en
Feedback
رندان پارسا

رندان پارسا

Open in Telegram

مريد طاعت بيگانگان مشو حافظ ولی معاشر رندان پارسا می‌باش ؛ کانال شعر و ادبیات #رندان_پارسا ؛ ارتباط با مدیر جهت ارسال نظرات و پیشنهادات: Admin: @Rendan_parsaa_admin

Show more
2 852
Subscribers
+424 hours
+157 days
+8430 days
Posts Archive
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری در دل نیافت راه که آنجا مکان توست - سعدی

تجسم کن هجوم اسب‌ها را بر سر و سینه هزاران سنگ بر پیشانی و دندان آئینه تجسم کن سر ذبح سرش جنجال بر پا شد برای کشتنش بین سنان و شمر دعوا شد - آرمان صائمی

«این‌جا کسی‌ست پنهان، هم‌چون خیال در دل.»

زمانه یک سرِ سوزن اگر که غیرت داشت تو سهمِ من شده بودی و عشق حرمت داشت! - امید صباغ‌نو

بلندمرتبه شاهی زِ صدرِ زین افتاد اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد - مقبل کاشانی

@OstadFazelNazari با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک لَم ‌تَقُل شَیئًا سِویٰ قُم یا أخا أدرِک أخاک مشک دور از دست گریان‌است و قدری دورتر مانده بر صحرا لبی خندان و جسمی چاک‌چاک عِندمَا کُلٌ یَرَونَ المَوتَ اَحلی مِن عَسل خاک گلگون را نمی‌شویند جز با خون پاک کُلُّ مَن فِی الموکبِ قالَ خُذینی یا سُیوف تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک یَلمعُ النُّور الذّی سَمّاهُ مصباحَ الهُدی تا قیامت می‌درخشد این چراغ تابناک داوری عادل‌تر از تاریخ در تاریخ نیست نور هرگز در شب ظلمت نمی‌‌گردد هلاک [فاضل نظری|ضد، عاشقان۱]

می‌گفت «لا یبایع مثله» نه با زبان با لحن قطره‌قطر‌ه‌ی خونِ زیر حنجرش - علی گلی‌حسین‌آبادی

« امشب شهادت‌نامه‌ی عشاق امضا می‌شود.»

بعد از این خاک سَرِ هر چه ثواب است، كه قوم هرچه كردند به شَه، بهر ثوابش كردند - معنی‌ زنجانی

وابستگی غمی‌ست که از غصه‌ها سر است از من جدا بمان که برای تو بهتر است - حسین دهلوی

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی عبّاس من! دیدی امّا مانند خواهر ندیدی آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را وقتی غریبانه می‌رفت بی‌یار و یاور ندیدی آری درآوردن تیر، بی‌دست از دیده سخت است امّا درآوردن تیر از نای اصغر ندیدی! حیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دست آن بُهت و ناباوری را در چشم مادر ندیدی بر گودی گرم گودال خوب است چشمت نیفتاد چون چشم ناباور من دستی به خنجر ندیدی دلخونی اما برادر، دلخون‌تر از من کسی نیست آخر تو بر خاک صحرا، مولای بی‌سر ندیدی! قلبت نشد پاره پاره، آن‌شب میان خرابه آنجا سر یک پدر را در دست دختر ندیدی... - قاسم صرافان

«به وصل خود دوایی کن دل دیوانه‌ی ما را»

Repost from شخص ثالث
photo content

اگرچه آب ندارم هنوز سقایم به من سراب تعارف مکن که دریایم - سیدحمیدرضا برقعی

گاه گویم که بنالم ز پریشانیِ حالم باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟ - سعدی

ای روزگار! یک‌سره ارزانیِ تو باد این تهمتِ حیات که بر ما گذاشتند - کلیم کاشانی

جان رفت و اشتیاق تو از جان به دَر نشد سر رفت و آرزوی تو از سر به دَر نرفت - عبید زاکانی

مانده‌ام خیره به جسمت که چه راهی دارم باید انگار تو را بین عبا بگذارم... - سجاد سامانی

«وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من...»

روزها یادِ تو، شب یاد تو، در خواب، خودت سهمم از حادثه‌ی عشق، همین مقدار است - حسن توکلی