1 873
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3030 days
Posts Archive
1 873
بارون سیلآسای امشب خبر از این داد که فصل جنون رسید. حلول این فصل رو به دوستداران سرما تبریک میگم. دوستداران گرما هم حق استفاده از طراوت هوای پس از بارون رو ندارن، خودتون خواستید.
1 873
من هر روز بخشی از شادیم رو مدیون این هستم که مرگی وجود داره، اینکه بالاخره چیزایی که نمیتونیم تمومش بکنیم تموم میشه.
1 873
Repost from ضربان مغز
#70
ènouement:
احساس تلخ و شیرین ناشی از اینکه سرانجام به آگاهی از آینده رسیدهاید و به پاسخ به این پرسش همیشگی که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت دست یافتهاید اما نمیتوانید از آن چیزی به خود گذشتهتان بگویید.
برگرفته از کلمهی فرانسوی énour به معنای بریدن و جدا کردن تکههای معیوب پارچه و کلمهی dénoument به معنای قسمت پایانی داستان که در آن تمام رشتههای طرح داستانی به سوی هم کشیده میشوند.
1 873
Repost from کلمات
نیکولاس هرمان در تمرین حضور خداوند میگوید: «نیاز نیست کارهای سترگ انجام دهیم؛ من به عشق خداوند املت کوچکم را در ماهیتابه بر میگردانم.» انگار همهی زندگی، تمرینیست برای حضور داشتن، برای بهتپش واداشتن قلب، و خداوند نه به عمل، که به بارقههای اشتیاق آدمی که در هم آمیخته با سعی و صفا و امیّد است؛ نگاه میکند. بیچاره انسان که درک لحظه را قربانی شمارش و اندازهگیری قدمهایش کرده است.
1 873
آدم وقتی یکی رو پیدا میکنه که باهاش همدرده در وهلهی اول خیلی خوشحال میشه و احساس سبکی میکنه، ولی تلهی این روابط اینه که ممکنه شما دو نفر بعد از مدتی اون تروماها رو در همدیگه تشدید کنید و باهم در گل فرو برید. رهایی اصلی در روابطی هستش که شما «درمان مشترک» دارید، سبکی ناشی از این روابط و احساس زنده بودنی که در این مسیر مشترک خواهید داشت بیماننده.
1 873
اگر از اینکه فکر میکنید خانواده خودتون رو سرخورده کردین ناراحتین باید بگم که پدر من در جواب اینکه رتبه ۱۱ شدم گفتش که اگر مسیری که من میگفتم میرفتی موفقتر بودی و حیف شدی و میشی و خواهی شد. یا مثلاً وقتی گفتم ۱۵ کیلو لاغر شدم گفتن عه؟ گفتم جمع شدیها. :)))
در نتیجه در ابتدای مسیر خودخواه باشید و راهی که در اون شاد خواهید بود رو انتخاب کنید چون خانواده ناراضی رو فقط خدا میتونه راضی کنه نه شما و شببخیر.
1 873
دکترای شیف شب خیلی خوبن، همه رد داده، خوشخنده، دارای قوهی درک جکهای بیمار همراه با آپشن نظرسنجی در تجویز دارو.
1 873
حتی اون دوستم که بعد خودکشیش آوردمش خونهمون و براش غذا درست کردم و محبت کردم برای اینکه حیف بود اونطور بمونه و یه روز بیدلیل و بیخبر غیبش زد هم از پشت پنجرهی خونه باهام بایبای میکرد. ای زهرمار :)))))))))))))))
1 873
خوابهام اینطوریه که تو یه مهمونی تمام آدمهایی که دلخورم کردن دور هم جمع هستن، یکیشون چایی میاره، اون یکی جک میگه و الی آخر. واقعا روحم تمرکز بر زمان اکنون رو بلد نیست، آخه ریمیکس اون چیزی که به سختی پشت سر گذاشتم رو چرا دوباره به خوردم میدی مومن؟
1 873
خوندن کتاب ایوب یعنی من نه تنها به سلامت روانم اهمیت نمیدم بلکه برای از دست دادنش تلاش هم میکنم.
