Fluid
Open in Telegram
Years ago I started calling myself Fluid. This is a collage of me through time. @iamfluid I cover songs here: @FluidCovers https://t.me/harfmanrobot?start=105459998 And we can share our little chats: @Shishtars
Show more722
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
722
A constant question I deal with in therapy sessions is why I don't show any symptoms of "anger", even when I say I'm feeling it. Why does it look like sadness most of the time? Why is it quiet? Why is it passive? Is it the meds? Or is it mainly me?
From a rather young age I've gotten used to having this image in my head when I'm mad, the image of having the person I'm mad at tied to a chair in front of me, with their mouth taped, and me, talking. Just talking, saying everything I want to say without being interrupt, without the other person disturbing it or having the choice to not listen to what I'm saying.
Sometimes I find it funny how this is as far as I can go even in my head, in terms of being violent. The sheer image of my violence? Yes. Taking certain people's ability to not listen. To interrupt. To object. To deny.
"Your uneasiness makes those around you uneasy? Are you aware of how important it is the data you just gave away?" Silence. I'm a silent image on the screen.
Yes. When humen are not satisfied with what others are putting them through, they speak up. Me? Well...you see, everyone around me is on edge. I have to pay for their unability, or rather unwillingness, to take care of themselves, mentally and physically. I have to pay for it with silence.
If you ask me, to be free is to scream. And I've lost the ability to scream. I don't speak up. I settle down. For people not to break down, I settle down. Sounds like a fair deal, untill you realize it's actually people's responsibility not to break down by certain things that are absolutely none of their fuckin business.
Freedom is clear cool water and I, Hagar in the goddamn desert. If you ask me, to be free is to scream. And to be able to scream, you can not be thirsty. Do you see the stupid loop in here?
722
سلام عزیزانم.🤍
میخواستم ازتون خواهش کنم بهترین متخصصین تغذیهای که میشناسین رو بهم معرفی کنید. دنبال کسی هستم که خیلی دقیق و علمی کار کنه و آپدیت باشه، نه متخصصهای معمول که صرفا یه برنامهی تکراری به همه میدن.
هم آیدی خودم و هم دو تا بات شناس و ناشناس توی بیو هستن. پیشاپیش ازتون ممنونم.🌼
722
این زیبای حالخوبکن رو گوش بدید که حس و حالی که این روزا باید داشته باشیم (و اکثرمون نداریم) رو بهتون بده.💛🪴
722
بزرگ میشی و بزرگ میشم و یادمون میره که اولین سالتحویلت رو نمیشد پیشت باشم عزیز دل مامان.💔🤍
722
درسته که امسال تا خرتناق عید نیست و این خیلی غمانگیزه، ولی پلیلیست نوروزی هنوز سر جاشه. اگر دوست داشتید گوش بدید، شاید حس و حال بهتری براتون ایجاد کرد.🤍🌿
* من همچنان در هر زمانی از سال هر ترکی بشنوم که بهاری و نوروزی باشه به این پلیلیست اد میکنم و تا الانم چیزهایی بهش اضافه شده. پیشنهادهای شما هم پذیرفته میشه.
722
this reminds me of when Sheldon and Amy were fighting on scientific stuff and when Amy had a great comeback Penny was like: "I feel like I should say daaaamn."
722
Repost from درنگها (محمدمهدی اردبیلی)
کدام روزِ زن؟ یا روزِ کدام زن؟
محمدمهدی اردبیلی
تبریک گفتن هشت مارس به عنوان "روز زن" اساساً یا نشانهی فریبکاری است یا سادهلوحی. گویی کاری تمام شده. گویی باید زن را صرفاً به جنسیت بیولوژیکش، فرزندآوریاش یا دلبریاش دلخوش کرد. گویی با تعیین یک روز در تقویم میشود ژرفنای یک مسئلهی همواره مستمر و جاری، یک پروبلماتیک اصلی را، از اولویت انداخت و به مناسکی بیخاصیت بدل ساخت.
امسال، در هشتم مارس، در حالی که زنان به اشکال مختلف، دانسته یا نادانسته، همچنان تحت ستماند، بدون انکار دستاوردهای مبارزاتی، به جای تبریک، باز هم باید بر بدیهیات تاکید کرد. دعوی رهاییِ "زن"، اگر تمام ساختارهای سلطهگر و مکانیسمهای بردهساز را هدف نقد قرار ندهد و رهایی تمام زنان (و به این میانجی، کل انسانها و غیرانسانها) را مدنظر نداشته باشد فریبکارانه است. به جای تاکید بر تصور سادهانگارانه از "دشمن"، و تصور سادهلوحانه از "هدف"، باید تمام مکانیسمهایی را افشا کرد که برسازندهی بردگی و ستماند:
چه ساختارهای ظاهراً متمدنی که از بیرون، زنان فلسطینی را مستقیم یا غیرمستقیم، با خشونت و بمباران سرکوب میکنند، چه ساختارهای سنتی مردسالارانهای که از درونِ خود جامعه، زن فلسطینی را در خانهاش سرکوب و محصور میکنند، چه ساختارهای اقتصادی و فرهنگیای که به نام آزادی، پنهانی از طریق خلق معیارهای بردهپرور و رواج مصرفگرایی زن را به کالایی نمایشی بدل میسازند، چه ساختارهای سیاسی یا حقوقیای که به نام "کرامت زن"، با برهنهترین شکل خشونت و ارعاب، حجاب بر سر زن ایرانی و افغانستانی میکنند.
علاوه بر نقد نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگیِ سرکوبگر، باید هر شکلی از فمینیسم ریاکار را نیز به نقد کشید: از فمینیسم وادادهٔ چپگرا و نگاه انتزاعی، ابزاری، ایدئولوژیک و تقلیلگرایانه-طبقاتیاش به زن، تا فمینیسم راستگرا که محافظهکارانه تنها در پی سهمخواهی از قدرت، و حامی زنان توانمند و "موفقِ" سیستمپسند است و نسبت به رنجِ روزمرهی زن فلسطینی و پاکستانی و سودانی و ... بیتفاوت است؛ تا حتی فمینیسم جایزهبگیر و فاوندبگیرِ محتاجِ تشویقِ نهادهای دولتی و بینالمللیِ وابسته. از فمینیسم مرکزگرا و سرکوبگرِ حاشیهنشینان قومی، مذهبی و زبانی، تا فمینیسم هویتگرا و اولویتبخشی کاذب و یکجانبه به یک نژاد یا زبان خاص و تاکیدش بر نوعی خودقربانیپنداریِ انحصاری.
و در نهایت باز هم باید بارها و بارها بر این حقیقت بدیهی تاکید کرد که "رهایی زن، اسم رمزی است برای رهایی همگان". البته که این شعار حتی در همین سطح انتزاعی نیز واجد نوعی جهتدهی رهاییبخشِ جهانشمول است، اما گام اصلی و دشوار، بدون درافتادن به نوستالژی در عین درس گرفتن از شکستهای گذشته، حرکت در مسیر خلق آلترناتیوهای ایجابی رهاییبخش در سطوح مفاهیم نظری، پلتفرمهای عملی و همبستگیهای جمعی است.
پروبلماتیزه کردنِ "زن" زمانی آن را به سوژهی رهاییبخش بدل میسازد که از زن، صرفا به عنوان امری بیولوژیک (در مقابل مرد) یا امری "لطیف" (در مقابل زمخت)، یا ابژهای "قشنگ" (در مقابل زشت) فراتر رود. در این معنا، نه با "زن"، بلکه به تعبیر دریدا با "فعالیت رادیکال زنانه"ای طرفیم که شاید تنها امکانی است که میتواند فراتر از بازیهای منحرفکننده یا مرزبندیهای جنسیتزده معطوف به "مردها" و "زنها"، خودِ بازیِ قدرت را، خود مناسبات همهجا حاضر را بر هم بزند و رها شود و رها کند.
722
یه نفر ناراحت شد لفت داد
اگه از زوایای تاریخی ملی مذهبی جغرافیایی زندگیامون داری لذت میبری نمیتونم باهات دوست باشم
(دروغ میگم، پیپلپلیزر هستم، اگه بیای خونمون بهت کلوچه میدم)
722
اگه غول باشی میتونی پاتو بذاری روشون و مث آجر خوردشون کنی. یا برشون داری و مث ویفر گازشون بزنی. (خیلی ترد به نظر میرسن.)
722
Listen to "je tes laisserai des mots", from far away. (a little work on Patrick Watson's song by me) by Fluid on #SoundCloud
https://on.soundcloud.com/mCKUc
722
Repost from N/a
Hi!
I'm finally uploading my covers (those that I'm able to, considering the copyright and all) on SoundCloud!
I'd be glad to have you there too fellas. :> (also I'd be soooo thankful if you share my songs as much as you can, cause who knows, maybe your shares made me the next overrated industry plant that raises to fame and popularity for no fair reason at all🤭🤭🤭🤭) (I know I've been so inactive and this channel's getting dusty ok DON'T BLAME ME but again, maybe this new soundcloud thing also helped me get my shit together and go back on track of recording poor-quality covers for y'all lovely babies.💕
Love you all xx
https://on.soundcloud.com/Q49Zm
