en
Feedback
🦋

🦋

Open in Telegram

🦋🎋 یک دانشجوی دندانپزشکیِ معمولی ترم ۱۲ از ۱۲ یا شایدم ۱۳ ترم اینجا فقط بلند بلند فکر میکنم (درمورد درس و کنکور هیچ نظری ندارم،ممنون که درک میکنید) 💜✨

Show more
2 862
Subscribers
+224 hours
+107 days
+2230 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+33
in 1 channels
August '26
+139
in 3 channels
Get PRO
July '26
+113
in 2 channels
Get PRO
June '26
+150
in 5 channels
Get PRO
May '26
+50
in 1 channels
Get PRO
April '26
+12
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+114
in 3 channels
Get PRO
January '26
+23
in 1 channels
Get PRO
December '25
+87
in 8 channels
Get PRO
November '25
+175
in 13 channels
Get PRO
October '25
+117
in 8 channels
Get PRO
September '25
+123
in 3 channels
Get PRO
August '25
+155
in 7 channels
Get PRO
July '25
+175
in 12 channels
Get PRO
June '25
+80
in 9 channels
Get PRO
May '25
+197
in 9 channels
Get PRO
April '25
+276
in 21 channels
Get PRO
March '25
+122
in 7 channels
Get PRO
February '25
+124
in 10 channels
Get PRO
January '25
+226
in 8 channels
Get PRO
December '24
+476
in 21 channels
Get PRO
November '24
+356
in 15 channels
Get PRO
October '24
+552
in 17 channels
Get PRO
September '24
+1 902
in 16 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September+3
05 September+5
04 September+6
03 September+2
02 September+13
01 September+4
Channel Posts
ی جاهایی فَوران کردن لازمه از دید اونی که از حدش میگذره اسمش میشه «سلیطه بازی» ولی تو اسمشو بزار «حفظ چارچوب» تو اسمشو بزار «غیرت» آره...

2
آدمها رو تا حد لیاقتشون همراهی کنید و اگر خواستن از حدشون فراتر برن نزارید شما رو فراموش کنن🥰
695
3
دارم درس میخونم ی واحد که افتاده بودمو ترم تابستونه برداشتم و امروز امتحان دارم خیلی دلم گرفته بود گفتم نمازمو بخونم و قرآنمو
دارم درس میخونم ی واحد که افتاده بودمو ترم تابستونه برداشتم و امروز امتحان دارم خیلی دلم گرفته بود گفتم نمازمو بخونم و قرآنمو باز کنم که نشونه بگیرم... معمولاً قبلش نیت میکنم که خدایا نشونه بده بهم جاهایی که برام معنای بیشتری داشت لایت کردم عملاً داره از کارما میگه از اینکه بی‌پاسخ نمیمونه♻️ حالا چه مثبت چه منفی و خدا به بندگان خود ظلم نمیکند✨
1 241
4
https://youtu.be/6cZ3eD5rRbo?is=epvH-mRcb-tKk7Ty وقتایی که مجبورم خونه درس بخونم و تمرکز ندارم با این ویدئوها درس میخونم شاید شما هم دوست داشته باشین🤍
1 353
5
بیخیال... بریم قهوه درست کنیم و از هوایی که داره خنک میشه لذت ببریم کار برای انجام دادن و دغدغه‌های درست برای ذهن‌مشغولی زیاد هست
1 397
6
دیشب سر قنوت نمازم برای اولین بار نفرین روی زبونم اومد... کاش گربه‌ سیاه بودم...
1 402
7
همیشه میدونستم که سال‌پایینیام مخصوصاً ورودی ۴۰۲ توی چنلم هستن راستش برامم مهم نبوده خیلی اصولاً با همه برخوردم خوبه و معمولاً منو به عنوان یه دختر مهربون و شوخ میشناسن از دیروز که یکی از سال‌پایینیا اومد توی دایرکت و به طور ناشناس به خودم/خانواده‌م/حتی پدرم که فوت شدن...هرچی از دهنش دراومد گفت با رکیک ترین الفاظی که حتی نمیتونم اسکرین شات بزارم در مورد اندامم حتی(فکر کنم متوجه میشید کاملاً) همش دارم فکر میکنم مگه من چه آسیبی زدم به کسی؟ اینجا برای خودم مینویسم گاهی ویس میگیرم چی میشه که به خودتون اجازه میدین با الفاظ رکیک حمله کنین؟ هرچند من محترمانه...بسیار مودبانه و در سطح خانواده‌م جواب دادم ولی خب... نمیتونم منکر بشم که تاثیر گذاشت من اینجا فقط برای دل خودم مینوشتم خوشحالیام ناراحتیام افکارم روزمرگی واقعاً مردم نمیترسن خدا جوابشونو بده؟!
1 405
8
حالا هر روزِ هر روزم نه... ولی خب...🥲
1 462
9
دنیا هرروز ی چیز جدید یادم میده...😒
1 552
10
من مطمئنم توی زندگی قبلیم ی گربه‌ی چاق و تنبل و بداخلاق بودم که فقط وقتی گرسنه میشه خُرخُر میکنه تا بهش غذا بدن توی زندگی بعدیمم همینو میخوام میو😐
1 678
11
ی کتابی هست بیابان تاتارها (اگه درست بگم) خیلی وقته که خریدمش و نخوندمش انقدر که رفتم شهرکتاب و یادم نبود اینو دارم و دوباره خریدمش😒 کهولت سن بیداد میکنه
1 672
12
اعتراف کنم؟ چند روز پیش با دستیارم بد برخورد کردم ساعت ۹/۵ شب تازه بهم بیمار عصب‌کشی دادن ریشه‌هاشم ی قِری داشت و باید از طاها کمک میگرفتم خب میدونی...یکم خجالت میکشم گاهی دلم میخواد خودم بدون کمک گرفتم کیس تخصصی انجام بدم ولی هنوز تجربه‌م زیاد نشده دستیارم اشتباهی ی وسیله که نیازش داشتمو برداشت صداش زدم که بیاد بهم تحویلش بده یادم نمیاد که خودم گفته بودم برداره یا نگفته بودم میدونی وقتی که خودم دستیار بودم اگه بهم میگفتن فلان چیزو بیار فقط انجام میدادم بهش گفتم...فلان وسیله رو کجا بردی بیارشون... در جواب اصرار که خودت گفتی ببرش! گفتم اوکی حالا لطف میکنی بیاریش؟ صداشو میشنیدم که به دوستاش مدام میگفت خودشششش گفت بعدشم ناراحت شد و کیفشو برداشت و رفت اتفاقاً چون خودم دستیار بودم ی زمانی کاملاً میدونم چه حالی داره از صبح سرپا بودن و سر و کله زدن با آدما امروز سعی میکنم از دلش دربیارم هرچند که مدام در گوشم گفتن نباید با دستیار گرم گرفت ولی من خودم این روزارو گذروندم نباید یادم بره
1 574
13
خدایا خودت راهو نشونم بده🤍✨
1 469
14
نمیتونم آسیب شناسی کنم ولی من همیشه خیلی خیلی برای بقیه وقت گذاشتم اگه کسی ناراحت بوده منم که رفتم سمتش اگه کاری از دستم برمیومده صد گذاشتم خودم سراغ گرفتم پیگیر بودم و اتفاقاً انتظار جبران هم دارم اصولاً آدم با سیاستی نیستم برای همین سیاست داشتن بقیه بهم حس توهین میده از کسی که فقط وقتی نیازم داشت حواسش بهم بود متنفرم از اینکه بعد چند وقت ببینمش و با نیش باز و فیک بگه سلااام عزیزم متنفر‌تر! ی جمله هست توی انیمه/انیمیشن Arcane که میگه همیشه چسب زخم‌ها دور انداخته میشن... . . . خب این یک ساید قضیه‌س میدونی من از اینکه میدونم دارن نگاهم میکنن انگیزه میگیرم اینجور آدما همینکه قول بدن از دووور نگاه کنن لطف کردن... نگاه کن...دور باش و اگه تونستی ادامو دربیار😉
1 774
15
این ساندویچ بندریا هست که سوسیسش درصد بسیار پایینه و وقتی گاز میزنی روغن نارنجی داره... با خیارشورایی که اسلایساش خیلی ضخیمه و نون باگتِ نسبتاً باریک و اون کاغذ کاهی دورش... خب؟ اونا خیلی خوبن🫠
1 698
16
میدونی من رویای این نوع خستگی رو داشتم همیشه... الهی شکر...
3 356
17
فردا امتحان دارم و گِس وات؟ تا الان بیمار داشتم از ۱۲/۵-۱ هم شروع کنم خوبه...
1 937
18
ببین اولشه اومدم توی این کلینیک فعلاً فقط ساید مهربونمو دیدن یکم ی چیزایی پیش میاد که در شان من نیست مثلاً منشی بیشتر بیمار میده به پزشک آقا یا کیسای سخت که مشکل سیستمیک دارن و میدونه ارجاع میدم واسه من میزاره فعلاً صبر میکنم امید دارم که تا یکماه دیگه که از درمانام مطمئن میشن و جای پام اونجا سفت میشه درست بشن که اگه نشن... انرژی زنانه‌مو میزارم تو جیبم نشون میدم لیدی‌باس بودن یعنی چی...
2 304
19
بیمار جالبِ بعدی اومده میگه خانم دکتر من بیمه دارم در حد ۷/۶۰۰ واسم کار کن 🙄
2 143
20
فکر کن بچه ۶ ساله اومده با کلی داستان و بازی و آی مورچه تو دهنته بزار مورچه‌ی بدجنسو بگیرم بچه رو ساکت کردم تا اومدم چشماشو بپوشونم که براش بی‌حسی بزنم مامانش پرید داخل گفت مبینا مامان آمپولش درد نداره دیگه بعد اون لحظه مبینا نگو بلا بگو چنان شلنگ تخته‌هایی انداخت که من در عجبم از اون حجم انعطاف بدن تا اینجاش خوبه فقط تکون خورد مامانِ شاهکارش برگشت گفت عه مبینا مامااان فقط میخواد ی دندون کوچولو بکشه مبینا که تا الان فقط داشت مقاومت فیزیکی میکرد شروع به مقاومت صوتی هم کرد و منو میگی توی دیوار بودم چرا؟ چون اصلاً طرح درمانش کشیدن نبود😐 به مادرش گفته بودم قراره پر کنم براش جالب شدن مردم...
2 094