en
Feedback
پســ از تــو؛ اُکتبــر.

پســ از تــو؛ اُکتبــر.

Open in Telegram

― INTJ, Virgo, They/Him, Writer ﹙ @Stxhl ﹚ “ Cause we lost the summer, we lost eachother. ”

Show more
346
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
January '24
January '24
+5
in 3 channels
December '23
+4
in 5 channels
Get PRO
November '23
+31
in 14 channels
Get PRO
October '23
+382
in 11 channels
Channel Posts
اونا می‌گن، وقتي کسي رو دوسـت داشـته باشي، نوشتن ازش، برات راحـت می‌شه. می‌گن وقتي حواسـت نیسـت؛ دسـت‌هایي که انگار برای پرسـتیدن اون خلـق شدن، مشغول نوشـتن از معشـوق، و پرستـیدنش با کلمـات می‌شـن... اما چطور می‌تـونم این رو بپـذیرم، وقـتي که من، هیچ کلمـه یا عبـارتي رو برای پرسـتیدن‌ـت، کافـي نمـی‌دونم؟ پروانـه‌ي آبـي رنـگِ مـن، هیـچ کلـمه‌اي، لایـقِ بوسـه زدن روی تـنِ روح تو با نوشـته شدنـش، نیـست.

2
sticker.webp
0
3
+1
No text...
0
4
و اگر تو بری؛ منم می‌خوام باهات برم! هرجایی که باشه... و اگر تو بمیری؛ اون‌موقع منم می‌خوام باهات بمیرم.
0
5
sticker.webp
0
6
+4
No text...
0
7
بالاخره بعد از یک‌ماه می‌خوام اینجا پست بذارم. لطفا ایگنورش نکنید، ممنون.
0
8
من بلد نیستم مثل بقیه باشم، بلد نیستم خودخواه باشم، بلد نیستم کسی که دوست دارم رو فقط برای خودم بخوام، نمی‌تونم بقیه رو نادیده بگیرم و به خودم اهمیت بدم پس به آرومی بخش‌هایی از وجودم رو با دست‌های خودم به قتل می‌رسونم. من قاتل خودمم و از این لذت می‌برم، از تغییر دادن ابعاد وجودم برای دیگران تا اون اثری باشم که اون‌ها می‌خوان لذت می‌برم اما در آخر هیچ‌ کس و هیچ چیزی برام باقی نمی‌مونه، حتی خودم.
0
9
+4
No text...
0
10
تو اونجا بودی. هر بار که بدن زخمی و خونی، خودم رو ازت دور می‌کردم اونجا بودی تا من رو به آغوش بکشی و عطر آغشته به خون تنم رو به ریه‌‌هات بفرستی. اونجا بودی تا وقتی می‌خواستم ازت فرار کنم دستم رو محکم نگه داری و من رو به آغوشت برگردونی. من لیاقت عشق پاک و قلب معصومت رو نداشتم اما بهت معتاد شده بودم. تو اعتیادی بودی که ترکش باعث مرگم می‌شد. به طعم لب‌هات، به بوی تنت، به احساس دوست داشته شدن توسطت، به لمس‌های محتاطانه‌ت، به عشقمون و تک تک چیز‌های کوچیکی که کنار تو تجربه می‌کردم معتاد و در مقابل تو ضعیف بودم. پس بهم بگو این منِ تاریک، ضعیف و عاشق رو تا ابد و یک روز دوست خواهی داشت؟
0
11
+8
No text...
0
12
― همه در جهان آدم های خوبی بودیم؛ فقط می‌خواستیم آن خوبی را در لحظات نامناسبی به هم عرضه کنیم. و به همین دلیل بود که هرگز به هم نمی‌رسیدیم...
0
13
+1
No text...
0
14
من روزی چندوعده حماقت اسنیف می‌کنم حقیقتش.
0
15
دونگ‌سنگم احمقه اگه فکر می‌کنه خوب نمی‌نویسه.
0
16
من توی توصیف‌کردن احساسی که داشتم، خوب نبودم. اما اون‌ گرم بود... اون‌ گرمای سردیِ پوست من، و لبخند لب‌های خشکم بود. نگفتم چی می‌خوام، اما فهمید و با دست‌های کوچیکش، بهم هدیه‌ش کرد... من یه دوستِ همیشگی می‌خواستم. کسی که فراموشم نکنه حتی اگر من، نتونستم بهش نشون بدم چه‌ارزشی برام داره. و اون، همیشه اونجا بود... تهِ کوچه‌ی متروکه ایستاده بود، تا به آغوشش برگردم، هربار که ناامید شدم، و دلتنگ... اون، دوستِ همیشگیِ من بود.
0
17
No text...
0
18
◞ 🎞️ وقت به‌خیر٫ این پیام رو همراه با یکي از پست‌های اینجا، که مورد علاقه یا پسندتون هست٫ فوروارد کنید تا یکي از پست‌های مورد علاقه‌ ـم ازتون رو فور کنم.
0
19
” مـا یِک رویای مشتـرك داشتیم که واقعي نشد. “+4
” مـا یِک رویای مشتـرك داشتیم که واقعي نشد. “
0
20
حالا درسته که اینجا رسته ولی دلیل نمیشه برای بابام پست تولد نذارم.
0