en
Feedback
دقایق زبانی

دقایق زبانی

Open in Telegram

در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبان‌های دیگر، به نکته‌های ظریف زبان فارسی می‌پردازم Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter @A_parsazadeh

Show more
567
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
معنای «آب خاکستری» (= gray water) چیست؟
Anonymous voting

بشخصه مصوب «خودعکس» را بهتر از «خویش‌انداز» (مصوب یا پیشنهاد قبلی فرهنگستان) می‌دانم. بااین‌حال، گمان می‌کنم با دو چالش همراه
بشخصه مصوب «خودعکس» را بهتر از «خویش‌انداز» (مصوب یا پیشنهاد قبلی فرهنگستان) می‌دانم. بااین‌حال، گمان می‌کنم با دو چالش همراه است: ۱) ازآنجاکه عکس عربی‌تبار است، سره‌گرایان چندان آن را حمایت نمی‌کنند؛ ۲) اکنون به قیاس selfie واژه‌های جدیدی مانند و groufie ظاهر شده‌اند که به نظر نمی‌توان آسان با فرمان خودعکس برای آن‌ها معادل پیدا کرد. نقدی هم به پیشنهاد خلاقانهٔ استاد عبدالله‌زاده شده است: آینه‌ای نوعی از عکس است. آقای امیر قربان‌زاده چند سال پیش «خودکی» را برای selfie پیشنهاد کردند که به نظرم قابل تأمل است. نگارنده نیز «خودمیان» ( که کوتاه‌شدهٔ خود در میان است و در گفتار خودمیون می‌تواند تلفظ شود) را پیشنهاد می‌کند. به نظر نگارنده با پسوند میان می‌توان برای دیگر زاده‌های سلفی هم معادل ساخت: Usie/Ussie – Most popular term for a two-person selfie. Group Selfie – More general, used when two or more people are in the shot. We-fie – Another playful alternative, often used for selfies with more than two people. Togetherfie – Less common, but sometimes used to emphasize being together in the photo

برای سِلفی (selfie) برابر دیگری پیشنهاد می‌کنم: آینه‌ای یا آینه. برابرنهاد فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر پایۀ معنای لغویِ سلف
برای سِلفی (selfie) برابر دیگری پیشنهاد می‌کنم: آینه‌ای یا آینه. برابرنهاد فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر پایۀ معنای لغویِ سلفی است؛ ولی من در «آینه‌ای» به به نوع عکس و کارکرد گوشیِ همراه نظر داشته‌ام: وقتی سلفی می‌گیریم، صفحۀ گوشی به آینه تبدیل می‌شود و خودمان را در آن می‌بینیم. از سوی دیگر، معمولاً حالت پیش‌فرض عکس‌های سلفی به‌گونه‌ای است که عکس همانند تصویرمان در آینه ثبت می‌شود؛ یعنی جهت چپ و راست عوض می‌شود و مثلاً اگر تابلویی به خط فارسی در عکس باشد، برعکسِ خط فارسی و از چپ به راست ثبت می‌شود. جالب آنکه این ویژگی را در تنظیمات دوربین گوشی معمولاً با واژۀ mirror (آینه) معرفی می‌کنند. از میان آینه‌ای و آینه، ترجیحم آینه‌ای است؛ چون دقیق‌تر است و آن ی نسبت نشان می‌دهد که منظورمان چیزی شبیه آینه است، نه خود آینه. آینه را هم ازآن‌رو پیش نهادم که کوتاه‌تر است. به‌گمان من آینه‌ای نسبت‌به خودعکس راحت‌تر در گفتار می‌نشیند: بیایین یه آینه‌ای بگیریم. 📷 کویر پُلوند، فردوس، خراسان رضوی، ۲۲ آبان ۱۴۰۴ #واژه‌گزینی | #برابریابی | #معادل‌سازی | #واژه‌سازی | #فرهنگستان | #سلفی | #خودعکس | #آینه‌ای @mehnevesht

معنای مثبت را به سرنام تغییر دادم.

#زبان_و_فرهنگ #فرهنگ

انسان با توجه به تعداد چیزهایی که می‌تواند بدون آن‌ها به زندگی ادامه دهد، ثروتمند است. 📕 #اضطراب_موقعیت ✍🏻 #آلن_دوباتن ♦️ان
انسان با توجه به تعداد چیزهایی که می‌تواند بدون آن‌ها به زندگی ادامه دهد، ثروتمند است. 📕 #اضطراب_موقعیت ✍🏻 #آلن_دوباتن ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

به نظرم، داستان‌نویس و نویسنده می‌تواند این صورت‌ها روان‌تر و طبیعی‌تر بنویسند: خانه‌ای اجاره‌ای ...، رفیق توده‌ای‌مسلکی ...، پیرهن سرمه‌ای‌رنگی ...، اجناس کره‌ای‌شکلی...، کیف قهوه‌ای‌رنگی ...، کوسن نسکافه‌ای‌رنگی ... .

نوشتنِ واژه‌هایی که آخرشان «-‌ه‌ای‌ای» هست. بعضی صفت‌های نسبی آخرشان «-‌ه‌ای» هست: اروگوئه‌ای افسانه‌ای توده‌ای سرمه‌ای قهوه‌ای نسکافه‌ای این صفت‌ها وقتی یای نکره/ زمینه‌ساز می‌گیرند، این‌طور نوشته می‌شوند: خانۀ اجاره‌ای‌ای که در آن بودیم. رفیقِ توده‌ای‌ای که داشتم. پیرهنِ سرمه‌ای‌ای که پوشیده‌ای. اجناسِ کُره‌ای‌ای که وارد می‌کنیم. کیفِ قهوه‌ای‌ای در دست داشت. کوسنِ نسکافه‌ای‌ای روی مبل بود. این واژه‌ها را با همین املا بنویسید و از هیچ‌ کس هم نترسید. سعی نکنید صورت‌مسئله را پاک کنید. #رسم‌الخط

برای نگارش اسم‌ baby، اگر مجبور باشیم به فارسی بنویسیم، بهتر است پیوسته بنویسیم: بیبی. #نویسه‌گردانی
برای نگارش اسم‌ baby، اگر مجبور باشیم به فارسی بنویسیم، بهتر است پیوسته بنویسیم: بیبی. #نویسه‌گردانی

پادایستان پیشنهاد شادروان دکتر حیدری ملایری است. این نکته را به فرسته افزودم. با سپاس از آقای امیر قربان‌زاده. 🌱

به‌نام خدای زبان‌آفرین مصوب فرهنگستان برای Laptop computer معادل مناقشه‌برانگیز «رایانهٔ کیفی» است. 🔷 گمان می‌کنم نقد اصلی‌ا
به‌نام خدای زبان‌آفرین مصوب فرهنگستان برای Laptop computer معادل مناقشه‌برانگیز «رایانهٔ کیفی» است. 🔷 گمان می‌کنم نقد اصلی‌ای که به این مصوب وارد است مربوط به کاربرد جدای لپ‌تاپ می‌شود، کاربردی که هم در انگلیسی هم در فارسی رایج است. بدیهی است «کیفی» را به‌تنهایی نمی‌توانیم بدون ابهام برای لپ‌تاپ استفاده کنیم. البته کیف از لحاظ ریشه‌شناختی عربی‌تبار هم هست. 🔷 پیشنهاد نگارنده به‌ترتیب زیر است: ۱) «تاگشت» (کوتاه‌شدهٔ تاگشته؛ وجه تمایز ظاهری لپ‌تاپ با نوت در همین تا شدن لپ‌تاپ است)؛ ۲) «نیم‌شو» (ازآنجاکه بیشتر لپ‌تاپ‌ها موقع تا کردن اندازه‌شان نصف می‌شود؛ البته لپ‌تاپ‌های سفاری تا شدنشان لول‌گونه است)؛ ۳) «کیف‌سان» (امتیازش این است که به‌تنهایی قابل استفاده است؛ کمی هم از لحاظ آوایی روان است و یادآور کیف‌های سامسونت). #مصوب_فرهنگستان #لپ‌تاپ #کیفی #تاگشت #laptop Telegram: https://t.me/language_niceties Instagram: https://instagram.com/language_niceties A. Parsazadeh

پس از فرستادن فرسته، بررسی کردم. دیدم در فرستهٔ دو نفر از دوستان پادایستان دیده می‌شود. احتمالاً هنگام ساخت این معادل، پادایث در ذهن ناخودآگاهم بوده‌ . 🌱

به‌نام خدای زبان‌آفربن 🔷 برای معادل اپوزیسیون، پیشنهادم «پادایستان» (پاد + ایست + ان) است. often Opposition : a political pa
به‌نام خدای زبان‌آفربن 🔷 برای معادل اپوزیسیون، پیشنهادم «پادایستان» (پاد + ایست + ان) است. often Opposition : a political party opposing and prepared to replace the party in power The opposition is likely to win the upcoming election. ( The Merriam Webster Dictionary) پادایستان احتمالاً در انتخابات ‌پیش‌ِ رو پیروز خواهد شد. 🔷 برای معادل oppositionist هم می‌توان از «پادایست» بهره جست. #اپوزیسیون #پادایستان #نوواژه #opposition Telegram: https://t.me/language_niceties Instagram: https://instagram.com/language_niceties A. Parsazadeh

چند نکته دربارهٔ آزمونک بالا: ۱) ساخت گِلگی مانند بچگی است. ۲) ساخت عمه‌گان مانند رقاصه‌گان است. در این واژه‌های عربی، چون های غیرملفوظ بخشی مهمی از معنای واژه را در خود دارد، هنگام اضافه شدن «گان» «های» غیرملفوظ حذف نمی‌شود. گفتنی برای واژه‌های پارسی هنگام افزودن گان «های» حذف می‌شود یا به تعبیری ه به گ تبدیل می‌شود و سپس «ان» به آن اضافه می‌شود، مانند خوانندگان.

کدام جمله غلط املایی «ندارد»؟
Anonymous voting

برای معادل idiom، پیشنهادم به قرار زیر است: فراگویه (از آن جهت که معنای idiom فراتر از معنای تک‌تک واژه‌ها است)، کژگویه (از آ
برای معادل idiom، پیشنهادم به قرار زیر است: فراگویه (از آن جهت که معنای idiom فراتر از معنای تک‌تک واژه‌ها است)، کژگویه (از آن جهت که معنای سرراست آن منظور نیست)،

✍🏻 لطفاً اهلِ‌اصطلاح باشید ⚜️ اشتباه نکنید! منظورم از «اصطلاح» آن چیزی نیست که الآن به ذهنتان رسیده. در فارسی دو جور اصطلاح داریم: ۱. گروهی از کلمات یا عبارات که معنای اصلی‌شان غیر از معنایی است که در ظاهر به نظر می‌رسد؛ مثلاً در اصطلاح «دست‌کج‌بودن» که به‌معنی «دزدبودن» است، در ظاهر از ترکیب این کلمات چنین معنایی برنمی‌آید. ۲. گروهی از کلمات که در حوزۀ خاصی معنای خاصی می‌دهند و متخصصان آن حوزه بر سر معنا و کاربرد این واژه‌ها هم‌نظرند؛ مثلاً اصطلاح «سیاه‌نقطه» در پزشکی به ناحیه‌ای از میدان دید گفته می‌شود که محرک خاصی در آن دیده نمی‌شود. 🔰 مقصودِ من همین معنای دومِ اصطلاح است. اما اصلاً چرا به این واژه‌ها می‌گویند اصطلاح؟ ⚜️ واژۀ اصطلاح از «ص‌ل‌ح» گرفته شده است و به‌معنی چیزی است که افراد بر سر آن به توافق رسیده‌اند یا به‌بیان دیگر افراد بر سر آن به صلح رسیده‌اند؛ مثلاً پزشکان با هم به توافق رسیده‌اند که میانِ خودشان به ناحیه‌ای از میدانِ دید که محرکِ خاصی در آن دیده نمی‌شود بگویند «سیاه‌نقطه». ⚜️ در قدیم، اهلِ‌علم به کسی که به اصطلاحاتِ حوزۀ تخصصی خودش آگاه و مسلط نبوده می‌گفته‌اند فلانی «اهلِ‌اصطلاح» نیست و آن کس را از نظر علمی معتبر نمی‌دانسته‌اند. ⚜️ عبارتِ «غلطِ مُصْطَلَح» هم از همین معنا گرفته شده است؛ یعنی واژه یا عبارتی که از نظرِ دستوری غلط است، اما مردم بر سرِ مفهوم یا مصداقِ آن به توافق و صلح رسیده‌اند. ⚜️ زبان‌شناسان می‌گویند اگر غلطِ مصطلح واقعاً مصطلح باشد و اهلِ‌زبان را به ابهام و بدفهمی نیندازد، دیگر غلط به حساب نمی‌آید؛ چراکه هدف اصلی زبان یعنی همان برقراری ارتباطِ درست و همگانی را برآورده است. ⚜️ مثلاً واژۀ «بنیان‌گذار» برابرِ واژۀ founder انگلیسی است؛ اما این برابرگذاری دقیق نیست و عمداً یا سهواً در آن تسامح شده است. واژۀ found به‌معنای «اساس/پایه/ریشه/بُن/بنیاد» است، حال‌آن‌که «بنیان» بر وزنِ «فُعلان» و از ریشۀ «ب‌ن‌ی» ساخته شده و به‌معنای «ساختمان» است. بااین‌حال، این واژه در شمار اصطلاحات کسب‌وکاری قرار گرفته و نزد اهالی آن عرصه پذیرفته و جاافتاده است؛ پس ما هم آن را به همین صورت می‌پذیریم و به کار می‌بریم. ⚜️ کاربرد برخی از اصطلاحات هم در معنای رایجشان برای عموم مردم غلط نیست؛ ولی برای متخصصان آن حوزه غلط تلقی می‌شود؛ مثلاً عموم مردم «واژه‌ها» و «واژگان» را در یک معنا به کار می‌برند و درست هم به کار می‌برند، اما همین دو کلمه نزد زبان‌شناسان دو معنای متفاوت دارند و اگر زبان‌شناسی در جمع زبان‌شناسان آن‌ها را در یک معنا به کار ببرد، خطا کرده است و هم‌رشته‌های خود را به اشتباه می‌اندازد. ⚜️ البته این‌طور نیست که هر کس هر طور خواست بگوید و بنویسد و آن را غلطِ مصطلح بداند و مسئولیت را از سر خود باز کند. تشخیص این‌که فلان واژه یا بَهمان عبارتْ غلط مصطلح هست یا نیست، در صلاحیت زبان‌شناس است؛ بنابراین نباید سهل‌گیری زبانی را به ولنگاری زبانی تعبیر کنیم و به‌بهانۀ رایج‌بودن غلط، آن را مصطلح تلقی کنیم و هر گونه خواستیم بگوییم و هر طور خواستیم بنویسیم. معین پایدار 🆔@moeennaamak

به‌نام خدای زبان‌آفربن یکی از چالش‌های نوشتن نام و نام خانوادگی به انگلیسی مربوط به نام کوچکی می‌شود که خود ترکیبی از دو نام
به‌نام خدای زبان‌آفربن یکی از چالش‌های نوشتن نام و نام خانوادگی به انگلیسی مربوط به نام کوچکی می‌شود که خود ترکیبی از دو نام است، چراکه بخش دوم نام کوچک ممکن است با نام‌ میانی (middle name) در انگلیسی اشتباه گرفته شود. گفتنی است Walker در George Walker Bush نام میانی محسوب می‌شود. 🔷 برای روشن شدن موضوع می‌توان به نام و نام خانوادگی «محمدارسلان وفایی» در سه حالت زیر اشاره کرد: ۱) اگر بنویسیم Mohammad Arsalan Vafaee احتمال اشتباه گرفتن Arsalan با نام میانی انگلیسی‌زبانان زیاد است. ۲) اگر Mohammadarsalan Vafaee بنویسیم، ممکن است در خوانش دشواری پیش آید. ۳) استفاده از تیره بین نام مرکب کوچک نیز وجود دارد؛ یعنی Mohammad-Arsalan Vafaee. البته، از لحاظ قانونی، استفاده از تیره در گذرنامهٔ ایرانی چندان روال نیست. 🔷 از دید نگارنده، برای بیشتر کسانی که در کشورهای انگلیسی‌زبان زندگی می‌کنند نوشتن Mohammad-Arsalan مناسب است. برای افراد دیگر Mohammad Arsalan بی‌حاشیه‌تر است. #نویسه‌گردانی #transliteration Telegram: https://t.me/language_niceties Instagram: https://instagram.com/language_niceties A. Parsazadeh

جملهٔ زیر با کدام واژه معنای «درست و طبیعی» خواهد داشت؟ ما آن را ................‌ نمی‌پذیریم.
Anonymous voting

گفتنی است برخلاف باور عامیانه که لهجه به گفتار غیرمعیار تعلق دارد، از منظر زبان‌شناسی، زبان‌وری بدون لهجه یافت نمی‌شود؛ حتی آن کسی که به زبان معیار صحبت می‌کند دارای لهجه است. از این رو، لهجه صرفاً وجه تمایز افراد از یکدیگرند، و نه وجه برتری افراد از یکدیگر.