en
Feedback
ضربان مغز

ضربان مغز

Open in Telegram

-چیزهای کوچک اتّفاقی-

Show more
1 873
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3030 days
Posts Archive
Repost from ناپیرو
بودن کنار کسی که پیچیدگی‌های زندگی رو ساده می‌کنه، چیزهایی که پیش از خودش ساده بودن رو پیچیده می‌کنه. پیچیدگی بخشی از زندگیه، باید ببینی دلت می‌خواد کجاهای زندگی ساده باشن، کجاهاش پیچیده.

بارون سیل‌آسای امشب خبر از این داد که فصل جنون رسید. حلول این فصل رو به دوستداران سرما تبریک می‌گم. دوست‌داران گرما هم حق استفاده از طراوت هوای پس از بارون رو ندارن، خودتون خواستید.

من هر روز بخشی از شادیم رو مدیون این هستم که مرگی وجود داره، اینکه بالاخره چیزایی که نمی‌تونیم تمومش بکنیم تموم میشه.

کولی کنار آتش رقص شبانه‌ت کو؟

Repost from ضربان مغز
#65 Future-tense: این احساس که با خود آینده‌تان قضاوت شده‌اید. این احساس گاهی باعث می‌شود برای جلب نظر او کمی محتاط‌تر عمل کنید.

Repost from ضربان مغز
#70 ènouement: احساس تلخ و شیرین ناشی از اینکه سرانجام به آگاهی از آینده رسیده‌اید و به پاسخ به این پرسش همیشگی که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت دست یافته‌اید اما نمی‌توانید از آن چیزی به خود گذشته‌تان بگویید. برگرفته از کلمه‌ی فرانسوی énour به معنای بریدن و جدا کردن تکه‌های معیوب پارچه و کلمه‌ی dénoument به معنای قسمت پایانی داستان که در آن تمام رشته‌های طرح داستانی به سوی هم کشیده می‌شوند.

Repost from کلمات
نیکولاس هرمان در تمرین حضور خداوند می‌گوید: «نیاز نیست کارهای سترگ انجام دهیم؛ من به عشق خداوند املت کوچکم را در ماهی‌تابه بر میگردانم.» انگار همه‌ی زندگی، تمرینی‌ست برای حضور داشتن، برای به‌تپش وا‌داشتن قلب، و خداوند نه به عمل، که به بارقه‌های اشتیاق آدمی که در هم آمیخته با سعی و صفا و امیّد است؛ نگاه می‌کند. بیچاره انسان که درک لحظه را قربانی شمارش و اندازه‌گیری قدم‌هایش کرده است.

دلم برای قدیم تنگ نشده، فقط سوالم اینه قبلا چطوری زندگی می‌کردم که الان نمی‌تونم.

Repost from N/a
«واسه نا‌امید بودن، زیادی حیفی!»

داني که چه شب گذشت بر من؟ لايأت بمثلها اعاديک.

امشب رو سرآغاز جبران و نترسیدن انتخاب می‌کنم، آپدیتش هم باشه برای سال دیگه این موقع.

آدم وقتی یکی رو پیدا می‌کنه که باهاش هم‌درده در وهله‌ی اول خیلی خوشحال میشه و احساس سبکی میکنه، ولی تله‌ی این روابط اینه که ممکنه شما دو نفر بعد از مدتی اون تروماها رو در همدیگه تشدید کنید و باهم در گل فرو برید. رهایی اصلی در روابطی هستش که شما «درمان مشترک» دارید، سبکی ناشی از این روابط و احساس زنده بودنی که در این مسیر مشترک خواهید داشت بی‌ماننده.

تو خونه کاپشن می‌پوشم، این روشن‌ترین اتفاق اخیر بوده.

Ed-Sheeran-Justin-Bieber-I-Don t-Care-320.mp38.62 MB

اگر از اینکه فکر می‌کنید خانواده خودتون رو سرخورده کردین ناراحتین باید بگم که پدر من در جواب اینکه رتبه ۱۱ شدم گفتش که اگر مسیری که من میگفتم می‌رفتی موفق‌تر بودی و حیف شدی و میشی و خواهی شد. یا مثلاً وقتی گفتم ۱۵ کیلو لاغر شدم گفتن عه؟ گفتم جمع شدی‌ها. :))) در نتیجه در ابتدای مسیر خودخواه باشید و راهی که در اون شاد خواهید بود رو انتخاب کنید چون خانواده ناراضی رو فقط خدا می‌تونه راضی کنه نه شما و شب‌بخیر.

دکترای شیف شب خیلی خوبن، همه رد داده، خوش‌خنده، دارای قوه‌ی درک جک‌های بیمار همراه با آپشن نظرسنجی در تجویز دارو.

به نظر میرسه اینجا دنبال چیز خاصی می‌گردید ولی پیدا نمی‌کنید.

حتی اون دوستم که بعد خودکشیش آوردمش خونه‌مون و براش غذا درست کردم و محبت کردم برای اینکه حیف بود اونطور بمونه و یه روز بی‌دلیل و بی‌خبر غیبش زد هم از پشت پنجره‌ی خونه باهام بای‌بای می‌کرد. ای زهرمار :)))))))))))))))

خواب‌هام اینطوریه که تو یه مهمونی تمام آدم‌هایی که دلخورم کردن دور هم جمع هستن، یکیشون چایی میاره، اون یکی جک میگه و الی آخر. واقعا روحم تمرکز بر زمان اکنون رو بلد نیست، آخه ریمیکس اون چیزی که به سختی پشت سر گذاشتم رو چرا دوباره به خوردم میدی مومن؟

خوندن کتاب ایوب یعنی من نه تنها به سلامت روانم اهمیت نمیدم بلکه برای از دست دادنش تلاش هم می‌کنم.