حسین جمالی پور /تفکر فلسفی
Open in Telegram
📚نویسنده و پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اگزیستانسیال/ 📍مشاور فلسفی ارتباط با من جهت رزرو وقت؛ 👉 @Existential_Counselor
Show more4 400
Subscribers
-324 hours
-127 days
-6330 days
Loading data
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '26Oct '26
October '26
+23
in 0 channels
September '26
+50
in 2 channels
Get PRO
August '26
+40
in 1 channels
Get PRO
July '26
+121
in 4 channels
Get PRO
June '26
+38
in 3 channels
Get PRO
May '26
+9
in 1 channels
Get PRO
April '26
+18
in 2 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+17
in 1 channels
Get PRO
January '26
+13
in 2 channels
Get PRO
December '25
+30
in 1 channels
Get PRO
November '25
+25
in 2 channels
Get PRO
October '25
+11
in 2 channels
Get PRO
September '25
+1 553
in 9 channels
Get PRO
August '25
+1 071
in 8 channels
Get PRO
July '25
+2 062
in 13 channels
Get PRO
June '25
+2 602
in 8 channels
Get PRO
May '25
+3 204
in 8 channels
Get PRO
April '25
+165
in 7 channels
Get PRO
March '25
+394
in 4 channels
Get PRO
February '25
+125
in 10 channels
Get PRO
January '25
+113
in 5 channels
Get PRO
December '24
+102
in 7 channels
Get PRO
November '24
+75
in 9 channels
Get PRO
October '24
+417
in 10 channels
Get PRO
September '24
+396
in 12 channels
Get PRO
August '24
+1 250
in 36 channels
Get PRO
July '24
+310
in 6 channels
Get PRO
June '24
+72
in 4 channels
Get PRO
May '24
+92
in 5 channels
Get PRO
April '24
+523
in 17 channels
Get PRO
March '24
+79
in 2 channels
Get PRO
February '24
+37
in 1 channels
Get PRO
January '24
+68
in 2 channels
Get PRO
December '23
+33
in 1 channels
Get PRO
November '23
+21
in 2 channels
Get PRO
October '23
+21
in 3 channels
Get PRO
September '23
+17
in 0 channels
Get PRO
August '23
+39
in 0 channels
Get PRO
July '23
+36
in 0 channels
Get PRO
June '23
+157
in 0 channels
Get PRO
May '23
+17
in 0 channels
Get PRO
April '23
+87
in 0 channels
Get PRO
March '23
+8
in 0 channels
Get PRO
February '23
+14
in 0 channels
Get PRO
January '23
+25
in 0 channels
Get PRO
December '22
+356
in 0 channels
Get PRO
November '22
+37
in 0 channels
Get PRO
October '22
+57
in 0 channels
Get PRO
September '22
+8
in 0 channels
Get PRO
August '22
+22
in 0 channels
Get PRO
July '22
+28
in 0 channels
Get PRO
June '22
+94
in 0 channels
Get PRO
May '22
+51
in 0 channels
Get PRO
April '22
+207
in 0 channels
Get PRO
March '22
+20
in 0 channels
Get PRO
February '22
+13
in 0 channels
Get PRO
January '22
+22
in 0 channels
Get PRO
December '21
+26
in 0 channels
Get PRO
November '21
+39
in 0 channels
Get PRO
October '21
+59
in 0 channels
Get PRO
September '21
+111
in 0 channels
Get PRO
August '21
+77
in 0 channels
Get PRO
July '21
+133
in 0 channels
Get PRO
June '21
+67
in 0 channels
Get PRO
May '21
+302
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 25 October | 0 | |||
| 24 October | +1 | |||
| 23 October | +5 | |||
| 22 October | 0 | |||
| 21 October | 0 | |||
| 20 October | +1 | |||
| 19 October | 0 | |||
| 18 October | 0 | |||
| 17 October | 0 | |||
| 16 October | 0 | |||
| 15 October | +1 | |||
| 14 October | +2 | |||
| 13 October | +2 | |||
| 12 October | 0 | |||
| 11 October | +2 | |||
| 10 October | +2 | |||
| 09 October | +1 | |||
| 08 October | +1 | |||
| 07 October | 0 | |||
| 06 October | +1 | |||
| 05 October | 0 | |||
| 04 October | +1 | |||
| 03 October | +1 | |||
| 02 October | +1 | |||
| 01 October | +1 |
Channel Posts
سگ زرد برادر شغال است!
سالها پیش در دوران دانشجویی با یکی از دوستانم که استقلالی بود و عشق فوتبال داشت، شرط می بستیم! از قضا من که پرسپولیسی بودم در آن دوران این تیم اکثر بازی ها را می برد و من هم شرط را می بردم!
وقتی هم پرسپولیس با تیم هایی مثل سپاهان یا ذوب آهن بازی داشت اشتیاق بیشتری برای شرط گذاشتن داشت! چون تیم های خوبی بودند!
اوسط لیگ بود که دوستم گفت بیا از دقیقه ی ۷۰ به بعد شرط ببندیم!(دید شرط ها را می بازد!)
حکایت اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی همین است! آنها همیشه دقیقه ی ۹۰ به داد جمهوری اسلامی می رسند!
در ماه های قبل همه شان لال شده بودند ببینند چه خواهد شد! آیا زور مردم می چربد یا نه! تا اگر زور مردم چربید بی سر و صدا رنگ عوض کنند یا راهی برای خروج پیدا کنند! حالا که با سرکوب اعتراضات و کشتار وحشیانه موفق شدند اوضاع را به دست بگیرند، با تمام قدرت رسانه و پیج اینستاگرام و یوتیوب و... ساخته اند و اوضاع داخل را به گردن پایداری ها می اندازند!
یعنی دوگانه و شکافی که پیش آمده را میخواهند به نفع خود تمام کنند!
حقیقتا این ها احمق ترین و پست ترین نسل هستند که نمیخواهند بپذیرند که مردم هردو را سگ یک گله می دانند و البته می گویند "سگ زرد برادر شغال است!"
✍️ #حسین_جمالی_پور
| 2 | بداهه در ابوعطا - Improvisation In Abouata.mp3 | 376 |
| 3 | یک نویسنده و متفکر، مثل موریانه میماند! او صبور است، به دوردستها فکر میکند، تمام جوانب را میسنجد و در گوشهی حیاطِ خانهی خود، بذرِ فروپاشی استبداد را میکارد!
سالها میگذرد و بعد میوهاش را میچیند!
یک متفکر اصیل هیچوقت توان و استعداد خود را با پول معامله نمیکند! بلکه او با تاریخ معامله میکند!
او برای خوشایندِ دوستان و مریدانش نمینویسد، او برای لایک و کامنت و هورا کشیدنِ مردم نمی نویسد!
بلکه او رسالت خود را در ایستادن در سمت حقیقت میبیند.
او نیازی به هیاهو ندارد. کارِ او در سکوت پیش میرود، چون میداند حقیقت مثل موریانه، ریشهی سیستمهای استبدادی را از درون میجود و نابود میکند. قدرتش در سر و صدا نیست، در استمرار است.
او می داند که در نهایت، سیستمهای استبدادی سقوط میکنند؛ نه با بمب و شمشیر، بلکه زمانی که اندیشهی درست، پایههای پوسیدهی آنها را از درون خالی کرده باشد. این همان لحظهای است که تاریخ به احترامِ متفکرِ صبور میایستد.
🖋 #حسین_جمالی_پور | 404 |
| 4 | جشنواره مهرگان #مونترال_کانادا ۱۷ اکتبر به یاد جاویدنامان ایران
افتخار من این بود که با ۴ اثر در این جشنواره حضور داشته باشم. کتاب های رژیم مرگ، جغد مینروا و جهل مقدس، راه طی نشده و ....
به امید ایرانی آزاد و نور و روشنایی...
#دیماه_خونین_۱۴۰۴
#جاویدنام
#عربخانه
#نهبندان
https://www.instagram.com/p/De2HpqWCJRm/?rpxt=MW44Zmg5aHd6eW1rbQ== | 141 |
| 5 | 🔴معیار شرافت انسان؛ رفتار با فرودستان
✍مصطفی ملکیان
🔹به نظر من، یکی از بهترین معیارها برای شناخت شرافت و ذات انسان، نحوه رفتار او با فرودستان است. از نوجوانی برای اینکه بفهمم کسی خوشگوهر و شریف است یا نه، بیشتر به رفتار او با کسانی توجه میکردم که از نظر اجتماعی در جایگاه پایینتری قرار دارند. انسان شریف کسی است که با آبدارچی اداره همانقدر محترمانه رفتار کند که با وزیر آن وزارتخانه؛ و حتی اگر لازم باشد، احترام بیشتری برای او قائل شود. اگر کسی با فرودستان رفتاری دارد که در برابر صاحبان قدرت از خود نشان نمیدهد، این تفاوت میتواند نشانهای از منش واقعی او باشد.
🔹شرافت واقعی در این است که انسان بفهمد ارزش وجودی آدمها به جایگاه اجتماعی آنها وابسته نیست. بالا و پایین بودن افراد در سلسلهمراتب اجتماعی یک مسئله است و ارزش واقعی و انسانی آنها مسئلهای دیگر. انسان شریف کسی است که این تفاوت را درک کرده باشد و در رفتارش، شأن و ارزش انسانی افراد را مستقل از مقام و موقعیتشان به رسمیت بشناسد.
#مصطفی_ملکیان | 549 |
| 6 | چون باز میان آسمان می گردم
حیرانم و در گردِ جهان می گردم
معلوم نشد که من کجا خواهم رفت
معلوم نشد چرا چنان می گردم!
🖋#حسین_جمالی_پور | 784 |
| 7 | این روزها برخی بر این باورند که نسل ما بی دین و بی قید و بند است!
اما پاسخ من این است که البته این بیدینی، عینِ بیقیدی و رهایی است، و من هم اشتیاقی بیپایان به این رهاییِ بیمرز دارم.
انسانِ دیندار، چه بسا تنها با همکیشان خود مهر بورزد و شفقت داشته باشد. اما آنکه از چارچوبهای تنگِ مذهب فراتر رفته، خودِ «عشق» را یگانه آیین خود می داند و بر هر چه در جهان است، بیدریغ عشق میورزد.
اگر حافظ و خیام اندیشهای فراختر و والاتر از ظاهرِ شرع داشتند، دقیقاً از همین روی بود؛ چرا که چارچوبهای صلبِ شریعت، مجال نمیداد تا عشقِ خفته و ژرفِ درونشان آنگونه که شایسته است متجلی کنند.
شریعت، مرزهای وجودی انسان را محدود می کند، در حالی که عشق، جان و هستیِ او را وسعت میبخشد.
از اینرو بر این باورم که تحولاتِ فکریِ امروز، نه فرار از معنویت، بلکه گرایشی شورانگیز به سوی مهرورزیِ بیمرز و رها از محدودیتهاست.
روی آوردنِ نسل نو به میراثِ گذشته و پناه بردن به دنیای شعر و شاعران، چیزی نیست جز کوششی برای برکشیدن خویش و گذر از این تنگناهای محدودکننده.
آنچه امروز من شاهد آن هستم، گریز از محدودیتِ شریعت به سمت جهان شاعرانه است که در آن هرکسی بتواند آنگونه که هست به زندگی عشق بورزد، حرمت انسانی را تجربه کند و وجودش را وسعت ببخشد!
🖋 #حسین_جمالی_پور | 906 |
| 8 | سومین جشنواره هنری ایرانیان به یاد جاویدنامان ایران زمین
۱۷ و۱۸ اکتبر / مونترال_کانادا
خرسندم که من نیز با آثار و فعالیت هایم، عضو کوچکی از این حرکت بزرگ در کنار دیگر هنرمندان، افتخار حضور داشتم.
🖋 #حسین_جمالی_پور | 822 |
| 9 | 🔻ناشناس ۱۱۷۸۰
تکه ای از داستانِ کوتاه
زیپ کیسه که بالا رفت، تاریکیِ آشنا دوباره روی صورتم خیمه زد، اما این بار دیگر تنها نبودم؛ گرمای حضور مادرم و خواهرم درست در چند سانتیمتری من بود.
از همان درزِ یکبندانگشتیِ زیپ، برای آخرین بار چشم دوختم به کیسهی مجاورم. برگهی سفیدِ چسبدار زیر نورِ بیرحمِ مهتابیهای سالن برق میزد و آن پنج رقمِ درشتِ مشکی انگار روی مردمک چشمم حک میشد:
ناشناس ۱۱۷۸۰
خواهرم شتابزده و با دستهایی که از ترس میلرزید، رفت سمت یکی از مامورانِ ثبت. مادرم کنار کیسهی من زانو زده بود، دستش را روی پارچهی برزنتی گذاشته بود و بیصدا، جوری که حتی شانههایش تکان نخورد، اشک میریخت. تمام وجودم پر از حسِ سنگینِ یک خیانتِ ناخواسته بود؛ حسِ فرار کردن و تنها گذاشتنِ کسی که تمامِ طولِ مسیر، گرمای کمرمقِ مچِ دستش تنها پناهِ من وسطِ آن مسلخ بود.
قرار شد ناشناس ۱۱۷۸۰ رو برای همیشه تنها بذارم.
او آنجا، روی موزاییکهای سرد و خیسِ کهریزک، میان بوی تعفن و صدای تیرهای خلاص جا میماند و من، با یک نفسِ خفه و زجرآور، داشتم از مرزِ مرگ به سمت زندگی کشیده میشدم. او هیچکس را نداشت که برایش زیپ کیسه را پایین بکشد، هیچکس را نداشت که دستش را روی دهانِ مادری بگذارد تا صدای زنده بودنش بلند نشود. او فقط یک کُد بود؛ کُدی که قرار بود توی انفرادیِ آن کیسهی مشکی، زیرِ تلنبارِ پیکرهای بینامونشان گم شود.
چند دقیقه بعد، صدای کشیده شدنِ کیسهی من روی سنگهای سالن آمد. دو نفر خدمه زیر بغل و پاهایم را گرفتند و مرا روی برانکاردِ فلزی انداختند. چرخهای برانکارد با صدایی خشک روی موزاییکها چرخیدند.
هر قدمی که دور میشدم، کُد ۱۱۷۸۰ کوچک و کوچکتر میشد. نگاهم را تا آخرین لحظهای که برانکارد از درِ سنگینِ سالن بیرون میرفت، از آن برچسب برنداشتم. درِ فلزی با صدایی مهیب کوبیده شد و ناشناس ۱۱۷۸۰ برای همیشه پشتِ آن تاریکیِ مطلق جا ماند...
🔻پ.ن؛ ناشناس ۱۱۷۸۰ مجموعه ی داستان کوتاه با محوریت دی ماه ۱۴۰۴ است که درحال روایت آن هستم.
🖋 #حسین_جمالی_پور | 1 001 |
| 10 | 🔻سومین جشنواره فرهنگی هنری
♦️۱۷ و ۱۸ اکتبر
🔻مونترال_کانادا
من نیز با ۴ اثر در این جشنواره حضور خواهم داشت.
#حسین_جمالی_پور | 392 |
| 11 | انجیل یا دیوان حافظ؟
حدود چهارماه از درگذشت شارل-هانری دوفوشِهکور (ایرانشناس فرانسوی و مترجم دیوان حافظ به زبان فرانسه) میگذرد.
درباره او یادداشتی از دکتر لیلی انور که شاگرد دوفوشِهکور بود خواندم که بسیار فکرم را مشغول کرد:
از واپسینباری که به دیدارش رفتم نزدیک به دو سالی گذشته است. در خانهی سالمندان از گسترهی زندگی روزمرّهاش بسی کاسته شده بود. در اتاق کوچکی که هیأتی راهبانه داشت جز انجیل و دیوان حافظ بر میزِ کوچکِ کنار تختخواب چیزِ زیادِ دیگری نبود.
یعنی دوفوشِهکور در سالهای پایانی عمر
از جهان معنا و کتاب دو اثر را شبانه روزی کنار خودش داشت: دیوان حافظ و انجیل!
یک کتاب مقدس کنار یک کتاب شعر!
یک شاعر و یک پیامبر!
خیلی دوست داشتم از شارل هانری بپرسم:
مسیح یا حافظ؟ انجیل یا دیوان حافظ؟
در ادامه همان یادداشت، دوفوشِهکور خطاب به لیلی انور جوابم را میدهد:
با آوایی لطیف ولی با لحنی تردیدآمیزتر از معمولِ خویش گفت: «دیگر جز انجیل و حافظ نمیخوانم. انجیل کمی خوصلهام را سر میبرد امّا حافظ همچنان یک شورمندیاست.» | 1 320 |
| 12 | اگر شعر نبود، بی تردید هزاران نفر به زندگی خود پایان می دادند!
تصور کنید اگر شاعران نبودند، چگونه عشق را درک می کردید!؟ چگونه رنج این عالم را بردوش می کشیدید؟ چگونه تنهایی و غربت را تحمل می کردید؟ چگونه بر زخم های زندگی مرهم میگذاشتید؟
و از همه مهمتر چگونه به زندگی معنا می دادید؟
اینها همه محصولِ شعر است، محصول اندیشه ی شاعرانه است! محصول خیال پردازیهای شاعران است!
اگر نبوغِ شاعرانه، تخیل و زبانِ شاعران نبود، عالم، خشک و بی معنا بود!
آنجا که حافظ می گوید؛
اهلِ نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داوِ اول بر نقدِ جان توان زد
عشق و شباب و رندی مجموعهٔ مراد است
چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد!
اگر بخواهیم از نگاهی اگزیستانسیال به اشعار حافظ نظر کنیم، این "گویِ بیان" که حاصلِ "جمع شدنِ معانی"است، عشق و زندگی را ممکن می کند! این "امکانِ زندگی " تنها با "رِند" بودن ممکن می شود و "رندی"در شعر حافظ، یک "نحوه ی بودن در عالم است"!
از منظر حافظ، بودن در عالم، تنها با "رِندی" ممکن است! انسان بودن، تنها با "رِندی" ممکن می شود!
🕊۲۰ مهر/ سالروز بزرگداشت حافظ شیرازی
🖋 #حسین_جمالی_پور | 1 063 |
| 13 | 📕رمان : رند شیراز
✍️نویسنده: حسین جمالی پور
📚ناشر: بنیاد سهروردی تورنتو_کانادا
🔹️سال انتشار: پاییز ۱۴۰۲
این اثر تلاش می کند فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قرن هشتم شیراز را به تصویر بکشد و زندگی حافظ شیرازی را روایت کند. رخ دادهای تاریخی در این رمان مبتنی بر اسناد تاریخی است و احوالاتی که از حافظ در این داستان به تصویر کشیده شده، بر اساس مفاهیم اگزیستانسیال در دیوان و اشعار حافظ است. این اثر روایتی است از گرفتاری در عالمِ رنج آلود، انسان گناهکار، تنها، مضطرب و ایستاده بر سر دوراهی مذهب و تردید...
خرید نسخه چاپی برای ایرانیان خارج از کشور
🔻انتشار با ذکر کانال تلگرام نویسنده بلامانع است.
🆔️@philosophy_thinking | 1 056 |
| 14 | No text... | 1 199 |
| 15 | چرا نباید به زندگی پایان داد؟
یکی از دوستانم میگفت خواهرش به افسردگی شدیدی دچار شده و از من خواست با او گفتگو کنم. گفتگوی ما نزدیک به دو ساعت به طول انجامید. میگفت بارها به خودکشی اندیشیده است، چرا که توان و تحملِ تماشای اینهمه رنجِ انباشته را ندارد.
روانش بیش از هر چیز تحت تأثیر رویدادهای تلخ سالهای اخیر دچار فروپاشی شده بود. اصرار داشت که نسل ما هزینههای سنگینی پرداخت، اما به هیچ نتیجهای نرسید؛ میگفت حاصل و ثمرهٔ اینهمه تلاش برای تغییر، «هیچ» بوده است! در نهایت با صدایی که از رنج میلرزید گفت: «حسین! تو فقط میخواهی امیدِ واهی بدهی! دست بردار...»
او احساس ارزش و عزتنفسش را از دست داده بود. قرار شد فردا روز دیگری باز هم گفتگو کنیم.
تمام مدت به این میاندیشیدم که من نیز دقیقاً همان تجربههای تلخ و سنگین او را زیستهام؛ پس چرا مانند او به پایان دادن به زندگی فکر نمیکنم؟
و مدام از خود میپرسیدم: «چرا من عزتنفس و سرسختیام را نباختهام و همچنان به زندگی ادامه می دهم؟!»
یک جملهاش پیاپی در ذهنم طنین میانداخت: «ما آدمهای بیمصرفی هستیم؛ هیچ ارزشی نداریم و گویا فقط آمدهایم تا رنج بکشیم!»
آن شب تا سپیدهدم نخوابیدم. برایش پیامی فرستادم و تصمیم گرفتم از او بخواهم پیش از گفتگوی بعدیمان، به چند پرسشِ کلیدی بیندیشد:
نخست: گفتی ما هر چه در توان داشتیم انجام دادیم اما بیحاصل بود. آیا نسل ما واقعاً دست به هر کاری زد؟ آیا به عنوان مثال دست به سلاح بردیم؟ آیا توانستیم بیهیچ عذابوجدانی جانِ انسانی دیگر را بگیریم؟
دوم: بسیاری حتی با فروشِ داراییهای اندکشان—مثلاً یک موتور در دورافتادهترین نقطهٔ این سرزمین—تواناییِ خرید سلاح را داشتند. آیا تا کنون فکر کردهای که چرا دست به چنین کاری نزدند؟
سوم: انسانِ اصیل و ریشهدار کیست؟ آیا تا به امروز به این اندیشیدهای کسانی که زندگی را بر ما تیره کردهاند، برای حفظ موقعیت خود دست به هر رذالتی زدهاند، اما نسل ما از مرزهای اخلاق عبور نکرد؟ تا کنون فکر کردهای که آنان دروغ، فریب، ثروت، رسانه و خرافات را ابزار کردند، اما ما اصالت و شرافت انسانیمان را به پای هدف قربانی نکردیم؟
اگر ما واقعاً دست به هر کاری نزدهایم، آیا نمیتوان گفت که نسل ما متشکل از انسانهای بااصالت و ریشهداری است که حتی در سیاه ترین شرایط نیز رذالت و پستی را تشخیص میدهند و مرزهای اخلاقیشان را فرو نمیریزند؟
هرگز فراموش نکن که بیریشهها دست به هر کاری میزنند؛ اما انسانِ اصیل، در تاریکترین اوضاع نیز به دنبال چراغی از دانایی و اخلاق میگردد تا مبادا گوهرِ اصالتش زیر سؤال برود.
فراموش نکنیم که انسان را پیش از آنکه با کارهایی که می کند قضاوت کنیم، با کارهایی که میتوانست بکند اما نکرده است، ببینیم.
نسل ما اگرچه زندگیش نابود شد، اما اصالت و ریشه اش را فراموش نکرده است.
🖋 حسین جمالی پور | 1 169 |
| 16 | انسان نمیتواند روحِ خود را لخت کند تا نشان دهد چه رنجی را به دوش می کشد!
می توان لباس خود را در آورد و زخم های جسمی را نشان داد، اما زخم های روح را نمی توان!
انسان تنها از طریق سخن گفتن است که میتواند میزانِ رنجِ خود را آشکار کند!
وقتی شما دهان کسی را می بندید، روحِ زخمیِ او را به اسارت گرفته اید!
زخم های روحِ او عفونت می کند، از درد به خود می پیچد، دیوانه می شود؛ در آخر یا دست به خودکشی می زند یا آن کسی را خواهد کشت که مهر سکوت بر دهانش زده است!
آزادی، سخن گفتن است!
آزادی چیزی نیست مگر سخن گفتن از میزانِ رنجِ زندگی!
🖋 #حسین_جمالی_پور | 1 285 |
| 17 | مرد آزاده ندارد به سَرِ خود هَوَسی
جانِ آزاده نسازد بهرِ بلبل قفسی
صبح با خونِ جگر خواستم از خوابِ بلند
دیدم از چوبه ی اعدام، بلند است کسی!
مرگ بوسید لبِ عشق و نشُد تا بشود
تا که پروانه بچرخد به برِ شمع، بسی!
شورِ شیرینیِ ایام به تلخی برسد
آن زمانی که نبینی، تو، فریادرَسی!
روزها می گذرد، فکر به فردا فِکَنَم!
ترسم آن روز نماند به بَرَم همنفسی!
خواب دیدم که دو خوشه گُل گندم دارم
آخر قصه نماند به وطن خار و خَسی!
"صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ"
که همه رنگِ ریا رفت، به بانگِ جَرسی
🖋 #حسین_جمالی_پور
بداهه_۶ اکتبر ۲۰۲۶ | 1 166 |
| 18 | یک اعتراف!
من قریب به ۵ سال است به طور جدی در باب معنای زندگی می اندیشم و می نویسم. به همین دلیل مفاهیم مرتبط با معنای زندگی، مرگ، تنهایی، اضطراب، عشق و آزادی همیشه دغدغه ی من بوده و همچنان هست!
نکات بسیاری را از کتب فلاسفه، روانشناسان و جامعه شناسان در این باب یادداشت کرده ام و روی آنها فکر میکنم!
امروز با اعدامِ علیرضا سپاهی، این جمله از لودویگ ویتگنشتاین، به یادم آمد که در تراکتاتوس میگوید ؛
مرگ رویدادی در زندگی نیست و ما آن را تجربه نخواهیم کرد، بلکه مرزِ زندگیِ ماست! زمانِ مرگ، سوژه(انسان) وجود ندارد که مرگ را تجربه کند! پس مرگ یک رخداد در زندگیِ ما نخواهد بود!
حقیقتش را بخواهید من به بسیاری از این جملات شک دارم! دیگر به زندگی من معنا نمی دهند! ارزش خود را از دست داده اند و مدتهاست همه چیز برایم تاریک و خالی از معناست!
چراکه هر روز با مرگ دست و پنجه نرم می کنم! با هر اعدام می میرم، می شکنم و نابود می شوم!
برای اینکه مرگ را درک کنیم، نیاز نیست حتما خودمان آن را تجربه کنیم! همین که هر روز انسانی کشته می شود، نشان میدهد چقدر زندگی تهوع آور است و جهان خالی از هرگونه معنایی شده است! وقتی همه ی ارزش ها مرده است، مگر انسان می تواند احساسِ زنده بودن کند که بعد در باب تجربه ی مرگ بیندیشد؟!
ما همه مرده ایم! زندگی مرده است!
کسی هست به من پاسخ بدهد که؛
درجهانِ پوچ و بی معنایِ امروز، چه تفاوتی بین مرگ و زندگی وجود دارد؟!
🖋 #حسین_جمالی_پور | 1 715 |
| 19 | برنده آن کسی است که رسالت خود را در جهان انجام بدهد
و بعد، مرگ را در آغوش بگیرد...
و البته هیچ رسالتی ارزشمندتر از مبارزه برای آزادی نیست!
🖋 #حسین_جمالی_پور | 1 092 |
| 20 | یکی از تناقضاتی که در آن گیر افتاده ام این است که؛
اگر زندگی را جدی نگیرم و دست از مبارزه بکشم، زندگیِ من بی ارزش خواهد شد!
و اگر دست از مبارزه نکشم و زندگی را جدی بگیرم، هر روز رنج می کشم!
دست کشیدن از مبارزه، خیانت به خودم است و دست نکشیدن از مبارزه، بی رحمی نسبت به خودم!
#حسین_جمالی_پور | 1 580 |
