🦋
Open in Telegram
🦋🎋 یک دانشجوی دندانپزشکیِ معمولی ترم ۱۲ از ۱۲ یا شایدم ۱۳ ترم اینجا فقط بلند بلند فکر میکنم (درمورد درس و کنکور هیچ نظری ندارم،ممنون که درک میکنید) 💜✨
Show more2 862
Subscribers
+224 hours
+107 days
+2230 days
Posts Archive
2 858
ی جاهایی فَوران کردن لازمه
از دید اونی که از حدش میگذره اسمش میشه «سلیطه بازی»
ولی تو اسمشو بزار «حفظ چارچوب»
تو اسمشو بزار «غیرت»
آره...
2 858
دارم درس میخونم
ی واحد که افتاده بودمو ترم تابستونه برداشتم
و امروز امتحان دارم
خیلی دلم گرفته بود گفتم نمازمو بخونم و قرآنمو باز کنم که نشونه بگیرم...
معمولاً قبلش نیت میکنم که خدایا نشونه بده بهم
جاهایی که برام معنای بیشتری داشت لایت کردم
عملاً داره از کارما میگه
از اینکه بیپاسخ نمیمونه♻️
حالا چه مثبت چه منفی
و خدا به بندگان خود ظلم نمیکند✨
2 858
https://youtu.be/6cZ3eD5rRbo?is=epvH-mRcb-tKk7Ty
وقتایی که مجبورم خونه درس بخونم و تمرکز ندارم با این ویدئوها درس میخونم
شاید شما هم دوست داشته باشین🤍
2 858
بیخیال...
بریم قهوه درست کنیم و از هوایی که داره خنک میشه لذت ببریم
کار برای انجام دادن و دغدغههای درست برای ذهنمشغولی زیاد هست
2 858
همیشه میدونستم که سالپایینیام مخصوصاً ورودی ۴۰۲ توی چنلم هستن
راستش برامم مهم نبوده خیلی
اصولاً با همه برخوردم خوبه و معمولاً منو به عنوان یه دختر مهربون و شوخ میشناسن
از دیروز که یکی از سالپایینیا اومد توی دایرکت و به طور ناشناس به خودم/خانوادهم/حتی پدرم که فوت شدن...هرچی از دهنش دراومد گفت
با رکیک ترین الفاظی که حتی نمیتونم اسکرین شات بزارم
در مورد اندامم حتی(فکر کنم متوجه میشید کاملاً)
همش دارم فکر میکنم مگه من چه آسیبی زدم به کسی؟
اینجا برای خودم مینویسم
گاهی ویس میگیرم
چی میشه که به خودتون اجازه میدین با الفاظ رکیک حمله کنین؟
هرچند من محترمانه...بسیار مودبانه و در سطح خانوادهم جواب دادم ولی خب...
نمیتونم منکر بشم که تاثیر گذاشت
من اینجا فقط برای دل خودم مینوشتم
خوشحالیام ناراحتیام افکارم روزمرگی
واقعاً مردم نمیترسن خدا جوابشونو بده؟!
2 858
من مطمئنم توی زندگی قبلیم ی گربهی چاق و تنبل و بداخلاق بودم که فقط وقتی گرسنه میشه خُرخُر میکنه تا بهش غذا بدن
توی زندگی بعدیمم همینو میخوام
میو😐
2 858
ی کتابی هست
بیابان تاتارها
(اگه درست بگم)
خیلی وقته که خریدمش و نخوندمش
انقدر که رفتم شهرکتاب و یادم نبود اینو دارم و دوباره خریدمش😒
کهولت سن بیداد میکنه
2 858
اعتراف کنم؟
چند روز پیش با دستیارم بد برخورد کردم
ساعت ۹/۵ شب تازه بهم بیمار عصبکشی دادن
ریشههاشم ی قِری داشت و باید از طاها کمک میگرفتم
خب میدونی...یکم خجالت میکشم گاهی
دلم میخواد خودم بدون کمک گرفتم کیس تخصصی انجام بدم
ولی هنوز تجربهم زیاد نشده
دستیارم اشتباهی ی وسیله که نیازش داشتمو برداشت
صداش زدم که بیاد بهم تحویلش بده
یادم نمیاد که خودم گفته بودم برداره یا نگفته بودم
میدونی وقتی که خودم دستیار بودم اگه بهم میگفتن فلان چیزو بیار فقط انجام میدادم
بهش گفتم...فلان وسیله رو کجا بردی بیارشون...
در جواب اصرار که خودت گفتی ببرش!
گفتم اوکی حالا لطف میکنی بیاریش؟
صداشو میشنیدم که به دوستاش مدام میگفت خودشششش گفت
بعدشم ناراحت شد و کیفشو برداشت و رفت
اتفاقاً چون خودم دستیار بودم ی زمانی کاملاً میدونم چه حالی داره از صبح سرپا بودن و سر و کله زدن با آدما
امروز سعی میکنم از دلش دربیارم
هرچند که مدام در گوشم گفتن نباید با دستیار گرم گرفت
ولی من خودم این روزارو گذروندم
نباید یادم بره
2 858
نمیتونم آسیب شناسی کنم
ولی من همیشه خیلی خیلی برای بقیه وقت گذاشتم
اگه کسی ناراحت بوده منم که رفتم سمتش
اگه کاری از دستم برمیومده صد گذاشتم
خودم سراغ گرفتم
پیگیر بودم
و اتفاقاً انتظار جبران هم دارم
اصولاً آدم با سیاستی نیستم
برای همین سیاست داشتن بقیه بهم حس توهین میده
از کسی که فقط وقتی نیازم داشت حواسش بهم بود متنفرم
از اینکه بعد چند وقت ببینمش و با نیش باز و فیک بگه سلااام عزیزم متنفرتر!
ی جمله هست توی انیمه/انیمیشن Arcane که میگه
همیشه چسب زخمها دور انداخته میشن...
.
.
.
خب این یک ساید قضیهس
میدونی
من از اینکه میدونم دارن نگاهم میکنن انگیزه میگیرم
اینجور آدما همینکه قول بدن از دووور نگاه کنن لطف کردن...
نگاه کن...دور باش
و اگه تونستی ادامو دربیار😉
2 858
این ساندویچ بندریا هست که سوسیسش درصد بسیار پایینه و وقتی گاز میزنی روغن نارنجی داره...
با خیارشورایی که اسلایساش خیلی ضخیمه
و نون باگتِ نسبتاً باریک و اون کاغذ کاهی دورش...
خب؟
اونا خیلی خوبن🫠
2 858
ببین
اولشه اومدم توی این کلینیک
فعلاً فقط ساید مهربونمو دیدن
یکم ی چیزایی پیش میاد که در شان من نیست
مثلاً منشی بیشتر بیمار میده به پزشک آقا
یا کیسای سخت که مشکل سیستمیک دارن و میدونه ارجاع میدم واسه من میزاره
فعلاً صبر میکنم
امید دارم که تا یکماه دیگه که از درمانام مطمئن میشن و جای پام اونجا سفت میشه درست بشن
که اگه نشن...
انرژی زنانهمو میزارم تو جیبم نشون میدم لیدیباس بودن یعنی چی...
2 858
فکر کن
بچه ۶ ساله اومده
با کلی داستان و بازی و آی مورچه تو دهنته بزار مورچهی بدجنسو بگیرم
بچه رو ساکت کردم
تا اومدم چشماشو بپوشونم که براش بیحسی بزنم مامانش پرید داخل گفت
مبینا مامان آمپولش درد نداره
دیگه بعد اون لحظه مبینا نگو بلا بگو
چنان شلنگ تختههایی انداخت که من در عجبم از اون حجم انعطاف بدن
تا اینجاش خوبه
فقط تکون خورد
مامانِ شاهکارش برگشت گفت عه مبینا مامااان فقط میخواد ی دندون کوچولو بکشه
مبینا که تا الان فقط داشت مقاومت فیزیکی میکرد شروع به مقاومت صوتی هم کرد
و منو میگی
توی دیوار بودم
چرا؟
چون اصلاً طرح درمانش کشیدن نبود😐
به مادرش گفته بودم قراره پر کنم براش
جالب شدن مردم...
