𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
Open in Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
Show more1 358
Subscribers
-324 hours
-57 days
-2030 days
Posts Archive
1 359
« حال نزار »
در تمام این مدت همه سعی خود را به کار
گرفتم تا تفاوتی ایجاد کنم ، تا احساس سرد پوچی را در خود خاموش کنم ، صبح
نه چندان زود از رختخواب تن میکَنم تا
مبادا آن روی کمال گرا اول صبحی یقهام
را بگیرد ، مثل همیشه پنج الی ده دقیقه
به در و دیوار خیره میشوم ، از جا بر میخیزم و با حالی بیرمق رخت خوابم
را جمع میکنم ، با هزار و یک عذاب
صورتم را میشویم و روتین پوستی را
انجام میدهم زیرا به این هزار و یک درد
یکی دیگر اضافه نشود خود بس است.
با یک صد هزار نگون بختی خود را مجاب به مدیتیشن میکنم و سعی میکنم که تا
پایان کار چشم های خود را بسته نگه دارم ، مثل همیشه به خود میآیم و چشمانم یک متر و نیم باز است و من غرق در افکار ، تمرین روزانه را شروع
میکنم تنها بخشی از روز که حالم را
برای دقایقی جا میآورد ، مثل همیشه
با صبحانه،سه ساعت درس ، یک ساعت
زبان، خواندن کتاب ، دیدن یک فیلم ، سر
و ته روز را هم میآورم ، اما در انتهای روز باز حس پوچی کاملا از بین نرفته ، باورم نمیشود که بهار درحال گذر است و من حتی یک روز را به تنهایی از خانه بیرون
نرفتهام زیرا اضطراب اجتماعی به گونه
دیگری عذابم میدهد ، نگاه های خیره مردم ، پچپچ ها ، ترس از دیدن آشناهای یاوه گو ، همه چی دست به دست هم میدهند تا یک روز دیگر در خانه حبس
شوم ، هر روز در افکارم طرح بیرون از
خانه سپری کردن روز را میریزم و اما
هر روز قفل دیگری بر در عمل کردن میکوبم ، از آدمهای اطرافم خستهام
و هر لحظه زندگی برای من یک اتاق
است با در های بسته ، از پشت این
صفحه عجیب الخلقه به آدمهای گوناگون نگاه میکنم چقدر زندگی برایشان لذت بخش تر است ، از زمانی که یادم میآید
جامعه ایرانی همیشه من را معذب میکرد
چیزی که حتی زمانی که از پوسته دروغین خود درآمدم دائما احساس طرد
شدگی به من میداد ، هر روز یک کابوس
قائده مند و تکراریست فقط به پایان میرسانمشان یکی پس از دیگری.
1 359
در وصف حال این روزا بگم که:قد هزارتا حنجره تنهایی آواز میخونم ، دارم با کی حرف میزنم ؟ نمیدونم نمیدونم
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره ، کاش میتونستم بخونم
قدر هزارتا حنجره...
1 359
یکی از اصلی ترین مشکلاتی که آدمی در جوانی تقریباً هرروز با اون سروکار داره تطابقه ، تطابق زندگی خودمون با زندگی کسانی که ایدهآل یا الگو برامون به حساب میان ، تطابقی که به هزار و یک دلیل ازجمله فرهنگ ، سطح مالی، اخلاقیات آدمهای اطرافمون و ... معمولاً اصلا به دست نمیاد و درنهایت مایهی عذاب ، رنج و ناامیدی میشه. زندگی که فراز و فرود کمتری داره و حتی نشانی از هدفمندی نداره در مقابل زندگی کاملا هدفمند و سرشار از هیجان و خلق کردن. خیلی خیلی طول میکشه که آدمی این مرحله رو رد کنه و خودش و زندگی هرچند معمولیش رو نه به عنوان یک دنباله رو و مقلد بلکه به عنوان یک فردی قابل قبول و الهام بخش ببینه. چیزی که دیگر لزومی نداره که شبیه به چیزی دیگر باشه و از تله تقلید درآمده. تازه وقتی به اون نقطه میرسیم شروع میکنیم به از فشار دراومدن ، نفس کشیدن و نهایتاً قدم در راه خود گذاشتن.
1 359
این مکالمه برای من خیلی جالبه
میدونی انسان ذاتا از ناشناخته ها ، ندیده ها و نشنیده ها میترسه ، اونقدری که از
افراد ، از عاقبت یک کار و حرکتی اونقدر
تو ذهن خودش تجزیه و تحلیل منفی میکنه که از نتایج غول میسازه ، اما در
آخر هدف و مقصودش از حرکتی که در ذهنش هست رو از یاد میبره ، و فکر میکنم تمام پوینت و نکتش هم همین باشه که چقدر به مقصدمون ایمان داریم
آیا حاضریم از منافعمون چشم پوشی کنیم برای به بار نشستنش!
قضیه مثل حال و روز هرروز الانمونه
یه هدف بزرگ نیازمند مقاومت و استمراره و بیشتر ایمان به مقصد و هدف.
1 359
- به کیلاسیتی خوش اومدی!
+ خبری از مامورا نیست؟
- ۱۰ روزی میشه که اینطوریه.
+ همه میگفتن مامورای این شهر-
- هیولان؟ وحشین؟ درست شنیدی، ۲۰ سال آزگار کارشون شکنجه و تجاوز و قتل ملت بود. میدونی اخر و عاقبت این کارها با مردم چیه؟ همین که فرصتش پیش بیاد، تلافیشو سرت در میارن.
🎥 The Last of Us
1 359
نگاه کن اونی رو که دهنش بستس
عدالت ارزونی که دنبالش بودین
برای اونایی که خونریزی میکنن نیست
- Polar Night ( August D )
1 359
هجوم بینهایت اطلاعات آزادی تفکر رو ممنوع میکنه ، همه به دنبال همشکل کردن تفکراتن ، همه صداهای دردناک شما
رو کور میکنن و آزادی اندیشه رو زیر پا
میذارن ، همه بحث ها بیوقفه باعث سردرگمی میشن، واقعاً ، دقیقاً چیه که
ما رو محدود کرده؟ ، شاید این ماییم که
با خودمون این کارو کردیم! بردههای سرمایه داری ، بردههای پول ، بردههای
نفرت و تعصب، بردههای یوتیوب ، بردههای انعطاف پذیری ، خودخواهی و طمع از ریل خارج شده ، هرچیزی کهراجع به به دست آوردن باشه همه توسط
حسادت کور شدن، بدون اینکه بدونن به همدیگه غل و زنجیر شدن ، تحت تاثیر اطلاعات غلط نباش که هممون آزادی رو از خودآزاری سوا میدونیم.
- Haegeum ( August D )
1 359
کاش زندگی یه قابلیت داشت که آدمای
تاکسیک زندگیمون رو پاک میکردیم و
جاشون رو با آدمایی که باید بودن پر میکردیم...
1 359
ما سفر آغاز میکنیم از جایی به جایی
از خویش به خویش و چه میشود؟
چه چیزی باعث این سفر میشود که
ما خاک غریبانه غربت را به بودن میان
شناس های ناشناس ترجیح میدهیم؟!
شاید همین ناشناس بودن آنهمه شناس!
1 359
امروز نمایش " هرکسی یا روز میمیر یا شب من شبانه روز " از سجاد افشاریان رو دیدم به نظرم نمایش متفاوت و پویایی بود ، از اون جهت که در درجه اول ساختار صحنه متفاوت بود که حتی بیرون از صحنه هم شاهد نمایش بودی هم از نظر مونولوگهایی که داشت مخاطب رو به فکر میبرد البته که دیالوگ دو کاراکتر مرد هم در اواخر نمایش شنیدنی و تأمل برانگیز بود ، درکل که از صحنه نمایش هم خیلی چیزها میشه یادگرفت.
