𝗖𝗹𝗮𝘀𝘀𝗶𝗰𝗮𝗹 𝗗𝗶𝘀𝗰𝗼𝗴𝗿𝗮𝗽𝗵𝘆
Open in Telegram
▪️دیسکوگرافی کلاسیک▪️ ▫️For easy access to content and archives, refer to pinned messages. ▫️برای دسترسی آسان به محتوا و آرشیو، به پیام های پین شده مراجعه کنید. ▫️ادمین و گردآورنده مطالب: @SaeidHsnshhi
Show more3 196
Subscribers
-424 hours
+107 days
+9130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+16
in 0 channels
August '26
+170
in 0 channels
Get PRO
July '26
+236
in 2 channels
Get PRO
June '26
+180
in 1 channels
Get PRO
May '26
+80
in 1 channels
Get PRO
April '26
+39
in 0 channels
Get PRO
March '26
+24
in 0 channels
Get PRO
February '26
+84
in 0 channels
Get PRO
January '26
+39
in 0 channels
Get PRO
December '25
+104
in 1 channels
Get PRO
November '25
+92
in 1 channels
Get PRO
October '25
+83
in 2 channels
Get PRO
September '25
+192
in 2 channels
Get PRO
August '25
+80
in 2 channels
Get PRO
July '25
+72
in 1 channels
Get PRO
June '25
+67
in 2 channels
Get PRO
May '25
+101
in 1 channels
Get PRO
April '25
+100
in 0 channels
Get PRO
March '25
+91
in 1 channels
Get PRO
February '25
+111
in 1 channels
Get PRO
January '25
+164
in 1 channels
Get PRO
December '24
+199
in 1 channels
Get PRO
November '24
+162
in 0 channels
Get PRO
October '24
+150
in 0 channels
Get PRO
September '24
+169
in 0 channels
Get PRO
August '24
+162
in 0 channels
Get PRO
July '24
+178
in 2 channels
Get PRO
June '24
+171
in 2 channels
Get PRO
May '24
+182
in 0 channels
Get PRO
April '24
+163
in 0 channels
Get PRO
March '24
+178
in 0 channels
Get PRO
February '24
+141
in 0 channels
Get PRO
January '24
+116
in 0 channels
Get PRO
December '23
+96
in 0 channels
Get PRO
November '23
+37
in 0 channels
Get PRO
October '23
+296
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +7 | |||
| 02 September | +4 | |||
| 01 September | +4 |
Channel Posts
| 2 | +3 Hamish_Milne_Sonata_romatantica_in_B_flat_minor,_Op_53_No_1.flac | 173 |
| 3 | +3 Marc_André_Hamelin_Medtner_Sonata_romantica_in_B_Flat_Minor,.flac | 184 |
| 4 | +3 Steven_Osborne_Medtner_Sonata_romantica_in_B_Flat_Minor,_Op.flac | 144 |
| 5 | +3 Geoffrey_Tozer_Sonata_romantica,_Op_53_No_1_I_Romanza_And.flac | 115 |
| 6 | میلنه انتخابی بسیار مهم برای کسی است که میخواهد متنر را از زاویهی سنت تفسیری قدیمیتر بشنود.
او سالها از مهمترین مفسران موسیقی متنر بوده و در نقد BBC Music Magazine حتی از او بهعنوان یکی از معتبرترین مفسران آثار این آهنگساز یاد شده است.
اجرای Milne کمتر به دنبال جلوهگری است و بیشتر بر شناخت عمیق زبان متنر تکیه دارد.
با این حال، در مقایسه با دو اجرای بالا، ممکن است برای بعضی شنوندگان کمی کمتنشتر به نظر برسد.
------------------------------------
4.Steven Osborne — Hyperion, 2014
و اما Osborne.
به نظرم اگر قرار باشد یک اجرا را برای نشان دادن اینکه این سونات چقدر میتواند بزرگ، تاریک، رنگارنگ و دراماتیک باشد انتخاب کنیم، Osborne یکی از بهترین گزینههاست.
او در Romanza اجازه میدهد رنگها و سایههای موسیقی کاملاً شکل بگیرند و در بخشهای متلاطم، بدون اینکه کنترل ساختاری را از دست بدهد، انرژی بسیار بیشتری وارد اجرا میکند.
نقد International Record Review اجرای او را به دلیل «رنگها و سایهروشنها» و تخیل موسیقاییاش بسیار ستوده و حتی آن را اجرایی دانسته که میتواند نگاه شنونده به متنر را تغییر دهد.
گاردین نیز اجرای Osborne را قانعکننده و بسیار پرانرژی توصیف کرده است.
#medtner #متنر
🎹 classicaldiscogeraphy | 101 |
| 7 | "آخرین پناه رمانتیسم | سونات رمانتیک متنر"
🎹 نیکولای متنر | سونات رمانتیک، Op.53 No.1
اگر قرار باشد فقط با عنوان «سونات رمانتیک» به این اثر نگاه کنیم، شاید تصور کنیم با یکی از آثار صرفاً تغزلی و احساساتی متنر روبهرو هستیم.
اما Sonata Romantica در واقع چیز پیچیدهتری است؛ اثری که در آن، متنر آگاهانه به زبان موسیقایی قرن نوزدهم وفادار میماند، درست در دورهای که جریان اصلی موسیقی اروپا به سمت مدرنیسم حرکت کرده بود.
این سونات در سال ۱۹۳۰ و در پاریس نوشته شد؛ زمانی که متنر از روسیه دور شده بود و هنوز نتوانسته بود در فضای موسیقی اروپای غربی جایگاه ثابتی پیدا کند. اثر در چهار موومان پیوسته شکل گرفته است:
I. Romanza
II. Scherzo
III. Meditazione
IV. Finale
و همین «پیوستگی» اهمیت زیادی دارد؛ این چهار بخش را نباید صرفاً چهار قطعهی جداگانه شنید.
ایدههای موسیقایی از یک موومان به موومان بعد منتقل میشوند و در Finale دوباره بازمیگردند و در کنار مواد تازه قرار میگیرند. به همین دلیل، کل اثر بیشتر شبیه یک روایت واحد است تا مجموعهای از چهار موومان مستقل.
موومان اول، Romanza، با لحنی شاعرانه آغاز میشود، اما خیلی زود این آرامش اولیه زیر موجی از فیگوراسیونهای متلاطم قرار میگیرد. در سراسر اثر نیز تضاد میان «agitato» و «tranquillo» بسیار مهم است؛ انگار موسیقی دائماً میان آرامش و اضطراب در رفتوآمد است.
اسکرتزو ناگهان سبکتر و پرتحرکتر میشود، در حالی که Meditazione دوباره فضای درونی و تأملی اثر را به مرکز توجه برمیگرداند.
متنر در همان میزانهای ابتدایی این موومان از عباراتی مانند «espressivo ma semplice»، «legatissimo» و «una corda» استفاده میکند؛ نشانههایی که به وضوح نشان میدهند با موسیقیای بسیار ظریف و شخصی روبهرو هستیم.
اما شاید مهمترین نکته دربارهی Sonata Romantica، شیوهی کار متنر با «موتیف» باشد. یک پژوهش دانشگاهی دربارهی همین اثر نشان میدهد که ایدهی آغازین نقش بنیادی در شکلگیری بخشهای مختلف سونات دارد؛ چیزی که کاملاً با نگاه خود متنر به اهمیت «تمِ مادر» و وحدت درونی یک اثر مطابقت دارد.
در Finale، این ارتباطها به اوج میرسند. موسیقی نهتنها به سمت پایان حرکت میکند، بلکه گویی خاطرات موومانهای قبلی را نیز با خود حمل میکند. به همین دلیل، پایان سونات را میتوان نوعی جمعبندی تمام مسیر شنیداری اثر دانست.
برای من، جذابیت Sonata Romantica دقیقاً در همین تضاد است:
متنر در سال ۱۹۳۰ زندگی میکند، اما زبان موسیقاییاش آگاهانه متعلق به جهانی دیگر است. او تلاش نمیکند «مدرن» به نظر برسد؛ بلکه سنت رمانتیک را با چنان جدیتی دنبال میکند که همین وفاداری، خودش به نوعی موضع هنری تبدیل میشود.
شاید به همین دلیل است که این اثر را میتوان یکی از صریحترین نمونههای جهان موسیقایی متنر دانست: موسیقیای عمیقاً رمانتیک، اما نه ساده؛ پر از خاطره، اضطراب، ظرافت و بازگشت.
Nikolai Medtner — Sonata Romantica, Op.53 No.1
B-flat minor | 1930 | Piano Sonata No.12
----------------------------------------
🎹 چهار نگاه به «سونات رمانتیک» متنر
اگر بخواهیم فقط یک اجرای «درست» از سونات رمانتیک متنر انتخاب کنیم، کار چندان سادهای نیست.
این سونات آنقدر لایهلایه است که تفاوت در تمپو، رنگ صوتی و میزان شدت بیان، میتواند تصویری کاملاً متفاوت از آن به ما بدهد.
برای همین، این چهار اجرا را کنار هم گذاشتم:
1.Marc-André Hamelin — Hyperion, 1998
هملین شاید متعادلترین نقطهی شروع برای شنیدن این سونات باشد. اجرای او بهجای تأکید بیش از حد بر جنبهی نمایشی و تکنیکی، بیشتر روی ساختار، خطوط داخلی و پیوستگی چهار موومان تمرکز میکند.
در Romanza، حالت شاعرانه و اندوه پنهان اثر خیلی خوب حفظ میشود و در بخشهای پرتنش، هیجان هیچوقت باعث از هم گسیختن معماری موسیقی نمیشود.
نکته جالب اینکه در یک نقد BBC Music Magazing,هملین بهعنوان نوازندهای نسبتاً خویشتندار و کماغراق توصیف شده؛ چیزی که در مورد متنر اتفاقاً میتواند یک امتیاز باشد.
-----------------------------------
2.Geoffrey Tozer — Chandos, 1998
اگر هملین بیشتر «درون» موسیقی را نشان میدهد، توزر کمی بیشتر آن را «به بیرون» میآورد.
در اجرای توزر، کنتراستها شدیدترند؛ پیانو گاهی بسیار نرم و ظریف است و لحظهای بعد به صدایی خشن و تقریباً خشمگین تبدیل میشود. همین ویژگی باعث میشود Scherzo و Finale انرژی بیشتری پیدا کنند.
مجله موسیقی بی بی سی نیز توزر را نسبت به هملین صریحتر و پرکاشنیتر دانسته است؛ هرچند به سختتر بودن صدای ضبط Chandos نسبت به Hyperion اشاره کرده.
----------------------------------
3.Hamish Milne — CRD, 1994 | 135 |
| 8 | No text... | 238 |
| 9 | No text... | 0 |
| 10 | درود همراهان گرامی
۴ شب اجرای پیانو با هنرنمایی جمعی از پیانیست های برتر ایران در "ایونت پیانو تهران"
@Gorizvenue | 401 |
| 11 | sticker.webp | 419 |
| 12 | +5 Geoffrey_Tozer_Forgotten_Melodies,_Op_39_IV_Canzona_matinat.flac | 444 |
| 13 | "از آرامش صبح تا تراژدی"
🎹 Nikolai Medtner — Canzona matinata & Sonata Tragica, Op. 39 Nos. 4–5
برای من، شناخت Sonata Tragica بدون شنیدن Canzona matinata تقریباً نیمی از داستان را از دست میدهد.
این دو قطعه، شمارههای چهارم و پنجم از چرخهٔ دوم «Forgotten Melodies», Op. 39 هستند. Canzona matinata یک سونات نیست؛ اما متنر تأکید کرده بود که این قطعه باید همیشه پیش از Sonata Tragica و بهصورت یک جفت اجرا شود.
حتی در ضبط تاریخی خود آهنگساز در سال ۱۹۴۷ نیز این دو اثر پشت سر هم ضبط شدهاند.
Canzona matinata با فضایی آرام، روشن و آوازگونه آغاز میشود؛ موسیقیای که در نگاه اول شاید هیچ شباهتی به تراژدی سهمگین قطعهٔ بعدی نداشته باشد.
اما همینجا نکتهٔ اصلی پنهان شده است.
یکی از تمهای Canzona matinata در Sonata Tragica بازمیگردد و به همین دلیل ارتباط این دو اثر صرفاً عنوانی یا برنامهای نیست؛ یک ارتباط واقعی و درونی میان آنها وجود دارد. پژوهشهای موسیقیشناختی نیز به همین بازگشت تماتیک اشاره کردهاند.
اگر Canzona matinata را «صبح» بدانیم، Sonata Tragica همان لحظهای است که این آرامش فرو میریزد.
Sonata Tragica، یازدهمین سونات پیانوی متنر، در دو مینور و در یک موومان نوشته شده است. موسیقی تقریباً بدون مقدمه وارد فضای بحران میشود؛ ریتمهای کوبنده، خطوط متلاطم و آکوردهای سنگین، از همان ابتدا حسی از بیقراری و تهدید ایجاد میکنند.
اما نکتهٔ جذاب برای من این است که در میان این فضای خشن، ناگهان همان خاطرهٔ Canzona matinata ظاهر میشود؛ گویی آرامش قطعهٔ قبلی برای لحظهای در دل این تراژدی به یاد آورده میشود.
این تضاد، به نظرم یکی از نبوغآمیزترین جنبههای این اثر است.
در ادامه، موسیقی با سرعت و شدت بیشتری پیش میرود و تنش تقریباً هیچگاه کاملاً فروکش نمیکند. در پایان نیز کُدای بسیار خشن و کوبنده، تمام انرژی انباشتهشده را آزاد میکند.
برای من، Sonata Tragica صرفاً یک سونات تاریک نیست؛ بلکه داستان از دست رفتن یک آرامش است.
و شاید به همین دلیل، شنیدن Canzona matinata پیش از آن اهمیت زیادی دارد.
اگر مستقیماً سراغ Sonata Tragica برویم، فقط تاریکی را میشنویم؛ اما اگر ابتدا Canzona matinata را بشنویم، متوجه میشویم که این تاریکی از چه چیزی فاصله گرفته است.
جالبتر اینکه خود متنر نیز همین ارتباط را آنقدر مهم میدانست که اجرای این دو قطعه را از یکدیگر جدا نمیکرد.
و این شاید بهترین راه برای ورود به دنیای Sonata Tragica باشد:
ابتدا «صبح» را بشنویم؛
بعد شاهد فرو ریختن آن باشیم.
Nikolai Medtner
Forgotten Melodies II, Op. 39
No. 4 — Canzona matinata
No. 5 — Sonata Tragica
-------------------------------
1.Geoffrey Tozer — Chandos, 1998
توْزر برای من یکی از کاملترین انتخابها برای این دو قطعه است. در Canzona matinata گرما و لطافت زیادی وجود دارد، اما آن را بیش از حد رمانتیک نمیکند. در Sonata Tragica نیز همین کنترل باعث میشود فورانهای تراژیک بسیار مؤثرتر به نظر برسند.
-------------------------------
2.Marc-André Hamelin — Hyperion, 1998
هاملین رویکردی دقیقتر و تکنیکیتر دارد. جزئیات بافت پلیفونیک و معماری موسیقی بسیار روشن شنیده میشود و در Sonata Tragica کنترل فوقالعادهی او بر پیچیدگیهای متنر کاملاً محسوس است.
------------------------------
3.Yevgeny Sudbin — BIS, 2009–2014
در اجرای سودبین، وجه شاعرانه و انسانی موسیقی بیشتر به چشم میآید. Canzona matinata حالت آوازگونهتری پیدا میکند و در Sonata Tragica نیز میان خشونت و لحظات تغزلی تعادل بسیار خوبی برقرار میشود.
#medtner #متنر
🎹 classicaldiscogeraphy | 386 |
| 14 | sticker.webp | 470 |
| 15 | +2 Isabelle_Faust_Violin_Concerto_in_D_Major_Op_61_:_I_Allegro_ma_non.flac | 496 |
| 16 | +2 Itzhak_Perlman_Beethoven:_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61:_I_Allegro.flac | 470 |
| 17 | +2 Jascha Heifetz - I. Allegro, ma non troppo.flac | 423 |
| 18 | +2 David_Oistrakh_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61_I_Allegro_ma_non.flac | 371 |
| 19 | در این اجرا، ویولن بیشتر نقش یک نیروی پیشبرنده را دارد. حتی Larghetto نیز برخلاف برخی اجراهای دیگر، کاملاً شناور و آرام نیست و نوعی حرکت درونی را حفظ میکند.
البته همین ویژگی ممکن است برای بعضی شنوندگان بیش از حد تند یا خشک به نظر برسد؛ حتی نقد MusicWeb نیز به سرعت بسیار زیاد موومان اول و تیزی صدای Heifetz اشاره کرده است. اما برای من، همین بیپروایی بخشی از شخصیت این ضبط است.
-----------------------------------
3.Itzhak Perlman · Carlo Maria Giulini
Philharmonia Orchestra
Recorded: 1980
با Perlman، فضای موسیقی دوباره تغییر میکند.
صدای ویولن او فوقالعاده گرم و غنی است و جملهها با آزادی و سخاوت زیادی شکل میگیرند. در کنار او، Giulini ارکستری وسیع، باشکوه و بسیار نفسدار میسازد.
بهخصوص در Larghetto، احساس میکنم موسیقی بیشتر از هر دو اجرای قبلی به یک آواز طولانی و انسانی تبدیل میشود.
این اجرا برای من یکی از متعادلترین برداشتهاست: نه به اندازهٔ Heifetz تهاجمی است، نه به اندازهٔ Oistrakh خشک و کلاسیک؛ بلکه گرما، شکوه و بیان عاطفی را در کنار هم قرار میدهد.
حتی مجلهٔ Classical Music این ضبط را بهخاطر صدای درخشان Perlman، جملهبندی طبیعی و رهبری نجیب Giulini در زمرهٔ انتخابهای اصلی خود قرار داده است.
-----------------------------------
4.Isabelle Faust · Claudio Abbado
Orchestra Mozart
Harmonia Mundi
و در نهایت، Isabelle Faust و Claudio Abbado.
اینجا با یک نگاه کاملاً امروزیتر روبهرو هستیم. Faust برخلاف سنتی که ویولن را همیشه در مرکز توجه قرار میدهد، دائماً به آنچه در ارکستر اتفاق میافتد گوش میدهد و رابطهٔ میان سولویست و ارکستر بسیار شفافتر میشود.
آبادو نیز بافت ارکستر را سبک و انعطافپذیر نگه میدارد و جزئیات سازهای بادی و خطوط همراهی بیشتر به گوش میرسند.
نکتهٔ جالب دیگر اینکه Faust برای این ضبط از کادانسهای معمول استفاده نکرده و کادانسهای خودش را به کار برده؛ از جمله کادانسی که از ایدههای نسخهٔ بتهوون برای پیانو و ارکستر بهره میگیرد.
برای من، این اجرا کمتر دربارهٔ «شکوه سنتی» و بیشتر دربارهٔ گفتوگو، جزئیات و ساختار است.
#Beethoven #بتهوون
🎹 classicaldiscogeraphy | 339 |
| 20 | "چهار ضربه؛ و آغاز یک انقلاب"
🎻 لودویگ فان بتهوون — کنسرتو ویولن در ر ماژور، Op. 61
«چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی»؛ و بعد، یکی از بزرگترین کنسرتوهای تاریخ موسیقی.
کنسرتو ویولن بتهوون در سال ۱۸۰۶ نوشته شد و نخستین بار در ۲۳ دسامبر همان سال در وین، با نوازندگی Franz Clement اجرا شد؛ اثری که در زمان خود چندان مورد استقبال قرار نگرفت و نزدیک به نیم قرن طول کشید تا جایگاه واقعیاش را در رپرتوار کنسرتی پیدا کند.
شاید عجیبترین بخش داستان این باشد که امروز تصور اینکه این اثر زمانی با بیتوجهی روبهرو شده، تقریباً غیرممکن است.
بتهوون در این کنسرتو چیزی فراتر از یک اثر نمایشی برای ویولن خلق کرد. برخلاف بسیاری از کنسرتوهای آن دوره، ویولن قرار نیست از همان ابتدا با نمایش تکنیک، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. بتهوون به آن اجازه میدهد در میان فضای ارکستر نفس بکشد و بهتدریج هویت خود را پیدا کند.
و همهچیز با همان چهار ضربهٔ آرام تیمپانی آغاز میشود.
این ریتم ساده، در ادامه به یکی از عناصر بنیادی حرکت اول تبدیل میشود و بارها در لباسهای مختلف بازمیگردد. گویی بتهوون از ابتداییترین مصالح ممکن، ساختاری عظیم و گسترده میسازد.
موومان اول، Allegro ma non troppo، در مقیاسی بسیار بزرگ ساخته شده است. ارکستر پیش از ورود ویولن، بخش قابلتوجهی از جهان موسیقایی اثر را معرفی میکند؛ و هنگامی که ویولن وارد میشود، بیشتر شبیه یک شخصیت تازه در دل این جهان است تا قهرمانی که ناگهان صحنه را تصاحب کند.
اینجا یکی از تفاوتهای اساسی بتهوون با سنت کنسرتوی پیش از خود آشکار میشود: او به جای نمایش صرفِ virtuosity، به ویولن نقش یک صدای انسانی و شاعرانه میدهد.
موومان دوم، Larghetto، شاید یکی از زیباترین لحظات تمام آثار بتهوون باشد.
یک تم بسیار ساده و آرام ابتدا توسط ارکستر شنیده میشود و سپس ویولن آن را با ظرافتی تقریباً آوازی دنبال میکند. موسیقی بهجای حرکت به سوی یک اوج نمایشی، بیشتر در فضایی از سکوت، آرامش و تأمل باقی میماند.
و بعد، بدون مکث طولانی، فینال از راه میرسد.
Rondo ناگهان تمام انرژیای را که در دو موومان قبلی ذخیره شده بود آزاد میکند. ریتمهای رقصگونه، شوخطبعی و پاساژهای درخشان ویولن، چهرهای کاملاً متفاوت از بتهوون را نشان میدهند؛ بتهوونی که در کنار جدیت و عظمت، میتواند سبک، بازیگوش و حتی شوخطبع باشد.
یکی از جذابترین نکات این کنسرتو برای من همین تضاد است:
در موومان اول، عظمت و وسعت؛
در Larghetto، سکوت و تأمل؛
و در Rondo، زندگی و حرکت.
به همین دلیل، این اثر برای من صرفاً «یک کنسرتوی بزرگ ویولن» نیست.
بتهوون در Op. 61 مرزهای فرم کنسرتو را گسترش داد و به آن نوعی وسعت سمفونیک بخشید؛ اثری که هم برای ویولن نوشته شده و هم از نظر معماری و تفکر موسیقایی، در مقیاس یک اثر سمفونیک نفس میکشد.
شاید به همین دلیل است که بیش از دو قرن بعد، هنوز همان چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی میتوانند شنونده را به دنیایی کاملاً متفاوت وارد کنند.
Ludwig van Beethoven — Violin Concerto in D major, Op. 61
Composed: 1806
First performance: 23 December 1806, Vienna
Soloist at the premiere: Franz Clement
Movements: 3
Duration: ~40–50 minutes
------------------------------------
مقایسهٔ چهار اجرای برجسته
برای من، یکی از جذابترین چیزها دربارهٔ کنسرتوی ویولن بتهوون این است که با وجود شهرت فوقالعادهٔ اثر، هنوز میتوان از هر اجرای بزرگ، چهرهای متفاوت از آن شنید. در این چهار ضبط، این تفاوت کاملاً محسوس است.
1.David Oistrakh · André Cluytens
French National Radio Orchestra
Recorded: 1958/1959
اگر بخواهم یک اجرا را بهعنوان نقطهٔ مرجع انتخاب کنم، انتخاب من Oistrakh و Cluytens است.
اُیستراخ در اینجا هیچ نیازی به نمایش تکنیک ندارد. صدای گرم، عمیق و نجیب او باعث میشود ملودیهای بتهوون حالتی کاملاً طبیعی و آوازگونه پیدا کنند. در موومان اول، با وجود عظمت و طول اثر، موسیقی هرگز سنگین نمیشود و در Larghetto، این گرما و وقار به اوج میرسد.
Cluytens نیز اجازه میدهد ارکستر شخصیت مستقل خودش را داشته باشد و رابطهٔ ویولن و ارکستر بیشتر شبیه یک گفتوگو باشد تا رقابت.
برای من، این اجرا بیش از هر چیز «بتهوونِ انسانی» است؛ باشکوه، عمیق و بدون اغراق.
----------------------------------
2.Jascha Heifetz · Charles Munch
Boston Symphony Orchestra
Recorded: 1955
در طرف دیگر، Heifetz قرار دارد؛ تقریباً نقطهٔ مقابل Oistrakh.
اینجا همهچیز تیزتر، سریعتر و مستقیمتر است. تکنیک خارقالعادهٔ Heifetz کاملاً در خدمت حرکت موسیقی قرار گرفته و Munch نیز در موومان اول انرژی و کشش زیادی ایجاد میکند. | 335 |
