en
Feedback
رواق

رواق

Open in Telegram
250
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+830 days
Posts Archive
غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را محکم گرفته است و رها هم نمی کند ‌ زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق گر طاعتی نکرده ریا هم نمی کند! #سجاد_سامانی @ravaaaq

میوه‌ی عاشقی "وصال و بهجت" است و ادب عاشقی "رازداری"است..... #عبدالکریم_سروش @ravaaaq

تدبیر نیست جز سپر انداختن که خصم سنگی به دست دارد و ما آبگینه‌ای... #سعدی

عاشق معشوق را از او اوتر بُوَد؛ پندار پیوندی درو پدید آید و به جایی رسد که گوید: «معشوق منم اگر چه بی خویشتنم»، اَنَاالحَقُ و سُبْحانی سِرِّ این معنی است؛ چندان نازَست زِ عشق با جان و تنم گویا که تو عاشقی و معشوق منم #عین_القضات_همدانی @ravaaaq

گر گویمت که بی‌تو، دل امشب چه حال داشت خواهی تمام عمر ز من انفعال داشت تنها نه من اسیر وبالِ محبّتم هرکس که داد دل به تو، جان در وبال داشت آه از دلم که بی‌تو به خون خفت و در درون با مهلت دو روزه، هزاران خیال داشت منّت‌کش نوید وصالم چه می‌کنی؟ عاشق کدام روز مجال وصال داشت؟ مُطرب شبی به بزم تو حال مرا بدید دستی به ساز زد که خود از ذوق حال داشت چندان ملال داشت دل من، که بعد مرگ گل‌های تربتم همه رنگ ملال داشت «شانی!» مباش منکر سودای عاشقی کاین ناله‌ی شبانه هزار احتمال داشت... ‏ #شانی_تلکو @ravaaaq

بتّرینِ مرگ‌ها بی‌عشقی است... #مولوی @ravaaaq

چون تو می‌خواهی‌ام از خود به نگاهی قانع به نگاهی شود این دیده الٰهی قانع باعث دوری من شد طمع وصل مدام کاش می‌بودم از اوّل به نگاهی قانع شد خراب از غم او هر دلی، آری! نشود خود به ویرانی یک خانه، سپاهی قانع روز و شب بود نگاهم به تو و بی‌تو کنون به نگاهی شده‌ام گاه به گاهی قانع من هم آزرده نگردم ز دل‌آزاری تو گر به آزار گدایی شده شاهی قانع همه‌کس چیده ز باغ تو گلِ وصل و «سحاب» شده از باغ وصالت به گیاهی قانع... ‏ #سحاب_اصفهانی @ravaaaq

همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه‌ی خود می‌دانند، انگار که واقعیتِ مطلق، چهارچوب نگهدارنده‌ی وجود، چیزی ضعیف و بی‌دفاع است. این آدم‌ها از کنار بیوه‌ای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی می‌کند رد می‌شوند، از کنار کودکان ژنده‌پوشی که در خیابان زندگی می‌کنند رد می‌شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می‌کند. چهره‌هایشان سرخ می‌شود، سینه‌هایشان را بیرون می‌دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می‌آورند. میزان خشم‌شان حیرت انگیز است. نحوه‌ی برخوردشان هراس‌آور است. این آدم‌ها نمی‌فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن‌ها باید خشم‌شان را متوجه خودشان کنند ... ! زندگی پی #یان_مارتل @ravaaaq

از نخستین نگاهِ نخستین سحرگاه عالم در نگاه هراسیده‌‌ی هرچه حوّا و آدم از میان همه دیدنی‌ها و نادیدنی‌ها آنچه گفتند و دیدند از شادی و غم چشم تو، خوش‌ترین رویداد جهان است لحظه‌ی چشم‌هم‌چشمی عاشقان است... #علی‌محمد_مؤدب @ravaaaq

‌ من آزمودم مدتی، بی تو ندارم لذتی #مولوی @ravaaaq

أغار على أعطافها من ثيابها إذا لبستها فوق جسم منعم.. پیرهن‌های تو هم جزء رقیبان من‌اند من حسادت می‌کنم با هر که در آغوش توست.. يزيد بن معاوية سیدحسین متولیان @ravaaaq

⁣⁣تا که گهگاه کمی «آه» برآرم ز رقیب بی وفا بودی و گفتم: «چه وفایی دارد!» #سجاد_رشیدی_پور⁣ @ravaaaq

سوال کردند که "مسلمانی کجاست و مسلمان کیست؟" گفت: "مسلمانی در کتاب‌هاست و مسلمانان در زیر خاک‌اند. " تذکرة‌الاولیاء ذکر حسن بصری @ravaaaq

می‌کشتمت! وساطت ایمان اگر نبود پروای نان و پاس نمکدان اگر نبود بی شانه‌ی تو سر به کجا می‌گذاشتم، ای نارفیق! کوه و بیابان اگر نبود؟! پیراهنم به دادِ منِ تنگدل رسید، خود سینه می‌شکافت، گریبان اگر نبود! در رفته بود این جگر از کوره، بی گمان همراهِ صبر، همتِ دندان اگر نبود! از این جهانِ سفله به یک خیزش بلند، رد می‌شدیم، تنگیِ دامان اگر نبود! می‌گفتمت چه دیده‌ام و چیست در دلم، این ترسِ خنده آورم از جان اگر نبود! #حسین_جنتی @ravaaaq

همیشه برای روا کردن هر ناروایی ضرورت‌ها، محدودیت‌های اجتماعی و... بهانه بوده است. #روزها_در_راه #شاهرخ_مسکوب @ravaaaq

شدی از قصهء ما گر ملول، افسانه‌ای دیگر وگر از ما به تنگ آمد دلت، دیوانه‌ای دیگر #نشاط_اصفهانی @ravaaaq

‏مشينا كثيرًا، باحثين عن حُبّ قليل. بسیار راه پیمودیم؛ به دنبال عشقی اندک. #وديع_سعادة ترجمه#رقیه_جبارزاده @ravaaaq

تو را می‌سپارم به قلبی وفادارتر به عشقی شکیبا،صمیمی، فداکارتر تو را می‌سپارم به دستِ زنی سازگار جهانی برایت بسازد سزاوارتر تو در من گرفتارِ یک عشقِ کم‌طاقتی و من در تب و تابِ عشقت گرفتارتر چه رؤیای درمانده‌ای داشت دلبستگی! تعلّق شبی دارد از بی‌کسی تارتر امیدی به درمانِ این دردِ دُردانه نیست! که در عشق باید دلی داشت بیمارتر من و تو برای جدایی مناسب‌تریم! چرا از تو چیزی بخواهم زیانبارتر؟! کنارم نمان و شجاعانه خوشبخت باش نمی‌ترسم از امتحان‌های دشوارتر... #مهشید_تجلیان @ravaaaq

رفتم که رفتن، عینِ رفتنِ "من" باشد و فرق داشته باشد با رفتن دیگران. رضا براهنی @ravaaaq

ردیف این غزل دشوار می‌شد با "بیندازم" ولی با وامی از چشم تو شاید جا بیندازم! جهان زیباست بی‌تردید، باید دید و لذّت برد چرا باید نگاهی تیره بر دنیا بیندازم؟ کمی پیرم، ولی پیری که عمری عاشقی کرده نمی‌خواهم خودم را از تک و از تا بیندازم نباید حرف مردم را به یاد من بیندازی که من هم شانه‌ها را دَم‌به‌دَم بالا بیندازم! "من از اقلیم بالایم"، مرا در خاطرت بسپار تو را باید به یاد "شعر مولانا" بیندازم بیابان بود و ما بودیم و مقصد منزل لیلی نیفتادم ز پا تا عقل را از پا بیندازم! تو ترکم کردی و من همچنان در شهر خواهم ماند که رسم عاشقی را بین مردم جا بیندازم تو را هرگز نخواهم یافت... امّا باز ناچارم که تور پاره را بر آبیِ دریا بیندازم... ‏ #محمد_سلمانی @ravaaaq