Mine
Closed channel
| مَــــــــت | .در تلاش برای ارشد روانشناسی .در مسیر باریستا شدن .۲۵ ساله _روزنهای برای بازگشت به خودم _ثبت میکنم تا فراموش نکنم
Show more305
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
305
کرمپودر و خطچشم رو که مدتهاست حذف کردم مگه یه روزای خاصی، امروز استارت حذف ریمل رو هم زدم.✅
305
Repost from از آنِ ما!
یکی از شرافتمندانهترینِ اعمال در روابط انسانی، تعهد به ایستادن در کنار کسی است که در هزارتوی افسردگی حرکت میکند. این تعهد و حمایت مستلزم تابآوری و صبر عاطفی فوقالعاده است. روزهایی وجود خواهد داشت که فرد افسرده پاسخ ندهد یا بیشتر در پوسته ناامیدی خود فرو رود.
در این زمینه همدلی میتواند نقشی دگرگونکنندهای داشته باشد. وقتی یاد میگیریم که افسردگی یک وضعیت سلامت روانی پیچیده و چندوجهی است که صرفاً با برچسب زدن به عنوان غم و اندوه یا واکنش به شرایط بد نمیتوان به طور کامل آن را درک کرد.
به جای قضاوت، شفقت را گسترش دهیم، پناهگاهی امن برای کسانی باشیم که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند. با گذشت زمان این پذیرش میتواند به ایجاد اعتماد کمک کند، و باعث میشود افراد در هنگام مواجهه با اختلالات مرتبط با سلامت روان راحتتر صحبت کنند و در نهایت کمک بگیرد.
305
Repost from دختر مهتاب
بهم میگفت یه اتفاق اجتناب ناپذیری که توی روابط بلند مدت میافته اینه که هرچقدر شناخت و صمیمتتون بالاتر میره، موضوعات کمتری برای صحبت کردن دارید، طول مدت مکالمههاتون کمتر میشه. بهخاطر همینه که مثلا اکثر زوجهایی که زیر یه سقفن میانگین شاید یک ساعت هم کمتر توی روز باهم صحبت کنن. اینجور وقتا زوجها اکثرا گلایه میکنن از این وضعیت و میخوان که مکالمههاشون شکل اوایل رابطه رو بگیره، ممکنه حتی بین خودشون دنبال مقصر بگردن برای این اتفاق.
ممکنه سکوتی که بیشتر شده بینشون بهشون احساس نا امنی بده و این رو یه زنگ خطر برای رابطشون ببینن و تلاش کنن تغییرش بدن.
ولی این فقط یه اتفاق طبیعی و فرآیندیه و نه کسی مقصرشه نه به معنای بد پیش رفتن رابطست. صرفا باید این واقعیت رو جزوی از فرآیند اون رابطه پذیرفت و مدام برای تغییرش خودمون رو خسته نکنیم و از عد تغییرش نا امید نشیم و نترسیم.
305
Repost from تدریس ریاضی ابتدایی
با عرض سلام خدمت شما عزیزان
قابل توجه اولیا و دانش آموزان پایههای چهارم، پنجم و ششم
برای آموزش بهتر و دسترسی آسان و راحتتر عزیزان شما به مطالب درسی در سال تحصیلی پیش رو (۴_۱۴۰۳) گروه تلگرامی با حضور اموزگار رسمی آموزش و پرورش راه اندازی شد.
در این گروه طبق بودجه بندی آموزش و پرورش به تدریس با زبانی ساده، حل سوالات و رفع اشکالات درسی تکتک دانش آموزان به صورت ویس و فیلم پرداخته میشود.
شما میتوانيد به راحتی و بدون سردرگمی در انبوهی از کانالها و اطلاعات اشتباه، مشکلات درسی فرزند دلبندتان را رفع کنید.
فرزند شما با آرامش و بدون نگرانی هر روز به یک معلم انلاین دسترسی دارد و تمام اشکالات درسی وی رفع میگردد.
با هزینهای کم، کیفیت عالی دریافت کنید و از پیشرفت تحصیلی فرزندتان لذت ببرید.
حق عضویت گروه به صورت زیر می باشد
پرداخت ماهیانه ۲۰۰ هزار تومان
سه ماه ۳۰۰ هزار تومان
پرداخت کامل ۹ ماه تحصیلی ۹۰۰ هزار تومان( که چنانچه در شهریور کامل پرداخت شود ۸۵۰ هزار تومان پرداخت خواهید کرد)
+ چنانچه دو فرزند خود را ثبت نام کنید هر فرزند شامل ۵ درصد تخفیف خواهد بود
+چنانچه ثبت نام گروهی ( ۵ دانش اموز) انجام شود هر دانش اموز ۱۰ درصد تخفیف خواهد داشت.
جهت اطلاعات بیشتر از روند کار لطفا به ایدی تلگرام زیر پیام بدهید .
@N_b1313
کانال اطلاع رسانی
https://t.me/tadris_hamrah
305
بابام رو بغل طولانی و فشرده و بوس طولانی کردم و فرستادیمش اتاق عمل؛ چرا باید برای این بغل و بوس حتما طوری بشه؟ یادم باشه سعی کنم بیشتر بغلش کنم...
305
رفتم سریال ببینم، میبینم به جا دانلود قسمت یک تا پنج، همون قسمت یک رو با ۵ کیفیت ۱۰۸۰ و ۷۲۰ و ۴۸۰ و ۳۶۰ و ۱۲۰ دانلود کردم.🚶🏾♀
305
بعد ۴ سال پیش با یه پسری داشتم اشنا میشدم، حدودا یک هفته بود چت میکردیم، یه روز بابام تصادف کرد و اسیب وحشتناکی دیدهبود و منم به شدت ترسیده و مضطرب بودم، بهش گفتم ببین به این دلیل حالم بده و بیمارستانم نزدیک فلان خیابونه ولی راه نمیدن؛ منم حالم خوب نیست و نمیتونمم دست رو دست بذارم، تا پارک اون خیابون پیادهروی میکنم و همونورا میتابم تا خبری بشه. بعد گف کاش میتونستم باهات بیام اما یه کار خیلی خیلی ضروری پیش اومده و شرکت فلان شده و حسابا بهم ریخته و باید بمونم و فلان فلان فلان و حتی تا آخرشبم نمیتونم بیام یا زنگت بزنم که خبری ازت بگیرم. گفتم اوکیه باباجان.
از قضا یه اتاق فرار فالو داشتم که فرداش عکس جنابعالی رو با دوستاش گذشت و نوشت بازیکنای عزیز سانس آخر دیشبمون(:
305
بعد وسط فیلم مامانم زنگ زد که بابام حین کار با دریل دستش آسیب دیده و بیمارستانه و فردا عمل داره؛ منم هول کردم و وسط فیلم گفتم بریم؛ بعد مامانم گف بابا گفته شماها فعلا چیزی نفهمید و اگه بیای اینجا میفهمه من بهتون گفتم و نیا. دیگه همینجوری آشفته و حیرون دم سینما نشستیم و هی دلداریم داد، نه فیلمو دیدیم و نه اون به کارش رسید اما حضورش....دلگرم کننده و حامی...✨
305
یا امروز هم صبح سرکار بود هم عصر یهجای دیگه سرکار بود، بین دو شیفت اومد منو ببینه، منم چشمامو خر شرکی کردم و گفتم یعنی این دختر خوشگل موشگل رو میخوای ول کنی بری سرکار؟! واقعا؟ بعد گفت واقعا خاک تو سر من اگه اینکارو کنم ؛زنگ زد و کارشو کنسل کرد و رفتیم سینما.🫠
305
آخه تازه روش شکلاتم گذشته برای معذرتخواهی که ببخشید من زودتر یادمنبود بهت بگم کتابت پیش منه و ...🫠
305
حالا من دو صفه اون کتابه رو خوندهبودم ولی هایلایت کردهبودم، این هایلایت نداشت و از اینجا فهمیدم، بعد به روش نیوردم که فهمیدم ولی ذوق خیلی خیلی زیاد کردم؛ حالا اما میخوام بهش بگم فهمیدم و چقدر این کارش برام ارزشمند و دوستداشتنی بود.
305
یه کتابامو گم کردهبودم، دیروز آخرین احتمال رو هم بررسی کردم و نبود و همزمانیش با پیاماس باعث شد بهخاطرش گریه کنم؛ رفته خریده، امروز آورده میگه پیش من بود.🫠😢
305
و عرضم به خدمتتون که این مدت که کم مینوشتم چون ناگهان ۵ ۶ نفر با پروفایلهای مذهبی وارد چنل شدند، البته اونارو ریمو و بن کردم اما مدتیه کلا چنلم ناامن شده، دیگه الان با دیسلایک عکسمم مطمئن شدم، امروز کلا اکانتهای بینام و نشون رو ریمو میکنم.
