761
订阅者
-124 小时
-57 天
+130 天
帖子存档
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام بادهی گُلگون خراب کن
#حافظ
هشتم اَمرداد
وقتی که به خوابی بیپایان فرو رفتهام
بیدارم مکن
سر بازگشتن ندارم
صبح
سماورها را روشن کنید
بگذارید سپیده روی ملافهام بماند
صدای پرندگان را دوست داشتم
صدای تفنگها حسادت کردند.
وقتی که به خوابی بی پایان فرو رفتهام
بدانید که بر میگردم
به خوابهای شما، زمزمههای شبانهتان
و پرسشی که جوابی ندارد
آیا زندگی
دویدن در قطاری است
که به مقصد موعدش روان است!
#شمس_لنگرودی
هفتم اَمرداد
چه آشنا بود
نگاهِ پر از حرفِ تو
انگار که خوابت را دیده باشم هرشب
نشسته باشی روبروم
نگاهم کرده باشی تلخ
هیچ نگفته باشی هیچ
هیچ نشنیده باشی ضجههای بیصدای خواهشم را
تماشا کرده باشی تنها
مردی در آستانهی تنهایی را
پیش از آن که بروی
برای همیشه بروی
و من مانده باشم مات
من و شماتتِ چشمهات
به جستجوی حرفی کلامی از لبهات
تا بدانم که چرا...
دستهات را بگیرم
سر به سینهی ملتهبت بگذارم
بگویم نرو
که بیگانهام میشود این خانه بی نگاهِ آشنای تو
#پوریا_اشتری
@InGooneShokaran
صبحِ امیدی که پنهان است در دلهای شب
میشود طالع از آن چاک گریبان غم مخور
#صائبتبریزی
سوم اَمرداد
دلم میخواست
میتوانستم
عشق را تکهتکه کنم!
نرم و چسبنده بود،
کش میآمد
آنچنان که به دستهایم پیچید!
اینک دستانم به عشق بسته شده است
و آنها میپرسند
من زندانی چه کسی هستم؟
#هالیناپوشویاتوسکا
#برگردان: #مرجانوفایی
دوم اَمرداد
از این جنونِ پُر از جنّم! نه خستهام، نه پشیمانم
بگو که ابر شود دنیا، من آفتاب درخشانم!
#مهدیموسوی
اول اَمرداد
آن قدر
آن قدر
چشم به راه گذاشتی ام
وابسته اش شدم انتظارِ تو را
آمدی
پس از زمان های بسیار
دوست تر می دارم از تو اما
دلتنگیِ تو را
#عزیزنسین
#ترجمه#پوریااشتری
تو ماه را بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا ماه هر شب تو را به یاد من میآورد
میخواهم فراموشات کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود!
#رسولیونان
سیام تیرماه
تاب میآورم
تمامیِ دردها که از تو دارم را
چرا که بسیار دلتنگِ تو ام
اومیت یاشار
ترجمه #پوریا_اشتری
نقاشی: فدریکو گارسیا لورکا
@InGooneShokaran
پارسال، همین روز
چگونه است
که شکوفهباران شده درختِ آلو
در دل نور شناور است
که از هر سو نگاهش کنی
چشم را میزند
حال آنکه من شب شدهام
برگهایم میریزد آرامآرام
نامِ من پاییز
آتیلا ایلهان
ترجمه: #پوریا_اشتری
@InGooneShokaran
پارسال درست همین روز پوریا این ترجمهی قشنگ رو باهاتون به اشتراک گذاشت.
فکر می کنی
به کفاره ی دوست داشتنت
کدام عذاب
در حیاتی دیگر
تناسخی دیگر
دردناک تر از حسرتِ لبخندِ تو باشد؟
پرهیزِ عاشقانه ی تو
رخنه های بهشت را می بندد
رها شو میانِ اعتمادِ بازوهای من
بگذار شهوتِ لب های تو را
حبس°نفس سر بکشم
خدایانِ بی عشق
رازِ جاودانگی را از یاد برده اند
#پوریا_اشتری
پارسال درست همین روز پوریا این شعرش رو باهاتون به اشتراک گذاشت.
بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق
بجز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد
#وحشیبافقی
بیستوهفتم تیرماه
ای دل پاره پارهام، دیدن اوست چارهام
اوست پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن
#مولانا
بیستوششم تیرماه
