fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"

این گونه شوکران"پوریا اشتری✏"

رفتن به کانال در Telegram

شعرهای پوریا اشتری

نمایش بیشتر
808
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
من و بهار پیاده شدیم بهار در خیابان محو شد پائیز در کنارم راه می‌آمد #احمدرضا_احمدی

پوریا پارسال درست همین روز این‌ها رو پست کرده بودی یادت رو همیشه با خودمون حمل می‌کنیم مثل یه حس قشنگ مثل یه گل که نیاز به مراقبت داره مثل یه مادر که بچه‌ی نوزادش رو مراقبت می‌کنه. یاد تو، همیشه با ماست. مهربونی تو توی قلب تک‌تک ما چنان ردپایی داره که، هرگز از پاک نمیشه.

Ağladım Annemden kalan son ince belli bardağım kırılmış gibi Ağladım Sanki evimi özlemişim Bir sürgünün gün batımına bininci kez baktığımda Oyuncağımı mahellenin zorbası elimden almış gibi Çocukluğum gibi ağladım Şu orta yaşımın ortasında Ağladım Ağlamaklı bir şarkı duymuş gibi Dağ gibi babamı kayb etmiş gibi Karadenizde gemilerim batmış gibi Intihara teşebbüsüm sonuçsuz kalmış gibi Dağda kendi feryadımın yankısını işitir gibi Kendi halimi ilk kez sesimden anlar gibi Durb dururken ağladım Hiçkıra hıçkıra Gittiğini ansızın hatırlayıp Kimseler uyanmasın diye Kimseler fırça atmasın diye Sessiz Içten Bahanesizmış gibi Ağladım Purya Aştari گریه کردم انگار که آخرین استکانِ کمرباریکِ یادگارِ مادرم شکسته باشد گریه کردم انگار که دلتنگِ خانه‌ام باشم وقتی که هزارمین غروبِ تبعید را تماشا می‌کنم انگار که اسباب‌بازیم را زورگوی محله از من گرفته باشد همچون کودکیم گریه کردم در میانه‌ی این میان‌سالیم اشک ریختم انگار که ترانه‌ای اندوهگین شنیده باشم پدرِ کوه‌وارم را از دست داده باشم انگار کشتی‌هایم در دریای سیاه غرق شده باشند انگار (۱) انتحارم بی فرجام مانده باشد انگار انگار که پژواک صدایم را در کوه شنیده باشم انگار که حالم را از صدایم فهمیده باشم نخستین بار انگار ناگهان گریه کردم هق‌هق رفتنت را به خاطر آورده باشم ناگاه انگار تا که کسی نشنودم تا که کسی خبردار نشود تا که کسی شماتتم نکند بی‌صدا در خویش گریه کردم بی‌بهانه انگار #پوریا_اشتری ۱) اصطلاحی در زبان ترکی استانبولی @InGooneShokaran

و این گربه که درست از روز ۱۵ مرداد کنار مزار پوریاست و جایی نمی‌ره. هر جا هم که می‌ره زود برمی‌گرده.

مزار پوریا

فیلمی کمیاب از آخرین دیدار استاد شهریار با هوشنگ ابتهاج @InGooneShokaran

شعر: استاد شهریار موسیقی: استاد هابیل علی‌اف صدا: #پوریا_اشتری به بهانه‌ی بزرگداشت استاد و روز شعر و ادب پارسی ... و البته که از شاهکارهای ترکی استاد شهریار نمیشه چشم پوشید😉 @InGooneShokaran

آه ریتا چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی پیش از این تفنگ بود آن‌چه بود ای سکوت شام‌گاه ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید در چشمان عسلی و شهر همه آوازخوانان را و ریتا را رُفت میان ریتا و چشمانم تفنگی‌ست شعر : #محمود_درویش برگردان : #موسی_بیدج

نوشته بود این همه سیب مانده در گلوی خاک. او که این را می‌دانست، نمی‌دانم چرا تا بار دادن سیب‌ها صبر نکرد. من هرگز باور نمی‌کنم که پوریا نباشد. هرگز

دنبال جفت گمشده‌ام بودم روحی که عاشق بدنم باشد پایان گریه‌دارترین کابوس معنای دوست‌داشتنم باشد بر سینه‌اش تمام شود غربت که بازوان او وطنم باشد #مهدی‌موسوی

برای کشتن هر عاشقانه آمده‌اند بهار نیست، کلاغان به خانه آمده‌اند #مهدی‌موسوی

پوریا این شعر رو پارسال درست همین موقع آپلود کرده بود.

#استوری شعر و صدا: #پوریا_اشتری بخشی از یک شعر از کتاب "گم‌شده در حزنِ صدایی" @InGooneShokaran

به خواب نيز نمی‌بينمش چه جای وصال؟! #حافظ

انگار که یک کوه سفر کرده ازین دشت آنقدر که خالی شده بعد از تو جهانم #فاضل‌نظری

آن قدر که هر بار برابر آینه می‌ایستم تصویر لاک‌پشتی به پشت افتاده مرا به انتظار رهگذری می‌برد که بیاید و برگرداند دنیا را #گروس_عبدالملکیان