807
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
برای کشتن هر عاشقانه آمدهاند
بهار نیست، کلاغان به خانه آمدهاند
#مهدیموسوی
Repost from این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"
#استوری
شعر و صدا: #پوریا_اشتری
بخشی از یک شعر از کتاب "گمشده در حزنِ صدایی"
@InGooneShokaran
انگار که یک کوه سفر کرده ازین دشت
آنقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
#فاضلنظری
آن قدر که هر بار برابر آینه میایستم
تصویر لاکپشتی به پشت افتاده
مرا به انتظار رهگذری میبرد
که بیاید و برگرداند دنیا را
#گروس_عبدالملکیان
چون صاعقه،
درکورهی بیصبریام امروز !
از صبح که برخاستهام،
ابریام امروز
#شفیعیکدکنی
@InGooneShokaran
گیج می شوی
از بویی غریب
که منم
مثلِ سرمای این زمستانِ سمج
- که خیال رفتن ندارد-
خزیده ام زیر پوستِ بازوهای آغوشت.
آن که بی من رفت،
جدا شد از بغلِ آخرین خداحافظیِ تو؛
تنها سایه ای بود
شبیه من
که رفت درست وسطِ همان اتوبانِ شلوغ
- که بارها گذشته بود از میانِ پرسه های با همِ ما-
خودش را زیرِ عبورِ بی حواسِ مردم
خلاص کند از حسرتِ ندیدنت.
من مانده ام
من مرده ام.
#پوریا_اشتری
@InGooneShokaran
از خانه که میآیی؛
یک دستمال سفید،
پاکتی سیگار،
گزینهی اشعار فروغ،
و تحملی طولانی، بیاور!
احتمالِ گریستن ما، بسیار است…
#سیدعلیصالحی
☕️
همیشه
در من صبحی باش
که خوب میداند
در کدام چشم بپاید
و در کدام خواب بگشاید
طلوعِ کوچکِ آزادیِ مرا
کتاب نقرهایِ شادی مرا
حکایتیست،
که در آینده از تو میخوانند
#محمدعلی_سپانلو
Repost from این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"
آهنگ جدید حامیم
من خاطراتم باتو رو هرشب مرور میکنم...
@InGooneShokaran
صدف ز دوری گوهر، چمن ز رفتن تو
چنان به خاک برابر نشد، که من بی تو
#صائبتبریزی
کاغذ
از سلاله ی درخت بود
قلم
نواده ی انگشت های استخوانیِ من
من
که نامِ تو را سال ها
بر پوستِ تمامِ درخت های کوچه مشق کرده بودم
شاعر شدم
رسالتم ترسیم تو بود،
با حروفی بی شکل
خطوطِ شهوانی تنِ تو را
میانِ هزارتوی استعاره و ایما مخفی کردم
تا دستِ هیچ تاراجی به موسمِ سبزِ تو نرسد
آنقدر تو را نوشتم
بر پوستِ درخت ها
کاغذها
بر پوستِ تمامِ دیوارهای شهر
که بهار آمد
برای همیشه
و شهر جنگل شد
آنقدر از تو نوشتم
که عاشقم شدی...
#پوریا_اشتری
از کتاب "حاشای تماشا"
@InGooneShokaran
و از آرزوهای بی شمار
تنها و تنها تو را خواستم
خواستنی با شکوه
رویایی
و محال
و محال ...
#نیکیفیروزکوهی
امروز آخرین روز اَمرداد است
و دیگر روز نخواهم شمرد
روزشمار برای برگشتن پوریا بود اینجا.
پوریای شاعر
پوریای معلم
پوریای روزنامهمان
پوریا نوازنده
پوریای مهندس
پوریای مترجم
پوریای عزیز
روز شاعر مبارک باشه
به تو که حق شعر رو به جا آوردی.
Repost from این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"
به بهانهی روز جهانی شاعر❤️
کسی نمی داند
اما من می دانم
نه رازی هست
نه اسم اعظمی
نه حقیقتی...
کسی نمی داند نامم را
نه انسانم نه خدا
کلام آخرم من اما
تو شاعرم بخوان...
و من که با عشق تدریس میکنم و با عشق کار مهندسی ... من که آتش شوق ترجمه جانم را گرفته و تمامِ عمر ادامه خواهد داشت ... من که با شوق بسیار نوازندگی کردم ... روزنامهنگاری کردم زمانی ... برای من شاعری زخم و عشق توامان بود ... اما همه چیز بود، همه چیز. انگار که به دنیا آمده باشم تا شاعر شوم. از بین تمام کارهایی که کردم تا این فرصتِ کوتاهِ عمر را به بیهودگی نگذرانده باشم، انگار که شاعری خوشرنگترینشان بود. برای همین این روز را دوست دارم. انگار که مال من است❤️
خلاصه بگویم، دلم میخواهد دخترم سالها بعد پدرش را یک شاعر به یاد بیاورد😍
@InGooneShokaran
Repost from این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"
جمعه
شاهکار شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده
با صدای بهین و ثمین بلوری
@InGooneShokaran
خنده تو
چون پروانهای بود
که از گل صورت تو
بر میخواست
و بر پنجره دل من
مینشست
خنده تو بالهای رنگین
و پرواز ملایمی داشت
و من صدای بالهایش را
هنوز میشنوم
که به سوی من میآید
#بیژنجلالی
سیام، اَمرداد
