پارادوکس
Open in Telegram
نوشتهها، ترجمهها، و گزیدههای کاوه خسروانی آیدی برای تهیهی کتابها: @adm_paradox
Show more7 700
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-2630 days
Posts Archive
7 700
✅ متن پشت جلد کتاب شفاف اندیشیدن؛ خودآموز تفکر نقادانه
نویسنده: ژیل لوبلان
ترجمه و بازنویسی: مهدی خسروانی
❇️ همانطور که توانایی خواندن و نوشتن یا مهارت نواختن یک ساز، جز با آموزش و تمرین جدی به دست نمیآید، مهارت سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه) نیز مستلزم آموزش و تمرین جدیست و خواندن مطالب عمومی (هرچند آموزنده و جالب) برای دستیابی به این مهارت کافی نیست.
❇️ اما از یک سو، سنجشگرانهاندیشی در کشور ما معمولاً جزء درسهای مدرسهها و دانشگاهها نیست و، از سوی دیگر، دسترسی به کلاسهای آزاد سنجشگرانهاندیشی نیز برای بسیاری از افراد دشوار است.
❇️ بنابراین، شاید یکی از بهترین گزینهها برای کسب مهارت سنجشگرانهاندیشی، مطالعه و تمرین یک کتاب خودآموزِ خوب در این زمینه باشد.
❇️ ژیل لوبلان، کتاب شفاف اندیشیدن را بر اساس تجربهی آموزش سنجشگرانهاندیشی به بیش از ۷۰۰۰ دانشجو در دانشگاههای کانادا تألیف کرده و مترجم نیز، که دانشآموختهی رشتهی منطق است، با افزودن پاسخ تمرینها به پایان کتاب و بازنویسی و توضیح بیشترِ بخشهایی از آن، شفاف اندیشیدن را به یک «خودآموز سنجشگرانهاندیشی» تبدیل کرده است که مطالعهی جدی آن میتواند پیشرفتی اساسی را در شیوهی اندیشهورزیِ خواننده ایجاد کند.
▪️فایل پیدیاف نمونهی ۹۶ صفحهای کتاب را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
▪️تعداد صفحات کتاب: ۵۸۰
▪️قیمت: ۷۴۰ تومان (با ۳۰ درصد تخفیف در روزهای پیشفروش: ۵۲۰ تومان) + هزینه پست ۷۰ تومان
▪️ برای خرید در مرحلهی پیش فروش، به آیدی مترجم کتاب پیام بدهید:
@Mkhosravani
🌐 کانال «پارادوکس»:
🆔 @paradoxizer
7 700
✅ دغدغهمندان قلابی عرصهی کتاب
▪️ این روزها بازارِ هر چه کساد باشد، بازار «دغدغهفروشی» و «دغدغهمندیِ اجتماعی و سیاسی قلابی» سکه است؛ اشارهام به کسانیست که سعی میکنند منافع خودشان (از جلب توجه تا منافع اقتصادی و ...) را در جامهی دغدغهمندی اجتماعی بپیچند. نمونهاش: مخالفتهای نمایشی با نمایشگاه کتاب. طبیعتاً من وکیل مدافع نمایشگاه کتاب نیستم و اشتراک منفعتی هم با آن ندارم. راستش اصلاً یادم نمیآید آخرین بار کِی به نمایشگاه کتاب سر زدهام؛ شاید بیست سال پیش در دوران کارشناسی. با بخشهایی از دلیلهای مخالفان نمایشگاه هم موافقم: مثلاً آسیب نمایشگاه به کتابفروشان.
▪️ اما این صحنهآرایی که انگار نمایشگاه کتاب تنها شر یا مهمترین شرِ عالم کتاب در این مملکت است و قهرمانانهترین گام برای اصلاح وضعیت انتشار کتاب این است که در مخالفت با نمایشگاه پست و استوری بگذاریم و ناشران شرکتکننده در نمایشگاه را وابسته جلوه دهیم هم چیزی جز کنشگریِ قلابی نیست.
▪️ میتوانم حدس بزنم که احتمالاً برخی از خوانندگان، پسِ ذهنشان دنبال انگیزهی نویسندهی این مطلب میگردند (خصوصاً اگر این مطلب از همان ابتدا احساس مخالفتشان را برانگیخته باشد و بیشتر از اصلِ حرف به آبشخور انگیزشی آن علاقه داشته باشند).
▪️ پس بگذارید زحمت این دسته از دوستان را کم کنم و انگیزهام را سرراست و مستقیم بگویم: انگیزهی من «نفرت از دورویی» است. انگیزهام از آنجا آب میخورد که در طول سالها دیدهام که بسیاری از این دغدغهمندان قلابی هرگز برای مقابله با مشکلات دیگر نشر صدایی بلند نکردهاند. هرگز لام تا کام دربارهی لگدمال شدن حقوق پدیدآوران حرفی نزدهاند یا اگر هم بهزور فکی جنباندهاند، از یک مِنومِن رفعتکلیفی فراتر نرفتهاند (که مبادا به تریج قبای رفقای مشترکالمنافعشان بر بخورد). هرگز به شرایط خانمانبراندازی که به ناشران، خصوصاً ناشران کوچک، تحمیل میشود اعتراضی نکردهاند. هرگز به انتشار سارقانه و بدون مجوز کتابها در کانالها تلگرامی که آبباریکهی بخور و نمیر مترجمان را بر باد میدهد اعتراضی نکردهاند؛ یا از آن بدتر، به سایتهایی که مثل دزدهای سر گردنه که پیشاپیش حقحساب سلطان را پرداخته و خیالشان از بابت پیگیری قانونی راحت است، به وقیحانهترین شکل، حاصل دسترنج مترجمان را به صورت فایل پیدیاف میفروشند.
▪️ وقتی از صبح تا شب به شکل واقعی (و نه نمایشی) با فسادهای عرصهی نشر درگیر باشید، مشاهدهی اینکه کسانی با شعار و ادای اصلاح وضعیت نشر کتاب برای خودشان وجههی «دغدغهمندی» بخرند و برای اوج گرفتن لذت خودشان، قضیه را به مسائل سیاسی هم گره بزنند دردناکتر میشود؛ آن هم وقتی که برخی از آنان فقط منافع خودشان را دنبال میکنند و چهبسا خودشان جزو پایمالکنندگان حقوق پدیدآوران یا بخشهای دیگر صنعت نشر باشند.
▪️ میدانید مثل چیست؟ مثل این است که قربانی خشونت باشید و بعد با چشمانی حیرتزده ببینید که کسانی، برای بیشترکردن منفعتشان، تریبونِ دفاع از قربانیان خشونت را هم به مایملک خودشان افزودهاند و صدای قربانیان واقعی را خفه میکنند.
▪️ هر وقت دیدید کسی روضهی «انتقاد از وضعیت صنعت نشر» را علم کرده، اول بروید سابقهاش را نگاهی بیندازید. ببینید چند بار در دفاع از حقوق بیصدایان واقعی قلمرو نشر (پیش از همه: پدیدآوران) کلامی تأثیرگذار بر زبان آورده است.
▪️ اگر وضعیت نشر کتاب در ایران اینقدر دغدغهمندِ صدیق دارد، چهطور است که یک بار (حتی یک بار در طول کل تاریخ نشر ایران!) هیچ حرکت قابلحسابی (تأکید میکنم: «هیچ» حرکت قابلحسابی) برای دفاع از حقوق پدیدآوران شکل نگرفته است؟ اگر همین الان حافظهی خودتان را مرور کنید قطعاً نمونههایی از حرکتهای پررنگ در دفاع از حقوق اقشار مختلف به یاد میآورید (هرچند حرکتهای یادشده نتوانسته باشند بار ستم را از دوش آن اقشار بردارند). اما آیا حتی یک نمونه از حمایت گسترده از حقوق پدیدآوران به یاد میآورید؟
▪️ نمیدانم ... شاید نویسندگان و مترجمان تنها قشرِ مفتخور و لمیدهی جامعهاند که شایستهی هیچ حمایتی، نه از سوی قانونگذار، نه از سوی دولت، و نه حتی از سوی جامعه یا فعالان عرصهی کتاب نیستند.
✍️ مهدی خسروانی
🌐 کانال «پارادوکس»:
🆔 @paradoxizer
7 700
Repost from نشر نایش
✅ پیدیاف نمونهی کتاب شفاف اندیشیدن؛ خودآموز تفکر نقادانه (شامل بیش از ۳۰۰ تمرین و پاسخ آنها)
نویسنده: ژیل لوبلان
ترجمه و بازنویسی: مهدی خسروانی
تعداد صفحات: ۵۸۰
ناشران: نشر «نایش»، با همکاری «کرگدن»
قیمت: ۷۴۰ تومان (با ۳۰ درصد تخفیف در روزهای پیشفروش: ۵۲۰ تومان) + هزینه پست ۷۰ تومان
برای خرید در مرحلهی پیش فروش، به آیدی مترجم کتاب پیام بدهید:
@Mkhosravani
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
Repost from نشر نایش
✅ پیدیاف نمونهی کتاب شفاف اندیشیدن؛ خودآموز تفکر نقادانه (شامل بیش از ۳۰۰ تمرین و پاسخ آنها)
نویسنده: ژیل لوبلان
ترجمه و بازنویسی: مهدی خسروانی
تعداد صفحات: ۵۸۰
ناشران: نشر «نایش»، با همکاری «کرگدن»
قیمت: ۷۴۰ تومان (با ۳۰ درصد تخفیف در روزهای پیشفروش: ۵۲۰ تومان) + هزینه پست ۷۰ تومان
برای خرید در مرحلهی پیش فروش، به آیدی مترجم کتاب پیام بدهید:
@Mkhosravani
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
✅ فایدهی گنجاندن نمایهی کتاب در پیدیاف نمونهی رایگان کتاب
✳️ هنگام تنظیم نمایهی کتاب جدید (که احتمالاً در یکی دو هفتهی آینده منتشر میشود) به این نتیجه رسیدم که «نمایه» یکی از بخشهای کتاب است که گنجاندهشدن آن در فایل پیدیاف نمونهی کتاب میتواند بسیار سودمند باشد، زیرا خواننده را به نحوی جزئیتر (جزئیتر از آنچه با مطالعهی فهرست کتاب امکانپذیر است) با موضوعات و مفاهیم و مباحث کلیدی کتاب آشنا میکند.
دربارهی کتاب جدید بهزودی اطلاعرسانی خواهد شد.
مهدی خسروانی
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
Repost from نشر نایش
✅ هدف از انتشار رایگان «فایل نمونهی» کتاب (فایل پیدیاف بخشهایی از کتاب) توسط ناشران چیست؟
(لطفاً شما، در صورت نیاز، این فهرست را تکمیل کنید)
اینکه خواننده، پیش از خریدن کتاب،
1️⃣ بتواند مشخصات کتابشناختی کتاب (ناشر، نویسنده، مترجم، سال انتشار، شمارهی ویراست، و ...) را بهدقت ببیند
2️⃣ فهرست مطالب کتاب را مطالعه کند تا با موضوعات مطرح شده در کتاب آشنا شود
3️⃣ بتوانند مقدمهی نویسنده و مترجم (یا بخشهایی از مقدمهی آنها) را بخواند تا علاوه بر آشنایی بیشتر با موضوع کتاب، با نوع و رویکرد و فایدهی آن نیز آشنا شود
4️⃣ بخشهایی از متن را بخواند تا به برآوردی تقریبی از کیفیت نگارش، ترجمه، و ویرایش کتاب برسد
5️⃣ صفحهآرایی کتاب را چک کند تا از کیفیت آن مطمئن شود
6️⃣ در صورتی که کتاب بخشی از یک مجموعه است، با دیگر کتابهای مجموعه آشنا شود
و درنتیجه
7️⃣ از خرید اشتباه کتاب (خریدن کتابی که از نظر موضوع، سطح، کارکرد، رویکرد، کیفیت و ... با نیاز او تطابق ندارد) خودداری کند
.
بر این اساس، فایل نمونهی کتاب باید شامل بخشهای زیر باشد:
1️⃣ جلد کتاب
2️⃣ پشت جلد کتاب
3️⃣ صفحهی «عنوان» و صفحهی «عنوان کوتاه» کتاب
4️⃣ صفحهی شناسنامهی کتاب
5️⃣ بخش «دربارهی مجموعه» (در صورتی که کتاب بخشی از یک مجموعه است)
6️⃣ فهرست
7️⃣ مقدمهی نویسنده (یا دستکم بخشی از آن)
8️⃣ مقدمهی مترجم (یا دستکم بخشی از آن)
9️⃣ یادداشت ناشر
0️⃣1️⃣ بخشهایی از متن کتاب
1️⃣1️⃣ بخشهایی از نمودارها و جدولها و عکسها و قابهای کتاب (جایی که کیفیت صفحهآرایی کتاب خودش را نشان میدهد)
2️⃣1️⃣ بخش «دیگر کتابهای مجموعه»
3️⃣1️⃣ نمایهی کتاب
.
💢 شما هم نظر خودتان را بنویسید
✍️ مهدی خسروانی
.
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
Repost from پارادوکس
✅ توهم بیدادگران این است که از افراد انتظار دارند بانرمخویی خواستار آن شوند که چاقو از روی سینهشان برداشته شود.
توقع «نزاکت» در دل خشونت، ترفندی برای حواسپرتکنی است، نه غمخواری.
[ترجمهی آزاد:
بیدادگران چاقو را بیخ گلویت میگذارند و آنوقت متوهمانه انتظار دارند در کمال ادب خواهش کنی که چاقو را از بیخ گلویت بردارند.
توقع «نزاکت» از کسی که دارد خشونت را با گوشت و پوست و استخواناش لمس میکند، ترفندی برای به حاشیه راندن اصل موضوع است، نه غمخواری.]
🌐 کانال «پارادوکس»:
🆔 @paradoxizer
7 700
Repost from N/a
وقتی کارفرما بدون توجه به مفهوم و کیفیت محتوا، صرفاً بر اساس تعداد کلمات آن به تولیدکنندۀ محتوا پول میدهد:
یک نکتۀ بسیار مهمی که وجود دارد و در این مطلب بهطور اختصار به آن میپردازیم و باید نسبت به توجه به آن بهطور ویژهای مبادرت بورزیم و بهطور خاصی آن را مورد تأمل و مداقه قرار بدهیم این است که صدالبته بر تمامی ابنای بشر واضح و مبرهن و آشکار و هویدا است که منحیثالمجموع و از جمیع شرایط موجود و بدون هیچ شک و گمانه و تردیدی، از تمامی شواهد و قرائن امر چنین استنباط و استنتاج و استخراج میگردد که اتوبوس در مقایسه با مینیبوس، در تمامی ابعاد و وجوه سهگانه اعم از عرض و طول و ارتفاع بزرگتر است و در نتیجه از میزان و مقدار حجم بیشتری برخوردار و بهرهمند میباشد.وقتی کارفرما با توجه به مفهوم و کیفیت محتوا، بر اساس میزان شیوایی و رسایی آن به تولیدکنندۀ محتوا پول میدهد:
قطعاً اتوبوس از مینیبوس بزرگتر است.
7 700
❇️ گذشت زمانی که رسانههای غالب، سخاوتمندانه، ما را به تحلیلهای آبدوغخیاری دربارهی موضوعات گوناگون، ازجمله مذاکرات ایران و آمریکا (این موضوعِ حالا دیگر ملالآور و حتی توهینآمیز) دعوت میکردند. امروزه، برای یافتن تحلیلی که لقب «آبدوغخیاری» از سرش زیاد نباشد، باید ذرهبین به دست گرفت.
#مهدی_خسروانی
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
Repost from نشر نایش
✅ دروغ بزرگ بگویید (ترفند ۴۰)
🔺 برگرفته از کتاب مغالطههای پرکاربرد؛ ۴۴ ترفند کثیف رایج برای برندهشدن در بحثها
❇️ بیشتر مردم دربارهی چیزهای کوچک دروغ میگویند ولی از گفتن دروغهای بزرگ میترسند. اما افراد فریبکار میدانند که اگر بر یک دروغ بزرگ پافشاری کنند بسیاری از مردم حرفشان را باور خواهند کرد؛ خصوصاً اگر منابع رسانههای خبری نیز از دروغ آنها پشتیبانی کنند.
❇️ همهی کسانی که در فریبکاری مهارت دارند تمرکزشان بر آنچه میتوان به مردم باوراند است نه بر حقیقت یا دروغ. آنها میدانند که ذهن انسان به طور طبیعی به دنبال حقیقت نیست، بلکه در پی آسودگی، امنیت، تأییدگرفتن برای خود، و منافع شخصیست. در واقع، بیشتر مردم تمایلی به دانستن حقیقت ندارند؛ خصوصاً حقیقتهایی که دردناکاند، تناقضها و ناسازگاریهای آنها را آشکار میکنند، و جهل آنها دربارهی خود و کشورشان را نشان میدهند.
❇️ فراواناند فریبکارانی که در گفتن دروغ مهارت بالایی دارند و، در نتیجه، میتوانند آن دروغها را حقیقت جلوه دهند. برای مثال، اگر تاریخ سی.آی.اِی را مطالعه کنیم با کارهای غیراخلاقی فراوانی مواجه میشویم که سی.آی.اِی با دروغ بر آنها سرپوش گذاشته است. (به هر یک از شمارههای فصلنامهی کاورت اکشن مراجعه کنید با سندهایی از جنایتها و ترفندهای کثیف سی.آی.اِی در جاهای مختلف جهان مواجه میشوید .) تقریباً همهی این کارهای غیراخلاقی در زمان خودشان از طرف مقامهای حکومتی انکار شدند.
✴️ برای خرید کتاب با تخفیف به آیدی مترجم کتاب پیام بدهید:
@Mkhosravani
💢 فهرست دیگر کتابهای موجود مترجم
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
✅ مغالطههای پرکاربرد؛ ۴۴ ترفند کثیف رایج برای برندهشدن در بحثها - چاپ شانزدهم
💢 معرفی کوتاه کتاب: نویسندگان این کتاب با لحن کنایهآمیز خودشان، در ظاهر میخواهند استفاده از مغالطهها را به خواننده بیاموزند اما در واقع میکوشند او را با پرکاربردترین مغالطهها در دنیای سیاست و پروپاگاندا و ... آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطهها نشود و هم از به کار بردن مغالطهها در مقابل دیگران بپرهیزد.
✍️ نویسندگان: ریچارد پل و لیندا الدر
✍️ ترجمه و بازنویسی: مهدی خسروانی
🔰 ناشر: نشر نایش با همکاری نشر کرگدن
🔽 دانلود فایلپیدیاف نمونهی کتاب از اینجا
❇️ قیمت (فروردین ۱۴۰۴): ۲۱۰ هزار تومان (با ۲۰ درصد تخفیف: ۱۶۸) + هزینه پست ۶۰ تومان
✴️ برای خرید با تخفیف به آیدی مترجم کتاب پیام بدهید:
@Mkhosravani
💢 فهرست دیگر کتابهای موجود مترجم
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
Repost from پارادوکس
💢 یکهانگاری اخلاقی چیست؟
♻️ روایت حداکثری از یکهانگاری اخلاقی مدعی است که هیچ اصل اخلاقی قابل دفاعی وجود ندارد و تفکر اخلاقی را نمیتوان بهکارگیری اصول اخلاقی در موردها و موقعیتهای مختلف دانست. بنا بر یکهانگاری اخلاقی، کمال اخلاقی را نباید «صاحب اصول بودن» دانست.
♻️ قویترین روایت قابلدفاع از یکهانگاری اخلاقی، احتمالاً، چنین میگوید که گرچه ممکن است پارهای اصول اخلاقی وجود داشته باشند، معقولیت داوری اخلاقی و اندیشهی اخلاقی بههیچروی به این وابسته نیست که اصول اخلاقی مناسبی فراهم آوریم و داوری کاملاً اخلاقی مستلزم چیزی بسیار فراتر از دستیابی به طیفی مناسب از اصول و توانایی بهکارگیری آنهاست.
♻️ اصول اخلاقی، در بهترین حالت، عصاهاییاند که اگر شخصی به لحاظ اخلاقی حساس باشد نیازی به آنها نخواهد داشت و، در واقع، کاربرد این عصاها ممکن است حتی ما را به سمت خطای اخلاقی بکشاند.
♻️ نقطهی مقابل یکهانگاری، کلیانگاری است. بنا بر کلیانگاری اخلاقی، معقولیت داوری و اندیشهی اخلاقی وابسته به این است که به مجموعهای مناسب از اصول اخلاقی دست یابیم.
🔰 منبع: دانشنامهی فلسفی استنفورد
✍🏻 ترجمهی مهدی خسروانی
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
Repost from نشر نایش
✅ هدف از انتشار رایگان «فایل نمونهی» کتاب (فایل پیدیاف بخشهایی از کتاب) توسط ناشران چیست؟
(لطفاً شما، در صورت نیاز، این فهرست را تکمیل کنید)
اینکه خواننده، پیش از خریدن کتاب،
1️⃣ بتواند مشخصات کتابشناختی کتاب (ناشر، نویسنده، مترجم، سال انتشار، شمارهی ویراست، و ...) را بهدقت ببیند
2️⃣ فهرست مطالب کتاب را مطالعه کند تا با موضوعات مطرح شده در کتاب آشنا شود
3️⃣ بتوانند مقدمهی نویسنده و مترجم (یا بخشهایی از مقدمهی آنها) را بخواند تا علاوه بر آشنایی بیشتر با موضوع کتاب، با نوع و رویکرد و فایدهی آن نیز آشنا شود
4️⃣ بخشهایی از متن را بخواند تا به برآوردی تقریبی از کیفیت نگارش، ترجمه، و ویرایش کتاب برسد
5️⃣ صفحهآرایی کتاب را چک کند تا از کیفیت آن مطمئن شود
6️⃣ در صورتی که کتاب بخشی از یک مجموعه است، با دیگر کتابهای مجموعه آشنا شود
و درنتیجه
7️⃣ از خرید اشتباه کتاب (خریدن کتابی که از نظر موضوع، سطح، کارکرد، رویکرد، کیفیت و ... با نیاز او تطابق ندارد) خودداری کند
.
بر این اساس، فایل نمونهی کتاب باید شامل بخشهای زیر باشد:
1️⃣ جلد کتاب
2️⃣ پشت جلد کتاب
3️⃣ صفحهی «عنوان» و صفحهی «عنوان کوتاه» کتاب
4️⃣ صفحهی شناسنامهی کتاب
5️⃣ بخش «دربارهی مجموعه» (در صورتی که کتاب بخشی از یک مجموعه است)
6️⃣ فهرست
7️⃣ مقدمهی نویسنده (یا دستکم بخشی از آن)
8️⃣ مقدمهی مترجم (یا دستکم بخشی از آن)
9️⃣ یادداشت ناشر
0️⃣1️⃣ بخشهایی از متن کتاب
1️⃣1️⃣ بخشهایی از نمودارها و جدولها و عکسها و قابهای کتاب (جایی که کیفیت صفحهآرایی کتاب خودش را نشان میدهد)
2️⃣1️⃣ بخش «دیگر کتابهای مجموعه»
.
💢 شما هم نظر خودتان را بنویسید
✍️ مهدی خسروانی
.
♻️ نشر نایش:
❇️ @nayesh_pub
〰️
7 700
✅ برای «هنرمند» مترجمان، میر شمسالدین ادیبسلطانی، بخش دوم (بخش اول)
فایل پیدیاف موبایلیِ مطلب
3️⃣ با این حال، برخی مترجمان با چشمپوشی از ثمرات مادی (و گاه حتی معنوی) کار ترجمه، چیزی نزدیک به «ترجمهی آرمانی» به همزبانان خودشان هدیه میکنند. میرشمس الدین ادیبسلطانی چنین کسی بود. مشهور است که ترجمهی او از «سنجش خرد ناب» کانت حتی از بهترین ترجمهی انگلیسی این اثر – ترجمهی گایر – نیز بهتر است (چون با زبان آلمانی آشنا نیستم، قاعدتاً نمیتوانم داوری مستقل در این باره داشته باشم). بهراستی در قلمروهای گوناگون فکری-هنری چند نفر مثل او داریم که مشابهاش حتی در قلمرو زبانیِ غنی مثل انگلیسی بهسختی یافت شود؟
معمولاً حتی ستایشکنندگان او خواندن ترجمههایش را در مقایسه با ترجمههای دیگر دشوار مییابند. به عبارت دیگر، حداکثر مزیتی که برای ترجمههای او قائل میشوند «دقت» است؛ و این در فضایی که «روانی ترجمه» بهغلط، معیار غالب و مطلق ارزیابی ترجمه به حساب می آید امتیاز منفیِ مهمی محسوب میشود. با این حال، مایلام در این فرضِ تقریباً مسلم (دشوار بودن ترجمههای او) تردید کنم.
بله، شکی نیست که او فراوان از واژههای نامأنوس استفاده میکند. اما اگر به یاد داشته باشیم که فهم یک اثر فلسفی به زبان فارسی، ناگزیر، فراتر از ریختنِ آن اثر در قالبهای فکری و زبانیِ از پیش آمادهی فارسی است (به عبارت دیگر، اگر بپذیریم که فهم یک اثر فلسفی مستلزم کوشش برای گسترشِ امکانات ذهنی و زبانی است)، و نیز اگر به یاد داشته باشیم که عادت کردن به واژههای نامأنوس اما دقیق، آسانتر است از سروکله زدنِ بیپایان با شلختگیِ فکریِ ناشی از اندیشیدن با واژهها و مفاهیمِ مأنوس اما نادقیق، به این نتیجه خواهیم رسید که دشواریِ فهمیدن آثار فلسفی مثل «سنجش خرد ناب» و «ارگانون» با ترجمهی کسی مثل ادیبسلطانی، دشواریای تقریباً گریزناپذیر است.
4️⃣ این مطلب را چند روز پیش، پس از اطلاع از بستری شدن ادیبسطانی در بیمارستان نوشتم. منتظر بودم فرصتی دست دهد که نگاهی دوباره به آن بیندازم و سپس منتشر کنم که امروز خبر درگذشت او را شنیدم. در همین روزها، جدا از بحثهای داغ دربارهی جنگ اسرائیل و حماس، شاهد بزرگداشت هنرمندانی مثل آتیلا پسیانی و سالگرد استاد شجریان به شیوهای نسبتاً پررنگ بودیم که البته بیشک سزاوارش بودند. با این حال، مقایسهی واکنشها به بیماری یا مرگ ادیب سلطانی با آنها تصویرگر بهای سنگینی است که هر مترجم جدی باید برای عشق به ترجمه بپردازد: اینکه برای حرفهاش همانند یک هنرمند از جان مایه بگذارد اما کارش، حداکثر، یک کار مکانیکیِ محترمانه نگریسته شود.
.
(این مطلب را تقریباً یک سال و نیم پیش، به مناسبت درگذشت میر شمسالدین ادیبسلطانی نوشتم)
✍️ مهدی خسروانی
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
✅ برای «هنرمند» مترجمان، میر شمسالدین ادیبسلطانی (بخش اول)
فایل پیدیاف موبایلیِ مطلب
✍️ مهدی خسروانی
1️⃣ به نظر من، ترجمه از جنس هنر است. به همین دلیل، ترجمهها را، از نظر کیفیت، اینچنین ردهبندی میکنم:
بسیار بد، بد، متوسط، خوب، بسیار خوب، عالی، هنرمندانه
ولی با آنکه «هنر بودن» کارهایی مثل نقاشی، آهنگسازی، خوانندگی، فیلمسازی، بازیگری، و ... به چشم میآید، کمتر کسی هنر بودن ترجمه را درک و تصدیق میکند؛ و در نتیجه، کمتر کسی برای مترجم شأنی بیش از تکنیسین قائل است. درواقع، مترجمِ صددرصد متعهد (مترجمی که تمام تواناش را برای کارش میگذارد) ناگزیر از تندادن به رنجهایی است که شاید هیچ گاه دیده نشوند. به همه خدمت میکند (از نویسندهی اثر تا ناشر و فروشنده و خوانندهی آن) و، در مقابل، به اندازهی یک کار نیمهتخصصی هم ارج نمیبیند.
این پدیده ناشی از قدرناشناسی دیگران نیست بلکه به ماهیت کار برمیگردد. هنرهایی مثل آهنگسازی و فیلمسازی مستقیماً با «حس» سروکار دارند و مخاطب، حتی اگر اهل فن نباشد تفاوتها را احساس میکند (دستکم بیشتر از آنچه در ترجمه امکانپذیر است). اما برای مشاهدهی رنجی که مترجم برده است ظاهراً فقط یک راه وجود دارد: اینکه متن زبان مبدأ را در اختیار داشته باشی و خودت با جدیت درگیر ترجمهی متن شوی چنانکه گویی قرار است آن را به دست هزاران نفر برسانی و بر سر هر واژه و هر جمله و هر پاراگراف پیش خودت بگویی «اگر من اینجا به خودم آسان بگیرم، هزاران نفر در فهم مطلب به سختی خواهند افتاد». فقط در این صورت است که میتوانی رنجی که یک مترجمِ کاربلد و متعهد دیگر برای ترجمهی همان متن برده است را لمس کنی. طبیعی است که تقریباً هیچ کس (حتی مترجمانی که ترجمهی دیگری را به قصد دزدی میخوانند!) چنین زحمتی به خودش نمیدهد. پیامد گریزناپذیر (که البته به نظر من جای شِکوه هم ندارد) اینکه لحظات طاقتفرسای یک مترجم معمولاً برای همیشه دفن میشوند: لحظاتی که چندین دیکشنری «انگلیسی به فارسی» و «انگلیسی به انگلیسی» و «فارسی به فارسی» و چندین کتاب و صفحهی اینترنتی را برای یافتن معنای یک واژه یا جمله یا یافتن ترجمه مناسب آن زیر و رو کرده است.
2️⃣ در بخش قبل از عباراتی مثل «مترجم صددرصد متعهد» و «مترجم متعهد و کاربلد» استفاده کردم. اما شاید بهتر باشد عبارت «مترجم آرمانی» را به کار ببرم، چون تقریباً هیچ ترجمهای هرگز به بهترین حالت خودش نمیرسد و اگر قرار باشد مترجم هیچ ترجمهای را پیش از رسیدن به بهترین نسخهای که در تواناش است منتشر نکند، عملاً همهی ترجمهها باید پس از مرگ مترجم منتشر شوند.
ادامهی مطلب
7 700
✅ برای هنرمند مترجمان: میرشمسالدین ادیبسلطانی (نسخهی پیدیاف موبایلی مطلب)
✍️ مهدی خسروانی
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
✅ هنر استراحتکردن
بسیارند کسانی که میتوانند چندین سال، شاید برای یک عمر، آسایش را بر خود حرام و زندگیشان را وقفِ هدفی کنند. اما اندکاند کسانی که میتوانند بههنگامْ بر کشش شدید انگیزهها (خصوصاً بر ترسِ عقب ماندن از قافلهی «پیشرفت») غلبه کرده و برای چند هفته یا چند ماه (شاید هم در مقیاس سال) استراحت کنند. بله؛ فقط استراحت کنند!
استراحتکردن شاید در ردیف جدیترین کارها باشد؛ کارهایی که انجامدادن شایستهی آنها، هنر میخواهد.
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
7 700
Repost from کاغذ
حسین معصومی همدانی در گفتوگو با آرته:
«آدمهایی که فکر میکنند این کتابی که نوشتهاند بشر فردا [با آن] رستگار میشود اشتباه میکنند. فکر برای اینکه مؤثر باشد باید وسوسهٔ تأثیر فوری را دور بیندازد.»
گفتوگوی کامل
@kaaghaz
7 700
✅ «اجازه ندهی خشم اصلیترین واکنش تو به رفتارها و گفتارهای حماقتآمیز دیگران باشد؛ حتی حماقتهایی که ناگزیر بر سرنوشت تو اثر میگذارند»
این را شاید بتوان از گویاترین نشانههای رسوخ و تثبیت راستینِ خردمندی به مثابهی یک ملکه (یا به تعبیر ادیبسلطانی «سرشته») در اندیشه و شخصیت انسان دانست.
.
پینوشت: «سرشته» ترجمهی واژهی انگلیسی disposition است. مترجمان، بیشتر وقتها این اصطلاح را «ملکه» ترجمه میکنند. از واژههای دیگری مثل «استعداد» «سرشت طبیعی» «آمادگی» «ظرفیت» «منش» و احتمالاً واژههای دیگر نیز برای ترجمهی آن استفاده میشود که گرچه معادلهای مأنوسی هستند، به نظر من در رساندن معنای «disposition» کاستیهایی دارند.
🌐 کانال پارادوکس:
🆔 @paradoxizer
〰️
