نمیدانست کیست.
Open in Telegram
در پی یافتن خویش. متنها و عکسهای بینام و نشان اینجا از خودمن. جواب چالشها: https://t.me/unknown_chllenge
Show more825
Subscribers
+5224 hours
+417 days
+4230 days
Posts Archive
انگار انتظار، دستیست که عقربههای جهان را عقب میکشد؛ هرچه بیشتر چشم میدوزی، فاصله نه کوتاهتر، که به معنای دیگری بدل میشود.
شاید میل، خاصیت عجیبی دارد؛ آنچه را میخواهی، آرامآرام از دسترس تو دورتر میبرد. آدمی گاهی تمام عمر به چیزی خیره میماند که در افق ایستاده است،
اما نمیداند افق، دورترین نقطهی جهان نیست؛ مرزیست که جهان برای ناممکنهای ما کشیده است.
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین بیام تو چنلاتون بگردم و خوشگلترین پستتون رو فور کنم اینجا کلی ویو بخوره.
میتونین خودتون مشخص کنین کدوم پست باشه.
چامههای ناگهان.
Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون بگم آخرین جملهای که قبل مرگتون به زبون میارید چیه!
(از چنل اصلی چک کنید خط نخورده باشه.)
میان تمام چیزهایی که میشد به خاطر داشت، تو شبیه چیزی بودی که حافظه برای نگهداشتنش به وجود آمده بود.
میگفت چطور میشود که اینها اصلا به ذهنت خطور میکنند؟
باید به او میگفتم که راز در غمگین بودن است. غم سنگین و عمیق.
میان تمام چیزهایی که میشد به خاطر داشت، تو شبیه چیزی بودی که حافظه برای نگهداشتنش به وجود آمده بود.
Repost from غآيت وجود.
گمان مبر که غم تو را به راحتی رها کند.
که غم اگر نشست به جان، به سادگی نمیرود.
Repost from غآيت وجود.
چالش.✨
این پیام و یک پست دیگه به انتخاب خودتون از چنل فور کنید، تا منم متقابلا پست ازتون فوروارد کنم و نظرمو راجب چنلتون بگم.
Repost from «آخرین درخت بلوط.»
«شاید تو پنجرهها را پشت سرت نبسته بودی که آنگونه مرگ به داخل خانه خزید.»
