𝗖𝗹𝗮𝘀𝘀𝗶𝗰𝗮𝗹 𝗗𝗶𝘀𝗰𝗼𝗴𝗿𝗮𝗽𝗵𝘆
Ir al canal en Telegram
▪️دیسکوگرافی کلاسیک▪️ ▫️For easy access to content and archives, refer to pinned messages. ▫️برای دسترسی آسان به محتوا و آرشیو، به پیام های پین شده مراجعه کنید. ▫️ادمین و گردآورنده مطالب: @SaeidHsnshhi
Mostrar más3 205
Suscriptores
+624 horas
+357 días
+10530 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+15
en 0 canales
agosto '26
+170
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+236
en 2 canales
Get PRO
junio '26
+180
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+80
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+39
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+24
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+84
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+39
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+104
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+92
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+83
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+192
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+80
en 2 canales
Get PRO
julio '25
+72
en 1 canales
Get PRO
junio '25
+67
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+101
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+100
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+91
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+111
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+164
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+199
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+162
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+150
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+169
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+162
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+178
en 2 canales
Get PRO
junio '24
+171
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+182
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+163
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+178
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+141
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+116
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+96
en 0 canales
Get PRO
noviembre '23
+37
en 0 canales
Get PRO
octubre '23
+296
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | +7 | |||
| 02 septiembre | +4 | |||
| 01 septiembre | +4 |
Publicaciones del Canal
| 2 | درود همراهان گرامی
۴ شب اجرای پیانو با هنرنمایی جمعی از پیانیست های برتر ایران در "ایونت پیانو تهران"
@Gorizvenue | 328 |
| 3 | sticker.webp | 373 |
| 4 | +5 Geoffrey_Tozer_Forgotten_Melodies,_Op_39_IV_Canzona_matinat.flac | 373 |
| 5 | "از آرامش صبح تا تراژدی"
🎹 Nikolai Medtner — Canzona matinata & Sonata Tragica, Op. 39 Nos. 4–5
برای من، شناخت Sonata Tragica بدون شنیدن Canzona matinata تقریباً نیمی از داستان را از دست میدهد.
این دو قطعه، شمارههای چهارم و پنجم از چرخهٔ دوم «Forgotten Melodies», Op. 39 هستند. Canzona matinata یک سونات نیست؛ اما متنر تأکید کرده بود که این قطعه باید همیشه پیش از Sonata Tragica و بهصورت یک جفت اجرا شود.
حتی در ضبط تاریخی خود آهنگساز در سال ۱۹۴۷ نیز این دو اثر پشت سر هم ضبط شدهاند.
Canzona matinata با فضایی آرام، روشن و آوازگونه آغاز میشود؛ موسیقیای که در نگاه اول شاید هیچ شباهتی به تراژدی سهمگین قطعهٔ بعدی نداشته باشد.
اما همینجا نکتهٔ اصلی پنهان شده است.
یکی از تمهای Canzona matinata در Sonata Tragica بازمیگردد و به همین دلیل ارتباط این دو اثر صرفاً عنوانی یا برنامهای نیست؛ یک ارتباط واقعی و درونی میان آنها وجود دارد. پژوهشهای موسیقیشناختی نیز به همین بازگشت تماتیک اشاره کردهاند.
اگر Canzona matinata را «صبح» بدانیم، Sonata Tragica همان لحظهای است که این آرامش فرو میریزد.
Sonata Tragica، یازدهمین سونات پیانوی متنر، در دو مینور و در یک موومان نوشته شده است. موسیقی تقریباً بدون مقدمه وارد فضای بحران میشود؛ ریتمهای کوبنده، خطوط متلاطم و آکوردهای سنگین، از همان ابتدا حسی از بیقراری و تهدید ایجاد میکنند.
اما نکتهٔ جذاب برای من این است که در میان این فضای خشن، ناگهان همان خاطرهٔ Canzona matinata ظاهر میشود؛ گویی آرامش قطعهٔ قبلی برای لحظهای در دل این تراژدی به یاد آورده میشود.
این تضاد، به نظرم یکی از نبوغآمیزترین جنبههای این اثر است.
در ادامه، موسیقی با سرعت و شدت بیشتری پیش میرود و تنش تقریباً هیچگاه کاملاً فروکش نمیکند. در پایان نیز کُدای بسیار خشن و کوبنده، تمام انرژی انباشتهشده را آزاد میکند.
برای من، Sonata Tragica صرفاً یک سونات تاریک نیست؛ بلکه داستان از دست رفتن یک آرامش است.
و شاید به همین دلیل، شنیدن Canzona matinata پیش از آن اهمیت زیادی دارد.
اگر مستقیماً سراغ Sonata Tragica برویم، فقط تاریکی را میشنویم؛ اما اگر ابتدا Canzona matinata را بشنویم، متوجه میشویم که این تاریکی از چه چیزی فاصله گرفته است.
جالبتر اینکه خود متنر نیز همین ارتباط را آنقدر مهم میدانست که اجرای این دو قطعه را از یکدیگر جدا نمیکرد.
و این شاید بهترین راه برای ورود به دنیای Sonata Tragica باشد:
ابتدا «صبح» را بشنویم؛
بعد شاهد فرو ریختن آن باشیم.
Nikolai Medtner
Forgotten Melodies II, Op. 39
No. 4 — Canzona matinata
No. 5 — Sonata Tragica
-------------------------------
1.Geoffrey Tozer — Chandos, 1998
توْزر برای من یکی از کاملترین انتخابها برای این دو قطعه است. در Canzona matinata گرما و لطافت زیادی وجود دارد، اما آن را بیش از حد رمانتیک نمیکند. در Sonata Tragica نیز همین کنترل باعث میشود فورانهای تراژیک بسیار مؤثرتر به نظر برسند.
-------------------------------
2.Marc-André Hamelin — Hyperion, 1998
هاملین رویکردی دقیقتر و تکنیکیتر دارد. جزئیات بافت پلیفونیک و معماری موسیقی بسیار روشن شنیده میشود و در Sonata Tragica کنترل فوقالعادهی او بر پیچیدگیهای متنر کاملاً محسوس است.
------------------------------
3.Yevgeny Sudbin — BIS, 2009–2014
در اجرای سودبین، وجه شاعرانه و انسانی موسیقی بیشتر به چشم میآید. Canzona matinata حالت آوازگونهتری پیدا میکند و در Sonata Tragica نیز میان خشونت و لحظات تغزلی تعادل بسیار خوبی برقرار میشود.
#medtner #متنر
🎹 classicaldiscogeraphy | 340 |
| 6 | sticker.webp | 407 |
| 7 | +2 Isabelle_Faust_Violin_Concerto_in_D_Major_Op_61_:_I_Allegro_ma_non.flac | 422 |
| 8 | +2 Itzhak_Perlman_Beethoven:_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61:_I_Allegro.flac | 402 |
| 9 | +2 Jascha Heifetz - I. Allegro, ma non troppo.flac | 379 |
| 10 | +2 David_Oistrakh_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61_I_Allegro_ma_non.flac | 324 |
| 11 | در این اجرا، ویولن بیشتر نقش یک نیروی پیشبرنده را دارد. حتی Larghetto نیز برخلاف برخی اجراهای دیگر، کاملاً شناور و آرام نیست و نوعی حرکت درونی را حفظ میکند.
البته همین ویژگی ممکن است برای بعضی شنوندگان بیش از حد تند یا خشک به نظر برسد؛ حتی نقد MusicWeb نیز به سرعت بسیار زیاد موومان اول و تیزی صدای Heifetz اشاره کرده است. اما برای من، همین بیپروایی بخشی از شخصیت این ضبط است.
-----------------------------------
3.Itzhak Perlman · Carlo Maria Giulini
Philharmonia Orchestra
Recorded: 1980
با Perlman، فضای موسیقی دوباره تغییر میکند.
صدای ویولن او فوقالعاده گرم و غنی است و جملهها با آزادی و سخاوت زیادی شکل میگیرند. در کنار او، Giulini ارکستری وسیع، باشکوه و بسیار نفسدار میسازد.
بهخصوص در Larghetto، احساس میکنم موسیقی بیشتر از هر دو اجرای قبلی به یک آواز طولانی و انسانی تبدیل میشود.
این اجرا برای من یکی از متعادلترین برداشتهاست: نه به اندازهٔ Heifetz تهاجمی است، نه به اندازهٔ Oistrakh خشک و کلاسیک؛ بلکه گرما، شکوه و بیان عاطفی را در کنار هم قرار میدهد.
حتی مجلهٔ Classical Music این ضبط را بهخاطر صدای درخشان Perlman، جملهبندی طبیعی و رهبری نجیب Giulini در زمرهٔ انتخابهای اصلی خود قرار داده است.
-----------------------------------
4.Isabelle Faust · Claudio Abbado
Orchestra Mozart
Harmonia Mundi
و در نهایت، Isabelle Faust و Claudio Abbado.
اینجا با یک نگاه کاملاً امروزیتر روبهرو هستیم. Faust برخلاف سنتی که ویولن را همیشه در مرکز توجه قرار میدهد، دائماً به آنچه در ارکستر اتفاق میافتد گوش میدهد و رابطهٔ میان سولویست و ارکستر بسیار شفافتر میشود.
آبادو نیز بافت ارکستر را سبک و انعطافپذیر نگه میدارد و جزئیات سازهای بادی و خطوط همراهی بیشتر به گوش میرسند.
نکتهٔ جالب دیگر اینکه Faust برای این ضبط از کادانسهای معمول استفاده نکرده و کادانسهای خودش را به کار برده؛ از جمله کادانسی که از ایدههای نسخهٔ بتهوون برای پیانو و ارکستر بهره میگیرد.
برای من، این اجرا کمتر دربارهٔ «شکوه سنتی» و بیشتر دربارهٔ گفتوگو، جزئیات و ساختار است.
#Beethoven #بتهوون
🎹 classicaldiscogeraphy | 299 |
| 12 | "چهار ضربه؛ و آغاز یک انقلاب"
🎻 لودویگ فان بتهوون — کنسرتو ویولن در ر ماژور، Op. 61
«چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی»؛ و بعد، یکی از بزرگترین کنسرتوهای تاریخ موسیقی.
کنسرتو ویولن بتهوون در سال ۱۸۰۶ نوشته شد و نخستین بار در ۲۳ دسامبر همان سال در وین، با نوازندگی Franz Clement اجرا شد؛ اثری که در زمان خود چندان مورد استقبال قرار نگرفت و نزدیک به نیم قرن طول کشید تا جایگاه واقعیاش را در رپرتوار کنسرتی پیدا کند.
شاید عجیبترین بخش داستان این باشد که امروز تصور اینکه این اثر زمانی با بیتوجهی روبهرو شده، تقریباً غیرممکن است.
بتهوون در این کنسرتو چیزی فراتر از یک اثر نمایشی برای ویولن خلق کرد. برخلاف بسیاری از کنسرتوهای آن دوره، ویولن قرار نیست از همان ابتدا با نمایش تکنیک، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. بتهوون به آن اجازه میدهد در میان فضای ارکستر نفس بکشد و بهتدریج هویت خود را پیدا کند.
و همهچیز با همان چهار ضربهٔ آرام تیمپانی آغاز میشود.
این ریتم ساده، در ادامه به یکی از عناصر بنیادی حرکت اول تبدیل میشود و بارها در لباسهای مختلف بازمیگردد. گویی بتهوون از ابتداییترین مصالح ممکن، ساختاری عظیم و گسترده میسازد.
موومان اول، Allegro ma non troppo، در مقیاسی بسیار بزرگ ساخته شده است. ارکستر پیش از ورود ویولن، بخش قابلتوجهی از جهان موسیقایی اثر را معرفی میکند؛ و هنگامی که ویولن وارد میشود، بیشتر شبیه یک شخصیت تازه در دل این جهان است تا قهرمانی که ناگهان صحنه را تصاحب کند.
اینجا یکی از تفاوتهای اساسی بتهوون با سنت کنسرتوی پیش از خود آشکار میشود: او به جای نمایش صرفِ virtuosity، به ویولن نقش یک صدای انسانی و شاعرانه میدهد.
موومان دوم، Larghetto، شاید یکی از زیباترین لحظات تمام آثار بتهوون باشد.
یک تم بسیار ساده و آرام ابتدا توسط ارکستر شنیده میشود و سپس ویولن آن را با ظرافتی تقریباً آوازی دنبال میکند. موسیقی بهجای حرکت به سوی یک اوج نمایشی، بیشتر در فضایی از سکوت، آرامش و تأمل باقی میماند.
و بعد، بدون مکث طولانی، فینال از راه میرسد.
Rondo ناگهان تمام انرژیای را که در دو موومان قبلی ذخیره شده بود آزاد میکند. ریتمهای رقصگونه، شوخطبعی و پاساژهای درخشان ویولن، چهرهای کاملاً متفاوت از بتهوون را نشان میدهند؛ بتهوونی که در کنار جدیت و عظمت، میتواند سبک، بازیگوش و حتی شوخطبع باشد.
یکی از جذابترین نکات این کنسرتو برای من همین تضاد است:
در موومان اول، عظمت و وسعت؛
در Larghetto، سکوت و تأمل؛
و در Rondo، زندگی و حرکت.
به همین دلیل، این اثر برای من صرفاً «یک کنسرتوی بزرگ ویولن» نیست.
بتهوون در Op. 61 مرزهای فرم کنسرتو را گسترش داد و به آن نوعی وسعت سمفونیک بخشید؛ اثری که هم برای ویولن نوشته شده و هم از نظر معماری و تفکر موسیقایی، در مقیاس یک اثر سمفونیک نفس میکشد.
شاید به همین دلیل است که بیش از دو قرن بعد، هنوز همان چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی میتوانند شنونده را به دنیایی کاملاً متفاوت وارد کنند.
Ludwig van Beethoven — Violin Concerto in D major, Op. 61
Composed: 1806
First performance: 23 December 1806, Vienna
Soloist at the premiere: Franz Clement
Movements: 3
Duration: ~40–50 minutes
------------------------------------
مقایسهٔ چهار اجرای برجسته
برای من، یکی از جذابترین چیزها دربارهٔ کنسرتوی ویولن بتهوون این است که با وجود شهرت فوقالعادهٔ اثر، هنوز میتوان از هر اجرای بزرگ، چهرهای متفاوت از آن شنید. در این چهار ضبط، این تفاوت کاملاً محسوس است.
1.David Oistrakh · André Cluytens
French National Radio Orchestra
Recorded: 1958/1959
اگر بخواهم یک اجرا را بهعنوان نقطهٔ مرجع انتخاب کنم، انتخاب من Oistrakh و Cluytens است.
اُیستراخ در اینجا هیچ نیازی به نمایش تکنیک ندارد. صدای گرم، عمیق و نجیب او باعث میشود ملودیهای بتهوون حالتی کاملاً طبیعی و آوازگونه پیدا کنند. در موومان اول، با وجود عظمت و طول اثر، موسیقی هرگز سنگین نمیشود و در Larghetto، این گرما و وقار به اوج میرسد.
Cluytens نیز اجازه میدهد ارکستر شخصیت مستقل خودش را داشته باشد و رابطهٔ ویولن و ارکستر بیشتر شبیه یک گفتوگو باشد تا رقابت.
برای من، این اجرا بیش از هر چیز «بتهوونِ انسانی» است؛ باشکوه، عمیق و بدون اغراق.
----------------------------------
2.Jascha Heifetz · Charles Munch
Boston Symphony Orchestra
Recorded: 1955
در طرف دیگر، Heifetz قرار دارد؛ تقریباً نقطهٔ مقابل Oistrakh.
اینجا همهچیز تیزتر، سریعتر و مستقیمتر است. تکنیک خارقالعادهٔ Heifetz کاملاً در خدمت حرکت موسیقی قرار گرفته و Munch نیز در موومان اول انرژی و کشش زیادی ایجاد میکند. | 304 |
| 13 | Sin texto... | 306 |
| 14 | sticker.webp | 1 |
| 15 | +2 Isabelle_Faust_Violin_Concerto_in_D_Major_Op_61_:_I_Allegro_ma_non.flac | 1 |
| 16 | +2 Itzhak_Perlman_Beethoven:_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61:_I_Allegro.flac | 1 |
| 17 | +2 Jascha Heifetz - I. Allegro, ma non troppo.flac | 1 |
| 18 | +2 David_Oistrakh_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61_I_Allegro_ma_non.flac | 1 |
| 19 | در این اجرا، ویولن بیشتر نقش یک نیروی پیشبرنده را دارد. حتی Larghetto نیز برخلاف برخی اجراهای دیگر، کاملاً شناور و آرام نیست و نوعی حرکت درونی را حفظ میکند.
البته همین ویژگی ممکن است برای بعضی شنوندگان بیش از حد تند یا خشک به نظر برسد؛ حتی نقد MusicWeb نیز به سرعت بسیار زیاد موومان اول و تیزی صدای Heifetz اشاره کرده است. اما برای من، همین بیپروایی بخشی از شخصیت این ضبط است.
-----------------------------------
3.Itzhak Perlman · Carlo Maria Giulini
Philharmonia Orchestra
Recorded: 1980
با Perlman، فضای موسیقی دوباره تغییر میکند.
صدای ویولن او فوقالعاده گرم و غنی است و جملهها با آزادی و سخاوت زیادی شکل میگیرند. در کنار او، Giulini ارکستری وسیع، باشکوه و بسیار نفسدار میسازد.
بهخصوص در Larghetto، احساس میکنم موسیقی بیشتر از هر دو اجرای قبلی به یک آواز طولانی و انسانی تبدیل میشود.
این اجرا برای من یکی از متعادلترین برداشتهاست: نه به اندازهٔ Heifetz تهاجمی است، نه به اندازهٔ Oistrakh خشک و کلاسیک؛ بلکه گرما، شکوه و بیان عاطفی را در کنار هم قرار میدهد.
حتی مجلهٔ Classical Music این ضبط را بهخاطر صدای درخشان Perlman، جملهبندی طبیعی و رهبری نجیب Giulini در زمرهٔ انتخابهای اصلی خود قرار داده است.
-----------------------------------
4.Isabelle Faust · Claudio Abbado
Orchestra Mozart
Harmonia Mundi
و در نهایت، Isabelle Faust و Claudio Abbado.
اینجا با یک نگاه کاملاً امروزیتر روبهرو هستیم. Faust برخلاف سنتی که ویولن را همیشه در مرکز توجه قرار میدهد، دائماً به آنچه در ارکستر اتفاق میافتد گوش میدهد و رابطهٔ میان سولویست و ارکستر بسیار شفافتر میشود.
آبادو نیز بافت ارکستر را سبک و انعطافپذیر نگه میدارد و جزئیات سازهای بادی و خطوط همراهی بیشتر به گوش میرسند.
نکتهٔ جالب دیگر اینکه Faust برای این ضبط از کادانسهای معمول استفاده نکرده و کادانسهای خودش را به کار برده؛ از جمله کادانسی که از ایدههای نسخهٔ بتهوون برای پیانو و ارکستر بهره میگیرد.
برای من، این اجرا کمتر دربارهٔ «شکوه سنتی» و بیشتر دربارهٔ گفتوگو، جزئیات و ساختار است.
#Beethoven #بتهوون
🎹 classicaldiscogeraphy | 14 |
| 20 | "چهار ضربه؛ و آغاز یک انقلاب"
🎻 لودویگ فان بتهوون — کنسرتو ویولن در ر ماژور، Op. 61
«چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی»؛ و بعد، یکی از بزرگترین کنسرتوهای تاریخ موسیقی.
کنسرتو ویولن بتهوون در سال ۱۸۰۶ نوشته شد و نخستین بار در ۲۳ دسامبر همان سال در وین، با نوازندگی Franz Clement اجرا شد؛ اثری که در زمان خود چندان مورد استقبال قرار نگرفت و نزدیک به نیم قرن طول کشید تا جایگاه واقعیاش را در رپرتوار کنسرتی پیدا کند.
شاید عجیبترین بخش داستان این باشد که امروز تصور اینکه این اثر زمانی با بیتوجهی روبهرو شده، تقریباً غیرممکن است.
بتهوون در این کنسرتو چیزی فراتر از یک اثر نمایشی برای ویولن خلق کرد. برخلاف بسیاری از کنسرتوهای آن دوره، ویولن قرار نیست از همان ابتدا با نمایش تکنیک، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. بتهوون به آن اجازه میدهد در میان فضای ارکستر نفس بکشد و بهتدریج هویت خود را پیدا کند.
و همهچیز با همان چهار ضربهٔ آرام تیمپانی آغاز میشود.
این ریتم ساده، در ادامه به یکی از عناصر بنیادی حرکت اول تبدیل میشود و بارها در لباسهای مختلف بازمیگردد. گویی بتهوون از ابتداییترین مصالح ممکن، ساختاری عظیم و گسترده میسازد.
موومان اول، Allegro ma non troppo، در مقیاسی بسیار بزرگ ساخته شده است. ارکستر پیش از ورود ویولن، بخش قابلتوجهی از جهان موسیقایی اثر را معرفی میکند؛ و هنگامی که ویولن وارد میشود، بیشتر شبیه یک شخصیت تازه در دل این جهان است تا قهرمانی که ناگهان صحنه را تصاحب کند.
اینجا یکی از تفاوتهای اساسی بتهوون با سنت کنسرتوی پیش از خود آشکار میشود: او به جای نمایش صرفِ virtuosity، به ویولن نقش یک صدای انسانی و شاعرانه میدهد.
موومان دوم، Larghetto، شاید یکی از زیباترین لحظات تمام آثار بتهوون باشد.
یک تم بسیار ساده و آرام ابتدا توسط ارکستر شنیده میشود و سپس ویولن آن را با ظرافتی تقریباً آوازی دنبال میکند. موسیقی بهجای حرکت به سوی یک اوج نمایشی، بیشتر در فضایی از سکوت، آرامش و تأمل باقی میماند.
و بعد، بدون مکث طولانی، فینال از راه میرسد.
Rondo ناگهان تمام انرژیای را که در دو موومان قبلی ذخیره شده بود آزاد میکند. ریتمهای رقصگونه، شوخطبعی و پاساژهای درخشان ویولن، چهرهای کاملاً متفاوت از بتهوون را نشان میدهند؛ بتهوونی که در کنار جدیت و عظمت، میتواند سبک، بازیگوش و حتی شوخطبع باشد.
یکی از جذابترین نکات این کنسرتو برای من همین تضاد است:
در موومان اول، عظمت و وسعت؛
در Larghetto، سکوت و تأمل؛
و در Rondo، زندگی و حرکت.
به همین دلیل، این اثر برای من صرفاً «یک کنسرتوی بزرگ ویولن» نیست.
بتهوون در Op. 61 مرزهای فرم کنسرتو را گسترش داد و به آن نوعی وسعت سمفونیک بخشید؛ اثری که هم برای ویولن نوشته شده و هم از نظر معماری و تفکر موسیقایی، در مقیاس یک اثر سمفونیک نفس میکشد.
شاید به همین دلیل است که بیش از دو قرن بعد، هنوز همان چهار ضربهٔ سادهٔ تیمپانی میتوانند شنونده را به دنیایی کاملاً متفاوت وارد کنند.
Ludwig van Beethoven — Violin Concerto in D major, Op. 61
Composed: 1806
First performance: 23 December 1806, Vienna
Soloist at the premiere: Franz Clement
Movements: 3
Duration: ~40–50 minutes
------------------------------------
مقایسهٔ چهار اجرای برجسته
برای من، یکی از جذابترین چیزها دربارهٔ کنسرتوی ویولن بتهوون این است که با وجود شهرت فوقالعادهٔ اثر، هنوز میتوان از هر اجرای بزرگ، چهرهای متفاوت از آن شنید. در این چهار ضبط، این تفاوت کاملاً محسوس است.
1.David Oistrakh · André Cluytens
French National Radio Orchestra
Recorded: 1958/1959
اگر بخواهم یک اجرا را بهعنوان نقطهٔ مرجع انتخاب کنم، انتخاب من Oistrakh و Cluytens است.
اُیستراخ در اینجا هیچ نیازی به نمایش تکنیک ندارد. صدای گرم، عمیق و نجیب او باعث میشود ملودیهای بتهوون حالتی کاملاً طبیعی و آوازگونه پیدا کنند. در موومان اول، با وجود عظمت و طول اثر، موسیقی هرگز سنگین نمیشود و در Larghetto، این گرما و وقار به اوج میرسد.
Cluytens نیز اجازه میدهد ارکستر شخصیت مستقل خودش را داشته باشد و رابطهٔ ویولن و ارکستر بیشتر شبیه یک گفتوگو باشد تا رقابت.
برای من، این اجرا بیش از هر چیز «بتهوونِ انسانی» است؛ باشکوه، عمیق و بدون اغراق.
----------------------------------
2.Jascha Heifetz · Charles Munch
Boston Symphony Orchestra
Recorded: 1955
در طرف دیگر، Heifetz قرار دارد؛ تقریباً نقطهٔ مقابل Oistrakh.
اینجا همهچیز تیزتر، سریعتر و مستقیمتر است. تکنیک خارقالعادهٔ Heifetz کاملاً در خدمت حرکت موسیقی قرار گرفته و Munch نیز در موومان اول انرژی و کشش زیادی ایجاد میکند. | 1 |
