرد و نمی‌گذارد از مرزهای الهی فراتر رود. پس در هر شرایطی همراه تقوا باش؛ زیرا هر کس با تقوا زندگی کند، حتی در تنگنا نیز گشایش را می‌بیند و در دل بیماری، طعم عافیت را احساس می‌کند. علامه ابن جوزی رحمه‌الله صید الخاطر، ص ۱۳۷ @RakanFarsi | راکان
249
11
انکار علنی بر حاکمان: میان منهج اهل سنت و رویکرد معتزله بابِ تعامل با حاکمان از مهم‌ترین ابواب شریعت است؛ زیرا مصالح دین و دنیا، حفظ امنیت، وحدت امت و استواری جماعت به آن وابسته است. ازاین‌رو، سلف این مسئله را به هواهای نفسانی و احساسات نسپردند، بلکه آن را بر اساس نصوص شرعی و با رعایت مصالح و دفع مفاسد تنظیم کردند؛ زیرا خطا در این باب، تنها به شخص خطاکار محدود نمی‌شود، بلکه آثار آن سراسر امت را دربر می‌گیرد. در همین‌جا، منهج اهل سنت از روش اهل بدعت جدا می‌شود. اهل سنت، نصیحت حاکمان، امر به معروف و نهی از منکر را واجب می‌دانند، اما در چارچوب ضوابط شرعی که سنت بیان کرده است؛ به‌دور از رسواسازی، تحریک مردم و دامن زدن به فتنه‌ها، زیرا این امور موجب اختلاف، آشوب و تضعیف اقتدار مسلمانان می‌شود. در مقابل، معتزله اصلِ امر به معروف و نهی از منکر را دستاویزی برای مشروعیت‌بخشی به رویارویی با حاکمان و تأسیس انکار علنی آنان قرار دادند و آشکارا اعتراض کردن و تلاش برای تغییر قدرت آنان را از لوازم این اصل دانستند. ازاین‌رو، دانشمندان این روش را از ویژگی‌های مذهب معتزله شمرده و در کتاب‌های فرق و عقاید، آن را در کنار باور مشهورشان به خروج بر حاکمان ستمگر ذکر کرده‌اند. محل اختلاف، اصلِ انکار منکر نیست؛ زیرا نهی از منکر از شعائر بزرگ اسلام است. اختلاف در شیوه و روش اجرای آن است. هر حکمی که درباره عموم مردم تشریع شده، لزوماً درباره حاکمان به همان صورت اجرا نمی‌شود؛ زیرا ولایت آنان با مصالح عمومی امت گره خورده و پیامدهای رفتار با آنان با دیگران یکسان نیست. همچنین گشودن باب انکار علنی، گاه به ابزاری برای دستیابی به اهداف شخصی، منافع حزبی یا تسویه‌حساب‌ها تبدیل می‌شود؛ در نتیجه انگیزه اصلاح با هواهای نفسانی درهم می‌آمیزد و فریضه امر به معروف و نهی از منکر به جای تحقق مقاصد شریعت در حفظ وحدت و جماعت، وسیله‌ای برای تحریک مردم و برپا شدن فتنه‌ها می‌گردد. از همین رو، سنت نبوی بر نصیحت حاکمان به شیوه‌ای تأکید کرده است که مصلحت را تأمین کند، هیبت حکومت را حفظ نماید و از اسباب اختلاف و آشوب جلوگیری کند. بنابراین، انکار علنی حاکمان، نه روش همیشگی اهل سنت است، نه اصلی از اصول آنان، و نه از لوازم امر به معروف و نهی از منکر. بلکه این از روش‌هایی است که معتزله به آن شهرت یافتند و آن را از مقتضیات اصل خود دانستند؛ روشی که پیامد آن برای امت، شرور بزرگی همچون شکستن وحدت، برانگیختن فتنه‌ها، تضعیف اقتدار حکومت و از میان رفتن بسیاری از مصالحی بود که شریعت برای حفظ آن‌ها آمده است. ازاین‌رو، سلف همواره تأکید می‌کردند که اصلاح حقیقی با شعله‌ور ساختن فتنه‌ها به دست نمی‌آید، بلکه با تمسک به وحی، پایبندی به جماعت مسلمانان، و پیمودن راه حکمت و نصیحت شرعی حاصل می‌شود؛ راهی که وحدت می‌آفریند، نه تفرقه، و می‌سازد، نه ویران می‌کند. شیخ د‌. عبدالله العبیلان حفظه الله ١٢ محرم ۱۴۴۸ هـ @RakanFarsi | راکان
267
12
راهِ تمکین، از آزمون می‌گذرد مردی از امام شافعی رحمه‌الله پرسید: «ای ابا عبدالله! برای انسان کدام بهتر است: اینکه به تمکین برسد، یا ابتدا به آزمون و سختی گرفتار شود؟» امام شافعی رحمه‌الله فرمود: «هیچ‌کس به جایگاه و تمکین نمی‌رسد مگر آنکه نخست آزموده شود. الله متعال نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد - علیهم السلام - را آزمود؛ سپس هنگامی که شکیبایی ورزیدند، آنان را به عزت و تمکین رساند. پس هیچ‌کس گمان نکند که می‌تواند بدون رنج و سختی به مقصود برسد.» جامع المسائل، ج ۳، ص ۲۵۴ @RakanFarsi | راکان
251
13
«عبادت الله، تو را به حقیقتِ انسانیتت بازمی‌گرداند! روح انسان بر عبادت سرشته شده و در ژرفای وجودش نیازی گریزناپذیر به بندگی نهفته است. همان‌گونه که انسان ناگزیر نفس می‌کشد، می‌خورد، می‌آشامد، می‌اندیشد و سخن می‌گوید، ناگزیر نیز چیزی را می‌پرستد. هیچ انسانی از عبادت خالی نیست. اگر الله را نپرستد، بی‌تردید چیز دیگری را معبود خود خواهد ساخت؛ خواه لذت، خواه مال، خواه مقام، خواه معشوق، و حتی گاه جامه و دارایی خویش. چنان‌که پیامبر ﷺ فرمود: «تَعِسَ عَبْدُ الدِّينَارِ، وَالدِّرْهَمِ، وَالْقَطِيفَةِ، ‌وَالْخَمِيصَةِ». (بنده ی دينار و درهم و خمیصه و خمیله (پارچه های نفيس) نابود باد.) (بخاری) پس قاعده‌ای استثناناپذیر وجود دارد: هر انسانی عابد است. حتی کسی که خود را بی‌دین یا ملحد می‌داند، در حقیقت اسیر خواهش‌ها و هوس‌های خویش است. ابن قیم رحمه‌الله چه نیکو سروده است: ‌أَرْوَاحُهُمْ ‌في ‌وَحْشَةٍ وَجُسُومُهُمْ  في كَدْحِهَا لَا في رِضَا الرَّحْمنِ هَرَبُوا مِنَ الرِّقِّ الَّذِي خُلِقُوا لَهُ فَبُلُوا بِرِقِّ النَّفْسِ والشَّيْطَانِ یعنی: ارواحشان در وحشت و تن‌هایشان در رنج است؛ رنجی که برای خشنودی رحمان نیست از بندگی‌ای که برای آن آفریده شده بودند گریختند، اما به بندگیِ نفس و شیطان گرفتار شدند. خلاصه آن‌که: عبادت، هم وظیفه است، هم نعمت، و هم ضرورتی برای جان انسان. ما نه تنها به عبادت مأموریم، بلکه به آن نیازمندیم؛ زیرا زندگیِ بی‌عبادت، تاریک، تهی و دور از حقیقتِ خویش است.» شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی حفظه الله مجالس العقیده @RakanFarsi | راکان
345
14
تأثیر عقیده‌ی صحیح در حسن خاتمه «از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی بر بنده آن است که زندگی‌اش به خیر پایان یابد و پروردگار خویش را با توحید و ایمان ملاقات کند. سلف صالح، با وجود عبادت‌ها و اعمال فراوانشان، همواره از سوء خاتمه بیم داشتند و از الله متعال تا واپسین لحظه‌های عمر، ثبات و استقامت می‌خواستند؛ زیرا ارزش و اعتبار انسان به پایان نیکوی اوست، نه صرفاً آغاز راه، و کامیابی حقیقی در پایداری بر حق تا هنگام دیدار پروردگار نهفته است. حسن خاتمه امری اتفاقی و بی‌سبب نیست، بلکه اسباب بزرگی دارد که قرآن و سنت بر آن دلالت کرده‌اند؛ و از مهم‌ترین آن‌ها، درستی عقیده و سلامت باور است. عقیده، بنیاد دین و ریشه‌ای است که همه اعمال بر آن بنا می‌شوند. هرگاه این اصل سالم باشد، آنچه بر آن ساخته می‌شود نیز صالح و استوار خواهد بود. از همین رو، دعوت همه پیامبران علیهم‌ السلام پیش از هر چیز بر اصلاح توحید و یکتاپرستی و اختصاص عبادت برای الله متعال استوار بود، سپس سایر احکام و تکالیف مطرح می‌شد. یکی از روشن‌ترین دلایل بر نقش عقیده‌ی صحیح در نجات و فرجام نیک، حدیث قدسی است که الله متعال می‌فرماید: «ای فرزند آدم! اگر با گناهانی به اندازه‌ی پهنه‌ی زمین نزد من بیایی، سپس مرا در حالی ملاقات کنی که هیچ چیز را شریک من قرار نداده باشی، من نیز به همان اندازه آمرزش به تو خواهم بخشید.» (ترجمه) این حدیث عظمت توحید را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که پاک ماندن از شرک، از بزرگ‌ترین اسباب مغفرت و رستگاری در روز ملاقات الله متعال است. البته مقصود، کوچک شمردن گناهان نیست؛ بلکه بیان این حقیقت است که توحید، بزرگ‌ترین وسیله‌ی تقرب به الله متعال و اساس نجات و قبولی اعمال است. الله متعال می‌فرماید: ﴿يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾ (الله مؤمنان را به سبب سخن استوار، در زندگی دنیا و آخرت ثابت‌قدم می‌گرداند.) پس اهل ایمان راستین و توحید خالص، به اندازه‌ی ایمان و یقین خود از این تثبیت و استواری بهره‌مند خواهند شد. به همین سبب، سلف صالح توجهی ویژه به عقیده داشتند؛ زیرا می‌دانستند که ثبات هنگام مرگ، ثمره‌ی ثبات بر حق در طول زندگی است. در مقابل، اگر توحید و عقیده‌ی صحیح از بزرگ‌ترین اسباب حسن خاتمه است، بدعت‌ها و هواهای نفسانی نیز از بزرگ‌ترین خطرهایی هستند که می‌توانند دین و سرانجام انسان را تهدید کنند؛ زیرا قلب را فاسد می‌سازند، پیروی از سنت را تضعیف می‌کنند و انسان را از راه مؤمنان دور می‌گردانند. از همین رو، نصوص شرعی به شدت از آن‌ها برحذر داشته‌اند و سلف صالح سخت از آن‌ها بیم داشتند. از جمله نصوصی که خطر بدعت و انحراف فکری را نشان می‌دهد، سخن پیامبر ﷺ دربارهٔ خوارج است: «از دین بیرون می‌روند، همان‌گونه که تیر از شکار بیرون می‌جهد.» (ترجمه) این حدیث بیانگر آن است که انحراف در عقیده و منهج، مسئله‌ای ساده و کم‌اهمیت نیست، بلکه ممکن است انسان را به اندازه‌ی میزان مخالفتش با حق، به گمراهی بزرگی بکشاند. از همین رو، سلف صالح سلامت از هواهای نفسانی و بدعت‌ها را نعمتی بزرگ می‌دانستند که سزاوار شکرگزاری است. عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما می‌فرمود: «پس از نعمت اسلام، به هیچ چیز به اندازه‌ی این شادمان نشده‌ام که دلم به چیزی از این هواها و بدعت‌ها آلوده نشده است.» بنگرید که چگونه آنان مصونیت از بدعت‌ها را در جایگاهی والا قرار داده‌اند؛ زیرا آثار ویرانگر آن را بر دل، دین و سرانجام انسان به‌خوبی می‌شناختند. از این رو، اهل سنت پایبندی به سنت پیامبر ﷺ و تمسک به وحی را از بزرگ‌ترین عوامل ثبات می‌دانند و معتقدند که فاصله گرفتن از راه سلف صالح تنها یک خطای علمی نیست، بلکه مسیری است که می‌تواند به اندازه‌ی میزان انحراف، بر قلب و ایمان انسان اثر بگذارد. آنان همواره از الله متعال درخواست پایداری بر حق را داشتند؛ زیرا دل‌ها میان دو انگشت از انگشتان رحمان است و او آن‌ها را هرگونه که بخواهد می‌گرداند. بنابراین، شایسته است که مسلمان به اصلاح و تصحیح عقیده‌ی خویش اهتمام ورزد، توحید و اصول ایمان را بیاموزد، از شرک، بدعت‌ها و هواهای نفسانی برحذر باشد و بزرگ‌ترین دغدغه‌ی خود را سلامت قلب و باورش قرار دهد؛ زیرا هرگاه بنده، پروردگارش را در حالی ملاقات کند که موحد، پیرو سنت و پاک از شرک و هواپرستی باشد، امید او به مغفرت، رحمت و حسن خاتمه‌ی الهی بیشتر خواهد بود. از الله متعال مسئلت داریم که ما را بر توحید و سنت زنده بدارد، بر همان‌ها از دنیا ببرد، بهترین اعمال ما را پایان آن‌ها قرار دهد و بهترین روزهای زندگی ما را روز ملاقات با خودش گرداند. آمین.» شیخ د‌. عبدالله العبیلان حفظه الله ۱۹ ذی‌الحجه ۱۴۴۷ @RakanFarsi | راکان
316
15
هرگاه الله متعال تو را به راه راست هدایت کرد، گذشته‌ات را فراموش مکن. مبادا پس از چشیدن شیرینی هدایت، سال‌های غفلت خود را از یاد ببری؛ گناهانی،ر را که مرتکب می‌شدی، نصیحت‌هایی را که نادیده می‌گرفتی، و فرصت‌هایی را که الله متعال پی‌درپی به تو عطا می‌کرد تا سرانجام دلت به نور قرآن و سنت روشن شد. آن‌که دیروز محتاج صبر و رحمت الهی بود، امروز حق ندارد از دیگران انتظار دگرگونی یک‌شبه داشته باشد. هدایت، مجوز تکبر نیست؛ بلکه دعوتی است به فروتنی. زیرا هر انسان صالحی می‌داند که اگر فضل و رحمت الله نبود، هنوز در همان تاریکی‌های گذشته سرگردان بود. ﴿...وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ آیه ۲۵ سوره نور (...و اگر بخشش و رحمت الله بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما از گناهان پاک نمیشد؛ ولی الله هر کس را که بخواهد پاک میکند؛ و الله شنوای داناست.) پس بر کسانی که هنوز در راه‌اند، با دیده تحقیر منگر؛ چه بسا آنان امروز در جایی ایستاده‌اند که تو دیروز ایستاده بودی. اگر امروز بر حق ایستاده‌ای، نه به سبب شایستگی تو، بلکه تنها به سبب رحمت الله متعال است. @RakanFarsi | راکان
249
16
- فوائد شیخ الاسلام احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه (رحمه الله) «شایسته است کسی که به امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازد، نسبت به آنچه بدان فرمان می‌دهد فقیه و آگاه باشد، و نسبت به آنچه از آن بازمی‌دارد نیز فقیه و آگاه باشد؛ در امر و نهی خود رفیق و نرم‌خو باشد، و در هر دو مقام بردبار و حلیم باشد. پس فقه و آگاهی پیش از امر و نهی لازم است تا معروف را به‌درستی بشناسد و منکر را از معروف تمییز دهد. رفق و نرمش هنگام امر و نهی لازم است تا نزدیک‌ترین و مؤثرترین راه را برای تحقق مقصود برگزیند. و حلم و بردباری پس از امر و نهی لازم است تا در برابر آزار و اذیتی که از سوی مخاطبان امر و نهی به او می‌رسد، شکیبا باشد؛ زیرا غالباً کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، در این راه با اذیت و آزار روبه‌رو می‌شود. از همین رو الله متعال می‌فرماید: ﴿وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ﴾ «به کار نیک فرمان ده، از کار زشت بازدار، و بر آنچه در این راه به تو می‌رسد شکیبا باش.»» مجموع الفتاوی، ج ۱۵، ص ۱۶۷ @RakanFarsi | راکان
285
17
مانعانِ علم؛ نمایندگان ابلیس امام ابن القیم (رحمه الله) مفتاح دار السعادة ج۱ ص۱۶۰ «نمایندگان و جانشینان ابلیس در زمین کسانی ه
مانعانِ علم؛ نمایندگان ابلیس امام ابن القیم (رحمه الله) مفتاح دار السعادة ج۱ ص۱۶۰ «نمایندگان و جانشینان ابلیس در زمین کسانی هستند که مردم را از طلب علم و فهم عمیق در دین بازمی‌دارند. اینان از شیاطینِ انس و جن به شمار می‌روند؛ چراکه میان دل‌ها و هدایت الله و راه او حایل می‌شوند.» @RakanFarsi | راکان @nasr_ctr | نصر
553
18
ارزش شبِ قدر امام ابن قیم جوزی (رحمه الله) بدائع الفوائد ج/1 ص/55 «اگر جستجوی شبِ قدر در سالِ یک شب بود، تمامِ سال را به رسید
ارزش شبِ قدر امام ابن قیم جوزی (رحمه الله) بدائع الفوائد ج/1 ص/55 «اگر جستجوی شبِ قدر در سالِ یک شب بود، تمامِ سال را به رسیدن به آن به عبادت صرف می‌کردم، چه رسد به ده شب؟!» RakanFarsi | راکان
691
19
حیاتِ دل در سایه‌ی بازگشت به الله متعال شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی قواعد في فقه القلوب «هیچ چیز نمی‌تواند آشفتگی و پراکندگ
حیاتِ دل در سایه‌ی بازگشت به الله متعال شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی قواعد في فقه القلوب «هیچ چیز نمی‌تواند آشفتگی و پراکندگی دل‌ها را التیام بخشد، جز آن‌گاه که انسان با همه وجود به سوی الله متعال رو آورد و از هر چه غیر اوست دل بکند. تنها در همین بازگشت صادقانه است که دلِ پریشان سامان می‌یابد، کدورت‌هایش زدوده می‌شود، مسیر حرکتش استوار می‌گردد، نسیم آرام‌بخش زندگی را حس می‌کند و طعم حقیقی سعادت را می‌چشد. اما هنگامی که دل به رذایل اخلاقی و شهوت‌های حرام آویخته شود، نیروی حیاتش رو به ضعف می‌رود. این ضعف، تدریجی و پیاپی بر آن چیره می‌شود تا جایی که قلب می‌میرد. و نشانه مرگ قلب آن است که دیگر نه نیکی را نیکی می‌بیند و می‌شناسد، و نه در برابر زشتی و منکر، واکنشی در خود احساس می‌کند.» @RakanFarsi | راکان
647
20
آنچه گذشت و آنچه باقی است! شیخ د. سلیمان بن سلیم الله الرحیلی حفظه الله ۱۰ رمضان ۱۴۴۳ «یک‌سوم ماه ما گذشت، و یک‌سوم مقدار کمی
آنچه گذشت و آنچه باقی است! شیخ د. سلیمان بن سلیم الله الرحیلی حفظه الله ۱۰ رمضان ۱۴۴۳ «یک‌سوم ماه ما گذشت، و یک‌سوم مقدار کمی نیست. پس باید در اعمال خود در این یک‌سومِ سپری‌شده بنگریم؛ اگر خیری یافتیم، الله متعال را سپاسگزاری کنیم و بر آن بیفزاییم، و اگر کوتاهی دیدیم، آن را جبران نماییم. و بدانیم آنچه باقی مانده بهتر از آن چیزی است که گذشته است؛ زیرا دهه‌ آخر هنوز باقی است، و آن بهترین بخش رمضان است، و پیش از آن دهه‌ میانی قرار دارد که از دهه‌ نخست برتر است. و سنت آن است که در پایان ماه، بر میزان عمل افزوده شود» @RakanFarsi | راکان
582