ru
Feedback
دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران

دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران

Открыть в Telegram
5 353
Подписчики
-424 часа
-137 дней
-730 дней
Архив постов
زادروز پویا بختیاری، کشته‌شده اعتراضات آبان ۹۸، بر مزارش خواهر پویا بختیاری در سالروز تولد او، دل‌نوشته‌ای منتشر کرده که در ب
زادروز پویا بختیاری، کشته‌شده اعتراضات آبان ۹۸، بر مزارش خواهر پویا بختیاری در سالروز تولد او، دل‌نوشته‌ای منتشر کرده که در بخشی از آن آمده است: «پویا جان… امروز تولد توست؛ و من هنوز نمی‌دانم چطور باید برای برادری که هفت سال است نیست، تولد بگیرم… چطور باید بگویم «تولدت مبارک» وقتی آرزویم فقط این است که یک بار دیگر صدایت را بشنوم، ببینمت، با تو حرف بزنم و دعوایت کنم که چرا دیر آمدی… هفت سال گذشته، پویا… هفت سال از آن روزهایی که قرار نبود آخرین روزهای با تو بودنمان باشند. هفت سال از وقتی که یک تکه از قلب من، همراه تو برای همیشه رفت. زمان جلو رفت، آدم‌ها بزرگ‌تر شدند، زندگی هزار بار عوض شد… اما دلتنگی تو پیر نمی‌شود. هنوز بعضی روزها نبودنت آن‌قدر تازه است که انگار همین دیروز از من گرفته شدی. تو فقط برادر من نبودی؛ بخشی از کودکی‌ام بودی، بخشی از خاطراتم، بخشی از خانه‌مان، بخشی از من… و نبودنت چیزی نیست که بتوان به آن «عادت» کرد.» برای آنکه بدانیم پویا بختیاری چگونه در اعتراضات آبان ۹۸ کشته شد، روایت ناهید شیرپیشه، مادر دادخواه او، را می‌خوانیم؛ مادری که رنج سال‌ها زندان بر چهره‌اش نشسته است: «در حال شعار دادن بودم که ناگهان دیدم سیل جمعیت مردم به سمت پایین بلوار، جایی که من ایستاده بودم، می‌آیند و فریاد می‌زنند: «می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت.» جسد پویا را روی دست گرفته بودند. صورت خونی پویا، در حالی که بدنش روی دست مردم حمل می‌شد، آخرین تصویری است که من از او در ذهن دارم. فوراً او را به بیمارستان قائم کرج رساندیم، اما دیدیم دیر شده و او در همان لحظه اصابت گلوله جان داده است…» @nahid_shirpishe @bakhtyarisaba #پویا_بختیاری #دادبان

پنج سال زندان و یک سال «امر به معروف»؛ صدور حکم علیه نرگس حیدری، مربی ورزشی اهل ایذه نرگس حیدری، مربی ۳۸ ساله فیتنس و بدنسازی
پنج سال زندان و یک سال «امر به معروف»؛ صدور حکم علیه نرگس حیدری، مربی ورزشی اهل ایذه نرگس حیدری، مربی ۳۸ ساله فیتنس و بدنسازی اهل ایذه، در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم از سوی یکی از شعب دادگاه انقلاب اهواز و با استناد به اتهامی با عنوان «اقدام علیه امنیت ملی» صادر شده است. دادگاه در کنار مجازات حبس، حکمی غیرمعمول را نیز به‌عنوان مجازات تکمیلی برای این مربی ورزشی در نظر گرفته است. بر اساس گزارش منتشرشده، حیدری موظف شده به مدت یک سال به انجام «امر به معروف» بپردازد. گفته شده این بخش از حکم با فعالیت‌های ورزشی نرگس حیدری و حضور او بدون رعایت حجاب اجباری ارتباط دارد. به این ترتیب، موضوع حجاب نیز در تعیین مجازات تکمیلی او مورد توجه دادگاه قرار گرفته، هرچند محکومیت اصلی با عنوان یک اتهام امنیتی اعلام شده است. نرگس حیدری روز ۲۹ دی‌ماه، پس از پایان فعالیت کاری خود در ایذه، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان سپیدار اهواز منتقل شد و همچنان در بازداشت به سر می‌برد. برادر او، نعمت حیدری، نیز حدود سه هفته پیش از بازداشت وی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود. دادبان تاکید می‌کند، اگر مفاد حکم دقیقا الزام به یک سال «امر به معروف» باشد، قانونی‌بودن چنین مجازاتی محل تردید جدی است؛ زیرا مجازات تکمیلی باید در چارچوب موارد پیش‌بینی‌شده در ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی و با رعایت اصل قانونی‌بودن مجازات تعیین شود. همچنین تحمیل مجازاتی مرتبط با حجاب در پرونده‌ای که محکومیت اصلی آن امنیتی اعلام شده، ضرورت وجود ارتباط، تناسب و استدلال روشن قضایی میان جرم اثبات‌شده و مجازات تکمیلی را برجسته می‌کند. #دادبان #نرگس_حیدری

شکنجه برای اعتراف؛ روایت پارسا جعفری، محکوم به اعدام، از تهدید به تعرض جنسی یک منبع آگاه در گفت‌وگو با دادبان، روایت مهلک و و
شکنجه برای اعتراف؛ روایت پارسا جعفری، محکوم به اعدام، از تهدید به تعرض جنسی یک منبع آگاه در گفت‌وگو با دادبان، روایت مهلک و وحشتناکی از شکنجه اعمال‌شده علیه پارسا جعفری، یکی از محکومان به اعدام در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، روایت کرده است. به گفته این منبع مطلع، پارسا جعفری در جلسه دادگاه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ از یکی از سنگین‌ترین مراحل بازجویی خود پرده برداشته است. او در حضور وکیلش و در حالی که به‌شدت گریه می‌کرده، گفته است که برای وادار شدن به اعتراف، تحت فشار و تهدید جنسی قرار گرفته است. بر اساس این روایت، ماموران با بستن چشمان پارسا، او را از محل نگهداری خارج و به ساختمانی دیگر منتقل کرده‌اند. پس از پایین رفتن از پله‌ها، او را به اتاقی در زیرزمین برده‌اند که چند مرد با وضعیت رفتاری نامتعادل در آن نگهداری می‌شدند. پارسا در دادگاه گفته است ماموران او را داخل این اتاق رها کرده‌اند و پیش از بستن در، شرایطی ایجاد کرده‌اند که او خطر تعرض جنسی را کاملا واقعی و قریب‌الوقوع احساس کند. پس از ورود او، افراد حاضر در اتاق به سمتش حرکت کرده‌اند و او برای نجات خود با فریاد از ماموران کمک خواسته است. بر اساس این روایت، در داخل اتاق هفت تا هشت مرد حضور داشته‌اند. آنها شلوار و لباس زیر به تن نداشته و تنها زیرپوش پوشیده بودند. اتاق بوی شدید توالت می‌داده و مردان حاضر در آن، که قادر به صحبت کردن عادی نبوده‌اند، با اندام جنسی خود بازی می‌کرده‌اند. پارسا جعفری گفته است ماموران پس از هل دادن او به داخل اتاق، در را پشت سرش بسته‌اند. به گفته او، افراد حاضر در اتاق به سمتش هجوم آورده‌اند و او از ترس تعرض جنسی شروع به فریاد زدن کرده و از ماموران خواسته است که او را از اتاق خارج کنند. او در ادامه روایت کرده است که برای جلب توجه ماموران، با شدت به میله‌های بالای در کوبیده و در نتیجه، دستانش زخمی، خون‌آلود و کبود شده است. با این حال، ماموران در ابتدا واکنشی نشان نداده‌اند. پارسا جعفری سرانجام فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید می‌نویسم.» پس از این جمله، ماموران در را باز کرده و او را از اتاق خارج کرده‌اند. بنا بر این روایت، لباس پارسا نیز در جریان هجوم افراد حاضر در اتاق پاره شده است. این روایت، بنا بر گفته منبع مطلع، در جلسه رسمی دادگاه و در حضور وکیل و عوامل دادگاه، به‌طور مستقیم از سوی خود پارسا شرح داده شده است. اطلاعات رسیده همچنین نشان می‌دهد پس از همین واقعه، جهت بازجویی‌ها تغییر کرده و تمرکز پرونده از ادعای ساخت کوکتل مولوتف به انتساب قتل عباس کامرانی به پارسا جعفری و دیگر متهمان منتقل شده است. این تغییر، به‌روشنی نشان از نقش شکنجه و اعتراف اجباری اخذشده در تغییر مسیر پرونده، انتساب اتهامات واهی به متهمان و بی‌اساس بودن کامل حکم اعدام صادره دارد. #میدان_شهدای_اصفهان #دادبان

سخنان مادر ستاره رفیعی، کشته‌شده دی ۱۴۰۴ ستاره رفیعی، ۱۹ ساله ، ۱۸ دی با شلیک گلوله در تهران‌پارس کشته شد. ‏پیکر ستاره را خانواده در میان پیکرهای محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کرد. @setare_rafiee85 #دادبان #ستاره_رفیعی

۸ ماه بازداشت با ساچمه‌ای در پشت چشم؛ وضعیت وخیم مجتبی ازهدی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ مجتبی ازهدی، شهروند اهل جوین و
۸ ماه بازداشت با ساچمه‌ای در پشت چشم؛ وضعیت وخیم مجتبی ازهدی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ مجتبی ازهدی، شهروند اهل جوین و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، پس از نزدیک به هشت ماه همچنان در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود. در این مدت نه جلسه رسیدگی به پرونده او برگزار شده و نه امکان آزادی موقت با تامین مناسب برایش فراهم شده است. بنا بر اطلاعات رسیده، مجتبی ازهدی هنگام اعتراضات هدف شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفت و از ناحیه صورت و گردن آسیب دید. با وجود انجام یک جراحی، شماری از ساچمه‌ها همچنان در پیشانی او باقی مانده و یک ساچمه نیز در پشت چشمش قرار دارد؛ وضعیتی که نیازمند ادامه درمان و رسیدگی تخصصی است. با این حال، مسئولان زندان تاکنون با انتقال او به مرکز درمانی خارج از زندان برای انجام جراحی تکمیلی موافقت نکرده‌اند. محرومیت از درمان در حالی ادامه دارد که باقی‌ماندن ساچمه در نزدیکی چشم می‌تواند ضرورت رسیدگی فوری و تخصصی پزشکی را دوچندان کند. این شهروند پس از بازداشت ابتدا در زندان‌های جوین و سبزوار نگهداری و سپس برای جراحی به مشهد منتقل شد؛ او پس از بازگشت به زندان جوین نیز چهار روز در اعتراض به وضعیت خود اعتصاب کرد و مدتی در سلول انفرادی نگهداری شد. قرار است نخستین جلسه دادگاه او ششم مهرماه در شعبه اول دادگاه انقلاب سبزوار برگزار شود. دادبان تاکید می‌کند، ادامه بازداشت یک متهم برای ماه‌ها بدون برگزاری دادگاه باید مستند به ضرورت‌های قانونی، قابل اعتراض و متناسب با وضعیت پرونده باشد و اصل بر آزادی فرد تا زمان اثبات جرم است. همچنین محروم‌کردن زندانی از درمان ضروری، به‌ویژه در شرایطی که سلامت چشم و جسم او در معرض خطر قرار دارد، با تکلیف قانونی مسئولان زندان به تامین خدمات پزشکی و حفظ سلامت زندانیان سازگار نیست و عملا به معنی اعمال شکنجه علیه این زندانی است. #مجتبی_ازهدی #دادبان

«خشونت از کجا می‌آید؟»؛ روایت شلیک ماموران امنیتی به بازداشت‌شدگان مهدی محمودیان در واکنش به پرسش سخنگوی دولت درباره چرایی گس
«خشونت از کجا می‌آید؟»؛ روایت شلیک ماموران امنیتی به بازداشت‌شدگان مهدی محمودیان در واکنش به پرسش سخنگوی دولت درباره چرایی گسترش خشونت در جامعه، از برخوردهایی نوشته که به گفته او سال‌ها در پشت دیوارهای بازداشتگاه‌ها و دور از افکار عمومی رخ داده است. او این روایت‌ها را بخشی از پاسخ به چرخه خشونت در ایران می‌داند. بر اساس روایت محمودیان، «امیر» نیمه‌شب در خانه‌اش در شرق تهران بازداشت و مقابل خانواده‌اش مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. او مدعی است ماموران ساعاتی بعد، امیر را با دستان بسته به پارکی خلوت بردند، دوباره کتک زدند و به پایش شلیک کردند. در روایت دیگری، «رضا» پس از بازداشت در نزدیکی محل زندگی‌اش، به‌جای انتقال مستقیم به بازداشتگاه به حاشیه یک بزرگراه منتقل شد. به گفته محمودیان، ماموران پس از ضرب‌وشتم او، از فاصله نزدیک به ناحیه زیر زانویش تیراندازی کردند. «حمید» نیز بنا بر این روایت، پس از بازداشت با شلیک چند گلوله به پاهایش مجروح شد، اما با وجود شدت جراحات به زندان انتقال یافت. وضعیت جسمانی او به اندازه‌ای وخیم توصیف شده که برای انجام امور روزمره نیز به کمک دیگر زندانیان نیاز داشته است. محمودیان درباره «محمدرضا» نیز نوشته که ماموران پس از ورود شبانه به خانه و ضرب‌وشتم او، وی را با دست‌وپای بسته از منزل خارج کردند. بر اساس این ادعا، ماموران در حاشیه اتوبان همت به زیر زانوی او شلیک کرده و سپس او را به بیمارستان انتقال دادند. آخرین روایت به «علیرضا» مربوط است که گفته می‌شود پس از اعتراض به رفتار ماموران، در بیمارستان با تهدید مسلحانه روبه‌رو شد. محمودیان مدعی است از او خواسته شده بود مقابل دوربین بگوید هنگام فرار هدف گلوله قرار گرفته است؛ روایتی که او آن را نمونه‌ای از خشونت پنهانی می‌داند که می‌تواند خود به بازتولید خشونت در جامعه دامن بزند. #دادبان #نقض_حقوق_بشر

⁨ 🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دن
⁨ 🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دنبال کنیم و تا جایی که می‌توانیم پاسخ‌گوی شما باشیم. حالا می‌خواهیم بدانیم شما درباره مسیر دادبان چه فکر می‌کنید؟ چه موضوعاتی برایتان مهم‌تر است؟ چه محتواهایی را بیشتر می‌خواهید؟ و فکر می‌کنید دادبان در چه زمینه‌هایی می‌تواند بهتر عمل کند؟ ⏱️ فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید و در نظرسنجی دادبان شرکت کنید. پاسخ‌های شما به ما کمک می‌کند مسیر آینده دادبان را دقیق‌تر و متناسب‌تر با نیازهای شما انتخاب کنیم. 📌 لینک نظرسنجی در استوری و بیو دادبان هم در دسترس است. ‏https://qfreeaccountssjc1.az1.qualtrics.com/jfe/form/SV_9S08ucIwkysDU6a ممنون که صدایتان را با ما شریک می‌شوید. 🤍 #دادبان #نظرسنجی_دادبان⁩

حسین افراسیاب، خواننده رپ، به بیش از سه سال و ۹ ماه حبس محکوم شد حساب اینستاگرام حسین افراسیاب، ترانه‌سرا و خواننده رپ محبوس
حسین افراسیاب، خواننده رپ، به بیش از سه سال و ۹ ماه حبس محکوم شد حساب اینستاگرام حسین افراسیاب، ترانه‌سرا و خواننده رپ محبوس در زندان دستگرد اصفهان، گزارش داد که او به اتهام داشتن یک دستگاه استارلینک و با اعمال تشدید مجازات در شرایط جنگ، ابتدا به پنج سال و یک ماه حبس محکوم شده بود. این حکم در رای نهایی به سه سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس کاهش یافت. این حساب همچنین اعلام کرد که افراسیاب این دستگاه را خریداری نکرده بود و دستگاه استارلینک نیز «کاملا آکبند» بوده است. او صرفا برای برقراری ارتباط با خانواده‌اش در زمان قطع سراسری اینترنت، این دستگاه را در اختیار داشته است. در ادامه این گزارش تاکید شده که صدور چنین حکمی، صرفا با استناد به تشدید مجازات در شرایط جنگ، «هیچ جای دنیا قابل توجیه نیست» و حسین افراسیاب مرتکب جرمی نشده است. حسین افراسیاب روز شنبه، ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، در ورودی شهر شاهین‌شهر توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد. بر اساس گزارش‌ها، ماموران لباس‌شخصی بدون ارائه حکم قضایی به خودروی شخصی او یورش بردند و پس از ضرب‌وشتم شدید، او را بازداشت کردند. دادبان تاکید می‌کند که محکومیت حسین افراسیاب به دلیل داشتن استارلینک، در تعارض آشکار با حق دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان است، حقوقی که در اسناد بین‌المللی، از جمله میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، به رسمیت شناخته شده‌اند. محروم کردن شهروندان از ابزارهای ارتباطی و مجازات آنان به دلیل استفاده یا در اختیار داشتن این ابزارها، نقض مستقیم این حقوق بنیادین محسوب می‌شود. چنین برخوردی نشان‌دهنده اولویت دادن به سرکوب، به جای رعایت تعهدات حقوقی و حقوق اساسی شهروندان است. #دادبان #حسین_افراسیاب

بوی پاییز به مشام می‌رسد و با نزدیک شدن اول مهر، بچه‌ها باید خود را برای رفتن به مدرسه آماده کنند، کیف و کفش و لوازم تحریر بخ
بوی پاییز به مشام می‌رسد و با نزدیک شدن اول مهر، بچه‌ها باید خود را برای رفتن به مدرسه آماده کنند، کیف و کفش و لوازم تحریر بخرند و با ذوق و شوق به استقبال سال تحصیلی جدید بروند. اما گویی امسال گرانی‌ها دیگر ذوقی برای خانواده‌ها و کودکانی که باید به مدرسه بروند، باقی نگذاشته است. همزمان با افزایش تورم عمومی، قیمت لوازم تحریر و نوشت‌افزار نیز به شکلی افسارگسیخته افزایش یافته است. محسن گلستانی، رئیس اتحادیه لوازم‌التحریر، با اعلام جهش چشمگیر قیمت‌ها در آستانه بازگشایی مدارس، از دو برابر شدن قیمت برخی اقلام پرمصرف خبر داد و گفت: «عمده محصولات نوشت‌افزار حدود ۵۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند، اما بسته به نوع کالا و میزان وابستگی آن به مواد اولیه‌ای که گران شده‌اند، این رقم بیشتر است.» او افزود: «به‌طور کلی می‌توان گفت افزایش قیمت محصولات نوشت‌افزار بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد بوده است.» گلستانی همچنین با تاکید بر اینکه کاغذ بیشترین فشار قیمتی را تجربه کرده است، گفت: «بیشترین رشد قیمت مربوط به محصولات سلولزی از جمله دفتر و کاغذ بوده که دست‌کم حدود ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند.» با گسترش فقر زیر سایه تورم و ناکارآمدی حکومت جمهوری اسلامی، هر روز بر تعداد کودکانی که به دلیل مشکلات اقتصادی از تحصیل بازمی‌مانند، افزوده می‌شود. اگرچه آمار دقیق و قابل اعتمادی در این زمینه منتشر نمی‌شود، اما بر اساس آخرین آمار رسمی، مقایسه جمعیت کودکان در سن مدرسه با تعداد دانش‌آموزان نشان می‌دهد که در سال تحصیلی ۱۴۰۴، حدود یک میلیون کودک از تحصیل بازمانده‌اند. این آمار مربوط به دو سال پیش است، زمانی که شرایط اقتصادی و نرخ تورم با وضعیت امروز تفاوت داشت. بنابراین می‌توان انتظار داشت که در سال ۱۴۰۵، شمار بیشتری از کودکان به جای نشستن پشت نیمکت‌های مدرسه، مجبور شوند برای کمک به تامین هزینه‌های خانواده کار کنند. #دادبان #اول_مهر_مدرسه #فقر

خواهر جاویدنام فرهاد محدودی: برادر شجاعم، من از فردای بدون تو می‌ترسم خواهر فرهاد محدودی با انتشار این ویدیو نوشت: «من از زمستون می‌ترسم… از دی‌ماه می‌ترسم… از هجدهم هر ماه می‌ترسم… از تمام روزهایی که بوی نبودنت رو می‌دن می‌ترسم. بیشتر از همه، از فردا می‌ترسم… از فرداهایی که باید بدون تو ادامه بدم. از اینکه زمان بگذره و من مجبور باشم یاد بگیرم چطور با جای خالی تو زندگی کنم. بعضی آدم‌ها که می‌رن، فقط خودشون نمی‌رن… یک تکه از قلب آدم رو هم با خودشون می‌برن. تو رفتی.» جاویدنام فرهاد محدودی، ۳۰ ساله و پدر یک فرزند بود. او ۱۸ دی ۱۴۰۴، با شلیک گلوله در محمدشهر کرج کشته شد. @farhadmahdodi74 #فرهاد_محدودی #دادبان

چهاردیواری خانه، خشونت را خصوصی نمی‌کند آیا آنچه میان زن و شوهر در خانه اتفاق می‌افتد، صرفا موضوعی «خصوصی» است که دیگران نبای
چهاردیواری خانه، خشونت را خصوصی نمی‌کند آیا آنچه میان زن و شوهر در خانه اتفاق می‌افتد، صرفا موضوعی «خصوصی» است که دیگران نباید درباره آن سخن بگویند؟ چنین نگاهی هنوز در بخش‌هایی از جامعه ایران درباره خشونت خانگی وجود دارد؛ گویی ورود جامعه به اتفاقات درون خانواده، دخالت در زندگی خصوصی افراد است. اما خشونتی که امنیت، سلامت جسمی و روانی یا کرامت یک انسان را تهدید می‌کند، با قرار گرفتن در چهاردیواری خانه ماهیت اجتماعی خود را از دست نمی‌دهد. طرح علنی تجربه خشونت خانگی را نمی‌توان صرفا «افشای یک مسئله خصوصی» دانست. سخن گفتن خشونت‌دیدگان از خشونتی که در محیط خانواده رخ می‌دهد، یکی از مهم‌ترین راه‌های شکستن چرخه سکوت و پنهان‌کاری است؛ چرخه‌ای که سال‌ها به عادی‌سازی و تداوم خشونت علیه زنان کمک کرده است. خشونت خانگی معمولا در فضایی دور از چشم دیگران اتفاق می‌افتد و همین پنهان‌بودن، یکی از مهم‌ترین عوامل تداوم آن است. سکوت خانواده، اطرافیان و جامعه می‌تواند خشونت‌گر را از پاسخگویی دور نگه دارد و قربانی را در چرخه‌ای از ترس، انزوا و تکرار خشونت گرفتار کند. به همین دلیل در بسیاری از نظام‌های حقوقی، خشونت خانگی دیگر یک اختلاف شخصی میان اعضای خانواده تلقی نمی‌شود و سازوکارهای قانونی برای مداخله و حمایت از قربانی پیش‌بینی شده است. در برخی کشورها حتی در شرایط مشخص، اشخاصی که از وقوع خشونت شدید آگاه می‌شوند با تکالیفی برای گزارش یا کمک به فرد در معرض خطر روبه‌رو هستند. خصوصی خواندن خشونت علیه زنان در نهایت می‌تواند به ابزاری برای عادی‌سازی خشونت و توجیه بی‌عملی جامعه و حکومت تبدیل شود. خشونت خانگی «مساله خانوادگی» نیست؛ تعرض به امنیت، تمامیت جسمانی و کرامت انسان است و مقابله با آن نیازمند شکستن سکوت، حمایت موثر از خشونت‌دیده و ایجاد سازوکارهای قانونی مشخص و کارآمد است. #دادبان #خشونت_خانگی

جاویدنام محمدرضا آهنگر: «می‌روم برای آزادی میهنم تلاش کنم» محمدرضا آهنگر، ۲۰ ساله، در آخرین پیامش گفته بود: «می‌روم برای آزادی میهنم و برای مهاجرت نکردن مردمم تلاش کنم.» او در ۱۸ دی، در فلکه صادقیه، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. محمدرضا از ناحیه سر، با شلیک یک تک‌تیرانداز از بالای مجتمع تجاری گلدیس، هدف قرار گرفت و کشته شد. مادر محمدرضا با انتشار ویدیویی از او نوشت: «پسررررر قشنگممممم آخرین جمله‌ای که از تو به یادگار ماند و تمام جهان آن را شنیدند، ویس آخرت بود که گفتی: برم برای آزادی میهنم…» #محمدرضا_آهنگر #دادبان

عکس بدون حجاب در صفحه شخصی، «تصویر مبتذل» نیست؛ سابقه قضایی چه می‌گوید؟ صرف قرار دادن عکس شخصی بدون حجاب اجباری در شبکه‌های ا
عکس بدون حجاب در صفحه شخصی، «تصویر مبتذل» نیست؛ سابقه قضایی چه می‌گوید؟ صرف قرار دادن عکس شخصی بدون حجاب اجباری در شبکه‌های اجتماعی، به‌خودی‌خود به معنای «انتشار تصاویر مبتذل» نیست. برای محکومیت کیفری، رفتار فرد باید تمامی عناصر جرمی را که قانون‌گذار تعریف کرده است، داشته باشد و صرف دیده‌شدن موی زن نمی‌تواند چنین عنوانی را محقق کند. در یک رای قضایی قطعی در سال ۱۳۹۲، شعبه ۱۰۸۹ دادگاه عمومی جزایی تهران قرار دادن تصویر بدون حجاب در صفحه فیس‌بوک را فاقد وصف «انتشار» دانست. دادگاه با استناد به مفهوم ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه‌ای، به دلیل احراز نشدن عنصر مادی جرم، حکم برائت صادر کرد. این رویکرد در پرونده افسانه بایگان نیز مورد توجه دادگاه تجدیدنظر قرار گرفت. دادگاه اعلام کرد قرار دادن عکس‌های خصوصی در صفحات شخصی شبکه‌های اجتماعی، در شرایط مورد رسیدگی، به معنای انتشار عمومی نیست و تولید، ارسال یا توزیع داده‌های مبتذل موضوع قانون جرایم رایانه‌ای نیز محقق نشده است. دادگاه تجدیدنظر همچنین با استناد به ماده ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی تاکید کرده است که در جرایم عمدی، صرف انجام یک رفتار برای محکومیت کافی نیست. علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم، قصد لازم برای تحقق رفتار و نتیجه مجرمانه نیز باید بر اساس شرایط قانونی احراز شود. بنابراین نمی‌توان صرف انتشار عکس شخصی یک زن بدون حجاب اجباری را خودبه‌خود تحت عنوان «انتشار تصاویر مبتذل» جرم‌انگاری کرد. سابقه آرای قضایی نیز نشان می‌دهد برای اعمال چنین عنوان اتهامی، دادگاه باید عناصر قانونی، مادی و معنوی جرم را احراز کند و صرف نداشتن حجاب برای تحقق آن کافی نیست. #دادبان #مشاوره_حقوقی_رایگان

این دستان مادری است که موهای خون‌آلود فرزند زیبایش را نوازش می‌کند. گلوله به پشت جمجمه دخترکی اصابت کرده که سرشار از شور و شو
این دستان مادری است که موهای خون‌آلود فرزند زیبایش را نوازش می‌کند. گلوله به پشت جمجمه دخترکی اصابت کرده که سرشار از شور و شوق زندگی بود و والیبال را دوست داشت. حالا مادر، موهای سرخ‌شده از خون او را نوازش می‌کند و با تمام عشق، قربان‌صدقه فرزندش می‌رود. تانیا عباسی، ۲۱ ساله، دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه «شهید رجایی» کرج و ورزشکار والیبال، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، محله نیروی دریایی (رسالت) با شلیک مستقیم گلوله جنگی به پشت سر (جمجمه) جان باخت. تانیا پس از اصابت گلوله به بیمارستان‌های «شهدای» تجریش و «الغدیر» منتقل شد اما پذیرش نشد و در نهایت در آغوش مادرش جان سپرد. پیکر او ابتدا به بیمارستان شهدا منتقل و سپس به کهریزک فرستاده شد. پس از چهار روز، جسد به خانواده تحویل و در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد. مادر تانیا در پستی برای دخترش می‌نویسد: «عزیزدردونه‌ی من، یکی‌یه‌دونه‌م، تو با کلی شوقی که تو وجودت بود و با همه‌ی آرزوهات، چطور رفتی و منو تنها گذاشتی؟ خاک حرومت باشه، تن نحیف و کوچیک بچه‌مو تو آغوش گرفتی… اون بچه همه‌ی زندگی من بود، امید من بود، تنها دلیل زندگیم بود. مادر، قرارمون فارغ‌التحصیلی و جشن عروسیت بود. قرار بود تو رو با لباس عروس ببینم، نه توی کاور مشکی، غرق در خون، بین هزاران نفر… هر وقت حس می‌کردی مریض شدی، خودمو می‌چسبوندم بهت. می‌گفتی: «مامان مریض می‌شی، برو کنار.» می‌گفتم: «نه مامان، بذار من مریض بشم، تو هیچیت نشه، درد نکشی، اذیت نشی. سلامتی می‌خوام چکار اگر تو بدحال باشی؟» اون شبم بغل دستت بودم مامان، چرا اون تیر به من نخورد؟ چرا دردت به جون من نخورد که بمیرم و این‌طور نبینمت؟ چرا وقتی من بودم، تو باید درد می‌کشیدی؟ بمیرم برای موهای قشنگت که از خون سرت قرمز شده بود…» #تانیا_عباسی #دادبان

از شعر و ترجمه تا زندان؛ وحید علیزاده رزازی به ۷۵ روز حبس محکوم شد وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، باید برای تحمل ۷۵ روز حب
از شعر و ترجمه تا زندان؛ وحید علیزاده رزازی به ۷۵ روز حبس محکوم شد وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، باید برای تحمل ۷۵ روز حبس تعزیری خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. او پس از مراجعه به واحد اجرای احکام، ابلاغیه مربوط به اجرای حکم را دریافت کرده است. به گزارش کانون نویسندگان ایران، این حکم با اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی» و «تشویش اذهان عمومی» صادر شده است. بر اساس گزارش هرانا، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران علاوه بر حبس، او را به سه سال ممنوعیت فعالیت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز محکوم کرده است. علیزاده رزازی سوم فروردین ۱۴۰۵ در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و حدود یک ماه را در سلول انفرادی و تحت بازجویی گذراند. در جریان بازداشت نیز شماری از وسایل شخصی و تجهیزات الکترونیکی او ضبط شد و او در نهایت با سپردن وثیقه آزاد شد. این شاعر و مترجم، خالق مجموعه شعر «اسفندی‌ام؛ لطفا مرا دود کنید!» و مترجم «کابوی تحمل‌ناپذیر» اثر روبرتو بولانیو است. صدور حکم زندان و ممنوعیت فعالیت رسانه‌ای برای یک چهره فرهنگی، بار دیگر نگرانی درباره برخورد قضایی و امنیتی با نویسندگان و اهالی فرهنگ در ایران را برجسته می‌کند. دادبان تاکید می‌کند، از منظر حقوقی، صرف بیان دیدگاه، انتشار محتوا یا فعالیت ادبی و رسانه‌ای را نمی‌توان بدون اثبات رفتار مشخص مجرمانه به جرائم امنیتی منتسب کرد. مطابق اصل ۲۴ قانون اساسی، آزادی بیان و انتشار مطالب به رسمیت شناخته شده و برای محدود کردن آن باید مصداق قانونی مشخصی وجود داشته باشد؛ بنابراین اگر مبنای محکومیت وحید علیزاده رزازی صرفا اظهارنظرها یا فعالیت‌های مسالمت‌آمیز او باشد، صدور حکم حبس مصداق جرم‌انگاری آزادی بیان و نقض این حق بنیادین است. #وحید_علیزاده #دادبان

⁨ مریم محمدظاهری، کشته‌شده دی ۱۴۰۴ او، ۲۷ ساله ساکن تهران، ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴ با گلوله مستقیم ماموران کشته شد. ‏مریم محمدظاهری، در محله نظام‌آباد و از ناحیه شکم و گردن هدف گلوله ماموران قرار گرفت. #دادبان #مریم_محمد_ظاهری⁩

قیمت «یک شانه تخم‌مرغ» بیشتر از دستمزد روزانه کارگر است، یخچال‌ خانه‌های مزدبگیران خالی‌ست. در حالی یک شانه تخم مرغ، ۶۲۰ هزار
قیمت «یک شانه تخم‌مرغ» بیشتر از دستمزد روزانه کارگر است، یخچال‌ خانه‌های مزدبگیران خالی‌ست. در حالی یک شانه تخم مرغ، ۶۲۰ هزار تومان قیمت خورده که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار، فقط ۵۵۴ هزار تومان است. مقایسه همین دو عدد نشان می‌دهد که کارگر بعد از ۸ ساعت کار طاقت‌فرسا در روز، حتی یک شانه ۳۰ تایی تخم مرغ نمی‌تواند خریداری کند! احتمالاً پس از تسری گرانی ۱۲.۵ درصدی قیمت درب کارخانه‌ی تخم مرغ به بازار مصرف، قیمت هر شانه تخم مرغ به ۷۰۰ یا حتی ۸۰۰ هزار تومان خواهد رسید، یعنی به اندازه حقوق ۱.۵ روزِ یک کارگرِ حداقل‌بگیر. خسرو رنجبری، فعال صنفی بازنشستگان کارگری، در این رابطه به ایلنا گفته: قحطی فقط به این معنا نیست که کالا در فروشگاه‌ها و بازار وجود نداشته باشد؛ گاهی کالا هست، اما مردم قدرت خرید آن را ندارند. امروز برای بخش بزرگی از جامعه، غذا و دارو عملاً در دسترس نیست. وقتی قیمت یک شانه تخم‌مرغ از دستمزد روزانه یک کارگر بیشتر است، گفتن اینکه «کالا به وفور وجود دارد»، به نوعی به سخره گرفتن جامعه است. در قحطی سنتی، کالا وجود نداشت و مردم نمی‌توانستند چیزی بخرند؛ اما در «قحطی نوین»، کالا هست، ولی قیمت آن به حدی رسیده که مردم توان خریدش را ندارند. او ادامه می‌دهد: مسئله فقط «وجود کالا» نیست؛ مهم‌تر از وجود کالا، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی آن‌ها به کالاهاست. با درآمد ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان، چه اندازه می‌توان خرید کرد؟ او اضافه می‌کند: قحطی مواد غذایی در سفره‌ها و یخچال‌های مردم، محصول سیستمی است که برون‌داد معیشتی آن، فقیرتر شدن شاغلان و افول روزافزون سطح زندگی طبقه کارگر است. تخم‌مرغی که ۱۴۰ سال پیش، در زمان «ابراهیم صحاف‌باشی»، دست‌کم برای بخش بزرگی از مردم کالایی عادی و در دسترس بود و به وفور بر سر سفره‌ها یافت می‌شد، امروز به کالایی دور از دسترس تبدیل شده است؛ تا جایی که قیمت هر شانه تخم‌مرغ از دستمزد یک روز کارگر بیشتر است. #دادبان#فقر

آرش یزدانی، ۲۷ ساله، طلاساز ۱۸ دی در هفت حوض تهران، هنگام نجات معترضی مجروح، با شلیک گلوله کشته شد. آرش یزدانی، ۲۷ ساله، روز
آرش یزدانی، ۲۷ ساله، طلاساز ۱۸ دی در هفت حوض تهران، هنگام نجات معترضی مجروح، با شلیک گلوله کشته شد. آرش یزدانی، ۲۷ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه در هفت‌حوض تهران، هنگام تلاش برای نجات جان یک معترض مجروح، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد. آرش پیش از رفتن به خیابان با مادر و خواهرش تماس گرفت و به آن‌ها گفت: «مواظب خودتون باشید، خیلی دوستتون دارم.» او همیشه می‌گفت: «برای هدفم باید بجنگم.» آرش همچنین بارها به مادرش گفته بود: «کاری می‌کنم که باعث افتخارت بشم.» آرش پسری خوش‌اخلاق و پرانرژی و فرزند ارشد خانواده بود. او در بازار طلاسازی کار می‌کرد و آینده‌ای پیش رو داشت که با شلیک گلوله از او گرفته شد. آرش یزدانی در ۲۷ سالگی، در حالی که برای کمک و نجات جان دیگری تلاش می‌کرد، جان باخت و نامش در یادها ماند. #آرش_یزدانی #دادبان

محکومیت وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به ۶ سال زندان وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر در
محکومیت وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به ۶ سال زندان وفا کاشفی، شهروند بهایی ساکن مشهد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر در مجموع به ۶ سال زندان محکوم شده است. او از اول اردیبهشت ۱۴۰۵ تاکنون، به مدت ۱۴۰ روز در بند قرنطینه زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری شده است. دادگاه این شهروند بهایی روز هفتم شهریور برگزار شد و او با چهار عنوان اتهامی روبه‌رو بود. در نهایت، دادگاه برای «تبلیغ علیه نظام» یک سال و برای «اجتماع و تبانی» پنج سال حبس تعیین کرد و او را از دو اتهام «توهین به رهبری» و «تشویق مردم به اغتشاشات» تبرئه کرد. از پنج سال مجازات مربوط به اتهام «اجتماع و تبانی»، دو سال و نیم تعزیری و دو سال و نیم دیگر تعلیقی اعلام شده است. بر اساس رای صادرشده، در صورت قطعی شدن حکم، مجازات اشد یعنی دو سال و نیم حبس تعزیری درباره کاشفی اجرا خواهد شد. کاشفی اول اردیبهشت پس از احضار برای تفهیم اتهام به دادسرای انقلاب مشهد مراجعه کرد، اما همان‌جا بازداشت و به زندان وکیل‌آباد منتقل شد. او پیش از این نیز ۲۱ دی ۱۴۰۴ در منزلش بازداشت شده بود و پس از حدود یک هفته با سپردن وثیقه آزادی خود را به دست آورده بود. دادبان تاکید می‌کند، از منظر حقوقی، مجازات افراد صرفا به دلیل باور مذهبی یا عضویت در یک جامعه دینی با اصل منع تبعیض و آزادی عقیده و مذهب در تعارض است. همچنین فعالیت مسالمت‌آمیز مذهبی یا بیان عقیده، بدون وجود رفتار مجرمانه مشخص، نباید مبنایی برای تعقیب و مجازات کیفری باشد. دادبان تاکید می‌کند، محکومیت وفا کاشفی را می‌توان در چارچوب فشارهای گسترده‌تر علیه شهروندان بهایی در ایران نیز بررسی کرد؛ جامعه‌ای که اعضای آن بارها با بازداشت، حبس، محرومیت‌های آموزشی و شغلی و محدودیت در فعالیت‌های اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. استفاده از عناوین امنیتی برای برخورد با فعالیت‌های مسالمت‌آمیز بهاییان، عملا زمینه سرکوب قضایی و کیفری آنان را فراهم کرده است. #وفا_کاشفی #دادبان

🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دنبا
🤍 صدای شما برای دادبان مهم است. ما در دادبان همیشه تلاش کرده‌ایم کنار شما باشیم؛ سؤال‌هایتان را بشنویم، دغدغه‌هایتان را دنبال کنیم و تا جایی که می‌توانیم پاسخ‌گوی شما باشیم. حالا می‌خواهیم بدانیم شما درباره مسیر دادبان چه فکر می‌کنید؟ چه موضوعاتی برایتان مهم‌تر است؟ چه محتواهایی را بیشتر می‌خواهید؟ و فکر می‌کنید دادبان در چه زمینه‌هایی می‌تواند بهتر عمل کند؟ ⏱️ فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید و در نظرسنجی دادبان شرکت کنید. پاسخ‌های شما به ما کمک می‌کند مسیر آینده دادبان را دقیق‌تر و متناسب‌تر با نیازهای شما انتخاب کنیم. 📌 لینک نظرسنجی در استوری و بیو دادبان هم در دسترس است. ‏https://qfreeaccountssjc1.az1.qualtrics.com/jfe/form/SV_9S08ucIwkysDU6a ممنون که صدایتان را با ما شریک می‌شوید. 🤍 #دادبان #نظرسنجی_دادبان