875
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+3
in 0 channels
August '26
+15
in 1 channels
Get PRO
July '26
+18
in 1 channels
Get PRO
June '26
+19
in 1 channels
Get PRO
May '26
+26
in 4 channels
Get PRO
April '26
+6
in 0 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+25
in 3 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+24
in 3 channels
Get PRO
November '25
+34
in 2 channels
Get PRO
October '25
+51
in 6 channels
Get PRO
September '25
+47
in 3 channels
Get PRO
August '25
+26
in 1 channels
Get PRO
July '25
+22
in 2 channels
Get PRO
June '25
+15
in 2 channels
Get PRO
May '25
+50
in 5 channels
Get PRO
April '25
+23
in 1 channels
Get PRO
March '25
+13
in 3 channels
Get PRO
February '25
+17
in 1 channels
Get PRO
January '25
+42
in 2 channels
Get PRO
December '24
+47
in 3 channels
Get PRO
November '24
+32
in 3 channels
Get PRO
October '24
+40
in 4 channels
Get PRO
September '24
+20
in 1 channels
Get PRO
August '24
+49
in 4 channels
Get PRO
July '24
+35
in 2 channels
Get PRO
June '24
+10
in 0 channels
Get PRO
May '24
+15
in 0 channels
Get PRO
April '24
+23
in 4 channels
Get PRO
March '24
+22
in 3 channels
Get PRO
February '24
+19
in 2 channels
Get PRO
January '24
+18
in 2 channels
Get PRO
December '23
+19
in 1 channels
Get PRO
November '23
+30
in 2 channels
Get PRO
October '23
+29
in 2 channels
Get PRO
September '23
+18
in 0 channels
Get PRO
August '23
+30
in 0 channels
Get PRO
July '23
+37
in 0 channels
Get PRO
June '23
+17
in 0 channels
Get PRO
May '23
+23
in 0 channels
Get PRO
April '23
+11
in 0 channels
Get PRO
March '23
+21
in 0 channels
Get PRO
February '23
+24
in 0 channels
Get PRO
January '23
+36
in 0 channels
Get PRO
December '22
+43
in 0 channels
Get PRO
November '22
+22
in 0 channels
Get PRO
October '22
+20
in 0 channels
Get PRO
September '22
+19
in 0 channels
Get PRO
August '22
+45
in 0 channels
Get PRO
July '22
+53
in 0 channels
Get PRO
June '22
+66
in 0 channels
Get PRO
May '22
+80
in 0 channels
Get PRO
April '22
+116
in 0 channels
Get PRO
March '22
+81
in 0 channels
Get PRO
February '22
+24
in 0 channels
Get PRO
January '22
+63
in 0 channels
Get PRO
December '21
+66
in 0 channels
Get PRO
November '21
+15
in 0 channels
Get PRO
October '21
+35
in 0 channels
Get PRO
September '21
+53
in 0 channels
Get PRO
August '21
+311
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
| 2 | شاید در زندگیای دیگر، این بار کنار هم. | 163 |
| 3 | آنک دوباره صبح. | 159 |
| 4 | و حالا، حالا که تموم فعلها ماضی شدن طلوع، حالا چه کاری ازم برمیاد؟ | 183 |
| 5 |
ماریانا، گفتی جهان با دستهاست که ممکن میشود. آن وقت منمن کردم که بگویم دستهایت برای من یک مکانِ امن، یک امکان بود. نگفتم. حالا اما بیحیا میشوم. نجابت سرانگشتانت را میبوسم. و روی لبانت زمزمه میکنم: با دستهایت که حرف میزنی، هر آنچه فقط روی کاغذست، ممکن میشود.
| 342 |
| 6 |
ماریانا، حالا میفهمم چرا وقتی نارس طفلی کوچک جثه بودم در هجوم لباسهای تیره میان شیون زنها روی قبرستان، مبهوت مانده بودم. کسی که تا هفتم اشکی نریخته بود ناگهان بغضش ترکید و کسی هراسان شد که سراسیمه سمتش بدود، کسی دیگر اما دستش را محکم گرفت، کشید، نگهداشت و گفت "بزار گریه کنه."
ماریانا، آن وقت فکر کردم چه بیرحم. کسی که دارد از چنگ انداختن به خاک و صورتش آسیب میبیند و با جیغ کشیدن گلویش را پاره میکند چرا نباید آرام کرد؟ حالا اما گریه میکنم. تمام دریاهای جهان را گریه میکنم، ابر میشوم و گریه میکنم تا دوباره دریا دریا بشوم و دوباره تمام دریاها را گریه کنم. و هرگز گریههای من تمام نمیشود. که چرخهی آب را به ما آموختند تا بدانیم با گذشت زمان شکل گریه تغییر میکند. دریا و بخار و ابر و برف و باران همه گریهاند.
ماریانا، ادامه میدهیم، دوام میآوریم و گریههای ما تمام نمیشوند، و نه رنجها، نه هیچ غصهای. آنقدر روی غمهایمان، روی تنمان اشک میریزیم که پیکرهی خاکی و غمهای درونش گِل میشود. اشک میریزیم و این خمیر را ورز میدهیم، ورز میدهیم و با آن میسازیم. خلق میکنیم.
ماریانا، هر کدام ما با خمیرمان شکلی میسازیم. مینویسیم، نقاشی میکنیم، ترانه میگوییم، مجسمه میسازیم، فرش میبافیم و خانه میسازیم، درخت میکاریم و چه بسیارند آدمها، چیزها و کارها. میبینی؟ غمها میچرخند و شکل به شکل، دوباره آب، دوباره بخار، دوباره گریهها.
ماریانا، درون گریههای من تو به دنیا آمدی، استفان قدم زده، و سالهای دور پشمالو آخر دفترهای دبستانم به من لبخند زده. من برای ادامه دادن، برای دوام آوردن، برای یافتن معنا به دنبال نوری که در قلبم مرا صدا میکند تا اینجا آمدهام. به احترام تمام چیزهایی که نمیگویم کلمه خواهم شد.
ماریانا، گریه، گریه، نقطه، خط، کلمه، رنگ، صدا، تصویر. مرا نگاه کن. یک جنگل کاغذِ سفید.
| 349 |
| 7 | کامنتهای این پست، کامنتهای این پست. خلوصی که توی این کلمات و آدمها بود دلم رو گرم کرد. صادقانه میگم سپاس بسیار، بیشمار قلب. | 365 |
| 8 | هی غمگین میشم، اینجا مینویسم. آخ که هی غمگین میشم، اینجا مینویسم. وای و ای وای. غمگین میشم. اینجا مینویسم. ولی؟ هنوز غمگینم.
کسی که نمیتونه بگه چه اندازه غمگینم، مینویسه غمگینم. | 424 |
| 9 | هی غمگین میشم اینجا مینویسم. آخ که هی غمگین میشم اینجا مینویسم. وای و ای وای. غمگین میشم. اینجا مینویسم. ولی؟ هنوز غمگینم.
کسی که نمیتونه بگه چه اندازه غمگینم، مینویسه غمگینم. | 1 |
| 10 | ترق ترق تق تق قلبم میشکنه میریزه پایین. | 411 |
| 11 | پنهان پنهان دلتنگی میکنم. تاختی برگرد. | 425 |
| 12 |
بچهها، من متوجهام که غم من، غم منه. و دوست ندارم خاطر هیچکسی مکدر بشه. کسایی که این روزها لفت میدن و میرن حق دارن. اما کسایی که اینجان خواستم بگم واقعا حس اون دستی که دست آدم رو به گرمی فشار میده، حس دستی که سر شونهی آدم رو مشت میکنه، حس دستمالی که کسی از کیفش یهو به یه غریبه میده تا اشکاشو پاک بکنه، حس بودن واقعی بهم میده، حتی اگه نیت واقعی خیلیها هم این نباشه. و بگم که برام خیلی ارزشمنده.
در عین ارزشمندی، این روزها بیشتر از قبل اون عدد بالا برام معنیهای معمول رو نداره. اگر راجع به لفتها حرف زدم فقط به خاطر این بود که بهانهای بشه تا از بودِ موندنهاتون تشکر کنم و بگم حواسم به شماها هم هست. شماهایی که موندید کنارم، که ناراحتتون نکنم. اما یه وقتهایی هم از دستم در میره. یه وقتهایی خیلی سخت میشه. ببخشید و ممنون.
| 601 |
| 13 |
ما یه یادگاری از عزیز پر کشیدهمون داریم، یه روزهایی با هم یه پادکست کوچولو درست کردیم، شبیه یه آتیش و شبیه یه قبیله دورش جمع میشدیم. به یاد عزیز رفته از دست، به پاسداشت تمام هنری که داشت، و برای ادای احترام به روح بلندش، به قلب بزرگش دوباره لینکش رو اینجا میذارم. گویندگی، نویسندگی، طراحی کاور و میکس یه سری از اپیزودها با او [🖤 ] بود.
طلوع، تو رفتی، تو رفتی و من اینجا هنوز مبهوتم.
کاش بودی دوباره باهم کار میکردیم. کاش بودی. کاش بودی.
رادیو پژال
| 503 |
| 14 |
ماریانا، بخشی از من برای همیشه با او به زیر خاک رفت.
| 650 |
| 15 | مراقب دستهایش نبود. | 685 |
| 16 |
بچهها، قلبای بزرگ شما تمام چیزیه که جهان نیاز داره، مراقب مهر و لبخندتون باشید، اون نورِ پیروز بر تاریکیاست.
[♥️] | 680 |
| 17 | بچهها، بچهها صداتون میکنم چون میخوام فکر کنم توی جمع دوستام حرف میزنم. بچهها، اگه کسی هست که همیشه هست، که شبهایی که میرید ته عمیقترین چاه میشینید گریه میکنید، کسی که براتون موند و بود و نشست پشت دری که روی همه بسته بودید تا بیایید بیرون، که هر وقت رفتید توی غار خودتون ازتون حمایت کرد. که پناه میشه براتون. که نور میشه براتون، که ستاره میشه وقتی گم شدید راه رو بهتون نشون میده، که یادتون میاره میتونید سبز بشید و برید بالا تا آسمون، که خوب میگه و خوب میبینه، قدرشو بدونید، هر چقدر میدونید کمه، با تمام وجود و بیانتها براش آدم خوب باشید. من یه روزی یهو اتفاقی پیداش کردم و یه روزم ناگهانی رفت. آدمهای خوب خیلی کمان، خیلی. بدون حساب کتاب و سیاست و حساسیت بهشون بگید خوبان، بگید دوستشون دارید، هر چی حرف خوب بلدید بهشون بزنید، قلب قرمز بفرستید، برای آدمهای خوب قلب قرمز بفرستید. نگه ندارید قلبهای قرمز رو شبیه اون وسایل نویی که حیفمون میاومد برای کارهای معمولی استفاده کنیم. میخواستیم یه چیز خاص بنویسم توی اون دفتر قشنگه مثلا. قلبهای قرمز رو آخرِ بهترین و واقعیترین جملههای قلبتون برای آدمهای خوب بفرستید. نترسید از مهربون بودن. من خیلی وقتها از مهربون بودنم رنجیدم، عصبی شدم و گله کردم از خلقت جنس قلبم اما راجع به یه کسایی هم هیچ وقت پشیمون نشدم. ماوی یکی از اونهاست. وقتی چتها رو میخونم قلبم روشن میشه که صادقانه و زیاد بهش گفتم. کاش بیشتر میگفتم، کاش وقت بیشتری بود. زود دیر میشه بچهها. همین حالا برید آدم امن و دوست واقعیِ آدمهایی باشید که دارید. همین الآن. حتی شده یه جمله بگید از عمق قلبتون،که واقعی باشه، با بهترین کلماتی که بلدید، بهترین چیزهایی که دوست دارید بشنوید، با قلب قرمز.
منو ببخشید، من اصلا در جایگاه نصیحت نیستم، قصدمم این نبود. خوشمم نمیاد از این کار. فقط دو دقیقه خواستم فکر کنم توی جمع دوستامم و با تمام وجود از عمق قلبم چیزی رو گفتم که هر کسی فقط به دوستهای صمیمیای که براش مهم هستن میگه.
ممنونم که هستید❤️ | 694 |
| 18 |
منو ببخش و برگرد. تو که این قدر حواست به من بود، که بی اندازه مراقبم بودی و مهربان، مهربان، مهربان.
مهربانم، چطور دلت آمد؟ برای همیشه بروی؟ زودتر از من؟ بی من؟ برگرد. دارم خواهش میکنم.
من دیگه بلد نیستم زندگی کنم. اصلا قبلش چطوری زندگی میکردم؟
| 538 |
| 19 | با کلمه با تو آشنا شدم، از دور کلمه به کلمه با هم زندگی کردیم، اما حالا کدام کلمه/کلمات میتواند با تو خداحافظی کند؟
.
ای به نوشتهها و صدایت نامیرا، مرا ببخش که نشستهام فقط اشک میریزم، که حتی نمیدانم چه بنویسم؟
.
ماوی اردلان، عزیزِ حالا راه خیلی خیلی خیلی دور 🖤
.
قرار ما این نبود.
| 635 |
| 20 |
ماریانا، حس میکنم در هر اسم یک سرنوشت گیر افتاده و هر وقت یک نو رسیده با آن نام صدا زده میشود در همان لحظه آن سرنوشت آزاد میشود و دیگر قابل توقف نیست.
ماریانا، یادت هست گفتی تلفظ نام من نرمست، شبیه ها کردن دستانت، شبیه لحظهای که زبانت پشت دندانهای جلو میخورد به ترس، به تردید، شبیه گم شده در مه.
ماریانا، نام تو شبیه آه، عمیق، شبیه زاریای بیانتهاست. انگار پیش از همهی اینها در بطن آبی نامت تنها به گریه نشسته بودم. و در آب کدام نامه را میشود نوشت؟ که بتوان پاسخی نگاشت.
ماریانا، مام و وطن، تمام "یا"های میانهی دو راه که هر بار تو، تو را انتخاب کردهام. نای ادامه، گریهگاهِ تا همیشه دورِ دورِ دور از من ایستاده. آن قدری بزرگ شدهام که بدانم میشود سرنوشتها را تغییر داد، اما متوقف؟ دورِ من، دست کم از همان دور، ولی بمان.
| 708 |
