زیزیگولوی آسوپاس
Open in Telegram
هنر میخوانم، کلمهبازی میکنم، عکس میگیرم و سعی میکنم نفس بکشم. | #چیک ها ، عصارهی روح من اند. | . http://t.me/HidenChat_bot?start=1429912239 | . Instagram : hima_.photo
Show more467
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
متنفرم از اینکه تولیدات فرهنگی دختران کودک و نوجوان رو هم با ظاهر مردانه اجرا میکنن. مرد گنده با صدای بم سرود میخونه من دختر ایرانم، من حماسهسازم من فلانم. بسه دیگه.
من هنوزم متوجه نمیشم سانیا چرا اینقدر منو دوست داره. من شایستهی این حجم از محبتش نیستم..
Repost from مدرسه تابستانهٔ رستا
🕊 جمعِ علمی-ترویجی رســـــتا برگزار میکند:
« مدرسههای تابستانه ۱۴۰۳ »
👥 ویژهی دانشآموزان ورودی پایهی دهم تا دوازدهم سراسر کشور
🎉 دو رویداد مجزای حضوری، در دانشگاه شریف تهران و دانشگاه اصفهان؛ همراه با کارگاههای تعاملی، ارائههای علمی و مسابقهی نهایی!
🔍 کارگاههای علمی:
- رمزنگاری
- فیزیک
- ماشین خودران
- اقتصاد
- بازی و احتمال
مدرسه تابستانه رستا در شهر تهران:
🗓 تاریخ برگزاری: ۲۴ تا ۲۶ مردادماه ۱۴۰۳
📍مکان برگزاری: دانشگاه صنعتی شریف
مدرسه تابستانه رستا در شهر اصفهان:
🗓 تاریخ برگزاری: ۷ تا ۹ شهریورماه ۱۴۰۳
📍مکان برگزاری: دانشگاه اصفهان
✍🏻 ثبتنام از ۹ تا ۱۳ مرداد و از طریق
summerschool.rastaiha.ir
🗞 برای کسب اطلاعات بیشتر درمورد رویداد، کانال تلگرامی مدرسه تابستانهٔ رستا را دنبال کنید و با روابط عمومی رستا در ارتباط باشید.
🕊 رستایی باشید.
[ Telegram | Instagram | Twitter | Rastaiha | Kamva ]
میگفت دوست ندارم با لبباز بخندم چون دندونام مثل خرگوشه. گفتم خرگوش که خیلی بامزهس، هم سریعه هم باهوشه. گفت منم خیلی باهوشم و خیلی تند میدوم. بعد با لبباز خندید.
#چیک
+3
چیزی که دارم میبینم رو باورم نمیشه. تو مرکز بهداشت مناطقی که روشهای پیشگیری به هیچ عنوان وجود نداره و طلاق اتفاق رواج یافتهایه و حتی یکی از محلیها یه بار گفت «اینجا دخترها فقط به دنیا میان، قرار نیست به جایی برسن» ، تبلیغات گستردهی فرزندآوری وجود داره. من در سطح کلانشهرها که برخورداری مردم بیشتره هم چنین سطح تبلیغات دولتی رو ندیدم که اینجا دارم میبینم. بنظرم مسئولین پشت این طرحها در قبال سرنوشت تکتک این بچهها مسئولن.
امروز یه دختربچهی ۴-۵ ساله دیدم که چوپان بود و حدس بزنید دستهی چی رو داشت هدایت میکرد؟ یه عالمه غاز سفید😭😭🪿
میخواستم عکسارو بریزم رو گوشی و بیام از خانومی بگم که امروز تو روستا دیدیمش. کسبوکار میوهخشککنی داشت و به استرالیا صادرات میکرد. داشت کارگاه جدیدشو میساخت و کیفیت کاراشم به طرز عجیبغریبی خوب بود. حتی نارگیل و آناناس و تونتفرنگی خشکشده هم داشت منتهی چون روند ثبت برند تو ایران یکسال کش میاد برند خودشو هنوز نداره و استرالیاییا به اسم خودشون محصولاتشو تو بازار میفروختن.
دعا کنید اطلاعات مموری ریکاوری بشه.
امروز روز مهمی بود واقعا و الان که داریم دوربینا رو خالی میکنیم SD کارت من ارور فرمت خورده و خودش خودشو الان فرمت کرد. حالم بد. واقعا بد.
مردم روستای امروز به حدی مهموننواز بودن که نزدیک بود دست و پامونو ببندن و به زور بهمون ناهار بدن. یکیشون بوقلمونشو گرفته بود و اصرار داشت که برامون ذبحش کنه
کفی کفشم کنده شد ، از پله پرت شدم پایین ، نوشابهی ظهر گرم بود ، برگشت ظهرم از اعزام کنسل شد و تا عصر گیر کردم همونجا ، باتری دوربین تموم شد ، ککا بهم حمله کردن و با پسرا بحثم شد . با این حال روز خوبی بود. دوسش داشتم.
امروز یه آقای آمریکایی که دفعهی اولش بود جهادی میومد همراهمون بود و من تمام مدت فکر میکردم جنوبیه و تو دلم غر میزدم که چرا اینقدر تو کادر منی تو. 🤝🤝
امروز برادرای آموزش تو بخش شاهنامهخوانی نقش اژدها رو بازی میکردن، سه ساعت بعد خودم واسشون اژدهای هفتسر شدم 💖💖
مسئول پشتیبانیمون عالیه.
اومده میگه خواهرا بیدار بشید اعزام دارید اتوبوسها نزدیکن.
هیچکس تکون نمیخوره.
میگه حالا که بیدار نمیشید باید بگم که اسماعیل هنیه رو تو تهران زدن. خدافظ
و همه رو با چشمهای پف کرده و فیوزهای پریده تنها میذاره.
