en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

نصوح

نصوح

Open in Telegram

نَصوح؛ دریچه‌یست برای گه‌گاه نصیحت برای خودم.

Show more
347
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1330 days
Posts Archive
•• قبل از انقراض عقل‌ها برنامه‌ساز از «چت‌جی‌پی‌تی» خواست درباره موضوع برنامه و مهمان آن مطلبی جامع تهیه کند و آن را برای مدیر فرستاد. مدیر فایل را به «کلود» سپرد تا خلاصه و ارزیابی‌اش کند و برای مجری بفرستد. مجری هم از «جمنای» خواست متن را به محورهای بحث و پرسش‌های مصاحبه تبدیل کند و برای مهمان متخصص فرستاد. مهمان نیز پرسش‌ها را به «پرپلکسیتی» داد تا پاسخ‌هایی مستند، همراه با آمار و منابع، تهیه کند. بیننده هم پس از پخش برنامه، ویدئو را به «نوت‌بوک» سپرد تا خلاصه‌اش را به فلش‌کارت تبدیل کند. و این‌گونه تنها هوش مصنوعی بود که دقیقاً می‌دانست در جهان چه می‌گذرد! ••

•• از نشانه‌های سعادت انسان تازه‌دین‌دارشده اینست، که خداوند به او فهمی راست و درست عطا کند که با آن به فراتر از ظاهر حرف‌وسخن‌ها نگاه کند و به‌دنبال حقیقت‌ و مغز اشیا باشد؛ نه اینکه درگیر اسما و القاب آماسیده شود. و اینکه با آرامش و حوصله در پله‌های علم و عمل بالا برود، نه آینکه در میان منهج‌ها و آراء بجهد و در آخر هم جز آشفتگی و خیبت چیزی حاصلش نگردد. ❏ چقدر دلم می‌خواهد به کسی که دل‌باختهٔ زینتِ ظاهر شده‌ است و با آن، خود و بی‌خبران دیگر از حقیقت علم و ایمان را می‌فریبد، بگویم: آرام بگیر برادرم! نشود که سخنان آراسته، تو را از دیدنِ حقیقت‌های زیرینش باز دارد؛ چه بسیار دیده و شنیده‌‌ایم دعواهای عریض و سخنان فخیمی را که فروغِ ظاهرشان نور چشمان را می‌برد، ولی چون به حقیقت‌شان رسیدیم جز مشتی از هوا نیافتیم! و به یاد گفتارِ آن شاعر افتادیم که: کلامك يا هذا كفَارغِ بُندقٍ •• خَليٌّ من المَعنىٰ، ولكنْ يُفرقِعُ سخنت ای مرد، چون ماشه‌ی توخالی است •• که چیزی در درون ندارد، ولی خیلی باصدا شلیک می‌کند.
ترجمه از کانال انابیش با تصرف.

لطيف...

مردی بادیه‌نشین دو همسر داشت. یکی از آن‌ها پسری به دنیا آورد و دیگری دختری. مادرِ پسر، کودک خود را در آغوش می‌گرفت و در برابر هوویش او را می‌رقصاند و با صدای بلند این ابیات را می‌خواند تا او را آزار دهد: الحمد لله الحميد العالي أكرمني ربّي وأعلى حالي ولـم ألد بنتاً كجلدٍ بالي لا تدفع الضَّيمَ عن العِيالِ یعنی: سپاس خدای ستوده و بلندمرتبه را / پروردگارم مرا گرامی داشت و مقامم را بالا برد / و دختری چون پوستین کهنه به دنیا نیاوردم / که نتواند ستم را از کسان خود دفع کند. مادرِ دختر از این رفتار به خشم آمد، او نیز ابیاتی سرود و از آن پس، دخترش را در برابر هوویش می‌رقصاند و چنین می‌خواند: ومـا عليَّ أن تكون جــارية تمشط رأسي وتراعي حاليه وتــرفع السّاقط من خماريه حتّى إذا ما أصبحت كالغانية زَوَّجْـتُها مـروانَ أو مـعـاوية أصهارُ صِدقٍ أو مهورٍ عــالية یعنی: و چه می‌شود اگر دخترکی باشد، / که سرم را شانه کند و مراقب احوال من باشد؟ / و افتاده‌های چادرم را بردارد، / تا چون زنی زیبا و بالغ شود، / او را به ازدواج مروان یا معاویه درآورم؛ / دامادهایی درستکار با مهریه‌هایی والا. این ابیات در میان مردم بر سر زبان‌ها افتاد. هنگامی که دختر بزرگ شد، امیر «مروان بن حکم» گفت: «آفرین بر دختر و مادرش! نباید بگذاریم گمان نیک مادر بد شود.» پس دختر را از مادر خواستگاری کرد و صدهزار درهم به عنوان مهریه برای او تعیین نمود. وقتی «معاویة بن ابی‌سفیان» (رضی الله عنه) از این ماجرا باخبر شد، گفت: «اگر مروان در این امر از ما پیشی نمی‌گرفت، مهریه را دو برابر می‌کردیم.» سپس مبلغ دویست هزار درهم به عنوان هدیه از سوی خود برای مادر فرستاد. (ابن عساکر - تاریخ دمشق)

لطيف...

پس حال ما چه باشد!! 😢

•• ای مردمان! یقین کنید که زندگی دنیا بازیچۀ است که انسان را به خود مصروف می‌سازد، خوشگذرانیی است که دل ها را غافل می‌نماید، زیب و زینتی است که چشم ها را فریب می‌دهد، فخر فروشیی است که به وسیله‌اش مردم بر یکدیگر با ستایش و افتخار برتری می‌جویند و زیاده‌طلبیی است که با کثرتِ ثروت و فرزندان تحقّق می یابد. صفتِ زندگی دنیا همچو بارانی است که دهقانان از سر سبزی پدیدآمده از اثرش شادمان می‌شوند، بعد از آن با پژمردگی می خشکد و می‌پوسد و می‌بینی که بعد از تر و تازگی زرد و پارچه‌پارچه گردیده است. این صفت دنیاست که با زرق‌وبرقش از طریق کثرتِ خانواده، زیادت دارایی و فراوانی در زندگی، انسان را فریب می‌دهد، بعد از آن فُرقت و سفر پدید می‌آید و احوال و زمان دگرگون می شوند. آنگاه که روز قیامت فرا رسد، کافران، -مزید به از بین رفتن دنیای خود- عذاب سختی را در پیش رو دارند، امّا برای دوستان خداوند و اهل طاعتش آمرزش گناهان و خوشنودی او تعالی میسّر است. آری! زندگیِ دنیا متاع فریبنده‌ای است که فریب‌خورده را به مزخرفات خویش فریفته می‌سازد؛ یعنی هر که آن را اختیار کند، برای بدست آوردنش می کوشد و عمل برای آخرت را فراموش می نماید.
تفسیر میسر | سوره حدید، آیه ۲۰

Repost from نصوح
•• یکی از بزرگواران که استاد حفظ بنده بودند، فعلا در حالت خیلی سخت مریضی سرطان بسر می‌برند. خواستم از شما برایش طلب دعا نمایم، چه بسا نسیم اجابت دستان یکی از شما را لمس کند. ••
#عصر_جمعه 🤲

••
ابن‌ جُنید در سؤالاتش از امام یحیی بن معین (ص346) نقل می‌کند:
یحیی بن مَعین به من گفت: «فرزندی داری؟» گفتم: نه، و نه همسری. گفت: «پس اینجا جای تو نیست! برو به یکی از ثغور (سنگرهای جهاد) بپیوند، یا خود را در آن سواحل بیفکن؛ زیرا دنیا ارزشی ندارد». ••

‏•• س: کاری را برایم بگو که تا آخر عمر آنرا انجام دهم! ج: وِرد روزانه‌ی قرآن را هرگز ترک نکن، و لو به قدر یک صفحه باشد، و در اذکار صبح و شام کوتاهی نکن. اخلاقت را با گذشت و مهربانی و سکوت پر کن، مگر در جایی که امید اجر را داشته باشی. همیش یک عبادت پنهانی داشته باش؛ از بزرگترین‌شان: پاکی قلب و آرزوی خیر برای دیگران است.
وجدان العلی

•• دوستانم، یادآوری می‌کنم که هرلحظه باید شکر نعمت صحت را بجا آوریم و قدرش را بدانیم و از خداوند همیشه دوام عافیت و بی‌نیازی از خلق را بطلبیم. از عیادت مریضان، دل‌دادن به آن‌ها و کمک مالی و دعای خالص برای‌شان هرگز غافل نشویم، لطفا.. ••

•• مرکز احسان در علوم حدیث واقعا شاه‌کار و معرکه است، اگر طالب علم هستید به هیچ قیمت کتاب‌های درسی این مرکز را از دست ندهید: اخیرا سلسله‌‌ای بنام کلیدهای علم سنت و حدیث نبوی را نشر کردند با نسخه‌های رایگان الکترونی: از (اینجا) میتوانید به دست‌ بیاورید! کتاب زبدة الصحيحن را قبلا (اینجا) معرفی کردم. چند کتاب و تحقیق دیگر مرکز را هم معرفی می‌کنم: ۱: مصطلح الحدیث ٢: المعسول في شمائل الرسول ٣: علل الحديث خیلی از متخصصان علم حدیث کتاب‌های این مرکز را تدریس می‌کنند و به همه دانشگاه‌ها و مدارس دنیای اسلامی هم توصیه می‌کنند این کتب را در نصاب‌های درسی خود جا دهند. اسعار کتاب‌های مرکز در داخل عربستان خیلی پایین و مناسب است.
#پیشنهادهای_من
••

•• راست گفتید شیخنا، من هم یک بار در خانهٔ یکی‌شان این اشتباه را مرتکب شدم، صاحب‌خانه قهوه را آورد و مصروف شد به کار دیگری و من گرفتم قهوه را در پیاله‌ها بریزم، همه را تا لب مثل همین تصویر -چون پیاله‌ها کوچک بودند و قهوه خوش‌مزه- که صاحب‌خانه متوجه شد و قهوه را از دستم گرفت بعد توضیح داد که چرا نباید پیاله را تا دهنش پرد کرد. 😄 من که این رسم را نمی‌دانستم، می‌گذاشتند از فنجان‌ قهوه‌پُرم لذت می‌بردم.

•• خطرناک‌ترین کاری که ویدیوهای کوتاه (ریلز) می‌کنند فقط هدر دادن وقت‌مان نيست، آنها در واقع توانایی «صبر» را هم از ما می‌ربایند. با تکرارِ تماشای ویدیوهای سریع، ذهن به هیجانِ آنی و پریدن مداوم از یک محتوا به محتوای دیگر عادت می‌کند؛ تا جایی که دیگر آرامش و تأمل و تفکر برایش سخت تمام می‌شود، مطالعه بالایش سنگینی می‌کند و یادگیریِ مهارت‌های زمان‌گیر اصلا برایش غیرقابل‌تحمل می‌شود. و این‌گونه است که انسان تواناییِ ادامه‌دادن کارهایی که لذتِ فوری به او نمی‌دهند را از دست می‌دهد؛ با اینکه بزرگ‌ترین و ارزشمندترین چیزها در زندگی نیازمند صبر و زمان طولانی‌اند: تحصیل علم، کسب تجربه، رشد و پختگیِ شخصیت، شکل‌دهی ارتباطات، و خلقِ دستاوردها.
دکتر عبدالکریم بکار

•• نخست این ابیات را ترجمه کردم بعد گفتم همان معنا را در قالب شعر دربیارم و این را گفتم: عَطَش کی شود کم ز لب‌تشنگان که بحر از چَه گیرد آب خود را گران بدست که بینم صلاحِ سبک‌مایگان که نایی نیاید ز قومِ خردپیشگان بسی خُردِ بالا بینم و پیرِ حقیر مصیبت نباشد جزین، ای زمان غم‌بگیر چو هم‌پایه شد در جهان فوق و دون گوارا بود گر خورم جامِ مرگ و منون ••

تشنگان کَی به سیرابی خواهند رسید، آنگاه که بحرها از چاه‌ها آب بطلبند؟ و چه کس سفلگان را از مقصود‌ِ (بدِ)شان باز خواهد داشت، آنگاه که بزرگان در گوشه‌ها نشسته باشند؟ بی‌گمان که بالا‌گرفتن پستان بر شریفان، از سهمگین‌ترین مصیبت‌های روزگار ست. و چون فرومایگان و فرهیختگان همه یکسان گردند، دیگر دمسازی با مرگ گوارا شود.

•• این را می‌‌شود از آشکارترین نمونه‌های برداشته‌شدن علم درین عصر دانست، تصور کنید که راسخین در علم؛ آنهایی که اهل علم و ایمان و عمل‌اند، همه در گوشه‌های متروکه ناشناخته بمانند و فضای عام با هردو دروازه‌اش باز شود بروی علم‌های ناپخته، قلب‌های صیقل‌ناشده و نیت‌های خداخواه‌نشده، نتیجه چه‌میتواند شود جز همین اختلاف‌های لاطائلی که هر روز چوچه‌دارتر می‌شوند و مناظرات و رد و پس‌ردهایی که کوچک‌ترین مفادی برای دین مردم و اصلاح جامعه ندارند. فرق عالم و متعالم* درینست که عالم دست به زخم می‌برد و آنرا حکیمانه مرهم می‌نهد اما متعالم چون جای زخم را بلد نیست به نیت تداوی، عضو سالم دیگر را نیز زخمی می‌کند، زخم بالای زخم؛ و این بزرگترین ضرر ظهور متعالمان و خفقان عالمان است که امت ما فعلا دارد از آن رنج می‌برد. پس باید قدر گنجینه‌های علمی خود را بدانیم، و در حق آنها از خداوند بترسیم؛ در حق یادگیری از آنها، در حق حمایت از آنها، در حق بازکردن فضا و دادن فرصت‌های خوب برای‌ آنها، در حق رساندن صدای‌ آنها به مردم. این همه حق‌های آنها بالای ما اند و خداوند از ما درین حقوق سوال خواهد کرد. خداوند شیخِ فقیه، عبدالوهاب مالکی را رحمت کند، درین باره شعر خیلی زیبایی گفتند: متى يصل العطاشُ إلى ارتواءٍ إذا اسْتقتِ البحارُ من الرَّكايا ومن يَثْني الأصاغرَ عن مُّرادٍ وقد قعدَ الأكابرُ في الزَّوايا وإنَّ ترفُّعَ الوضعاءِ يومًا على الرُّفعاءِ من أدْهَى الرَّزايا إذا استوتِ الأسافلُ والأعالي فقد طابتْ منادمةُ الْمَنايا _____ * متعالم، به انسانی می‌گویند که تظاهر به داشتن علم می‌کند و خود را در جامهٔ علما می‌زند، اما در واقع چنین نیست.

امروز در تلگرام استاد محمد بهرامی پیامی دیدم؛ به این فکر شدم که با نشر و پخش نکردن درس‌ها و دوره‌های ایشان، در حق‌شان خیلی کوتاهی شده است. علت بزرگ این غفلت ما هم، هیاهوی زیاد زندگی حقیقی و مجازی است که سخت ما را به خود مشغول کرده است. استاد بهرامی از نوادر روزگارند، اهل دل و علم و فکر و اصلاح؛ شخصیتی مؤثر که شاید داشته‌های ایشان را در جایی دیگر نیابیم. خودم با تمام مصروفیت‌ها و گره‌های کوری که در زندگی دارم، تلاش می‌کنم از ایشان استفاده کنم. ایشان در زندگی خودم خیلی مؤثر بوده‌اند. درس‌های ایشان را از کانال تلگرام شان دنبال کنید، شاید دریابید که غیر از افراد مشهوری که جلو چشم ما را گرفته‌اند، اندیشمندان و دانشمندان دیگری نیز هستند که باید استفاده از آنان در اولویت باشد: https://t.me/MohammadBahramih

photo content