Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
عشـوهِـگـر🔞
Open in Telegram
4 295
Subscribers
No data24 hours
-457 days
-26930 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
4 295
#part367
صدای یهوییِ آیهان باعث میشه ناخودآگاه »هین«ـی
بکشم و به آیهان نگاه کنم؛اما اون نگاهش به من نبود و
سرش تو گوشی بود.با یکم مکث میگم:
-هـ..هیچی..عکسایی که تو جنگل گرفتیم و مستانه
داده،دارم اونا رو نگاه میکنم.
نگاهشو باال میاره و نگاهی بهم میندازه.
تاکِ ابرویی باال میندازه:
-هومم...سعی میکنم خودمو قانع کنم که داری راست
میگی!
تند میگم:
-دروغ نمیگم.
سرشو تکون میده و دیگه چیزی نمیگه.
4 295
تبلیغات پذیرفته میشود📥
با کمترین هزینه🙏🫶🩵
جهت هماهنگی برای تبلیغ در کانال و اینستاگرام 🌐📱☑️
به دایرکت پیام بدید✔
☑️@atenaorrg
4 295
امشب روز آخر تخفیف هست قیمت 0️⃣6️⃣بوده شده0️⃣4️⃣
فقط تا صبح🥰😍
با خرید دوتا رمان یک رمان هدیه😘😍
✈️ ایدی ادمین :
✅ @atenaorrg
4 295
میدونستی همین الان پا گذاشتی به یه گروه خاطره ساز؟ خوش اومدی!🤌🥹
🗣️ ویس کال شبانه • بدون محدودیت 🗣️
🔮 مخ زنی😈🍑👅 رل زنی💦 آزاد 🔥
https://t.me/+dHs54WdrppdiNTNk
4 295
#part695
با اسمی که به ذهنم میرسه لبخند مرموزی میزنم و شروع
به تایپ میکنم.
با رضایت اسمو ذخیره میکنم و دوباره واردِ
تلگرام
میشم.به قسمت جستوجو میرم و اسمشو که_دلبرِ
یوبس_دخیره کرده بودم،تایپ میکنم.
واردِ پیویش میشم و آیکونِ تصویر رو لمس
میکنم که
عکسِ جذابش رو صفحهی گوشی دلبری میکنه.
با اینکه خودش اآلن روبه روم بود ولی با دیدن عکس یه
حس خوبی بهم دست داده بود.دلم قیلیویلی میرفت و
ناخودآگاه لبخندی رو لبم میشینه.
عکسش از چهرش بود و از هیکلش فقط یکم از
بازوهاش معلوم بود.
-چی نگاه میکنی اونطوری لبخند میزنی؟
4 295
#part694
با ذوق به سمت گوشیِ جدیدم میرم.بعداز گذاشتن دستم
رو صفحه برای زدن اثر انگشت،وارد تلگرامم میشم که
میبینم مستانه همهی عکسای دیروز رو تو گروهِ ۴
نفرمون فرستاده.
عکسارو ذخیره میکنم و براش ایموجیِ قلب
میفرستم.
نمیدونم چرا اما کنجکاو شدم پروفایلِ آیهان رو چک
کنم.
از کنار آینه میرم و کنار تخت میشینم تا آیهان نه از آینه
متوجهی کارم بشه نه از کنارم.
اول وارد مخاطبین میشم تا یادم بیاد اسمشو چی سیو
کردم.بین شمارهها میگردم که به اسم _آیهان_بر میخورم.
خواستم از مخاطبین خارج شم اما یه حسِ شیطانیای بهم
میگفت اسمشو عوض کن.گوشیِخودم بود دیگه.یکم فکر
میکنم تا به یه چیز خاص برسم.
4 295
#part693
آره خب..ولی بابام همیشه موهامو دوست داشت و اجازه
نمیداد کوتاه کنم.واسه همین کوتاهشون نمیکنم.
لبخند محوی رو لبش میشینه و از آینه بهم نگاه میکنه:
-کارِ خوبی میکنی..با عمو موافقم.
لبخندی میزنم.موهامو که حاال گیس کرده بودم،با کشمو
ریزِ روی میز میبندم و بر میگردم.
حاال هر دوتامون روبهروی هم قرار گرفته بودیم.
طولی نمیکشه که آیهان نگاهشو ازم میگیره و به سمت
میزِ کنارِ تخت میره.
گوشیشو از رو میز برمیداره و سرگرم گوشیش میشه.
4 295
تبلیغات پذیرفته میشود📥
با کمترین هزینه🙏🫶🩵
جهت هماهنگی برای تبلیغ در کانال و اینستاگرام 🌐📱☑️
به دایرکت پیام بدید✔
☑️@atenaorrg
4 295
امشب روز آخر تخفیف هست قیمت 0️⃣6️⃣بوده شده0️⃣4️⃣
فقط تا صبح🥰😍
با خرید دوتا رمان یک رمان هدیه😘😍
✈️ ایدی ادمین :
✅ @atenaorrg
4 295
#part692
خاطر اینکه دیشب شونه نزده بودمش،حالت وز پیدا کرده
بود.به سختی در حال شونه زدن موهام بودم که آیهان به
سمت دستشویی میره.
بعداز چند دقیقه مدام شونه زدن،حاال موهام حالت
عادیشو پیدا کرده بود.از شونه کشیدن دست میکشم و به
سختی مشغول گیس کردنش میشم.
تو حال و هوای خودم بودم و به امروز فکر میکردم که
متوجه میشم آیهان از دستشویی خارج میشه.از آینه
نگاهش میکنم که میاد پشتم قرار میگیره و به تالش و
پشتکارم برای گیس کردن موهام نگاه میکنه.
همونطور که نگاهش به موهام بود میپرسه:
-نگهداری ازشون سخته نه؟
از نگاهش میفهمم که منظورش موهام بود:
4 295
#part691
از اونجایی که نمیتونستم به کاری که مغزم فرمان داده بود
عمل کنم،چون بعدش قطعاً با عکس العمل
آیهان مواجه
میشدم،پس به فرمان قلبم،مغزم رو توجیه میکنم که مهم
نیست.
در جواب حرفی که آیهان زده بود شونهای باال میندازم و
چیزی نمیگم.
آیهان از روم کنار میکشه و رو تخت ولو میشه.
من هم از تخت بلند میشم و به سمت دستشویی میرم.
بعداز انجام کارهای الزم از دستشویی خارج میشم و به
سمت آینه میرم که میبینم آیهان تیشرت و شلوارکی
پوشیده که بدنِ تقریباً برنزه و شیو شدش رو به نمایش
میذاره.
نگاه ازش میگیرم و به سمت آینه برمیگردم.شونه رو بر
میدارم و روی موهام میکشم.موهای نرم و لطیفم،حاال به
4 295
#part690
نه همشون،یادمه اِمِلی هر دفعه یه معجون میخورد،خیلی
کارساز بود.
با تعجب میپرسم:
-اِمِلی؟
بی تفاوت میگه:
-یکی از دوست دخترام بود.
چقدر بیشعوره!انگارنهانگار من زنشم...داره از دوست
دخترش برام حرف میزنه...با این حرفش انگار تمام
حسهای خوبی که از صحبتاش گرفته بودم، میپره.مغزم
میگفت حقشه بلند شم و برم پایین.ولی قلبم میگفت مهم
نیست! دوست دختری که میگه ماله قبل بوده و مهم
اآلنه...
4 295
برید نات کوین برداشتشو دوباره باز کرده الان به من 3000 تا نات کوین داده برین زود ۷ روز فقط باز کرده👇👇
https://t.me/notcoin_bot?start=er_11748790
4 295
امشب روز آخر تخفیف هست قیمت 0️⃣6️⃣بوده شده0️⃣4️⃣
فقط تا صبح🥰😍
با خرید دوتا رمان یک رمان هدیه😘😍
✈️ ایدی ادمین :
✅ @atenaorrg
4 295
#part689
هر ماه اینطوری درد میکشی؟
نگاهمو ازش میگیرم تا راحت تر بتونم باهاش حرف
بزنم:
-آره..ولی همون اولش یه مسکن بخورم خوب میشم.
با اخم میگه:
-مسکن؟میدونی چقدر عوارض داره؟حاال خوبه خودت
رشتت تجربیه.
با مکث میگم:
-خب..درد داره دیگه، تحملش سخته.
در آخر بهش نگاه میکنم و ادامه میدم:
-همهی دخترا همینکارو میکنن.
تای آبرویی باال میندازه:
4 295
#part688
هومم..باور کنم که سرصبحی یه هوری افتخار داده و
بوسم کرده؟
نگاهمو ازش میگیرم و »اهوم«آرومی زمزمه
میکنم که با
تک خندهی جذاب و مردونهای میپرسه:
-این بوسهی شیرین رو مدیون کدوم کارم هستم؟
فکر کنم امروز از دندهی راست بیدار شده بود؛یه جوری
شده بود.
یه جوری شده بود.اما خب کارِ دیشبش یادم نرفته و در
جواب سوالش میگم:
-بابت دیشب ممنون.خیلی مؤثر بود.
ابرویی باال میندازه دوباره میپرسه:
4 295
#part687
با لبخندی که به صورت ناخودآگاه رو لبم میشینه،یکم
ازش فاصله میگیرم.
الهی بمیرم براش ! دیشب معلوم نیست تا کِی
داشت
شکمم رو ماساژ میداد.تو یه حرکت ناگهانی و بدون فکر
وقتی عقب میکشم،تازه متوجهی چشای بازش میشم که با
لبخند به من نگاه میکرد.
با شرم لبمو به دندون میگیرم که با شتاب،قبل از اینکه
عکسالعملی داشته باشم،به سمتم میاد و روم خیمه میزنه.
نگاهش از ترقوههام باال میاد،رو لبم مکث میکنه و در آخر
رو چشمام میشینه.
با لحن بَم و گرفتهای که ناشی از تازه بیدار شدنش
بود،میگه:
4 295
میدونستی همین الان پا گذاشتی به یه گروه خاطره ساز؟ خوش اومدی!🤌🥹
🗣️ ویس کال شبانه • بدون محدودیت 🗣️
🔮 مخ زنی😈🍑👅 رل زنی💦 آزاد 🔥
https://t.me/+dHs54WdrppdiNTNk
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
