en
Feedback
هورناز

هورناز

Open in Telegram

‹ ﷽ › ☀️‹ هورناز : به زیباییِ خورشید درخشنده ›☀️ برای پیشنهادات و تبادل به آیدیِ زیر مراجعه کنید: @bahram_ghorbani [ارتباط با ادمین ها] @Ad_Hurnaaz کانال اول: @HURDAD

Show more
1 316
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+19
in 0 channels
Get PRO
January '26
+10
in 0 channels
Get PRO
December '25
+15
in 1 channels
Get PRO
November '25
+12
in 0 channels
Get PRO
October '25
+15
in 0 channels
Get PRO
September '25
+9
in 2 channels
Get PRO
August '25
+18
in 0 channels
Get PRO
July '25
+20
in 1 channels
Get PRO
June '25
+37
in 2 channels
Get PRO
May '25
+17
in 0 channels
Get PRO
April '25
+17
in 0 channels
Get PRO
March '25
+25
in 0 channels
Get PRO
February '25
+21
in 0 channels
Get PRO
January '25
+42
in 1 channels
Get PRO
December '24
+17
in 1 channels
Get PRO
November '24
+30
in 0 channels
Get PRO
October '24
+47
in 1 channels
Get PRO
September '24
+16
in 1 channels
Get PRO
August '24
+62
in 2 channels
Get PRO
July '24
+28
in 1 channels
Get PRO
June '24
+50
in 1 channels
Get PRO
May '24
+54
in 2 channels
Get PRO
April '24
+43
in 1 channels
Get PRO
March '24
+41
in 1 channels
Get PRO
February '24
+44
in 1 channels
Get PRO
January '24
+51
in 0 channels
Get PRO
December '23
+56
in 2 channels
Get PRO
November '23
+44
in 0 channels
Get PRO
October '23
+80
in 1 channels
Get PRO
September '23
+29
in 0 channels
Get PRO
August '23
+54
in 0 channels
Get PRO
July '23
+41
in 0 channels
Get PRO
June '23
+47
in 0 channels
Get PRO
May '23
+56
in 0 channels
Get PRO
April '23
+30
in 0 channels
Get PRO
March '23
+44
in 0 channels
Get PRO
February '23
+47
in 0 channels
Get PRO
January '23
+52
in 0 channels
Get PRO
December '22
+64
in 0 channels
Get PRO
November '22
+46
in 0 channels
Get PRO
October '22
+53
in 0 channels
Get PRO
September '22
+160
in 0 channels
Get PRO
August '22
+326
in 0 channels
Get PRO
July '22
+192
in 0 channels
Get PRO
June '22
+174
in 0 channels
Get PRO
May '22
+274
in 0 channels
Get PRO
April '22
+302
in 0 channels
Get PRO
March '22
+348
in 0 channels
Get PRO
February '22
+366
in 0 channels
Get PRO
January '22
+590
in 0 channels
Get PRO
December '21
+471
in 0 channels
Get PRO
November '21
+271
in 0 channels
Get PRO
October '21
+274
in 0 channels
Get PRO
September '21
+162
in 0 channels
Get PRO
August '21
+145
in 0 channels
Get PRO
July '21
+64
in 0 channels
Get PRO
June '21
+68
in 0 channels
Get PRO
May '21
+217
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
‌مثل لنجی که برنخواهد گشت، قسمتم کندن و جدا شدن است این که دریا چقدر بی‌رحم است اولین درس ناخدا شدن است دست‌هایت شبیه لنگرگاه خسته و بی‌قرار و مضطربند دست من مثل لنگری لرزان غرق در وحشت رها شدن است گفتی از من به بعد... گفتم نه! بعد تو، هیچ‌کس نخواهد بود سینه‌ام  قبر یک نفر باشد بهتر از کاروان سرا شدن است ما دو آواز تلخ و ناخوانده ما دو فریاد در گلو مانده ما سکوتیم و مرگمان بی‌شک در تب و تاب هم صدا شدن است در جهانی که عشق کافی نیست چاره‌ای جز خیال‌بافی نیست بافه‌هایی که دوست می‌داریم همه در حال نخ‌نما شدن است لنج من بی‌مهار و بی لنگر روی آب ایستاده بی‌حرکت این رها بودن و جدا نشدن بدترین شکل مبتلا شدن است... #عبدالمهدی_نوری @hurnaaz

2
گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد... بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد... خون می دمد از خاک شهیدان وطن‌ وای ای وای وطن وای... گلگون کفنان را چه بهـــار و چــــه زمستــــان خونین جگران را چه بیابـــان چـــه گلستــــان... در کشور آتـــــش‌زده در خـــــانــــه ویــــران کس نیست زند بوسه به رخسار یتیمان... کس نیست که دوزد به تن مرده کفن‌ وای ای وای وطن وای... از سینه هر سنگ تو خون می دمد امروز از خاک تو مستی و جنون می دمد‌ امروز... آن لاله چی دیده که نگون می‌دمد‌ امروز وآن سبزه چرا زرد و زبون می دمد امروز... سرخ است به خون پا و سر و سرو و‌ سمن‌ وای ای وای وطن وای... #خلیل‌الله_خلیلی @hurnaaz
543
3
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم او می رود و هر قدمش لاله و نسرین ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم ما شُهرتمان بسته به این است بسوزیم با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم... تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست! از غیرتمان بود! نوشتند حسودیم جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم در حسرت پیراهن او پود به پودیم پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است! دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم بر سقف اگر رستن قندیل فراز است ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم یک روز میاید و بماند که چه دیر است روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم! بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم:) #حامد_عسکری @hurnaaz
606
4
دیگر پولِ چندانی برایم باقی‌ نمانده و همه‌ چیز هم گران‌تر از آن چیزی شده که بشود با آن به تو گفت دوستت دارم. گوشواره‌های قلبی پشت ویترین طلافروشی‌ها گران‌تر از آن هستند که بتوانند به تو بگویند دوستت دارم. ساعت‌های اورجینالی که به دست‌های کوچک و ظریف تو بیایند گران‌تر از آن چیزی شده‌اند که بتوانند به تو بگویند دوستت دارم. حتی لباس‌هایی که واقعا به تو بیایند و تو را زیباتر از چیزی که هستی به نمایش بگذارند هم حالا گران‌تر از آن چیزی هستند که بتوانند به تو بگویند دوستت دارم. در کشوری که همه‌چیز گران‌تر از آن چیزی‌ شده که بتوان با آن به کسی گفت دوستت دارم، با دستانی خالی دوستت دارم. از ایران. که البته شاید به دردت هم نخورَد. #محمدرضا_جعفری @hurnaaz
1 899
5
بگذار مثل کاغذ و خودکارت هر روز هفته دور و برت باشم بگذار وقت شعر که می‌آید تیماردار چشم ترت باشم مثل پدر تو را ببرم گردش آن‌روزها که حوصله‌ات سر رفت یا خواستی بزن در گوشم، من... من دوست‌داشتم پسرت باشم با من برقص ای زن آینده در لحظه _این حقیقت پاینده_ بگذار من همان گِل چرخنده در دست‌های کوزه‌گرت باشم پاکم کن از خطوط خیابان‌ها پاکم کن از سطور بیابان‌ها طوری مرا قلم بزن از اول تا یک‌مثال از هنرت باشم یعنی نمی‌شود بپرم با تو؟ هرچند زخم و زیلی و پربسته در کوپه‌‌‌‌‌‌ای شریکی و دربسته از اتفاق هم‌سفرت باشم با من بخواب و خواب ببین با من مهتاب و آفتاب ببین با من از من بخواه تا ته رویاها بالشت گرم زیر سرت باشم در کاسه نان و آب بریز از خود در استکان شراب بریز از خود بگذار شیردوشِ عسل‌نوشی زَانگشت‌های نی‌شکرت باشم می‌خواستم نشانی هم باشیم در عقد جاودانی هم باشیم تو تیر رفته در جگرم باشی من دست حلقه در کمرت باشم این‌یک شکست قلب تو را... افسوس آن‌یک شکست بغض تو را... افسوس مابین دوستان تو می‌دانم شاید من آخرین‌نفرت باشم... #سعید_مبشر @saeid_mobasher_71 @hurnaaz
395
6
آه ای سپید تن زده از پیرهن برون ای آبشار زلف تو چون بخت من نگون پیچیده در سرم ز لبت رد بوی خون با من قرین به غیر تو کِی بوده در قرون از من مخواه از تو و عشق تو بگذرم این آرزوی توست که در گور می برم یکسو زدم به لابه و یکسو زدم به عجز چون قایقی شکستم و پهلو زدم به عجز تصویر من که پیش تو زانو زدم به عجز راهی نمانده بود که من رو زدم به عجز از من مخواه از تو و عشق تو بگذرم این آرزوی توست که در گور می‌برم #سید_تقی_سیدی @hurnaaz
397
7
با تو اگرچه صاحب آن خنده نیستم جمع است خاطرم که پراکنده نیستم! تو دختر هزار و یک افسانه ای و من لب می‌گزم که حیف... نویسنده نیستم حاکم تویی و حکم تو دل‌کندن از من است دل-گرچه- باختم به تو... بازنده نیستم تو " آن" من شدی و پس از آن ببین که من یک لحظه‌ام... گذشته و آینده نیستم خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود... در عشق برخلاف تو بخشنده نیستم! گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین من مرد امتحان تو، شرمنده نیستم... #عبدالمهدی_نوری @hurnaaz
506
8
از من گذشته‌بودی و این پل را پشت سرت خراب نمی‌کردی یعنی به من جواب نمی‌دادی اما مرا جواب نمی‌کردی... سررفتگیّ حوصله‌ات بودم آسان‌ترین معادله‌ات بودم من کسر شان بودم و در مجموع اصلا مرا حساب نمی‌کردی... قربان گریه‌های شبانگاهی‌ت... دیدی که زخمی‌است تن ماهی‌ت! خواباندی‌ام در آب نمک؟ باشد! دیگر چرا کباب نمی‌کردی؟ ای برج زهرمارِ جراحت‌بخش! ای درد من برای تو لذت‌بخش... وقتی که پادزهر می‌آوردی می‌‌‌دیدمت! شتاب نمی‌کردی... دور از تو ای درخت جوان‌برگم فرقی نداشت زندگی و مرگم ای کاش از اینکه لانه‌ی من باشی انقدر اجتناب نمی‌کردی... می‌شد به هرچه هست در این‌‌ دنیا یک‌جور اعتراض کنی، اما این را که عاشق چه کسی باشم دیگر تو انتخاب نمی‌کردی! ای مرد شعرهای کس و ناکس گوشت از آه و ناله پر است از بس تا وقت شعرخوانی من می‌شد خط می‌زدی، خطاب نمی‌‌کردی از من گذشته فکر به آینده اما برای این زن بازنده ای کاش یک بهانه می‌آوردی گرچه مرا مجاب نمی‌کردی... #فاطمه_تنبیه @fatemeh_tanbih @hurnaaz
370
9
اگر تو برده‌ای از یادم من از خیال تو لبریزم اگر تو شعر نخوانی من شبیه شعر غم‌انگیزم چگونه از تو بگویم نه چگونه از تو نگویم من چگونه این همه مضمون را به بند شعر نیاویزم؟ دروغ بود فراموشی تو پیش چشم منی دائم تو پیش چشم منی آخر چگونه از تو بپرهیزم نه اینکه جز تو نمی‌خواهم که من به جز تو نمی‌بینم چه چیز هست به غیر از تو؟ که بنده بنده‌ی آن چیزم چه‌ای تو؟ برگ غم‌انگیزی میان ماندن و افتادن و‌ من به حرمت دستانت هنوز عاشق پاییزم #سید_تقی_سیدی @hurnaaz
447
10
چون درختی که خودش باعث خلقِ تبرست جانم از فتنه ی محبوبِ خودم در خطرست معتبر بودم و تو سخت گدایم کردی دلم اکنون به تمنای "تو" ی معتبرست چه غمی سخت تر از عاشقی یکطرفه‌ست آتش سردی‌ات از سوختنم شعله‌ورست کوهکن بودم اگر دلبرِ شیرینم بود بیش‌از آن فخر، که فرهاد به‌آن مفتخرست پای نو رسته نهالی همه ی عمرم رفت یا رب انصاف نباشد که بَرَش بی ثمر است "پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم" گله ای نیست که تقصیر دل بی پدرست کاش می شد که در آیم دمی از پشت نقاب "خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است" #یوسف_ولایی @hurnaaz
534
11
من کشوری نبوده‌ام، ایجاد کن مرا در مرز من بیا، برو، آباد کن مرا من مجمع‌الجزایر تنهایی و غمم پهلو بگیر پهلوی من، شاد کن مرا از من که شاخه‌های درختی شکسته‌ام قایق بساز، از خودم آزاد کن مرا بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت دور از همه همه همه فریاد کن مرا در جای‌جای خاک تنم ردّ پای توست گاهی تو هم به نام وطن یاد کن مرا #مژگان_عباسلو @hurnaaz
452
12
به رود می‌گم: «هم ملافه‌ت خیس هم رختخواب و بالشت سنگه!» می‌گم: «پاشو!» می‌گه: «باید خوابید هروقت حس کردی دلت تنگه» به عطر می‌گم: «محشری!» می‌گه: «موهاشو زیر چتر بو کردی؟» می‌گم: «همینه آرزوم» می‌گه: «تو آرزوم‌و آرزو کردی» به آخرین دیدارمون می‌گم: «دیدی که ابر از ما قوی‌تر بود؟» می‌گه: «شما رو دید شب رف کوه تا صبح چشمای اونم تر بود» من قبل خواب هرشبم دارم این گفتگوهای خیالی رو نیستی و باید پر کنم یک جور این خونه‌ی از حرف خالی رو #جواد_افرا @hurnaaz
442
13
به اوّلین دیدارمون می‌گم: «یادت می‌آد بود و نبود من؟ که رو به خورشید مثل ظرفی آب پر می‌کشید کل وجود من؟» آینه می‌گه: «شاعر! چه کم‌کاری!» می‌گم: «نمی‌دونم چمه؟ ماتم نه روی دوشی گریه‌ی شوقی نه زیر دوشی گریه‌ی ماتم» به شعر می‌گم: «خیسه پام» می‌گه: «دریام، بیش از حد عمیقم من» می‌گم: «تو پرتم کردی از دنیا» می‌گه: «درسته؛ منجنیقم من» می‌گم: «چته عاشق؟» می‌گه: «خسته‌م اون نامسلمون خیلی وسواسه من اون شبم که از هزارتا ماه سَر هست و ماهم قدرنشناسه» می‌گم: «چته افسانه‌ توو فکری؟ خیرِ سرمون ما جوونیما» می‌گه: «نمی‌دونم کی‌ام» می‌گم: «شاید تویی افسانه‌ی نیما» تا خرخره لبریز خیامم می‌گم: «رو پام، با اعتبار تو! ای داربستِ تاکِ پیر! ای عشق! قدّم بلنده در کنار تو!» به عشق می‌گم: «عقل چی می‌‌خواد؟» می‌گه: «می‌آد تا بشکنه تک‌تک قولایی که داده‌ن از اوّل با انگشت کوچیکه دو تا پیچک» به سرو می‌گم: «بادبادک رفت» می‌گه: «مشخص بود احوالش نه اون قرار بود تا ابد باشه نه من برم یک روز دنبالش» به ماهیِ سرخم می‌گم: «دیدی رنگین‌ترین رؤیای شادم رفت؟» می‌گه: «چه خوشبختم که از خونه بازم یه آدم رفت و یادم رفت» به رود می‌گم: «پشت سد، سدّی! توو دریا هم می‌ری که دریا شی» می‌گه: «همینه داستان باید با هرکسی مثل خودش باشی» به چشم می‌گم: «دوستت دارم» می‌گه: «جهان بر پایه‌ی کاره تا وقتی واسه‌ت کار کنم آره» می‌گه: «بدن یه جعبه‌ابزاره» می‌گه: «مدالاشو دیدی؟» می‌گم: «جز داغ چیزی دور گردن نیست پروانه جون دورت بگردم من آینده‌تون تاریکه، روشن نیست؟» دورش پُره، خوشحاله تنها نیست می‌گم: «گلم! اینا علف‌هرزن می‌گذره و می‌بینی خیلی‌ها اونجوری که باید نمی‌ارزن» یک نیم از من شاده و آباد یک نیم دل‌مرده زیرِ آوار تصویرِ شهرِ قبل و بعد از جنگ می‌گه: «تو هم مثل منی انگار» آفتابگردون می‌گه: «اینجا هم داری تحمل می‌کنی توهین؟» می‌گم: «می‌دونی که یه وقتایی باید سرت رو بندازی پایین» به قلّه‌ی آتشفشان می‌گم: «باز داغِ چی بیرون زد از سینه؟ که موندی اینجور توو قرنطینه؟» می‌گه: «بریزی توو خودت اینه...» هرجا حبابی مستِ پروازه می‌گم: «هنوز دورت رو نشناختی حتی دیگه نیستی پشیمون شی حرف دلت رو تا بگی باختی» به تَن می‌گم: «چی هستی؟» می‌گه: «شهر! با کوچه‌زخمای دو‌سو‌بُن‌بست هرشب توو یه کوچه چراغونی هرشب توو یه کوچه عروسی هست» به شمع می‌گم: «خوش به حال تو که تا خروس خون دور تو مستن» می‌گه: «همینا من تموم شم که دنبال یکی مثل من هستن» به من، قطاری که دارم می‌رم به من، هواپیمای توو پرواز سنگِ خمارِ شیشه‌ای می‌گه: «یه پنجره کارم رو را(ه) بنداز» خیلی زرنگه می‌گه: «اون کاج‌و باید تکون داد داره خم می‌شه» به سایه می‌گم: «فک نکن با برف از این سیاهیت چیزی کم می‌شه» سایه می‌گه: «آتیش عشقم رو می‌بینی؟» می‌گم: «چه سریشی تو! گیرم که از آتیش نمی‌ترسی افرا بسوزه نیست می‌شی تو!» نقطه همین که فخر می‌فروشه انگار گذاشته‌ن رو سرم مَتّه می‌گه: «پس از من هیچ حرفی نیست» می‌گم: «همین‌جا آخر خطه» می‌گم: «قشنگه جامعه بی‌ هیچ_ _فرقی میونِ تک‌تکِ تن‌ها» می‌گه: «سَرِ سبزمون‌و دارن به باد می‌دن این چمن‌زن‌ها» به شادی می‌گم: «نیستی نامرد!» می‌گه که: «تا جون داشتم رفتم دیدم حنام بی‌رنگه توو این شهر پاسپورتم‌و برداشتم رفتم» عابر می‌گه: «دیدی شهاب‌و؟ رفت...» می‌گم: «همینه زندگی عابر! بین دو تاریکی، پل نوریم نه فکر اول باش نه آخِر» می‌گم: «خطاها رو نمی‌بینی؟» چیزی نمی‌گه رد می‌شه از ما به حضرت داور می‌گم: «ناسوت اسم به‌جاییه واسه دنیا» «به نیستگاهِ جاودان می‌ریم پایانه‌مون پاییز اگه باشه» این‌و که می‌گم برگ می‌گه: «نه! نوروز، رستاخیز اگه باشه» «بالاتر از من هیچ رنگی نیست» شب می‌گه و می‌گم که: «بخت من! اِنقد سیاس خورشیدو می‌بلعه اسراف کرده توی شب بودن» به بخت می‌گم: «این‌همه آدم این‌همه سختی ما فقط دیدیم» می‌گه: «بی‌بی جون قصّه که می‌گفت ما جای خوب قصّه خوابیدیم» به خواب می‌گم: «از تو کی بهتر؟» می‌گه: «عوض کن انتخابت رو یکی که باشه، بشنوه با ذوق تصویر به تصویرِ خوابت رو» به یأس می‌گم: «آسمون رو باش مُشتی قفس که خیسِ پروازه» می‌گه: «یه بچّه‌س اسمش امّیده توو بادها حباب می‌سازه» به اشک می‌گم: «بچه‌جون! چه زود از خونه رفتی» می‌گه: «تقدیره اون سربه‌راهی که تو می‌شناختی با سر به هر راهی بشه می‌ره» به درّه می‌گم: «جای کوه خالی می‌گن که یه جزیره توو دریاس» می‌گه: «نمی‌دونی که دل کندن قانونِ جای‌ خالیِ دنیاس؟» به ابر می‌گم: «سخته؟ خب برگرد! تا کی می‌خوای خوش باشی با یادش؟» می‌گه: «توو غربت هرکی دلتنگِ چیزیه که دیگه نمی‌خوادش» به جاده می‌گم: «خوش به حال تو که شونه داری واسه خوابیدن!» می‌گه بهم: «خبر نداری که دنیام سرابه وقتِ تابیدن»
397
14
آنگاه که مردی به زبان نمی‌آورد زنی را دوست دارد همه چیز را از دست می‌دهد! حتی آن زن را... و آنگاه که زنی به زبان می‌آورد مَردی را دوست دارد همه چیز را از دست می‌دهد! حتی آن مرد را... در عشق سکوت، جنایت مَرد است! و حرف زدن، جنایت زن... #جین_آستین @hurnaaz
336
15
اپیزود اول مجموعه‌ی «سفر درون» این پادکست در هر اپیزود به موضوعات انسانی، روانشناسی و تجربه‌های عمیق زندگی می‌پردازد و در کنار آن کتاب‌های مرتبط معرفی می‌گردد. چند دقیقه‌ای از شلوغی روزمره جدا شده و به خود نزدیک‌تر شوید:) ✨ 📩 Instagram: Nazleidi 📨@hurnaaz
361
16
در سَرَم جنگ‌های بسیاری‌ست و تنها کُشته‌اش منم! #عبدالوهاب_التفاتی @hurnaaz
440
17
توی خیابونای مه‌گرفته تا کی باید این پا و اون پا کنم؟ ابر خزون نشسته رو عینکم نمی‌تونم چشماتو پیدا کنم چیزی نمی‌بینم به جز دو راهی یه ور تویی یه ور تموم دنیا انتخابم مشخصه! کجایی؟ کجایی که بی تو حرومه دنیا کنار قاب عکس تو می‌خوابم میای به خوابم و پریشون میشم برای من فاصله بی‌معنیه صبح نشده راهی تهرون میشم جاده هراز عین موهاته، دختر! اینجوری زیر و رو شدن قشنگه می‌بوسمت هر جا که بارون بیاد با تو بی‌آبرو شدن قشنگه دیوونه هر جا که باشه دیوونه‌ست جای شلوغ و خلوتم نداره می‌بوسمت هر جا که بارون بیاد مال منی! خجالتم نداره برای هر کی که منو می‌شناسه مایه‌ی دردسر شدم می‌دونم این روزا مثل مادرم می‌خندی این روزا بچّه‌تر شدم می‌دونم واسه‌ی تهران زیادی بزرگه عشق یه مرد ساده‌ی شمالی قلبمو بردار و ببر از اینجا به حس و حال اون زمین شالی... که اوّلین دفعه پدربزرگم عاشق چشمای عزیزم شده گفت به همه دختر کد خدا رو دوسش دارم و همه چیزم شده بیا ما هم مثل پدربزرگم دنبال شر و دردسر نگردیم کفشتو در بیار که پا برهنه بریم ته شالی و برنگردیم بریم ته شالی و عاشق بشیم توو آسمون سوار قایق بشیم اینجوری زیر و رو شدن قشنگه شبیه عاشقای سابق بشیم توی خیابونای مه‌گرفته تا کی باید این پا و اون پا کنیم؟ ابر خزون نشسته رو چشمامون نمی‌شه خوشبختیو پیدا کنم #امیررضا_بهمنی @amirreza_bahmni_channel @hurnaaz
554
18
تنهایی و دلتنگیا و خاطراتت بی تو تمام خنده‌هامم درده دیگه پاکت به پاکت غصه‌هام‌‌و دود کردم پاشو بیا ریه‌م جوابم کرده دیگه تو اشک می‌ریزی و من سیگار، سیگار... تعریف ما از گریه با هم فرق داره باید به روز من بیوفتی تا بفهمی حتی جهنم با جهنم فرق داره باد‌و به عشقت تو قفس زنجبر کردم دیونگی‌های من‌و باور نکردی گفتم اگه خون من‌و خوردی حلالت واسه تو می‌مردم ولی لب تر نکردی حتی کنارم خستگیت‌و در نکردی لیوان چایی روی میزت هم نبودم؟ راه نفسهام‌و به اون آغوش بستی قد پلاک سینه ریزت هم نبودم؟ دیدم که زندونیه روحم تو گذشته پس قاتل آینده‌م‌و آزاد کردم من مرده‌م‌و آب از سر روحم گذشته حس می‌کنم رو دست دنیا باد کردم #هانی_ملک_زاده @hurnaaz
574
19
آهای فلک كه گردنت از همه‌مون بلن‌تره به ما كه خسته‌ایم بگو خونه‌ی باهار كدوم وره؟ #عمران_صلاحی آهای فلک که چَرخِت از بختِ بدِ ما پنچَره ما که به غیر شب ندیدیم چیزی از توو پنجره! آسمونم زمین بیاد یه‌وَخ نیای اینوریا گندم و سیب و... هرچی بود، مثل ما خر نشی خره! بیدی نمی‌رقصه و موجی دیگه کف نمی‌زنه قاصدکم مُخبِره، هرجایی خبر نمی‌بره! اگه بخندی شاد باشی، اَزَت می‌خوان که ها کنی آینه‌هایی که عمریه خاطرشون مکدّره ما با طنابِ کهنه‌ی کسی نرفتیم توی چاه شُکرِ خدا چیزی که دُورمون پُره، برادره! اون پایینا سنگ می‌زنن این بالاها شکار می‌شیم به جونِ تو هرچی داریم می‌کِشیم از همین پَره بالا بِرن پایین بیان همونی هستن که بودن پلّه‌ای که هیشکی‌و هیچ‌جا نرسونده منبره! خیال می‌کردیم چیزی بارمونه و نفهمیدیم پالونه که عوض می‌شه، عمریه خر همون خره:) آینه بودیم ما رو شکستن و پراکنده شدیم توو دست هرکدوممون یه ماه نو یه خنجره دردِ دلام تو یکّی دوتّا نامه که جا نمی‌شن تازه تو شهرِ نُقلیِ ما مگه چندتا کفتره؟! #جواد_افرا
570
20
حس می‌کنم عمرم به دنیا نیست اون رفته و روح من این‌جا نیست گفته بهم تنهاست اما... نیست هرکی یه سایه با خودش داره من شک ندارم با یکی دیگه... از من گذشته تا یکی دیگه... عشق منه اما یکی دیگه... بغضم نمی‌ذاره بگم چی شد عطر غریب تو شب ِ موهاش... چلچله‌های طاق ابروهاش... چشماش، اون دو تا پرستوهاش... کوچیده‌ن از من! بر نمی‌گردن عین خوره افتاده به جونم این‌که من عشق چندم اونم؟ با این‌که می‌دونم... نمی‌دونم این گله ر‌و تا چند بشمارم؟ موهاش انگشتامو دزدیده سایه‌ش دو تا پاهامو دزدیده با بوسه‌هاش، ‌صدامو دزدیده بغضم بذاره حرف‌ها دارم .... لعنت به من! فکر خیانت باش من دوستت دارم، تو راحت باش! اما فقط با دوستام ای کاش... هر آرزو یه حسرت تازه‌ست... #احسان_رعیت @hurnaaz
514