en
Feedback
متلهف

متلهف

Open in Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Show more
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
برای ماندنت جنگیدم اما آخرش حک شد سپاس از کوشش بیهوده ات : در لوح تقدیرم - رضا محمدی

Repost from آنائل
‏ما چون پرندگان، پراکندگان آسمانیم؛ مدام در «بی‌جایی» جابه‌جا می‌شویم

مایی که از ناکامی هم کام می‌گیریم

با عشق تو پیوند زن و شعر را دریافتم پیچ و خم‌ها را یگانگی را دیدم و دانستم که سیاهی جوهر در سیاهی چشمان زن جریان دارد

They asked "do you love her to death?" I said "speak of her over my grave and watch how she brings me back to life"
They asked "do you love her to death?" I said "speak of her over my grave and watch how she brings me back to life"

عشق این است که مردم ما را با هم اشتباه بگیرند وقتی تلفن با تو کار دارد من پاسخ بگوییم. و اگر دوستان به شام دعوتم کنند تو بروی. وقتی هم شعری عاشقانهٔ جدیدی از من بخوانند، تو را سپاس بگویند.

+یک بار دگر بار دگر بار دگر؟ -هوس قمار دیگر!

ما شعله‌های سرکش اندوه بودیم آدم به آدم می‌رسد ما کوه بودیم

از من دیگر اثری در آینه نیست پیدا کن تو مرا؛ این فاصله چیست؟ ای معنیِ شعرِ ترِ من

پکی عمیق زد و آنگاه، نگاه کرد به عکسی که نه بر حضور تو می‌افزود، نه از جراحت او می‌کاست

علیرغم آن همه اشتیاق و علاقه اگر جوانه‌ای نزد، بدانید شما خاکش نبودید.

بالاخره من ماندم و من من از من رنجیده است هیچکس نیست برای پا درمیانی...

چه سکوتی است که فریاد به فریاد شکست این چه عشقی است که آلوده‌ی هجران است؟!

فراموش نکن شمع را؛ نخی آب می‌کند، که در آغوش کشیده است

می نوش که عمر جاودانی این است خود حاصلت از دور جوانی این است هنگام گل و باده و یاران سرمست خوش باش دمی که زندگانی این است - خیام

فرق است بین کسی که تو را می‌خواهد چون تو را فرصت خوبی می‌بیند؛ و کسی که تو را در میان هزار فرصت خوب انتخاب می‌کند.

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست