en
Feedback
دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران

دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران

Open in Telegram
5 356
Subscribers
-324 hours
-87 days
-130 days
Posts Archive
چهاردیواری خانه، خشونت را خصوصی نمی‌کند آیا آنچه میان زن و شوهر در خانه اتفاق می‌افتد، صرفا موضوعی «خصوصی» است که دیگران نبای
چهاردیواری خانه، خشونت را خصوصی نمی‌کند آیا آنچه میان زن و شوهر در خانه اتفاق می‌افتد، صرفا موضوعی «خصوصی» است که دیگران نباید درباره آن سخن بگویند؟ چنین نگاهی هنوز در بخش‌هایی از جامعه ایران درباره خشونت خانگی وجود دارد؛ گویی ورود جامعه به اتفاقات درون خانواده، دخالت در زندگی خصوصی افراد است. اما خشونتی که امنیت، سلامت جسمی و روانی یا کرامت یک انسان را تهدید می‌کند، با قرار گرفتن در چهاردیواری خانه ماهیت اجتماعی خود را از دست نمی‌دهد. طرح علنی تجربه خشونت خانگی را نمی‌توان صرفا «افشای یک مسئله خصوصی» دانست. سخن گفتن خشونت‌دیدگان از خشونتی که در محیط خانواده رخ می‌دهد، یکی از مهم‌ترین راه‌های شکستن چرخه سکوت و پنهان‌کاری است؛ چرخه‌ای که سال‌ها به عادی‌سازی و تداوم خشونت علیه زنان کمک کرده است. خشونت خانگی معمولا در فضایی دور از چشم دیگران اتفاق می‌افتد و همین پنهان‌بودن، یکی از مهم‌ترین عوامل تداوم آن است. سکوت خانواده، اطرافیان و جامعه می‌تواند خشونت‌گر را از پاسخگویی دور نگه دارد و قربانی را در چرخه‌ای از ترس، انزوا و تکرار خشونت گرفتار کند. به همین دلیل در بسیاری از نظام‌های حقوقی، خشونت خانگی دیگر یک اختلاف شخصی میان اعضای خانواده تلقی نمی‌شود و سازوکارهای قانونی برای مداخله و حمایت از قربانی پیش‌بینی شده است. در برخی کشورها حتی در شرایط مشخص، اشخاصی که از وقوع خشونت شدید آگاه می‌شوند با تکالیفی برای گزارش یا کمک به فرد در معرض خطر روبه‌رو هستند. خصوصی خواندن خشونت علیه زنان در نهایت می‌تواند به ابزاری برای عادی‌سازی خشونت و توجیه بی‌عملی جامعه و حکومت تبدیل شود. خشونت خانگی «مساله خانوادگی» نیست؛ تعرض به امنیت، تمامیت جسمانی و کرامت انسان است و مقابله با آن نیازمند شکستن سکوت، حمایت موثر از خشونت‌دیده و ایجاد سازوکارهای قانونی مشخص و کارآمد است. #دادبان #خشونت_خانگی

جاویدنام محمدرضا آهنگر: «می‌روم برای آزادی میهنم تلاش کنم» محمدرضا آهنگر، ۲۰ ساله، در آخرین پیامش گفته بود: «می‌روم برای آزادی میهنم و برای مهاجرت نکردن مردمم تلاش کنم.» او در ۱۸ دی، در فلکه صادقیه، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. محمدرضا از ناحیه سر، با شلیک یک تک‌تیرانداز از بالای مجتمع تجاری گلدیس، هدف قرار گرفت و کشته شد. مادر محمدرضا با انتشار ویدیویی از او نوشت: «پسررررر قشنگممممم آخرین جمله‌ای که از تو به یادگار ماند و تمام جهان آن را شنیدند، ویس آخرت بود که گفتی: برم برای آزادی میهنم…» #محمدرضا_آهنگر #دادبان

عکس بدون حجاب در صفحه شخصی، «تصویر مبتذل» نیست؛ سابقه قضایی چه می‌گوید؟ صرف قرار دادن عکس شخصی بدون حجاب اجباری در شبکه‌های ا
عکس بدون حجاب در صفحه شخصی، «تصویر مبتذل» نیست؛ سابقه قضایی چه می‌گوید؟ صرف قرار دادن عکس شخصی بدون حجاب اجباری در شبکه‌های اجتماعی، به‌خودی‌خود به معنای «انتشار تصاویر مبتذل» نیست. برای محکومیت کیفری، رفتار فرد باید تمامی عناصر جرمی را که قانون‌گذار تعریف کرده است، داشته باشد و صرف دیده‌شدن موی زن نمی‌تواند چنین عنوانی را محقق کند. در یک رای قضایی قطعی در سال ۱۳۹۲، شعبه ۱۰۸۹ دادگاه عمومی جزایی تهران قرار دادن تصویر بدون حجاب در صفحه فیس‌بوک را فاقد وصف «انتشار» دانست. دادگاه با استناد به مفهوم ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه‌ای، به دلیل احراز نشدن عنصر مادی جرم، حکم برائت صادر کرد. این رویکرد در پرونده افسانه بایگان نیز مورد توجه دادگاه تجدیدنظر قرار گرفت. دادگاه اعلام کرد قرار دادن عکس‌های خصوصی در صفحات شخصی شبکه‌های اجتماعی، در شرایط مورد رسیدگی، به معنای انتشار عمومی نیست و تولید، ارسال یا توزیع داده‌های مبتذل موضوع قانون جرایم رایانه‌ای نیز محقق نشده است. دادگاه تجدیدنظر همچنین با استناد به ماده ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی تاکید کرده است که در جرایم عمدی، صرف انجام یک رفتار برای محکومیت کافی نیست. علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم، قصد لازم برای تحقق رفتار و نتیجه مجرمانه نیز باید بر اساس شرایط قانونی احراز شود. بنابراین نمی‌توان صرف انتشار عکس شخصی یک زن بدون حجاب اجباری را خودبه‌خود تحت عنوان «انتشار تصاویر مبتذل» جرم‌انگاری کرد. سابقه آرای قضایی نیز نشان می‌دهد برای اعمال چنین عنوان اتهامی، دادگاه باید عناصر قانونی، مادی و معنوی جرم را احراز کند و صرف نداشتن حجاب برای تحقق آن کافی نیست. #دادبان #مشاوره_حقوقی_رایگان

این دستان مادری است که موهای خون‌آلود فرزند زیبایش را نوازش می‌کند. گلوله به پشت جمجمه دخترکی اصابت کرده که سرشار از شور و شو
این دستان مادری است که موهای خون‌آلود فرزند زیبایش را نوازش می‌کند. گلوله به پشت جمجمه دخترکی اصابت کرده که سرشار از شور و شوق زندگی بود و والیبال را دوست داشت. حالا مادر، موهای سرخ‌شده از خون او را نوازش می‌کند و با تمام عشق، قربان‌صدقه فرزندش می‌رود. تانیا عباسی، ۲۱ ساله، دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه «شهید رجایی» کرج و ورزشکار والیبال، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، محله نیروی دریایی (رسالت) با شلیک مستقیم گلوله جنگی به پشت سر (جمجمه) جان باخت. تانیا پس از اصابت گلوله به بیمارستان‌های «شهدای» تجریش و «الغدیر» منتقل شد اما پذیرش نشد و در نهایت در آغوش مادرش جان سپرد. پیکر او ابتدا به بیمارستان شهدا منتقل و سپس به کهریزک فرستاده شد. پس از چهار روز، جسد به خانواده تحویل و در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد. مادر تانیا در پستی برای دخترش می‌نویسد: «عزیزدردونه‌ی من، یکی‌یه‌دونه‌م، تو با کلی شوقی که تو وجودت بود و با همه‌ی آرزوهات، چطور رفتی و منو تنها گذاشتی؟ خاک حرومت باشه، تن نحیف و کوچیک بچه‌مو تو آغوش گرفتی… اون بچه همه‌ی زندگی من بود، امید من بود، تنها دلیل زندگیم بود. مادر، قرارمون فارغ‌التحصیلی و جشن عروسیت بود. قرار بود تو رو با لباس عروس ببینم، نه توی کاور مشکی، غرق در خون، بین هزاران نفر… هر وقت حس می‌کردی مریض شدی، خودمو می‌چسبوندم بهت. می‌گفتی: «مامان مریض می‌شی، برو کنار.» می‌گفتم: «نه مامان، بذار من مریض بشم، تو هیچیت نشه، درد نکشی، اذیت نشی. سلامتی می‌خوام چکار اگر تو بدحال باشی؟» اون شبم بغل دستت بودم مامان، چرا اون تیر به من نخورد؟ چرا دردت به جون من نخورد که بمیرم و این‌طور نبینمت؟ چرا وقتی من بودم، تو باید درد می‌کشیدی؟ بمیرم برای موهای قشنگت که از خون سرت قرمز شده بود…» #تانیا_عباسی #دادبان

از شعر و ترجمه تا زندان؛ وحید علیزاده رزازی به ۷۵ روز حبس محکوم شد وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، باید برای تحمل ۷۵ روز حب
از شعر و ترجمه تا زندان؛ وحید علیزاده رزازی به ۷۵ روز حبس محکوم شد وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، باید برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پس از مراجعه به واحد اجرای احکام، ابلاغیه مربوط به اجرای حکم را دریافت کرده است. به گزارش کانون نویسندگان ایران، این حکم با اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی» و «تشویش اذهان عمومی» صادر شده است. بر اساس گزارش هرانا، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران علاوه بر حبس، او را به سه سال ممنوعیت فعالیت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز محکوم کرده است. علیزاده رزازی سوم فروردین ۱۴۰۵ در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و حدود یک ماه را در سلول انفرادی و تحت بازجویی گذراند. در جریان بازداشت نیز شماری از وسایل شخصی و تجهیزات الکترونیکی او ضبط شد و او در نهایت با سپردن وثیقه آزاد شد. این شاعر و مترجم، خالق مجموعه شعر «اسفندی‌ام؛ لطفا مرا دود کنید!» و مترجم «کابوی تحمل‌ناپذیر» اثر روبرتو بولانیو است. صدور حکم زندان و ممنوعیت فعالیت رسانه‌ای برای یک چهره فرهنگی، بار دیگر نگرانی درباره برخورد قضایی و امنیتی با نویسندگان و اهالی فرهنگ در ایران را برجسته می‌کند. دادبان تاکید می‌کند، از منظر حقوقی، صرف بیان دیدگاه، انتشار محتوا یا فعالیت ادبی و رسانه‌ای را نمی‌توان بدون اثبات رفتار مشخص مجرمانه به جرائم امنیتی منتسب کرد. مطابق اصل ۲۴ قانون اساسی، آزادی بیان و انتشار مطالب به رسمیت شناخته شده و برای محدود کردن آن باید مصداق قانونی مشخصی وجود داشته باشد؛ بنابراین اگر مبنای محکومیت وحید علیزاده رزازی صرفا اظهارنظرها یا فعالیت‌های مسالمت‌آمیز او باشد، صدور حکم حبس مصداق جرم‌انگاری آزادی بیان و نقض این حق بنیادین است. #وحید_علیزاده #دادبان

⁨ مریم محمدظاهری، کشته‌شده دی ۱۴۰۴ او، ۲۷ ساله ساکن تهران، ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴ با گلوله مستقیم ماموران کشته شد. ‏مریم محمدظاهری، در محله نظام‌آباد و از ناحیه شکم و گردن هدف گلوله ماموران قرار گرفت. #دادبان #مریم_محمد_ظاهری⁩

قیمت «یک شانه تخم‌مرغ» بیشتر از دستمزد روزانه کارگر است، یخچال‌ خانه‌های مزدبگیران خالی‌ست. در حالی یک شانه تخم مرغ، ۶۲۰ هزار
قیمت «یک شانه تخم‌مرغ» بیشتر از دستمزد روزانه کارگر است، یخچال‌ خانه‌های مزدبگیران خالی‌ست. در حالی یک شانه تخم مرغ، ۶۲۰ هزار تومان قیمت خورده که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار، فقط ۵۵۴ هزار تومان است. مقایسه همین دو عدد نشان می‌دهد که کارگر بعد از ۸ ساعت کار طاقت‌فرسا در روز، حتی یک شانه ۳۰ تایی تخم مرغ نمی‌تواند خریداری کند! احتمالاً پس از تسری گرانی ۱۲.۵ درصدی قیمت درب کارخانه‌ی تخم مرغ به بازار مصرف، قیمت هر شانه تخم مرغ به ۷۰۰ یا حتی ۸۰۰ هزار تومان خواهد رسید، یعنی به اندازه حقوق ۱.۵ روزِ یک کارگرِ حداقل‌بگیر. خسرو رنجبری، فعال صنفی بازنشستگان کارگری، در این رابطه به ایلنا گفته: قحطی فقط به این معنا نیست که کالا در فروشگاه‌ها و بازار وجود نداشته باشد؛ گاهی کالا هست، اما مردم قدرت خرید آن را ندارند. امروز برای بخش بزرگی از جامعه، غذا و دارو عملاً در دسترس نیست. وقتی قیمت یک شانه تخم‌مرغ از دستمزد روزانه یک کارگر بیشتر است، گفتن اینکه «کالا به وفور وجود دارد»، به نوعی به سخره گرفتن جامعه است. در قحطی سنتی، کالا وجود نداشت و مردم نمی‌توانستند چیزی بخرند؛ اما در «قحطی نوین»، کالا هست، ولی قیمت آن به حدی رسیده که مردم توان خریدش را ندارند. او ادامه می‌دهد: مسئله فقط «وجود کالا» نیست؛ مهم‌تر از وجود کالا، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی آن‌ها به کالاهاست. با درآمد ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان، چه اندازه می‌توان خرید کرد؟ او اضافه می‌کند: قحطی مواد غذایی در سفره‌ها و یخچال‌های مردم، محصول سیستمی است که برون‌داد معیشتی آن، فقیرتر شدن شاغلان و افول روزافزون سطح زندگی طبقه کارگر است. تخم‌مرغی که ۱۴۰ سال پیش، در زمان «ابراهیم صحاف‌باشی»، دست‌کم برای بخش بزرگی از مردم کالایی عادی و در دسترس بود و به وفور بر سر سفره‌ها یافت می‌شد، امروز به کالایی دور از دسترس تبدیل شده است؛ تا جایی که قیمت هر شانه تخم‌مرغ از دستمزد یک روز کارگر بیشتر است. #دادبان#فقر

آرش یزدانی، ۲۷ ساله، طلاساز ۱۸ دی در هفت حوض تهران، هنگام نجات معترضی مجروح، با شلیک گلوله کشته شد. آرش یزدانی، ۲۷ ساله، روز
آرش یزدانی، ۲۷ ساله، طلاساز ۱۸ دی در هفت حوض تهران، هنگام نجات معترضی مجروح، با شلیک گلوله کشته شد. آرش یزدانی، ۲۷ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه در هفت‌حوض تهران، هنگام تلاش برای نجات جان یک معترض مجروح، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد. آرش پیش از رفتن به خیابان با مادر و خواهرش تماس گرفت و به آن‌ها گفت: «مواظب خودتون باشید، خیلی دوستتون دارم.» او همیشه می‌گفت: «برای هدفم باید بجنگم.» آرش همچنین بارها به مادرش گفته بود: «کاری می‌کنم که باعث افتخارت بشم.» آرش پسری خوش‌اخلاق و پرانرژی و فرزند ارشد خانواده بود. او در بازار طلاسازی کار می‌کرد و آینده‌ای پیش رو داشت که با شلیک گلوله از او گرفته شد. آرش یزدانی در ۲۷ سالگی، در حالی که برای کمک و نجات جان دیگری تلاش می‌کرد، جان باخت و نامش در یادها ماند. #آرش_یزدانی #دادبان

محکومیت وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به ۶ سال زندان وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر در
محکومیت وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به ۶ سال زندان وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر در مجموع به ۶ سال زندان محکوم شده است. او از اول اردیبهشت ۱۴۰۵ تاکنون، به مدت ۱۴۰ روز در بند قرنطینه زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری شده است. دادگاه این شهروند بهایی روز هفتم شهریور برگزار شد و او با چهار عنوان اتهامی روبه‌رو بود. در نهایت، دادگاه برای «تبلیغ علیه نظام» یک سال و برای «اجتماع و تبانی» پنج سال حبس تعیین کرد و او را از دو اتهام «توهین به رهبری» و «تشویق مردم به اغتشاشات» تبرئه کرد. از پنج سال مجازات مربوط به اتهام «اجتماع و تبانی»، دو سال و نیم تعزیری و دو سال و نیم دیگر تعلیقی اعلام شده است. بر اساس رای صادرشده، در صورت قطعی شدن حکم، مجازات اشد یعنی دو سال و نیم حبس تعزیری درباره کاشفی اجرا خواهد شد. کاشفی اول اردیبهشت پس از احضار برای تفهیم اتهام به دادسرای انقلاب مشهد مراجعه کرد، اما همان‌جا بازداشت و به زندان وکیل‌آباد منتقل شد. او پیش از این نیز ۲۱ دی ۱۴۰۴ در منزلش بازداشت شده بود و پس از حدود یک هفته با سپردن وثیقه آزادی خود را به دست آورده بود. دادبان تاکید می‌کند، از منظر حقوقی، مجازات افراد صرفا به دلیل باور مذهبی یا عضویت در یک جامعه دینی با اصل منع تبعیض و آزادی عقیده و مذهب در تعارض است. همچنین فعالیت مسالمت‌آمیز مذهبی یا بیان عقیده، بدون وجود رفتار مجرمانه مشخص، نباید مبنایی برای تعقیب و مجازات کیفری باشد. دادبان تاکید می‌کند، محکومیت وفا کاشفی را می‌توان در چارچوب فشارهای گسترده‌تر علیه شهروندان بهایی در ایران نیز بررسی کرد؛ جامعه‌ای که اعضای آن بارها با بازداشت، حبس، محرومیت‌های آموزشی و شغلی و محدودیت در فعالیت‌های اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. استفاده از عناوین امنیتی برای برخورد با فعالیت‌های مسالمت‌آمیز بهاییان، عملا زمینه سرکوب قضایی و کیفری آنان را فراهم کرده است. #وفا_کاشفی #دادبان

🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دنبا
🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دنبال کنیم و تا جایی که می‌توانیم پاسخ‌گوی شما باشیم. حالا می‌خواهیم بدانیم شما درباره مسیر دادبان چه فکر می‌کنید؟ چه موضوعاتی برایتان مهم‌تر است؟ چه محتواهایی را بیشتر می‌خواهید؟ و فکر می‌کنید دادبان در چه زمینه‌هایی می‌تواند بهتر عمل کند؟ ⏱️ فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید و در نظرسنجی دادبان شرکت کنید. پاسخ‌های شما به ما کمک می‌کند مسیر آینده دادبان را دقیق‌تر و متناسب‌تر با نیازهای شما انتخاب کنیم. 📌 لینک نظرسنجی در استوری و بیو دادبان هم در دسترس است. ‏https://qfreeaccountssjc1.az1.qualtrics.com/jfe/form/SV_9S08ucIwkysDU6a ممنون که صدایتان را با ما شریک می‌شوید. 🤍 #دادبان #نظرسنجی_دادبان

محرومیت از تحصیل و اخراج رضا نیاپرست، دانشجوی ارشد دانشگاه شهید بهشتی رضا نیاپرست، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه ش
محرومیت از تحصیل و اخراج رضا نیاپرست، دانشجوی ارشد دانشگاه شهید بهشتی رضا نیاپرست، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، با رای بدوی کمیته انضباطی این دانشگاه با دو ترم محرومیت از تحصیل و اخراج از دانشگاه مواجه شده است. این حکم روز یکشنبه ۱۵ شهریور صادر شده است. به گزارش دانشجویان متحد، کمیته انضباطی دانشگاه اتهاماتی از جمله «ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه» و «توهین به شعائر اسلامی یا ملی» را علیه این دانشجو مطرح کرده است. جزییات رفتارهایی که مبنای این اتهامات و صدور حکم قرار گرفته‌اند، در گزارش منتشرشده مشخص نشده است. رضا نیاپرست در مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی تحصیل می‌کند. اجرای چنین مجازاتی می‌تواند روند تحصیلات دانشگاهی او را متوقف کرده و ادامه مسیر آموزشی‌اش را با موانع جدی روبه‌رو کند. حکم صادرشده بدوی است و در چارچوب مقررات انضباطی دانشگاه، امکان اعتراض و بررسی مجدد آن اهمیت ویژه‌ای دارد. به‌ویژه مجازات‌هایی مانند محرومیت از تحصیل و اخراج، به دلیل آثار سنگین و بلندمدت بر آینده تحصیلی دانشجو، مستلزم رعایت دقیق حق دفاع و تناسب میان تخلف و مجازات است. دادبان تاکید می‌کند، برخورداری از آموزش و ادامه تحصیل از حقوق اساسی افراد است و اصل ۳۰ قانون اساسی نیز دولت را مکلف به فراهم کردن زمینه آموزش عالی تا سرحد خودکفایی کشور می‌کند. محروم‌کردن دانشجو از این حق بر خلاف اصول ابتدایی حقوق شهروندی است و مجازات انضباطی نباید به ابزاری برای محدودکردن حق تحصیل تبدیل شود. #رضا_نیاپرست #دادبان

حسین احمدی، زندانی ۳۰ ساله محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با وجود آسیب‌های شدید جسمی و نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان در باز
حسین احمدی، زندانی ۳۰ ساله محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با وجود آسیب‌های شدید جسمی و نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان در بازداشت به سر می‌برد و از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم است. او از ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ بازداشت شده و با اتهام‌هایی از جمله «افساد فی‌الارض» و «محاربه» مواجه است. به گفته یک منبع مطلع، حسین احمدی، اهل ایذه و ساکن شهر سده اصفهان، روز ۱۶ خردادماه در منزل شخصی خود بازداشت و سپس به زندان دستگرد منتقل شد. او کارگر است و در زمینه قالب‌بندی و آرماتوربندی فعالیت می‌کند. این منبع مطلع می‌گوید احمدی تنها یک هفته پیش از بازداشت، تحت عمل جراحی دیسک کمر قرار گرفته بود. با این حال، پس از بازداشت، reportedly مورد ضرب‌وشتم و شکنجه قرار گرفته و در پی ضربه‌های واردشده، از ناحیه کمر و گردن دچار آسیب‌های شدید شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت جسمی حسین احمدی نامساعد است و او برای برخاستن و حرکت‌کردن به کمک هم‌بندی‌هایش نیاز دارد. با وجود سابقه جراحی کمر و وخامت وضعیت جسمی، مسئولان زندان تاکنون امکان دسترسی او به درمان تخصصی را فراهم نکرده‌اند. در پرونده این زندانی اتهام‌هایی از جمله «افساد فی‌الارض»، «محاربه»، «برهم‌زدن امنیت»، «توهین به مقدسات» و «توهین به رهبری» مطرح شده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره مصادیق این اتهام‌ها یا روند رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است. حسین احمدی طی بیش از سه ماه گذشته از ملاقات با خانواده محروم بوده و خانواده‌اش اطلاعات مربوط به وضعیت او را از طریق دیگر زندانیان و نزدیکان آنان دریافت کرده‌اند. ادامه بازداشت این زندانی بدون دسترسی به مراقبت‌های پزشکی، در شرایطی که بنا بر گزارش‌ها حتی برای برخاستن از جای خود به کمک دیگران نیاز دارد، نگرانی‌ها درباره تشدید آسیب‌های جسمی و بروز پیامدهای جبران‌ناپذیر برای سلامت او را افزایش داده است. #حسین_احمدی #دادبان

بابک مرادی‌فر، حقوقدان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، پس از محاکمه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد، در
بابک مرادی‌فر، حقوقدان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، پس از محاکمه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد، در مرحله بدوی به ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. بابک مرادی‌فر ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت و پس از آن، به مدت دو ماه به‌صورت موقت در بند ۲۰۹ زندان اوین و زندان فشافویه نگهداری شد. او سپس با قرار وثیقه و به دلیل نیاز به درمان، آزاد شد. مرادی‌فر در جریان دوران بازداشت با آسیب شدید به تاندون پای چپ و عفونت شدید در بدن مواجه شده بود و برای درمان نیازمند رسیدگی پزشکی بود. بر اساس کیفرخواست صادرشده از شعبه دوم بازپرسی شهید مقدسی، او در این پرونده به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» تحت پیگرد قرار گرفت و در نهایت به ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. در این پرونده، از جمله موارد مورد استناد علیه او، حضورش در مراسم هفتم جاویدنام خسرو علیکردی در مشهد و حمایت او از قیام ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ عنوان شده است. بابک مرادی‌فر پیش از این نیز در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بازداشت و محکوم شده بود. همچنین او چندی پیش به دلیل فعالیت‌های سیاسی، از دانشگاه بین‌الملل پیام نور، در مقطع کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل، اخراج شد. #دادبان #بابک_مرادی_فر

محکومیت دو معترض دی ۱۴۰۴ در قصرشیرین به مجموعا ۱۰ سال حبس ابوالفضل رستمی و عرفان مرادی دنگی، دو شهروند اهل قصرشیرین و از بازد
محکومیت دو معترض دی ۱۴۰۴ در قصرشیرین به مجموعا ۱۰ سال حبس ابوالفضل رستمی و عرفان مرادی دنگی، دو شهروند اهل قصرشیرین و از بازداشت‌شدگان مرتبط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، هر یک به پنج سال حبس محکوم شدند. احکام این دو شهروند اخیرا از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب قصرشیرین صادر و به آنان ابلاغ شده است. بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، دادگاه این دو شهروند را به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی» مجرم شناخته است. جلسه رسیدگی به پرونده آنها نیز در مردادماه امسال در همین شعبه دادگاه انقلاب برگزار شده بود. رستمی و مرادی دنگی روز هفتم خرداد ۱۴۰۵ توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه در قصرشیرین بازداشت شدند. بازداشت آنها در ارتباط با اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ و چند ماه پس از برگزاری این اعتراضات صورت گرفته بود. این دو شهروند پس از چند هفته نگهداری و بازجویی، با سپردن وثیقه و به شکل موقت تا پایان مراحل قضایی از زندان آزاد شدند. در گزارش‌ها همچنین ادعا شده است که آنها در دوره بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی و شکنجه قرار گرفته‌اند. اکنون با صدور حکم شعبه اول دادگاه انقلاب قصرشیرین، مجموع مجازات تعیین‌شده برای این دو شهروند به ۱۰ سال زندان رسیده است. جزییات مستندات دادگاه برای انتساب اتهام امنیتی و همچنین وضعیت اعتراض یا تجدیدنظرخواهی نسبت به احکام صادرشده در گزارش منتشرشده مشخص نشده است. دادبان تاکید می‌کند، صرف حضور در اعتراضات مسالمت‌آمیز نمی‌تواند مصداق «اجتماع و تبانی علیه امنیت» باشد و تحقق این جرم مستلزم اثبات توافق برای ارتکاب جرمی علیه امنیت کشور است. همچنین مطابق اصل ۳۸ قانون اساسی، هرگونه اعتراف یا اقرار به‌دست‌آمده تحت شکنجه و اجبار فاقد اعتبار است و ادعای شکنجه این دو شهروند باید به‌طور مستقل و موثر مورد تحقیق قرار گیرد. #دادبان #ابوالفضل_رستمی #عرفان_مرادی_دنگی

‏میثم قادری ۱۸ دی در اعتراضات کرج مقابل پایگاه بسیج خیابان هشتم شاهین ویلا از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. میثم قادری به تازگی عقد کرده بود. او ۳۲ ساله بود و پس از ۱۱ سال عاشقی و گذراندن موانع مختلف، به‌تازگی با همسرش زیر یک سقف رفته بودند. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در شاهین‌ویلای کرج، با اصابت گلوله به گلو کشته شد. #دادبان #میثم_قادری_پاک

حمله با چماق به حسین معصومی، وکیل دادگستری، در مشهد پس از اجرای حکم قضایی حسین معصومی، وکیل دادگستری در مشهد، می‌گوید پس از پ
حمله با چماق به حسین معصومی، وکیل دادگستری، در مشهد پس از اجرای حکم قضایی حسین معصومی، وکیل دادگستری در مشهد، می‌گوید پس از پیگیری و اجرای حکم تحویل یک ملک به موکلانش، هدف حمله چند نفر قرار گرفته است. در این حمله دو فرد چماق‌به‌دست او را مورد ضرب‌وجرح قرار داده و به خودروی وی نیز آسیب زده‌اند. به گفته معصومی، پرونده مربوط به چند عضو یک خانواده بود که با وجود صدور رای به نفعشان، برای بازپس‌گیری ملک با مشکل مواجه شده بودند. او پس از قبول وکالت، همراه مامور کلانتری برای اجرای حکم به محل رفته و پس از تخلیه ملک، کلید تحویل و صورت‌جلسه قانونی تنظیم شده است. این وکیل گفته است حدود یک ساعت پس از پایان اجرای حکم، هنگامی که به‌تنهایی در مسیر خانه و در محلی خلوت بوده، خودرویی راه او را مسدود کرده است. چند نفر از خودرو پیاده شده و دو نفر از آنان با چماق به او حمله کرده‌اند. معصومی با اشاره به سخنان مهاجمان درباره همان ملک، مدعی شده است که حمله با پرونده و اجرای حکم ارتباط داشته و مهاجمان از سوی محکوم‌علیه اجیر شده بودند. او در این حادثه از ناحیه کتف‌ها، آرنج و پهلو آسیب دیده و با آمبولانس به یک مرکز درمانی منتقل شده است. پس از انجام معاینات پزشکی و تصویربرداری، این وکیل از مرکز درمانی مرخص شده و اکنون در حال پیگیری قضایی حادثه است. حمله به یک وکیل به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای، علاوه بر تعرض به امنیت شخصی او، می‌تواند امنیت و استقلال حرفه وکالت و امکان دفاع موثر از حقوق شهروندان را نیز تحت تاثیر قرار دهد. دادبان تاکید می‌کند، آمارها حاکی از افزایش خشونت فیزیکی علیه وکلای دادگستری در سال‌های اخیر در ایران است. شدت این خشونت‌ها به حدی رسیده که پیشتر گروهی از وکلا از تدوین پیش‌نویس لایحه‌ای خبر داده بودند که به موجب آن، مجازات افرادی که علیه تمامیت جسمی و امنیت روانی قضات، وکلای دادگستری و کارشناسان رسمی قوه قضاییه اقدام می‌کنند، تشدید خواهد شد. #دادبان #وکلای_معرض_خطر

دادبان را در یک سال گذشته چگونه دیده‌اید؟ این نظرسنجی برای ارزیابی عملکرد دادبان و شناخت بهتر نیازها و انتظارهای مخاطبان برگز
دادبان را در یک سال گذشته چگونه دیده‌اید؟ این نظرسنجی برای ارزیابی عملکرد دادبان و شناخت بهتر نیازها و انتظارهای مخاطبان برگزار می‌شود. انجام نظرسنجی حدود ۵ دقیقه زمان می‌برد. منتظر انتقادها و پیشنهادهای شما هستیم. لینک فرم ‏https://qfreeaccountssjc1.az1.qualtrics.com/jfe/form/SV_9S08ucIwkysDU6a همراهان عزیز دادبان همواره سعی کرده‌ در کنار شما باشد، این بار نوبت شماست، ۵ دقیقه از وقتتان را به ما بدهید و این فرم را برای ما پر کنید. لینک در بایو اینستاگرام نیز موجود است. بات دادبان https://t.me/Dadbanbot #دادبان

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور در هفته‌ای که گذشت، ماشین سرکوب و اعدام حکومت با شت
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور در هفته‌ای که گذشت، ماشین سرکوب و اعدام حکومت با شتابی بی‌وقفه به کشتار زندانیان ادامه داد و دست‌کم ۱۱ تن را به دار آویخت. آمارها نشان می‌دهند که از ابتدای شهریورماه تاکنون، بالغ بر ۴۵ زندانی اعدام شده‌اند. هم‌چنین در روزهای گذشته، علی زارعی، از آسیب‌دیدگان چشمی اعتراضات ۱۴۰۱، در زندان قزل‌حصار به اعدام محکوم شده است. در همین حال، گزارش‌ها از مرگ مشکوک یک زندانی سیاسی به نام عرفان میرزایی در زندان دستگرد اصفهان حکایت دارند که توسط عوامل حکومت به قتل رسیده است. در خبری دیگر پس از موافقت دیوان عالی کشور با اعاده دادرسی در پرونده علی‌رضا سپاهی، زندانی محکوم به اعدام در اصفهان، پرونده وی به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. با این حال، این شعبه بدون تشکیل جلسه رسیدگی، اعاده دادرسی را نپذیرفت و پرونده را جهت اجرای حکم اعدام به شعبه اجرای احکام ارسال کرد. بر اساس اطلاعات تکمیلی، ترانه رحیمی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، احمدرضا سعیدی، مهرداد بوئری، محمدمهدی اسدی، آرمین غلامی، پارسا جعفری و مهدی جعفری (خسروی)، هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شده‌اند. همچنین رومینا رحیمی و میلاد بوئری هر کدام به ۳۶ سال حبس، حامد مهرعلیان به ۲۶ سال حبس و ستایش ساعدی، سجاد عابدی و علی بوئری، هر یک به ۱۶ سال حبس محکوم شده‌اند. بر این اساس، مجموع احکام حبس صادرشده برای ۱۶ متهم این پرونده به ۲۵۶ سال می‌رسد. این احکام در مرحله بدوی صادر شده است. ما هفته پیش به این پرونده جمعی اشاره کردیم.جان این زندانیان در معرض خطر است. شدت گرفتن این سرکوب‌ها و اعدام‌ها به صورت انفرادی و جمعی، بازتاب هراس حاکمیت از اعتراضات سراسری و قیام‌های پیش‌رو است. وخامت روزافزون بحران اقتصادی، تورم سه‌رقمی، جهش نرخ دلار به ۲۳۰ هزار تومان، آغاز گران شدن رسمی بنزین از روز سه‌شنبه و کوچک‌تر شدن روزمره سفره کارگران و زحمت‌کشان، بیش از هر زمان دیگری چشم‌انداز یک انفجار اجتماعی را ترسیم می‌کند. در این شرایط بحرانی، ضرورت استمرار کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» علی‌رغم تمام مخاطرات و محدودیت‌های درون زندان، دوچندان شده است. ما اعضای این کارزار، بار دیگر تمامی نهادهای بین‌المللی، وجدان‌های بیدار، مدافعان حقوق بشر و لغو حکم اعدام را در سراسر جهان به همراهی و همبستگی فرامی‌خوانیم. اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، در صدوسی‌وهفتمین هفته متوالی این حرکت اعتراضی، در ۶۲ زندان زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند: زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبین‌در قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر. هفته صدوسی‌وهفتم سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

برای آیدا حیدری، که فراغ جاویدنام ابوالفضل سلیمانی را تاب نیاورد. آیدا و ابوالفضل قرار بود در شهریور ۱۴۰۵ با هم ازدواج کنند. اما ابوالفضل سلیمانی، نامزد آیدا، در دی ۱۴۰۴ کشته شد . آیدا دیروز ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، داغ نبود ابوالفضل را تاب نیاورد و جان باخت. آیدا حیدری، ۲۵ ساله و نامزد ابوالفضل سلیمانی، از کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، حدود هشت ماه پس از کشته‌شدن نامزدش، به زندگی خود پایان داد. به گفته خانواده، مراسم ازدواج آنها قرار بود در همین ماه برگزار شود. ابوالفضل سلیمانی الموتی، ۲۷ ساله، ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات زیباشهر قزوین با شلیک ماموران کشته شد. #دادبان #ابوالفضل_سلیمانی

مرگ عرفان میرزایی، رپر ۲۱ ساله، در زندان دستگرد؛ اعدام یا مرگ زیر شکنجه؟ عرفان میرزایی، خواننده رپ ۲۱ ساله و از بازداشت‌شدگان
مرگ عرفان میرزایی، رپر ۲۱ ساله، در زندان دستگرد؛ اعدام یا مرگ زیر شکنجه؟ عرفان میرزایی، خواننده رپ ۲۱ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در زندان دستگرد اصفهان جان باخته است. درباره چگونگی مرگ او دو روایت متفاوت منتشر شده؛ ایران‌وایر از اجرای حکم اعدام و ایندیپندنت فارسی از مرگ بر اثر شکنجه خبر داده است. بر اساس گزارش ایران‌وایر، میرزایی پس از شناسایی در ارتباط با اعتراضات بازداشت و با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این رسانه می‌گوید حکم او روز یکشنبه ۱۵ شهریور بدون اطلاع قبلی خانواده اجرا شد و تلاش نزدیکانش برای جلوگیری از اعدام نیز نتیجه‌ای نداشت. ایران‌وایر همچنین به نقل از منابع خود گزارش داده است که خانواده میرزایی پیش‌تر برای خودداری از اطلاع‌رسانی درباره پرونده و حکم اعدام تهدید شده بودند. به گفته این منابع، آثار متعدد جراحت و کبودی نیز پس از مرگ بر بدن و صورت او مشاهده شده و پیکرش با محدودیت‌های امنیتی در روستای غرغن فریدن به خاک سپرده شده است. در مقابل، ایندیپندنت فارسی به نقل از نزدیکان میرزایی روایت متفاوتی از مرگ او ارایه کرده و نوشته است که این جوان در نتیجه شکنجه و ضرب‌وجرح شدید در دوران بازداشت جان باخته است. خانواده او گفته‌اند هنگام تحویل پیکر، شکستگی‌هایی در دست‌ها، پا و لگن مشاهده کرده‌اند که آن را ناشی از بدرفتاری در زندان می‌دانند. بر اساس این گزارش، میرزایی اواخر فروردین ۱۴۰۵ در یک ایست بازرسی در شاهین‌شهر بازداشت شد؛ ماموران پس از بازرسی تلفن همراه او و مشاهده ویدیوهایی مرتبط با حضورش در اعتراضات، وی را به زندان دستگرد منتقل کردند. نزدیکانش می‌گویند او در ماه‌های بازداشت برای گرفتن اعتراف اجباری تحت فشار و شکنجه قرار داشته است. دادبان تاکید می‌کند، تفاوت جدی میان دو روایت درباره علت مرگ عرفان میرزایی، ضرورت انجام تحقیقی مستقل، بی‌طرفانه و شفاف درباره مرگ او در بازداشت را دوچندان می‌کند. اصل ۳۸ قانون اساسی شکنجه برای گرفتن اقرار یا اطلاعات را ممنوع و اعتراف حاصل از اجبار را فاقد اعتبار می‌داند؛ ضمن آنکه هر مرگ مشکوک در زندان، به‌ویژه همراه با ادعای شکنجه و آثار جراحت، مستلزم بررسی موثر و پاسخگویی مسئولان است. #دادبان #عرفان_میرزایی