en
Feedback
|‌‌ مسعود (اف‌تی‌اچ) |

|‌‌ مسعود (اف‌تی‌اچ) |

Open in Telegram

این‌جا یک دفترچه یادداشت است. لینک ناشناس: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-oxl0VJOv6n شناس: @masoud_fth

Show more
908
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1330 days
Posts Archive
«هیچ‌کدوم از ما فکرش رو نمی‌کردیم این‌طوری بشه.»

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت •سعدی

دنبال اسمی در مخاطبین تلفن همراهم بودم. چشمم افتاد به نام و شماره‌ای. یک‌لحظه دلم خواست شماره را بگیرم و برای چند لحظه صدایی را از پس تماس بشنوم. تماس نگرفتم. دلم به حال خودم سوخت.

شعر، ساز، آواز و غم؛ همه با هم.

اساساً آدم‌هایی خوش‌بخت‌ترند که بچه‌وار فارغ از غم فردا زندگی می‌کنند. •رنج‌های ورتر جوان/گوته

Repost from N/a
Mohsen-Chavoshi-Kaftare-Chahi-256.mp38.65 MB

اسم قرص رو نپرس.

به عنوان یه غیر تهرانی بعد از جنگ علقه‌م به تهران بیش‌تر شده. قبلا این‌طور نبود. الآن احساس می‌کنم توی یه شهر شلوغ، زیبا، مظلوم ولی پرابهت قدم می‌زنم.

گمان مبر که به پایان رسید کار جهان هزار باده ناخورده در رگ تاک است •اقبال لاهوری

انگار بعضی جاها هنوز زندگی زنده‌ست.

هر مردی نیاز دارد به منبعی از لطافت وصل باشد.

امشب تو جمعی بودم که همه داشتن درباره موضوع غیبت صحبت می‌کردند. یکی برگشت گفت مسعود من تا حالا نشنیدم کسی پشت سرت پیش من حرف بزنه. چند نفر دیگه هم تایید کردند. راست‌ش رو بخوایید من از این موضوع بسیار خوش‌حالم. یک‌مدته که خودم هم به این پی برده بودم. به اینکه کم پشتم جایی صحبت می‌شه. من بسیار اشتباهات زیادی انجام دادم و خطاهایی هم داشتم طبیعتا. اما همیشه سعی کردم چند مسئله رو تا حد امکان رعایت کنم و فکر می‌کنم رعایت این اصول باعث شده پشت سرم کم غیبت انجام بشه. ۱_ پذیرای هرگونه نقدم. بدون دعوا و ناراحتی شدید و عصبانیت، هم‌نشین کسی می‌شم که حرفی و گِله‌ای از من داره. می‌شنوم و حرف می‌زنیم. حتی اگر مشکل حل نشد این از غیبت جلوگیری می‌کنه. ۲_نکته بعدی اینه که سعی می‌کنم امن و امین و قابل اعتماد باشم. کم پیش میاد حرفی از من درز کنه. کم پیش میاد کسی اعتمادش از من سلب شده باشه. روی این موضوع بسیار دقت دارم. مخصوصا کسانی که روزی به من بسیار نزدیک بودند و امروز کمی دور شدند. مخصوصا کسانی که روزی با من دوست بودند و امروز خودشون رو دوست نمی‌دوند. ۳_ بسیار روی «پرایوسی» یا به قول خودمون فضای شخصی خودم حساسم. این حساسیت با اینکه چند ضربه بزرگ بهم زده اما خیلی جاها کمک‌کننده و امیدبخش بوده. احساس آرامش بهم می‌ده و از هجویات اطرافیان در امانم نگه می‌داره. بعضی چیزها رو نگفتن و نشون ندادن سخته اما باور دارم که گفتن‌ش مضرتره و هیچ کمکی بهم نمی‌کنه. روی این بعضی‌ چیزهایی که بعضی آدم‌ها ازم می‌دونند سخت تاکید دارم و حساسم. الحمدلله بقیه هم این رو می‌دونند و رعایت می‌کنند. ۴_به راحتی می‌تونم حرف‌هام رو به آدم‌ها بگم. بخاطر رابطه‌ای که بین من و طرف‌های مقابلم پی‌ریزی شده این ابراز ابدا برام سخت نبوده. چه ابراز ناراحتی و چه ابراز دل‌خوری و مشکل و گره و حتی خوش‌حالی و علاقه و تعریف. ۵_ کینه‌ای نیستم. کینه‌ای بودن رو بلد نیستم. بخش عمده‌ایش هم بخاطر اینه که بدی‌ها و عداوت آدم‌ها زود یادم می‌ره. شاید این باعث شده باشه که آدم‌ها هم‌ نسبت به من و اشتباهات من کینه‌ای نباشند. امیدوارم. فکر نکنم تا به حال همچین محتوایی از خودم اینجا به اشتراک گذاشته باشم اما این خصلت و وضعیت رو شرح دادم تا یادم بمونه با چه مشقتی به این نقطه رسیدم. چه تمرین‌هایی کردم برای تک‌تک این نکات و چه حرف‌هایی رو بلعیدم و قبول کردم و رد کردم و جلوی خودم رو گرفتم. نوشتم تا مبادا روزی از این اصول عقب بنشینم. مبادا ترقی معکوسی کنم و تغییر منفی‌ای انجام بدم. البته اگر یک‌روز در مورد هرکدوم از بندها نظرم عوض شد قطعا اینجا بیان خواهم کرد.

ای که بهترین کسی، تو از کدوم راه می‌رسی؟

ای که بهترین کسی، تو از کدوم راه می‌رسی؟

در عشقِ تو پای کس ندارد جز من در شوره کسی تخم نکارد جز من با دشمن و با دوست بدت می‌گویم تا هیچ‌کس‌ت دوست ندارد جز من •عنصری

در دل مردادماه. دمای هوا ۱۳ درجه. آسمان را مه قرمزرنگی فراگرفته. باد خنکی به سان لذت آن روی خنک بالشت به صورت برخورد می‌کند. شهر شلوغ است. خیابانی پرهمهمه و نورانی را با این آهنگ قدم می‌زنم.

ای روی تو چشم حسن را بینایی یغماست مرا قبله گر از یغمائی خندان‌گلِ سرخی و بت گویائی زین‌ست که از بتان تو بی‌همتائی •عنصری

باید با آمار جلو رفت دیگه. یعنی باید برگردی و ببینی طی این مدت مشخص به چه کسانی مخرج مشترک داشتی. با کیا حرف‌ت یکی بوده. بعد خودت رو قضاوت کنی و شاید پالایش و ویرایش.

من و مقامِ رضا بعد از این و شُکرِ رقیب که دل به دردِ تو خو کرد و ترکِ درمان گفت •حافظ