uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

نصوح

نصوح

Kanalga Telegram’da o‘tish

نَصوح؛ دریچه‌یست برای گه‌گاه نصیحت برای خودم.

Ko'proq ko'rsatish
346
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
•• ای مردمان! یقین کنید که زندگی دنیا بازیچۀ است که انسان را به خود مصروف می‌سازد، خوشگذرانیی است که دل ها را غافل می‌نماید، زیب و زینتی است که چشم ها را فریب می‌دهد، فخر فروشیی است که به وسیله‌اش مردم بر یکدیگر با ستایش و افتخار برتری می‌جویند و زیاده‌طلبیی است که با کثرتِ ثروت و فرزندان تحقّق می یابد. صفتِ زندگی دنیا همچو بارانی است که دهقانان از سر سبزی پدیدآمده از اثرش شادمان می‌شوند، بعد از آن با پژمردگی می خشکد و می‌پوسد و می‌بینی که بعد از تر و تازگی زرد و پارچه‌پارچه گردیده است. این صفت دنیاست که با زرق‌وبرقش از طریق کثرتِ خانواده، زیادت دارایی و فراوانی در زندگی، انسان را فریب می‌دهد، بعد از آن فُرقت و سفر پدید می‌آید و احوال و زمان دگرگون می شوند. آنگاه که روز قیامت فرا رسد، کافران، -مزید به از بین رفتن دنیای خود- عذاب سختی را در پیش رو دارند، امّا برای دوستان خداوند و اهل طاعتش آمرزش گناهان و خوشنودی او تعالی میسّر است. آری! زندگیِ دنیا متاع فریبنده‌ای است که فریب‌خورده را به مزخرفات خویش فریفته می‌سازد؛ یعنی هر که آن را اختیار کند، برای بدست آوردنش می کوشد و عمل برای آخرت را فراموش می نماید.
تفسیر میسر | سوره حدید، آیه ۲۰

Repost from نصوح
•• یکی از بزرگواران که استاد حفظ بنده بودند، فعلا در حالت خیلی سخت مریضی سرطان بسر می‌برند. خواستم از شما برایش طلب دعا نمایم، چه بسا نسیم اجابت دستان یکی از شما را لمس کند. ••
#عصر_جمعه 🤲

••
ابن‌ جُنید در سؤالاتش از امام یحیی بن معین (ص346) نقل می‌کند:
یحیی بن مَعین به من گفت: «فرزندی داری؟» گفتم: نه، و نه همسری. گفت: «پس اینجا جای تو نیست! برو به یکی از ثغور (سنگرهای جهاد) بپیوند، یا خود را در آن سواحل بیفکن؛ زیرا دنیا ارزشی ندارد». ••

‏•• س: کاری را برایم بگو که تا آخر عمر آنرا انجام دهم! ج: وِرد روزانه‌ی قرآن را هرگز ترک نکن، و لو به قدر یک صفحه باشد، و در اذکار صبح و شام کوتاهی نکن. اخلاقت را با گذشت و مهربانی و سکوت پر کن، مگر در جایی که امید اجر را داشته باشی. همیش یک عبادت پنهانی داشته باش؛ از بزرگترین‌شان: پاکی قلب و آرزوی خیر برای دیگران است.
وجدان العلی

•• دوستانم، یادآوری می‌کنم که هرلحظه باید شکر نعمت صحت را بجا آوریم و قدرش را بدانیم و از خداوند همیشه دوام عافیت و بی‌نیازی از خلق را بطلبیم. از عیادت مریضان، دل‌دادن به آن‌ها و کمک مالی و دعای خالص برای‌شان هرگز غافل نشویم، لطفا.. ••

•• مرکز احسان در علوم حدیث واقعا شاه‌کار و معرکه است، اگر طالب علم هستید به هیچ قیمت کتاب‌های درسی این مرکز را از دست ندهید: اخیرا سلسله‌‌ای بنام کلیدهای علم سنت و حدیث نبوی را نشر کردند با نسخه‌های رایگان الکترونی: از (اینجا) میتوانید به دست‌ بیاورید! کتاب زبدة الصحيحن را قبلا (اینجا) معرفی کردم. چند کتاب و تحقیق دیگر مرکز را هم معرفی می‌کنم: ۱: مصطلح الحدیث ٢: المعسول في شمائل الرسول ٣: علل الحديث خیلی از متخصصان علم حدیث کتاب‌های این مرکز را تدریس می‌کنند و به همه دانشگاه‌ها و مدارس دنیای اسلامی هم توصیه می‌کنند این کتب را در نصاب‌های درسی خود جا دهند. اسعار کتاب‌های مرکز در داخل عربستان خیلی پایین و مناسب است.
#پیشنهادهای_من
••

•• راست گفتید شیخنا، من هم یک بار در خانهٔ یکی‌شان این اشتباه را مرتکب شدم، صاحب‌خانه قهوه را آورد و مصروف شد به کار دیگری و من گرفتم قهوه را در پیاله‌ها بریزم، همه را تا لب مثل همین تصویر -چون پیاله‌ها کوچک بودند و قهوه خوش‌مزه- که صاحب‌خانه متوجه شد و قهوه را از دستم گرفت بعد توضیح داد که چرا نباید پیاله را تا دهنش پرد کرد. 😄 من که این رسم را نمی‌دانستم، می‌گذاشتند از فنجان‌ قهوه‌پُرم لذت می‌بردم.

•• خطرناک‌ترین کاری که ویدیوهای کوتاه (ریلز) می‌کنند فقط هدر دادن وقت‌مان نيست، آنها در واقع توانایی «صبر» را هم از ما می‌ربایند. با تکرارِ تماشای ویدیوهای سریع، ذهن به هیجانِ آنی و پریدن مداوم از یک محتوا به محتوای دیگر عادت می‌کند؛ تا جایی که دیگر آرامش و تأمل و تفکر برایش سخت تمام می‌شود، مطالعه بالایش سنگینی می‌کند و یادگیریِ مهارت‌های زمان‌گیر اصلا برایش غیرقابل‌تحمل می‌شود. و این‌گونه است که انسان تواناییِ ادامه‌دادن کارهایی که لذتِ فوری به او نمی‌دهند را از دست می‌دهد؛ با اینکه بزرگ‌ترین و ارزشمندترین چیزها در زندگی نیازمند صبر و زمان طولانی‌اند: تحصیل علم، کسب تجربه، رشد و پختگیِ شخصیت، شکل‌دهی ارتباطات، و خلقِ دستاوردها.
دکتر عبدالکریم بکار

•• نخست این ابیات را ترجمه کردم بعد گفتم همان معنا را در قالب شعر دربیارم و این را گفتم: عَطَش کی شود کم ز لب‌تشنگان که بحر از چَه گیرد آب خود را گران بدست که بینم صلاحِ سبک‌مایگان که نایی نیاید ز قومِ خردپیشگان بسی خُردِ بالا بینم و پیرِ حقیر مصیبت نباشد جزین، ای زمان غم‌بگیر چو هم‌پایه شد در جهان فوق و دون گوارا بود گر خورم جامِ مرگ و منون ••

تشنگان کَی به سیرابی خواهند رسید، آنگاه که بحرها از چاه‌ها آب بطلبند؟ و چه کس سفلگان را از مقصود‌ِ (بدِ)شان باز خواهد داشت، آنگاه که بزرگان در گوشه‌ها نشسته باشند؟ بی‌گمان که بالا‌گرفتن پستان بر شریفان، از سهمگین‌ترین مصیبت‌های روزگار ست. و چون فرومایگان و فرهیختگان همه یکسان گردند، دیگر دمسازی با مرگ گوارا شود.

•• این را می‌‌شود از آشکارترین نمونه‌های برداشته‌شدن علم درین عصر دانست، تصور کنید که راسخین در علم؛ آنهایی که اهل علم و ایمان و عمل‌اند، همه در گوشه‌های متروکه ناشناخته بمانند و فضای عام با هردو دروازه‌اش باز شود بروی علم‌های ناپخته، قلب‌های صیقل‌ناشده و نیت‌های خداخواه‌نشده، نتیجه چه‌میتواند شود جز همین اختلاف‌های لاطائلی که هر روز چوچه‌دارتر می‌شوند و مناظرات و رد و پس‌ردهایی که کوچک‌ترین مفادی برای دین مردم و اصلاح جامعه ندارند. فرق عالم و متعالم* درینست که عالم دست به زخم می‌برد و آنرا حکیمانه مرهم می‌نهد اما متعالم چون جای زخم را بلد نیست به نیت تداوی، عضو سالم دیگر را نیز زخمی می‌کند، زخم بالای زخم؛ و این بزرگترین ضرر ظهور متعالمان و خفقان عالمان است که امت ما فعلا دارد از آن رنج می‌برد. پس باید قدر گنجینه‌های علمی خود را بدانیم، و در حق آنها از خداوند بترسیم؛ در حق یادگیری از آنها، در حق حمایت از آنها، در حق بازکردن فضا و دادن فرصت‌های خوب برای‌ آنها، در حق رساندن صدای‌ آنها به مردم. این همه حق‌های آنها بالای ما اند و خداوند از ما درین حقوق سوال خواهد کرد. خداوند شیخِ فقیه، عبدالوهاب مالکی را رحمت کند، درین باره شعر خیلی زیبایی گفتند: متى يصل العطاشُ إلى ارتواءٍ إذا اسْتقتِ البحارُ من الرَّكايا ومن يَثْني الأصاغرَ عن مُّرادٍ وقد قعدَ الأكابرُ في الزَّوايا وإنَّ ترفُّعَ الوضعاءِ يومًا على الرُّفعاءِ من أدْهَى الرَّزايا إذا استوتِ الأسافلُ والأعالي فقد طابتْ منادمةُ الْمَنايا _____ * متعالم، به انسانی می‌گویند که تظاهر به داشتن علم می‌کند و خود را در جامهٔ علما می‌زند، اما در واقع چنین نیست.

امروز در تلگرام استاد محمد بهرامی پیامی دیدم؛ به این فکر شدم که با نشر و پخش نکردن درس‌ها و دوره‌های ایشان، در حق‌شان خیلی کوتاهی شده است. علت بزرگ این غفلت ما هم، هیاهوی زیاد زندگی حقیقی و مجازی است که سخت ما را به خود مشغول کرده است. استاد بهرامی از نوادر روزگارند، اهل دل و علم و فکر و اصلاح؛ شخصیتی مؤثر که شاید داشته‌های ایشان را در جایی دیگر نیابیم. خودم با تمام مصروفیت‌ها و گره‌های کوری که در زندگی دارم، تلاش می‌کنم از ایشان استفاده کنم. ایشان در زندگی خودم خیلی مؤثر بوده‌اند. درس‌های ایشان را از کانال تلگرام شان دنبال کنید، شاید دریابید که غیر از افراد مشهوری که جلو چشم ما را گرفته‌اند، اندیشمندان و دانشمندان دیگری نیز هستند که باید استفاده از آنان در اولویت باشد: https://t.me/MohammadBahramih

photo content

••
کاری را که احمق سه روز بعد می‌کند، عاقل در همان روز اول می‌کند.
شیخ در موردِ صبر در اول مصیبت و صبر در بعدهای مصیبت حرف می‌زند.

••
خیلی از هنگام، بیهوده می‌نماید که همه‌اش بگوییم و بگوییم بعد هیچ کاری انجام ندهیم، کلمات در چنین حالتی، فقط مصرف‌کنندهٔ انرژی درونی ما هستند، نه تولیدکنندهٔ آن. همچنان، تعداد نویسندگانی که توانایی تبدیل کلمات به انرژی را دارند خیلی اندک است. و اصل هم بر این است که مردم دست به عمل شوند و آنچه را می‌خواهند با کار و تلاش به‌دست بیاورند. کلمات به تنهایی خود–هرچند خالص و خلاقانه باشند– تا زمانی که به حرکت درنیایند و در وجود یک انسان تجسم نیابند، هیچ کاری نمی‌توانند کنند. انسان‌ها [با کارهای‌شان] خود کلماتِ زنده‌ای هستند که معانیِ خود را به بهترین شکل می‌رسانند. ~ سید قطب
گویا مرحوم سید قطب در مورد آفت‌های رسانه‌های اجتماعی در عصر امروز حرف می‌زند.
استاد محمد الهامی 

•• روزی پسرم قُصَیّ که سه سال داشت، شنید که آیهٔ ﴿قل هو الذي أنشأكم﴾ را می‌خوانم؛ به من گفت: بابا، اشتباه می‌خوانی! درستش ﴿قل هو الله أحد﴾ است -او این سوره و برخی از سوره‌های کوتاه را حفظ کرده بود- سپس شتابان رفت رایانهٔ کوچکش را آورد که با آن سوره‌ها را حفظ می‌کرد و پخش‌کننده را روی تلاوت ﴿قل هو الله أحد﴾ گذاشت و به من گفت: گوش کن! 😄 من حال او را به حال کسی تشبیه کردم که دانشی سطحی و تجربه‌ای خام دارد؛ هرگاه سخنی یا دیدگاهی را می‌شنود که عقل محدودش به آن نمی‌رسد، بی‌درنگ به رد و انکار آن می‌پردازد؛ گویی همین دانشِ اندکش، معیار تمام دانش‌هاست و عقلِ نارسایش، ترازو و میزانِ همهٔ عقل‌ها!
دکتور فیصل منصور

•• از شگفت‌زدگی تا هدایت‌طلبی تمامی کتاب خدا، در الفاظ، نظم، معانی و رهنمودهایش باشکوه و شگفت‌انگیز است. اما این شگفتی‌ از قرآن، گامی در مسیر هدایت‌یافتن از آن است، نه خودِ هدایت؛ پس توقف در این مرحله و بسنده کردن به آن درست نیست. یعنی کافی نیست فقط تکرار کنیم: «قرآن کتابی عظیم و بزرگی است!» بلکه باید این بزرگداشت و تعظیم را به این پرسش برسانیم که: «تصورات، اندیشه‌ها و اصول زندگی ما چه جایگاهی در برابر این کتاب دارند؟ قرآن از ما چه می‌خواهد؟ و برای آنکه از هدایت‌یافتگان به قرآن باشیم، چه چیزهایی باید در وجود ما تغییر کند؛ هرچند این تغییر برایمان شاق و دشوار باشد؟» کافی نیست بگوییم: ﴿إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا﴾ «ما قرآنی شگفت‌آور شنیده‌ایم!»، بلکه به‌دنبالش باید آورد: ﴿يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ﴾ «[قرآنی که] به سوی راستی هدایت می‌کند، پس به آن ایمان آوردیم»؛ ایمانی تفصیلی، هم در گفتار و هم در عمل. ••

•• علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه فرمودند: «فرزندانم، طوری با مردم معاشره کنید که اگر زنده بودید دلتنگ‌تان شوند و اگر مردید برای تان بگریند».
مداراة الناس لابن أبي الدنيا
مجالس السلف

•• خوشی‌ای نیست برای آنکه غمی نبیند، و لذتی نیست برای آنکه صبری نکشد، و نعمتی نیست برای آنکه به رنج نیافتد، و آسایشی نیست برای آنکه زحمتی نکشد.
ابن القیم | مفتاح دار السعادة