en
Feedback
فیت‌پلاس | ورزش و تناسب اندام

فیت‌پلاس | ورزش و تناسب اندام

Open in Telegram

🙏 هذا من فضل ربی 🙏 💪 ورزش، تغذیه سالم و تناسب اندام برای همه 🔥 هر روز یه قدم نزدیک‌تر به بهترین نسخه از خودت 📌 تبلیغات 👇 @Zarin_ad ⸻ (هیچ گونه مسئولتی نسبت به تبلیغات درج شده نداریم، هشیار باشید!)

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel فیت‌پلاس | ورزش و تناسب اندام

Channel فیت‌پلاس | ورزش و تناسب اندام (@fiitplus) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 20 681 subscribers, ranking 1 014 in the Healthy Lifestyle category and 16 244 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 20 681 subscribers.

According to the latest data from 13 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -1 877 over the last 30 days and by -50 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 36.15%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 35.19% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 7 485 views. Within the first day, a publication typically gains 7 288 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as تمرین, عضله, ویتامین, verywell, آسیب.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
🙏 هذا من فضل ربی 🙏 💪 ورزش، تغذیه سالم و تناسب اندام برای همه 🔥 هر روز یه قدم نزدیک‌تر به بهترین نسخه از خودت 📌 تبلیغات 👇 @Zarin_ad ⸻ (هیچ گونه مسئولتی نسبت به تبلیغات درج شده نداریم، هشیار باشید!)

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 14 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Healthy Lifestyle category.

20 681
Subscribers
-5024 hours
-4667 days
-1 87730 days
Posts Archive
دخترعموم 17 سالشه درآمد یک هفتش از کل سرمایه زندگی من بیشتره، بهش گفتم تو که همش خونه‌ای خانوادت هم پولدار نیستن چطوری انقدر درآمد داری اینجارو بهم معرفی کرد، شغل اینترنتی با درامد ماهیانه حداقل ۲۰ میلیون بدون سرمایه : لینک کانال

الان تو گپ مون از بچه ها پرسیدم چقدر درآمد دارید ، همه یه رقمی گفتن ۱٠_ ۱۵_۲٠ میلیون، ولی یکی از بچه ها گفت این ماه ۷٠٠ میلیون :// هممون فک کردیم داره سرکارمون میذاره،  منم گفتم اره منم این ماه یه میلیارد درآمد داشتم ، یهو با ذوق گفت عهههه تو ام پس ترید کار میکنی :)))) برای اینکه کم نیارم گفتم اره ، برا بچه ها هم بفرست استفاده کننن ، اینجا رو فرستاد منم زود عضو شدم تا پاک نکرده ببینم چخبره :)) خودتون ببینید : @Daramad-VIP

آخر وقت کاریم بود که زنی حدودا سی‌ساله با حال نزار که دونفر زیر بغلش را گرفته بودند آمد تو. شش‌ماهه باردار بود. حالا آمده بود چون بچه‌ ش تکان نمی‌خورد. گفت: «سر خاک بچه‌م بودم که احساس کردم بچه‌ی توی شکمم تکون نمی‌خوره. بهم شربت و نبات‌داغ دادن ولی باز هم حسش نکردم.» خیلی دلم براش سوخت گفتم بخواب ببینمت...رفتم قلب بچه را پیدا کنم خوشبختانه یه صدای ضعیفی رو حس کردم اما یه دفه دیدم  چشمای اون زن ....ادامه داستان کلیک کنید.

از صبح میدیدم شوهرم ی جوریه ، هی گوشیش چک میکرد، متعجب چند بار ازش پرسیدم ولی جواب های سرسری میداد. بعد ناهار گفت: _پاشو برسونمت خونه خواهرت جایی کار دارم تنها نمون اینجا ،چشمی گفتم حاضر شدم. شوهرم منو رسوند خونه خواهرم رفت گفت شب میام دنبالت... نمیدونم چرا ولی بد به دلم افتاده بود خونمون فقط دو کوچه با خونشون فاصله داشت بچه رو گذاشتم خونه خواهرم ،رفتم خونه خودم در که باز کردم .....ادامه ی داستان

همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم. یه روزی تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم، دختر خاله همسرم هم دعوت بود. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم  .......ادامه داستان

اگر یه دختر قرتی تو زندگیته با چیزای کوچیک خوشحال میشه این کانال حتما دنبال کن تا خوشحالش کنی🦄 @shop
+1
اگر یه دختر قرتی تو زندگیته با چیزای کوچیک خوشحال میشه این کانال حتما دنبال کن تا خوشحالش کنی🦄 @shop

اخخخ اب قندددد بیارید عروسک سوپرایزی خوراک هدیه دادن به بست فرند و رلاتونه😍😍 از اینجا بخر فقط 300 تومن👇 @Shoppp
+1
اخخخ اب قندددد بیارید عروسک سوپرایزی خوراک هدیه دادن به بست فرند و رلاتونه😍😍 از اینجا بخر فقط 300 تومن👇 @Shoppp

همستر خریدارم دوستان کسی داره پیام بده، هر یک میلیون ۹۶۰ هزارتومن @Hamster

🔴همستر شمارو خریداریم.. @hammster 🔹 ظرفیت محدود

دیروز داشتیم خونه دختر خاله ام و میچیدیم چون هفته بعد عروسیشونه ، اتاق عروس و دوماد و که آماده میکردیم خواستم یکی از چمدونا ر
+1
دیروز داشتیم خونه دختر خاله ام و میچیدیم چون هفته بعد عروسیشونه ، اتاق عروس و دوماد و که آماده میکردیم خواستم یکی از چمدونا رو باز کنم که دختر خالم گفت نههه نه اون و باز نکنید بذارید بمونه ، منم یهو شاخکام فعال شد ، با خودم گفتم بابا دو دست سوتین و لباس زیر و اینا که دیگه خجالت نداره ، تا رفت پذیرایی درِ چمدون و باز کردم و زود ریختم بیرون که ای کاش دستم میشکست و باز نمیکردم ، جلوی مادر شوهر و خواهر شوهرش هعی لباس خوابِ سکسی بود که داشت از چمدون میریخت بیرون ، همون لحظه یهو دختر خالم اومد توو ، یه سکوت مرگباری برقرار بود ، یهو مادر شوهرش گفت قربون عروس خوش سلیقم برم ماشالاا عزیزممم ، مریم جان فقط منم آدرس اینجایی که گرفتی و میخوامااا بعدش خندید گفت چیه ما دل نداریم ، بیا بگو ببینم از کجا گرفتی ؛ دختر خالمم با خنده و پشمای ریخته آدرس اینجا رو داد بهش  : @Lebaszir_ada ✨🐌

از صبح میدیدم شوهرم ی جوریه ، هی گوشیش چک میکرد، متعجب چند بار ازش پرسیدم ولی جواب های سرسری میداد. بعد ناهار گفت: _پاشو برسونمت خونه خواهرت جایی کار دارم تنها نمون اینجا ،چشمی گفتم حاضر شدم. شوهرم منو رسوند خونه خواهرم رفت گفت شب میام دنبالت... نمیدونم چرا ولی بد به دلم افتاده بود خونمون فقط دو کوچه با خونشون فاصله داشت بچه رو گذاشتم خونه خواهرم ،رفتم خونه خودم در که باز کردم .....ادامه ی داستان

همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم. یه روزی تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم، دختر خاله همسرم هم دعوت بود. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم  .......ادامه داستان