en
Feedback
『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️

『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️

Closed channel

💠لیست رمان ها : @HashursNovels 💠به قلم ✍🏻 ܣߊ‌‌ܝܝ݅ܝߺ❟ر 💠روزانه دو پارت بجز روزای تعطیل🌱 تایم پارت گذاری ←  10 am ⏳ تبلیغات: @tablighat_hash

Show more
9 748
Subscribers
-324 hours
-297 days
-21830 days
Posts Archive
ددی هاتی که چشمش کو*ن تپل داداش کوچولوعه رفیقش رو میگیره و برای بـ*ـگا دادنش نقشه میچینه..🍑🔥🏳️‍🌈 از پشت به پارسا چسبید و
ددی هاتی که چشمش کو*ن تپل داداش کوچولوعه رفیقش رو میگیره و برای بـ*ـگا دادنش نقشه میچینه..🍑🔥🏳️‍🌈 از پشت به پارسا چسبید و زیر گوشش گفت +بهتره ساکت باشی تا کارم رو بکنم پسرم وگرنه ممکنه داداشت بفهمه یه لیتل بوی کو*نی هستی که سورا*خت برای رفیقش نبض گرفته قوصی به کمرش داد و کو*نش رو به امیر مالید _اوم ددی چرا زودتر منو بـ*ـگا نمیدی مگه نمیدونی سور*اخم فقط مال توعه؟ نمیدونی چقدر نقشه کشیدم برای روزی که دلت بخواد منو بکنی... 🙈🔥 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk
🚩#گی‌لاو #ددی_لیتل #خشن #اروتیک 🚩
لیتل بویش رو جوری بگا میده که صدای جیغاش به گوش داداشش میرسه و🔞

امیر مرد لات و لاشی ای که وقتی میفهمه پارسا داداش کوچولوعه رفیقش روش کراش داره🍒🙈 به سوراخ #باکره‌ پارسا رحم نمیکنه و اونو ت
امیر مرد لات و لاشی ای که وقتی میفهمه پارسا داداش کوچولوعه رفیقش روش کراش داره🍒🙈 به سوراخ #باکره‌ پارسا رحم نمیکنه و اونو تبدیل به زیر خواب خودش میکنه اما وقتی داداشش میفهمه بلایی سر پارسا میاره که...🔞😱
_ولم کن امیر ازت بدم میاد تو..تو ولم کردی میدونی داداشم... میون حرف هاش پریدم و بوسه ای روی لب زخمیش که هربار میدیدمش قلبم به درد می‌اومد زدم +ببخشید عزیزم دیگه ولت نمیکنم هرچی ام بشه دیگه از این به بعد سایه امیر خان بالای سرته نمیزارم کسی بهت چپ نگاه کنه...💦💯 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk 💢دوست پسرش لات محلست و همه ازش حساب میبرن، اما امیر از پسر کوچولویی که شبا تو بغلش میخوابه حساب میبره💢

شب تولدش بجای کادو از پسر همسایشون میخاد کو*نش بزاره!🔥🔞🏳️‍🌈 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk - میشه به عنوان هدیه پلمپمو بزنی و اولین کسی باشی که میگادم؟! نفسشو رو گردنم رها کرد و دستشو رو عضو راست شدم گزاشت: - مطمعنی پارسا؟! مطمعنی که میخای من پلمپتو بزنم؟!🔞 بدون توجه به جمعیت و مهمون های که بیرون اتاق بودن سرمو‌ تکون دادم که با شهوت شورت و شلوارمو پایین کشید و با دیدن سوراخ صورتی و کو*ن برجستم چشاش برقی زد: - فاک پسر..بدنت از بدن دوس دخترم بی نقص تره!🔥 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk پسره داره پسرهمسایشون که داداشه رفیقشه رو شب تولدش میگاد که یهو داداشه پسره میاد و ادامه ماجرا....❌️💦🤯

آلفایی که برای دستگیر کردن یه امگای مافیا مامور میشه اما وقتی امگاش میفهمه، مجبور میشه مثل یه هرزه، آماده خدمت به سوراخ امگاش باشه...😏💢
_خیلی حشری و بدبختی هکتور! من فقط یه دور روش بالا پایین کردم ولی جوری سفت شدی که انگار همین الان قراره توم ارضا بشی!💢💦 محکم به سینه هاش چنگ زدم و تا جایی که تخماش سوراخمو لمس کنن روی د*یکش نشستم که توم نبض زد! _شرمنده بیبی! آلفا های خائن حق ندارن با بدن امگای هاتی مثل من ارضا بشن!😈🔞 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0

#هرکسی_جز_من🔥 #part70 سرم رو تکون می‌دم : اَشر، من... متأسفم ​شونه بالا میندازه : مهم نیست حداقل حالا می‌دونم واقعاً در مورد من چی فکر می‌کنی ​با این حرف، از کنارم رد می‌شه و به سمت خروجی می‌ره در پشت سرش بسته می‌شه، اما نه قبل از اینکه برق آسیب رو که توی چشم‌هاش باقی مونده ببینم ​و من؟ فقط اینجا موندم، بی‌هدف به نقطه‌ای که اون ترک کرده خیره شدم احساس می‌کنم یه آشغال هستم ┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄ ​در حالی که آسیب ناشی از طوفان به هیچ وجه به بدی چیزی که می‌تونست باشه نبود، باز هم شهر رو نابود کرد ​پنجره‌ها شکسته بودن، درخت‌ها افتاده بودن، سقف‌ها فروریخته بودن همه جا یه آشوب بود مردم روز بعد بیرون بودن، جاده‌ها رو پاکسازی می‌کردن و زباله‌ها و تیکه‌های آوار رو جمع می‌کردن اما، قسمت عمده آسیب به زمان و کار بیشتری نیاز داشت و پول ​تعداد کمی از اعضای جامعه ما هستن که از ثروتمند هم ثروتمندترن – از جمله پدر اَشر – و به راحتی می‌تونن تمام هزینه‌های تعمیرات رو به تنهایی پرداخت کنن اما اکثریت شهروندان لایتون بِی فقط مردم عادی هستن که برای گذران زندگی تلاش می‌کنن پرداخت هزاران دلار برای تعمیر اموال آسیب دیده برای بیشتر‌ مردم امکان‌پذیر نیست وی آی پی رمان #هرکسی_جز_من افتتاح شد🔥 اونجا کلی از چنل اصلی جلوتره و پارت گذاریشم دوبرابر چنل اصلیه✨️ @admiin_vip قیمت : 75t

#جادوی‌_روشن✨️ #part635 سرش را چرخاند و به کشویی که تا چند دیقیه پیش مقابلش نشسته بود نگاه کرد : همونجا...خودم دیدمش الان نیست برش داشتی! اندروس ابروهایش را بالا انداخت : پس اولین بارت نیست که فضولی می‌کنی! _ ج...جواب بده! اونو...اونو از کجا آوردی؟ جوابش را نداد و به طرز واضحی بحث را عوض کرد : باید ببرم بشورمت؟ بوی گند جادوگرارو میدی! عصبانی دندان بهم فشرد : خودمم جادوگرم! اگه نمی‌خوایش فقط می‌تونی ازم فاصله بگیری! با اینکه طرز نگاهش تغییر کرد و هشدار دهنده شد ولی لبخند غیر قابل اطمینانی زد : تو یکی قراره جفتم شی... باید بهش عادت کنم! ✍️🏻ܣߊ‌‌ܝܝ݅ܝߺ❟ر وی آی پی رمان #جادوی_روشن افتتاح شد🩷 پارت گذاریش دوبرابر چنل اصلیه و کلی ازش جلوتره🌱 @admiin_vip قیمت : 80t

#جادوی‌_روشن✨️ #part634 آئورو در سکوت نگاهش کرد و سعی کرد شانه هایش و حتی کل بدنش را از حالت انقباض دربیاورد از آن ترسش هنگام مواجهه با اندروس متنفر بود ضعف خجالت آورش..‌ اندروس چشم هایش را باریک کرد : چی ارزششو داشت که آلفاتو یه روز ول کنی و بری؟ اونم با کمک مامانم! باید باور می‌کرد هیچ چیزی نمی‌داند؟! غیرممکن بود... بخصوص که خنجر سرجایش نبود... زبانش را به سختی در دهان خشک شده اش جا به جا کرد بیشتر از آن این پا و آن پا‌ کردن اشتباه بود : خنجر مامانم‌.. واسه چی اونجا بود؟ بدون واکنش نگاهش کرد : خنجر مامانت؟ کجا بود؟ ✍️🏻ܣߊ‌‌ܝܝ݅ܝߺ❟ر

- گایید*ه شدن زیر پسر همسایتون که اتفاقا رفیق صمیمی داداشتم هس ی لذت دیگه ای داره! مگه‌نه پارسا؟!💦🔥 آروم سرمو تکون دادم و رو شکم دراز کشیدم که هیکل بزرگ و ورزیدشو روم انداخت و دستشو توشورتم فرو کرد : - پس سریعتر بکش پایین بزارم توش قبل اینکه داداشت بیاد!دلم نمیخاد بفهمه داداشه سر به زیرو مظلومش داره زیر صمیمی ترین رفیقش گاییده میشه!🍑🔞 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk

پسرکوچولویی کیوتی که عاشق مرد خشنی میشه ولی میفهمه اون درواقع یه خلافکار وحشیه و هرشب زیرش.....🔞💦 دستامو بالای سرم با کمربندش بست و بعد سرعت ضربه‌هاش بیشتر کرد _چه حسی داری وقتی کو.نت داره زیر کی.ر رفیق داداشت پاره میشه بیبی؟!👅🔥 جیغ بلندی کشیدم ولی با لیسیدن زخمایی که خودش ایجادشون‌ کرده بود ناچار جوابشو دادم _خیلی خوبههه‌ ددییی..لطفاااا بیشتر...🍑..... https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk لیتل‌بوی مظلومی که میفهمه ددیش درواقع رفیق داداششه🧸⛓

من عاشق صمیمی ترین و لات ترین رفیقه داداشم  که ازهمجنسگرا ها متنفر بود شدم!🔞🏳️‍🌈🤯 - من از همجنسگراها متنفرم! ولی از اینکه سوراخ تنگ تو رو با ک*یر کلفتم بفاک بدم بدم نمیاد! ولی نباید دوس دخترم و داداشت بفهمن این قضیه رو! میتونی تا ابد مثل ی راز نگهش داری پسر کوچولوی کون سفیدم؟!🍒😈 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk چی میشه اگه داداش لات غیرتی پسره بفهمه داداش یکی یدونش گیه و زیرخوابه بهترین رفیقشه؟!🔪👆🏻 #گی_خشن #رابطه_پنهنانی #فول_سکسی🌶🤤

گــــــ🏳️‍🌈ـــــی مـمــنــوعـــ🌶ـــه خــشــ⛓️ـــــن! مـن امیــرم یـه پسر خلافکـار و دخـتر باز!💦🔞 من عاشق دوس دخترم ریحان
گــــــ🏳️‍🌈ـــــی مـمــنــوعـــ🌶ـــه خــشــ⛓️ـــــن!
مـن امیــرم یـه پسر خلافکـار و دخـتر باز!💦🔞 من عاشق دوس دخترم ریحانه بودم و مدام باهاش سک*س داشتم همه چی داشت خوب پیش می‌رفت که فهمیدم اون پسر ازم خوشش میاد و دوس داره بهم کو*ن بده! 🏳️‍🌈🔥 این موضوع برا منی که از همه همجنسبازا متنفر بودم قابل درک نبود! پس ازش فاصله گرفتم ولی وقتی برای اولین باز اون لبای صورتی و لعنتیش چشیدم فهمیدم هیچ طعمی بهتر از لباش و هیچ لذتی بیشتر از مالیدن لوپ های سفید کو*نش بالاتر نیس و...🍑💦😈 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk بیا بخون ببین پسر کوچولو چجوری دل لات ترین پسر تهران رو میبره🙈💦👆🏻

ددی هاتی که چشمش کو*ن تپل داداش کوچولوعه رفیقش رو میگیره و برای بـ*ـگا دادنش نقشه میچینه..🍑🔥🏳️‍🌈 از پشت به پارسا چسبید و
ددی هاتی که چشمش کو*ن تپل داداش کوچولوعه رفیقش رو میگیره و برای بـ*ـگا دادنش نقشه میچینه..🍑🔥🏳️‍🌈 از پشت به پارسا چسبید و زیر گوشش گفت +بهتره ساکت باشی تا کارم رو بکنم پسرم وگرنه ممکنه داداشت بفهمه یه لیتل بوی کو*نی هستی که سورا*خت برای رفیقش نبض گرفته قوصی به کمرش داد و کو*نش رو به امیر مالید _اوم ددی چرا زودتر منو بـ*ـگا نمیدی مگه نمیدونی سور*اخم فقط مال توعه؟ نمیدونی چقدر نقشه کشیدم برای روزی که دلت بخواد منو بکنی... 🙈🔥 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk
🚩#گی‌لاو #ددی_لیتل #خشن #اروتیک 🚩
لیتل بویش رو جوری بگا میده که صدای جیغاش به گوش داداشش میرسه و🔞

امیر مرد لات و لاشی ای که وقتی میفهمه پارسا داداش کوچولوعه رفیقش روش کراش داره🍒🙈 به سوراخ #باکره‌ پارسا رحم نمیکنه و اونو ت
امیر مرد لات و لاشی ای که وقتی میفهمه پارسا داداش کوچولوعه رفیقش روش کراش داره🍒🙈 به سوراخ #باکره‌ پارسا رحم نمیکنه و اونو تبدیل به زیر خواب خودش میکنه اما وقتی داداشش میفهمه بلایی سر پارسا میاره که...🔞😱
_ولم کن امیر ازت بدم میاد تو..تو ولم کردی میدونی داداشم... میون حرف هاش پریدم و بوسه ای روی لب زخمیش که هربار میدیدمش قلبم به درد می‌اومد زدم +ببخشید عزیزم دیگه ولت نمیکنم هرچی ام بشه دیگه از این به بعد سایه امیر خان بالای سرته نمیزارم کسی بهت چپ نگاه کنه...💦💯 https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk https://t.me/+MVzsxcoY-uY0NGZk 💢دوست پسرش لات محلست و همه ازش حساب میبرن، اما امیر از پسر کوچولویی که شبا تو بغلش میخوابه حساب میبره💢

_ناله هاتو کنترل کن آیان! جلوه خوبی نداره اگه بفهمن خطرناک ترین مافیای کشور داره زیر یه آلفا جون میده!😏🔥 د*یک کوچیکمو توی مشتش فشار داد و توی سوراخم کوبید _حیف این سو*راخ داغ نیست زیر بقیه زندانیا بگا بره؟ حفره سک*سیت تا آخر عمرت باید فقط پذیرای آب کمر من باشه امگا کوچولو!🍑🔞💦 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0
به عنوان جاسوس به یه امگای مافیا نزدیک میشه و دستگیرش میکن، اما معتاد سو*راخ سکسی اون امگا شده و حتی توی بازداشتگاه هم نمیتونه ازش بگذره!😈♨️

#گی #مــافــیــایــی #فــول_اسـمـاتــــ🔥
آلفای خشن٫ از اینکه امگاش با پسرعموش حرف زده حسادت می‌کنه و.... 😈
با حرص دستشو گرفتم و از پسر عموش دور کردمش.. بردمش تو اتاق و پرتش کردم رو تخت + با چه جراتی با اون حروم‍.زاده خوش و بش می‌کنی ؟ از فریاد من ترسید٫خواست حرف بزنه که خیمه زدم روش و لب‍ــام و روی لب‍ــای صورتیش فشار دادم👅💦 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0

کی فکرش و میکرد آلفای پلیس داستان٫ امگاش و بندازه زندان و همونجا به فاک‍*ش بده.؟🔞 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همون‌طور که پوزخند میزدم وارد سلولش شدم +هوم.. بلاخره تنها شدیم.. دوست داری وقتی فرم پلیس به تن دارم انجامش بدیم؟؟ نگاهش پر از ترسش شد.. بیشتر هیجانی شدم و نزدیکش رفتم که...
حالا بعد از شیش سال امگا که از آلفاش حامله اس آزاد شده و... 👅
https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0 https://t.me/+ge8RmGzgUwkwOTQ0 #گی #امگاورس #حاملگی_مردان

پسره رو میبره تو بالکن تا جلوی بادیگارداش باهاش سکس کنه اما..🔞🔥😈
#اروتیک #خشن 🩸🩸 دست‌های قدرتمندش رو دور گلوی آرنو حلقه کرد و اونو به نرده‌های سرد بالکن کوبید.🔥 در حالی که وحشیانه و بی‌رحم، به سوراخ ملتهبش تلمبه‌های سنگین میزدبا صدایی بم و پر از تحقیر توی گوشش غرید: _ خوب نگاه کن... می‌خوام همه‌ی بادیگاردام ببینن که چه هرزه‌ای زیرخوابمه!🔞❌ آرنو با چشم‌های اشکی، دستش رو محکم روی دهنش فشار می‌داد تا صدای هق‌هقش بلند نشه. اما لرزش بدنش و ضربات بی‌وقفه‌ی مرد، رسوایی اون شب رو توی کل عمارت فریاد می‌زد... 🔞🔥 با دیدن بادیگاردی که نگاش میکنه خون تو رگاش یخ بست💔🔞 https://t.me/+bqfC9_vU2eYwYTg8 https://t.me/+bqfC9_vU2eYwYTg8

مرد وحشی که با فکر به انتقام وحشیانه کو*ن پسریو به فاک میده که فکر میکنه عامل مرگ مادرشه😈💦
سیلی محکمی روی گونش کوبیدم و وحشیانه جفت پاهاش رو از هم باز کردم. با هق هق خواست خودش رو جمع کنه که تفی روی سور*راخش ریختم و بی هوا خودمو واردش کردم. دادی زد که بی توجه تخ*ماش رو فشردم. _ هوم حال میکنی زیرم جن*ده؟! تازه اولشه قراره با همین دیلدو کلفت پارت کنم هر*زه🍆🫦 https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8 https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8 #گــــHOTــــی🔞  #خــــشــن🔥

امیرارسلان پسرِ مردی رو که مادرشو به قتل رسونده زندانی میکنه و هر شب بهش تجاوز میکنه و انقدر شکنجه‌ش میکنه که هربار بیهوش میشه♨️❕ https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8 https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8 ولی وقتی یه شب تا صبح باهاش سکس میکنه پسر به خونریزی میوفته و باعث میشه امیرارسلان....💦🔞

بزرگترین مافیای قاچاق اعضای کشور یه پسر سکسی و کیوت رو زندانی میکنه و هربار که به فاکش میده ازش فیلم میگیره♨️🔥
ت*خمای صورتی و کوچولو هیرمان رو چنگ زد و اهمیتی به #ناله هاش نمیداد🍓 _خوشت میاد این #گردوهای کوچولو رو میمالم؟ _نههه...آهههه....هق ت*خماش توی دست امیرارسلان فشرده میشه و با صدای بلند گریه میکرد. _گریه نکن هیرمان #کوچولوی نازم.میخوام قیافت قشنگ بیوفته پس وقتی تا ته کردم تو سورا*خت مثل جنده ها بلند بلند ناله کن🔞👅 https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8 https://t.me/+rtpW7Hus8LZiYzA8