The.Voice.Of.Life
Open in Telegram
گردانندگان: رضا زارعپور امید دادگری فربد احمدی گروه: https://t.me/+yjUztSiU6EU3MGI0 لینک ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-63415-MD4DCQ2 کانال موسیقیهای غیر کلاسیک: https://t.me/TheVoiceOfSthElse
Show more4 920
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '26
March '260
in 0 channels
February '26
+39
in 0 channels
Get PRO
January '26
+19
in 0 channels
Get PRO
December '25
+53
in 1 channels
Get PRO
November '25
+48
in 0 channels
Get PRO
October '25
+41
in 0 channels
Get PRO
September '25
+49
in 0 channels
Get PRO
August '25
+72
in 2 channels
Get PRO
July '25
+106
in 1 channels
Get PRO
June '25
+167
in 3 channels
Get PRO
May '25
+125
in 4 channels
Get PRO
April '25
+66
in 0 channels
Get PRO
March '25
+78
in 3 channels
Get PRO
February '25
+89
in 1 channels
Get PRO
January '25
+158
in 1 channels
Get PRO
December '24
+201
in 5 channels
Get PRO
November '24
+118
in 2 channels
Get PRO
October '24
+99
in 0 channels
Get PRO
September '24
+166
in 1 channels
Get PRO
August '24
+326
in 1 channels
Get PRO
July '24
+73
in 1 channels
Get PRO
June '24
+55
in 3 channels
Get PRO
May '24
+136
in 3 channels
Get PRO
April '24
+96
in 2 channels
Get PRO
March '24
+204
in 4 channels
Get PRO
February '24
+149
in 2 channels
Get PRO
January '24
+110
in 2 channels
Get PRO
December '23
+2 857
in 4 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '230
in 1 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '22
+5
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '22
+4
in 0 channels
Get PRO
August '22
+1
in 0 channels
Get PRO
July '22
+8
in 0 channels
Get PRO
June '22
+5
in 0 channels
Get PRO
May '22
+10
in 0 channels
Get PRO
April '22
+11
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '21
+3
in 0 channels
Get PRO
October '21
+9
in 0 channels
Get PRO
September '21
+4
in 0 channels
Get PRO
August '21
+12
in 0 channels
Get PRO
July '21
+7
in 0 channels
Get PRO
June '21
+3
in 0 channels
Get PRO
May '21
+3
in 0 channels
Get PRO
April '21
+5
in 0 channels
Get PRO
March '21
+5
in 0 channels
Get PRO
February '21
+12
in 0 channels
Get PRO
January '21
+7
in 0 channels
Get PRO
December '20
+407
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 05 March | 0 | |||
| 04 March | 0 | |||
| 03 March | 0 | |||
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | 0 |
Channel Posts
Dvorak: "Vodník" The Water Goblin, Op. 107
Charles Mackerras, Czech Philharmonic
@TheVoiceOfLife
| 2 | Dvorak: "Vodník" The Water Goblin, Op. 107
Charles Mackerras, Czech Philharmonic
@TheVoiceOfLife | 1 |
| 3 | «جن آبی» (Vodník) اثر آنتونین دورژاک، اپوس ۱۰۷، که در سال ۱۸۹۶ به عنوان اولین قطعه از مجموعه پوئم سمفونیهای مشهورِ دوران پایانی کار او ساخته شد، شاهکاری در روایتگری موسیقایی است که ریشههایی عمیق در افسانههای محلی چک دارد. این اثر با الهام از اشعار روایی و تیرهگونِ مجموعه «دسته گل» (Kytice) اثر کارل یارومیر اِربِن، تصویرگرِ زنده و گویای تراژدی دختر جوانی است که در دامِ یک موجود آبی شرور گرفتار میشود. دورژاک در این اثر از تکنیک ساختاری منحصربهفردی بهره میبرد که در آن تمهای موسیقایی مستقیماً از ریتم و آهنگِ کلام در اشعار اصلی اِربِن برگرفته شدهاند؛ شیوهای که به ارکستر اجازه میدهد تا داستان هولناکِ ربایش، پیمانشکنی و انتقام را با دقتی دراماتیک و لرزهآور روایت کند.
دورژاک در «جن آبی» عملاً شعر را به موسیقی تبدیل کرد و سپس خواننده را از آن حذف کرد. در نتنوشته اصلی، دورژاک واقعاً کلمات شعر اِربِن را زیر بخشهای ارکستر نوشته بود. او میخواست نوازندگان جملات موسیقی را طوری ادا کنند که انگار دارند آن کلمات را با زبان ادا میکنند. او ریتم موسیقی را دقیقاً با تکیههای سیلابی زبانِ چِک هماهنگ کرد. به همین دلیل، حتی بدون شنیدن کلمات، شنونده آهنگ و لحنِ یک گفتگو را میشنود.
پرداختن به جزئیات تکنیک دورژاک در این اثر از حوصله این پست خارج است. ولی به عنوان مثال میتوان به تم نخست اثر، یعنی تم جن آبی اشاره کرد. جن آبی یک تم مشخص چهار میزانی دارد که در طول قطعه تکرار میشود. این تِم بر اساس ریتمِ دیالوگ واقعیِ جن در شعر ساخته شده است: "Sviť, Sviť, sviť, ať mi šije nit." (بتاب ای ماه، بتاب، تا نخم را بدوزم.) ارکستر دقیقاً همین الگوی ریتمیک را مینوازد: مقطع (استاکاتو)، تکرارشونده و وردگونه.
@TheVoiceOfLife | 1 035 |
| 4 | +5 ۶. بدرود (Der Abschied)
خورشید در پس کوهها نهان میشود.
شب بر همه درهها فرو میآید،
با سایههایی لبریز از خنکا.
بنگر! چون قایقی سیمین،
ماه بر دریای آبی آسمان شناور است.
وزش نسیمی لطیف را احساس میکنم
در پسِ تیرگی صنوبرها. | 958 |
| 5 | +4 ۱. آواز مستانهی رنج زمینی (Das Trinklied vom Jammer der Erde)
شراب در جامهای زرین میدرخشد،
اما هنوز ننوشید، نخست بگذارید ترانهای برایتان بخوانم،
ترانهای از اندوه،
که با خنده در جانتان طنینافکن شود.
چون اندوه فرارسد،
باغهای دل ویران شوند،
و شادی و نغمه بمیرند.
تاریک است زندگی، تاریک است مرگ.
ای صاحب این خانه!
سرداب تو پر است از شراب زرین!
بنگر، این تنبور از آنِ من است!
تنبوری برای زخمهزدن و جامهایی برای تهیکردن،
این دو چه خوش به هم آیند.
جامی لبریز از شراب، به گاهِ درست،
به تمام مُلک زمین میارزد.
تاریک است زندگی، تاریک است مرگ.
آسمان تا ابد آبی است، و زمین
دیرزمانی استوار و شکوفا در بهار.
اما تو ای انسان، چند سال عمر میکنی؟
صد سال هم نمیتوانی کام بگیری،
از این بازیچههای پوسیده زمین!
فرو نگر، بر گورهای روشنشده از مهتاب،
هیکلی وحشی و وهمناک نشسته است؛
میمونی است! میشنوی نعرهاش را
که در عطر خوش زندگی میپیچد؟
اکنون بنوشید! اکنون وقتش است، ای یاران!
جامهای زرین را تا ته سرکشید!
تاریک است زندگی، تاریک است مرگ. | 588 |
| 6 | یکی از با کیفیتترین ضبطهای «آواز زمین» اجرای ایجی اویی با ارکستر مینسوتاست. این ضبط فارغ از کیفیت بالای اجرای ارکستر و سولیستها، حقیقتاً یک شاهکار مهندسی است که در آن میتوانید تمام جزئیات ارکستراسیون منحصربهفرد مالر را با وضوحی حیرتانگیز بشنوید.
در اینجا نسخه flac این اجرا را با شما به اشتراک میگذاریم تا با حداقل افت کیفیت، نزدیکترین تجربه را به شنیدن یک ضبط ادیوفیل (audiophile) داشته باشید.
پیشنهاد میکنیم از یک سیستم صوتی یا هدفون باکیفیت برای شنیدن آن استفاده کنید.
همچنین ترجمهی جدیدی از اشعار «آواز زمین» را برای مخاطبان این کانال ارائه میکنیم. پیشتر ترجمهی محمدرضا فیاض از این اثر در کتاب «آوازها و سمفونیهای مالر» منتشر شده، که علیرغم ارزش ادبی قدری ثقیل و دشوار است.
تلاش مترجم در این نسخهی جدید سادگی و روان بودن ترجمه در عین حفظ بیان شاعرانهی اثر بوده است.
Mahler: Das Lied von der Erde
Michelle DeYoung (Alto), Jon Villars (Tenor)
Minnesota Orchestra, Eiji Oue
ترجمه اشعار به فارسی: امید دادگری
@TheVoiceOfLife | 449 |
| 7 | «آواز زمین» (Das Lied von der Erde) جایگاهی یگانه و عمیقاً شخصی در میان آثار گوستاو مالر دارد. این اثر که در میان سالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۰۹ و پس از رویدادهای ناگوار سال ۱۹۰۷ شامل مرگ دخترش، تشخیص بیماری جدی قلبی، و استعفای اجباریاش از مدیریت هنری اپرای وین ساخته شد، اغلب به عنوان نوعی «وداع» یا آفرینشی زیر سایه مرگ (sub specie mortis) تلقی میشود. مالر صراحتاً از آن با عبارت «شخصیترین اثری که تاکنون خلق کردهام» یاد میکند و بدینترتیب آن را از سمفونی باشکوهترِ هشتم، که به آن «مهمترین اثرش» میگفت، متمایز کرده است.
«آواز زمین» قطب مخالف اثر قبلی او یعنی سمفونی عظیم هشتم (سمفونی هزاران) است. سمفونی هشتم بزرگترین، باشکوهترین و جهانشمولترین بیان مالر است، در حالی که «آواز زمین» صمیمیترین و دروننگرترین اثر اوست. این دو، دو حد نهایی کارنامه آهنگساز و هسته دوگانهی جهان سمفونیک مالر در نظر گرفته میشوند.
مالر آگاهانه به دلیل خرافات از شمارهگذاری این اثر به عنوان سمفونی نهم خودداری کرد. در عوض ژانر آن را «سمفونی برای تنور و آلتو (یا باریتون) و ارکستر» در شش موومان تعریف کرد و یک ژانر ترکیبی را شکل داد که سنّت مجموعهترانه (Song Cycle) و سمفونی را ترکیب میکند، و اغلب به آن «ترانه-سمفونی» (Lied-Symphony) میگویند. ساختار ششموومانی «آواز زمین» در نگاه نخست بیشباهت به فرم سمفونی مینماید، اما با نگاهی دقیقتر میتوان فرم سمفونی را در آن بازشناخت: موومان اول در فرم سونات، موومان دومِ آهسته، سه موومان کوتاه چهار و پنج و شش مجموعاً تشکیلدهندهی اسکرتسو، و موومان بلندِ آخر که مثل دیگر آثار مالر اوج احساسی و فلسفی قطعه است.
ویژگیهای فلسفی این اثر پیرامون مواجهه با ناپایداری و رنج هستی انسان است، که در عبارت تکرارشوندهی «تاریک است زندگی، تاریک است مرگ» در موومان نخست خلاصه میشود. این بدبینی با لذتجویی مفرط در زندگی و ستایش نوسازی ابدی طبیعت (زمین) متعادل میشود. «آواز زمین» در میان آثار متأخر مالر بینظیر است زیرا تسلایی که برای میرایی بشری ارائه میدهد، کاملاً درونی و ذاتی است: زیبایی ماندگار و چرخه بازتولید زمین، به جای تکیه بر امیدهای ماورایی یا متعالی.
مالر متنها را از برگردانهای آلمانی اشعار چینی باستان، عمدتاً از شاعران دودمان تانگ مانند لی بای، که توسط هانس بتگه انجام شده بود، استخراج کرد. از نظر سبکی، مالر از سیستم گام پنجنتی (پنتاتونیک) استفاده کرد و یک «فضای چینی» غریب و یک دنیای صوتی جدید و متمایز ایجاد کرد، و گاهی از پنجنتی بودن برای محو کردن فرایندهای تونال غایتگرای غربی بهره برد. اگرچه سازآرایی «آواز زمین» برای یک ارکستر بزرگ نوشته شده است، اما بافت ارکسترال آن اغلب تُنُک و ظریف است و به بسیاری از قسمتها صمیمیت و وضوح موسیقی مجلسی را میبخشد.
موومان پایانی و عظیم «وداع» (Der Abschied)، که تقریباً به اندازهی پنج موومان دیگر طولانی است، با چند جملهای که سرودهی خود مالر است و تکرار چندینبارهی کلمهی ewig («جاودانه»، «تا ابد») به پایان میرسد و موسیقی در سکوتی تأثربرانگیز و درخشان محو میشود.
@TheVoiceOfLife | 647 |
| 8 | Passacaglia
Alfred Schnittke
Malmö Symphony Orchestra, Leif Segerstam
🎃 | 975 |
| 9 | +2 Shchedrin: Carmen Suite
Ukrainian State Symphony Orchestra, Theodore Kuchar | 941 |
| 10 | +9 Ukrainian_State_Symphony_Orchestra_Carmen_Suite,_VIII_Bolero.mp3 | 949 |
| 11 | تئاتر بولشوی مسکو در بیانیه ای اعلام کرد رودیون شچدرین آهنگساز loris.hovian سرشناس روس، امروز در ۹۲ سالگی در مونیخ درگذشته است. در این بیانیه مرگ وی تراژدی عظیم و ضایعه ای جبران ناپذیر برای جهان هنر توصیف شده است
شچدرین که متولد ۱۹۳۲ در مسکو بود، تحصیلات خود را در کنسرو اتوار چایکوفسکی
پایان رساند و با خلق شاهکارهایی چون باله های آنا کارنينا" و "سوییت کارمن که برای همسرش مایا پلیستسکایا، بالرين افسانه ای روس نوشته بود، به شهرتی جهانی
او از ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ جانشین شوستاکوویچ در ریاست اتحادیه آهنگسازان روسیه بود و با ترکیب سنت های فولکلور روسی و تکنیک های مدرن جایگاهی برجسته در موسیقی معاصر به دست آورد. شچدرین در حوزه های اپرا باله موسیقی ارکسترال و کرال از
چهره های اثرگذار قرن بیستم و بیست و یکم محسوب می شود. او یکی از آخرین چهره های ماندگار نسل طلایی موسیقی شوروی بود. شچدرین موزیسینی وفادار به پیچیدگی های موسیقی آکادمیک بود و همزمان به مخاطب عام هم می اندیشید که باور داشت هنر بزرگ باید شنونده ی بزرگ هم داشته
دنیای موسیقی آثار او را به دلیل تنوع و غنایشان به خاطر خواهد سپرد؛ از سریالیسم آزاد و پلی فونی های پیچیده تا کلاژهای آوانگارد که همگی در پیوند با ناقوس های کلیسایی ترانه های چوپانی و نغمه های عامیانه ی روسی زبانی یگانه می ساختند.
(متن از لوریس هویان)
@TheVoiceOfLife | 771 |
| 12 | این یکی از مشهورترین آثار "برودین" است که بهشدت تحت تاثیر موسیقی فولکلور قرار دارد. به ویژه در نحوهی استفاده از الگوهای ریتمیک و ملودیک که روحیه رقصهای روسی را تداعی میکنند. این اثر تبدیل به اثری نمادین شده است که عناصری از موسیقی فولکلور را در فرم ارکسترال به تصویر میکشد.
@TheVoiceOfLife | 946 |
| 13 | ویدیو:
دیمیتری شوستاکوویچ - سمفونی شماره ۱۴- با زیرنویس همزمان فارسی
سوپرانو: گالینا ویشـنوسـکایا
باس: مارک رِشتین
رهبر ارکستر: مستیسلاو روستروپوویچ
اعضای ارکستر سمفونیک آکادمیک مسکو
ضبط سال ۱۹۷۳
ترجمه و ویدیو: امید دادگری
@TheVoiceOfLife | 1 514 |
| 14 | +7 خودکشی
گیوم آپولونه
سه زنبق، سه زنبق، سه زنبق
بر گورِ غریبِ بیصلیبِ من.
سه زنبق، که بادِ سردْ سرزندگیشان را فرسوده.
و بارانی از ابرهای تیره،
گاه آنها را میشوید.
چون عصای فرّهی،
باشکوه و زیبا.
یکی از آنها از درون زخم من روییده است،
و به گاهِ شعلهورشدن غروب،
آن زنبقِ سوگوار خونآلود میشود.
سه زنبق، سه زنبق، سه زنبق
بر گورِ غریبِ بیصلیبِ من.
سه زنبق، که باد سرد سرزندگیشان را فرسوده.
زنبق دیگری از قلب من روییده است،
قلبی که هنوز بر بستری از کرمها رنج میکشد؛
سومی با ریشههایش دهانم را دریده است.
هر سه، تنها، بر گور من روییدهاند،
و زمین پیرامونشان برهنه است،
انگار آنها نیز چون زندگی من،
زیباییشان نفرینشده است.
سه زنبق، سه زنبق، سه زنبق
بر گورِ غریبِ بیصلیبِ من. | 1 196 |
| 15 | ...
و اسقف سه شوالیه را فرمان داد:
«لورلی را به صومعهای دوردست ببرید.
دور شو، ای لورِ دیوانه، ای لورِ شرارهچشم،
تو راهبهای خواهی شد با نگاهی بیفروغ.»
سه شوالیه همراه با دختر به جاده قدم گذاشتند.
او به نگاهبانانِ ترشرو و سرسختش رو کرد و گفت:
«بگذارید روی آن صخرۀ بلند بایستم،
تا بار دیگر قلعۀ زیبایم را ببینم،
بگذارید تصویر خود را در آب ببینم
پیش از آن که پا به آن صومعۀ منحوس بگذارم.»
گیسوانش وحشی، چشمانش لبریز از آتش.
نگاهبانان فریاد زدند: «لورلی، برگرد!»
«در پیچِ رودِ راین زورقی پیش میآید
که در آن دلدارِ من است و مرا بهخود میخواند
قلبم رقیق شده است، آبها زلالند.»
و از فراز صخرۀ سنگی
لورلی در راین غوطهور شد،
در اعماق جریان زلال رود تصویر او نمایان بود
چشمانش به رنگ راین، و گیسوانش چون خورشید.
@TheVoiceOfLife | 432 |
| 16 | +2 دِ پروفوندیس* (از اعماق)
فدریکو گارسیا لورکا
یکصد دلدارِ آرزومند
به خواب ابدی آرمیدهاند
در ژرفای زمینِ خشک.
اکنون شنهای سرخ
جادههای بلند اندلس را پوشاندهاند.
برگهای سبزِ درختان زیتون
بر کوردوبا سایهافکندهاند.
اینجا صلیبهایی مینشانند
تا از یادِ مردمان نروند.
یکصد دلدارِ آرزومند
به رویای اعصار آرمیدهاند.
* واژه profundis اشاره به مزمور ۱۳۰ از کتاب مزامیر دارد، که معمولاً با واژههای آغازین آن «دِ پروفوندیس» (از اعماق) نامیده میشود. | 493 |
| 17 | شوستاکوویچ مهارت خیرهکنندهای در تلفیق شعر و موسیقی داشت که اغلب به دلیل روسی بودن اشعار و دشواری دنبال کردن آنها مورد غفلت قرار گرفته است. پیشنهاد میکنیم اجرای تکرارنشدنی این سمفونی را با مستیسلاو روستروپوویچ، گالینا ویشنوسکایا و مارک رشتین با همراهی ارکستر فیلارمونیک مسکو بشنوید و موسیقی را با ترجمه فارسی اشعار دنبال کنید تا با وجه جدیدی از شوستاکوویچ آشنا شوید.
Symphony No. 14 for Soprano, Bass And Chamber Orchestra, Op. 135
Galina Vishnevskaya (Soprano), Mark Reshetin (Bass), Soloists' Ensemble of The Moscow Philharmonic Symphony Orchestra, Mstislav Rostropovich (Conductor)
ترجمه فارسی اشعار از امید دادگری
@TheVoiceOfLife | 439 |
| 18 | دیمیتری شوستاکوویچ در ژانویۀ ۱۹۶۹ با وخامت بیماری قلبی و عصبی مزمنش در بیمارستان بستری شد. او در تنهایی قرنطینه، تمام توان خود را برای نوشتن سمفونی چهاردهم صرف کرد؛ اثری که آن را نقطهاوج زندگی هنریاش میدانست و به دلیل هراس از مرگ زودهنگام و ناتمام ماندن کار، آن را با سرعتی بیسابقه به پایان برد. این سمفونی بر پایۀ اشعاری از چهار شاعر شکل گرفت که همگی در شرایطی غیرطبیعی جان باخته بودند: لورکا، آپولینه، ریلکه و کوچلبکر. موضوع تمام اشعار مرگ بود، اما نه مرگی آرام طبیعی، بلکه مرگی دهشتناک در اثر خودکشی، قتل، یا جنگ. او با تغییرات ظریف در اشعار و استفاده از ترکیب محدود اما متضاد رنگهای ارکسترال، قطعاتی پیوسته و پرتنش خلق کرد که از مرثیه و رقص مرگ تا خشم سیاسی و تجلیل از هنرمندان آزادیخواه را دربرمیگیرد.
ساختار سمفونی، با حرکت از مرگ عاشقان جوان در آغاز تا اعتراض به سرکوب و ستایش قدرت هنر در برابر استبداد، به اوج فلسفی خود در ترانۀ «آه دلویگ» میرسد؛ جایی که شوستاکوویچ پیام ماندگاری هنر در برابر فناپذیری انسان را بیان میکند. دو ترانۀ پایانی حس بازگشت به آغاز را القا کرده و مرگ را حضوری همیشگی در طول زندگی نشان میدهند. این اثر که بهسختی در قالب یک ژانر خاص میگنجد، آمیزهای از مجموعهترانه، اپرای کنسرتی، سمفونی و موسیقی مجلسی است. سازآرایی آن برای گروهی کوچک، عمدتاً از زهیها (حدود بیستوپنج نوازنده) همراه با سازهای کوبهای محدود و بدون بادیهای چوبی یا برنجی است. با وجود این ترکیب مینیمال، شوستاکوویچ تضادهای گسترده رنگآمیزی ارکسترال را خلق کرده و فضای صوتیای میآفریند که همزمان صمیمی، شفاف و پرتنش است.
در نخستین اجرا، شوستاکوویچ بر کمروییِ همیشگیِ خود غلبه کرد و برای مخاطبان توضیح داد که
«زندگی عزیزترین داراییِ انسان است. فقط یک بار به او داده میشود و انسان باید طوری زندگی کند که با فکر سالهایی که بیهدف تلف شدهاند، درد عمیقی را تجربه نکند یا از گذشتۀ ناچیز و حقیر خود شرمنده نشود، بلکه بتواند در لحظۀ مرگ بگوید که او تمام زندگی و انرژی خود را صرف شرافتمندانهترین هدف جهان، یعنی مبارزه برای رهایی بشریت کرده است. من میخواهم شنوندگان این سمفونی متوجه باشند که «زندگی» واقعاً زیباست. سمفونی من اعتراضی پرشور به مرگ است، یادآوری به زندگان که باید صادقانه، باوجدان و شرافتمندانه زندگی کنند و هرگز مرتکب پستی نشوند. این بسیار مهم است، زیرا خیلی مانده تا دانشمندان موفق به یافتن جاودانگی شوند. مرگ در انتظار همۀ ماست و من در پایان یافتنِ عمر هیچ خیری نمیبینم. مرگ وحشتناک است. چیزی فراتر از آن وجود ندارد.»
شوستاکوویچ با این دیدگاه که مرگ آغازی باشکوه برای زندگی پس از مرگ است، همداستان نبود. با همۀ آهنگسازانی که مرگ را با موسیقیهای زیبا، درخشان و شورانگیز به تصویر کشیده بودند مخالف بود. در نگاه او مرگ واقعاً نقطه پایان بود و این بینش سبب میشد تا مدام اطمینان یابد که آیا زندگی خود را به تمامی زندگی کرده است یا نه.
@TheVoiceOfLife | 752 |
| 19 | «این کنسرتوها را مِدیومی کامیافته و موفق میدانم، میانِ آنچه زیادی ساده و آنچه زیادی دشوار است؛ آثاری بسیار درخشان (برِلیان)، خوشآیند برای گوش، [محض و] طبیعی، بیآنکه بیروح و بیحرکت شدهباشد. اینجا و آنجایش پاساژهایی میتوانید بیابید که نخبهها و شنوندههای خبره را راضی خواهد کرد؛ اما این پاساژها طوری نوشتهشدهاند که اذهان و سموعِ کمتر-آزموده هم نصیبی از حظِ شنیداریاش خواهند برد، هرچند اینها چرایش را نخواهد دانست.»
W.M.Mozart | 1 284 |
| 20 | +1 Mozart_Piano_Concerto_No_11_in_F_major,_K_413_Murray_Perahia.m4a | 1 232 |
