『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️
💠لیست رمان ها : @HashursNovels 💠به قلم ✍🏻 ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر 💠روزانه دو پارت بجز روزای تعطیل🌱 تایم پارت گذاری ← 10 am ⏳ تبلیغات: @tablighat_hash
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram 『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️
El canal 『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️ en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 10 976 suscriptores, ocupando la posición 3 492 en la categoría Libros y el puesto 29 090 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 10 976 suscriptores.
Según los últimos datos del 30 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -372, y en las últimas 24 horas de -18, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 4.65%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 13.06% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 511 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 435 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 193.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کیاشا, ملی, اختلال, اینترنتتون, اتفاق.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“💠لیست رمان ها : @HashursNovels
💠به قلم ✍🏻 ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر
💠روزانه دو پارت بجز روزای تعطیل🌱
تایم پارت گذاری ← 10 am ⏳
تبلیغات: @tablighat_hash”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 31 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
س*کس امگای باکره با آلفایی که ازش متنفره 🔥_جونمم نگا چجوری #س*وراخت داره منو تو خودش میکشه. انگار از اولم منتظر #ک*یرم بود😈 با استرس به در اتاق نگاه کردم _زودباش و #کمرتو تندتر تکون بده تا برادرم نیومد. اصلا دوس ندارم رایان ببینه دارم به نامزدش میدم! سرشو نزدیک کرد و #زبونشو به گوشم کشید _چرا بیبی؟ من دوس دارم داداشت ببینه امگا کوچولو چجوری واسه ک*یرم التماس میکنه😏 عصبی خودمو تکون دادم تا ازش فاصله بگیرم که محکم به موهام #چنگ زد و به دیوار کوبیدم و تند تر شروع کرد به #کمر زدن #ناله هام دوباره بالا رفته بود که در باز شد و رایان با کوشی داخل دستش مبهوت بهمون خیره شد...🔞 https://t.me/+4cevr5YhDdU3YWNk https://t.me/+4cevr5YhDdU3YWNk
امگا کوچولومون از آلفاش ناراحت شده و حالا آلفامون تو حالت گرگی نازشو میکشه ..🙈🔥با بغض اون طرفی شدم که گرگ هم متقابلا اونطرفی شد. _برو اونور!!ازت خوشم نمیاد ناراحتم میکنی😒 گرگی بی توجه به حرفم لیسی روی صورتم کشید. _میگم برو اونور عه!! بی توجه بهم دستم رو آروم با دندون های غلاف شده کشید تا بالا بره و بعد خودش رو از زیر دستم رد کرد. سیبک گلوم بالا پایین شد. _الان میخوای ناز کشی کنی مثلا؟😒🍭 فکر میکردم متوجه نشه اما وقتی لیسی به صورتم کشید و پلکاش بازو بسته شد ناباور... یه امگا کوچولو که همش برای آلفاش ناز میکنه و آلفاش همش نازشو میکشه🥹🍬 https://t.me/+4cevr5YhDdU3YWNk https://t.me/+4cevr5YhDdU3YWNk #امگاورس🐺 #گی🏳🌈 #کیوت #عاشقانه🍭
با اومدن یک ویروس، تمام #امگاها از بین میرن به جز یه نفر، امگای مظلوم و آرومی که به اجبار، گیر دوتا #آلفایخشنوسادیسمی میوفته و هر شب...🔞🔗❌#gay #smut #Love دست برد سمت کمربند پهن و بزرگش و شروع کرد باز کردن، میخواست چکار کنه؟ کمربندو دور دستش پیجوند و با فرود اومدنش رو تنم و سوزش عمیق پوستم صدای فریادم بلند شد. -هق.. تو.. توروخدا... اییی... غلط کردم.. دست از زدن کشید و کمربند رو کنارم انداخت. فکر کردم تموم شده اما شلوار و شورتشو که در آورد از ترس لرزیدم، جیکوب هم کنارش وایستاد. جلو اومد و پاهامو خشن از هم باز کرد و سیلی ای به آلت خوابیدم زد و عضوشو خشک روی سوراخم گذاشت و...🫣👀🩸 #بقیشرواینجابخون👇🔞 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0
❌🔥نئو، امگای هجدهسالهای در آرزوی زندگی آرام، روز انتخاب با ورود پک مخوف «دارک فال» و نگاه نیکولاس، رهبر بیرحمش، سرنوشتی تازه پیدا میکند🔥❌نگاه #سنگینشو روی تمام اعضای #بدنم حس میکردم.🚫 زیر نگاه داغش داشتم ذوب میشدم، دلم نمیخواست کسی بهم خیره بشه مخصوصا به اندام های خصوصیم.🔥 صداشو شنیدم. _بدن #سفیدی داره، زیباس.🤤🥹🍑 بهم نزدیک تر شد، خودمو عقب کشیدم که با صدای دکتر که بهم هشدار داد تکون نخوردم. سر جام میخکوب شدم.🔞 انگشتاشو نرم روی سر #شونه هام کشید، بینیشو اورد نزدیک موها و گوشم، منو بوی کرد.💦⛔ چشمامو #محکم بستم و فقط منتظر موندم که یهو...❌ https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 عضویت در این چنل محدوده💢⭕️
دو آلفای رهبر وحشی امگای مظلوم و زیبایی رو وحشیانه زیر خودشون میکشن و دوتایی به جون سو*راخش میفتن🔥🤤پوزخندی زدم و خواستم قدمی سمتش بردارم که جیکوب دستش رو روی سینم گذاشت و مانعم شد. _ جیکوب مگه نمیبینی امگا کوچولو چقدر ترسیده و اینجوری به خودش میلرزه؟😈🍆 پوزخندم پر رنگ تر شد و نگاه وحشیم رو به نگاه لرزون و اشکیش دوختم. _ هر کسی مارو میبینه خودشو خیس میکنه چه برسه به این امگای ضعیف!♨️💦 نیکولاس پوزخندی زد و وحشیانه به پهلوهاش چنگ زد و روی تخت پرتش کرد که نئو جیغ بلندی زد و بغضش ترکید. _ بزار ببینم این امگای ضعیف سور*راخش میتونه کی*ر کلفتمون رو تو خودش جا بده یا نه!🫦🔥 با شهوت کمر شلوارم رو باز کردم و دستی روی کی*رم کشیدم که نیکولاس پاهای لرزونش رو بالا داد.🩸⛓💥 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0
رهبر آلفا ها که یه آلفای خشن و روانیه با دیدن نئو که یه امگای کیوت و زیباست اون رو وحشیانه زیر خودش میکشه و سو*راخ باکره و تنگش رو میگاد😈💦نیکولاس خشن به چانه لرزان پسرک چنگ زد و نگاه وحشیش رو به دو گوی خیسش دوخت. _ من از فین فین کردن امگاهای ضعیفی که کاری جز گریه کردن ندارن متنفرم امگا کوچولو!😒❌ نئو ناخواداگاه هقی زد و سعی کرد صدایش را خفه کند!🥹♨️ نیکولاس با دیدن ساکت شدن امگا پوزخند ترسناکی زد و زمزمه کرد. _ خوبه! دستش روی باس*نش پسرک نشست که پسرک ترسیده از جا پرید. نیکولاس فشاری به کپل باس*ن توپرش داد و با پوزخند گفت. _ کوبیدن کی*ر کلفتم بین این کپل های باس*نت حتما خیلی لذت بخشه امگا!🤤🫦 تا خواست مخالفتی کند وحشیانه روی میز خمش کرد و... https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0
پسرپولدار مغرور دختربازی برای تفریح به یه روستا میره اونجا سگ مست میکنه و به زوربا یه پسرخوشگل روستایی صکص میکنه بی خیر از اینکه اون پسر بیناجنس و حامله میشه و...🔥💦🔞ک...یرمو توی یه حفره ی تنگ و داغ خیس میکوبیدمو و هورنی تر از قبل میشدم🔥 علفهای سبز رو چنگ زد: -عاااحححح درد داره...خیلی بزرگ...آروم تر...آااه.... بدن لختش روی علفهای سبز عقلم در سرم پروند💦🔞 از التماس وردن برای نگاییدنش رسیده بود به آه کشیدن و گله کردن از بزرگی ک....یرم😈 موهاش چنگ زدم: -لعنتی تو یه پسری اما چرا حس میکنم ک...یرم داره توی یه ک*ص آبدار کوبیده میشه ؟🔥🔞💦 https://t.me/+Rf5kMEicWtkwZmU0 https://t.me/+Rf5kMEicWtkwZmU0 #اروتیک 🔞 #گــــــــــــی #فولهات🔥
با اومدن یک ویروس، تمام #امگاها از بین میرن به جز یه نفر، امگای مظلوم و آرومی که به اجبار، گیر دوتا #آلفایخشنوسادیسمی میوفته و هر شب...🔞🔗❌#gay #smut #Love دست برد سمت کمربند پهن و بزرگش و شروع کرد باز کردن، میخواست چکار کنه؟ کمربندو دور دستش پیجوند و با فرود اومدنش رو تنم و سوزش عمیق پوستم صدای فریادم بلند شد. -هق.. تو.. توروخدا... اییی... غلط کردم.. دست از زدن کشید و کمربند رو کنارم انداخت. فکر کردم تموم شده اما شلوار و شورتشو که در آورد از ترس لرزیدم، جیکوب هم کنارش وایستاد. جلو اومد و پاهامو خشن از هم باز کرد و سیلی ای به آلت خوابیدم زد و عضوشو خشک روی سوراخم گذاشت و...🫣👀🩸 #بقیشرواینجابخون👇🔞 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0 https://t.me/+zyPC3LR1W-wyZDc0
تاپ روانی که بخاطر یه اشتباه کوچیک بات مظلومش رو که حاملس زیر مشت و لگد میگیره و بچش زیر کتکای وحشیانش سقط میشه🥹🍆با هق هق دستم رو جلوی شکمم گرفتم که پوزخندی زد و محکمتر توی شکمم کوبید که با ناله پر دردی روی زمین افتادم با عصبانیت داد زد. _ حالا دیگ به حرف من گوش نمیدی؟ انقدر میزنمت تا جن*ده ی توی شکمت سقط بشه!🔞💦 با حس مایعی که از سورا*خم سرازیر شد با وحشت نگاهش کرد که با پا محکم توی دهنم کوبید. خون بالا آوردم و چشمام تار شد ولی با این حال نالیدم: _ بچ...بچم!😱♨️ ونداد پوزخندی زد و با تمسخر نگاهم کرد. _ خودت خواستی که اینطور بشه حیوون!😡 https://t.me/+Rf5kMEicWtkwZmU0 https://t.me/+Rf5kMEicWtkwZmU0
