تفسیر قرآن کریم
Open in Telegram
بسم الله الرحمن الرحیم ادمین و طلبه پاسخگو احکام @IMANlllllll ــــــــــــــــــــــــــــــ
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 795
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 795
تفسیر 👓 سوره عادیات، آیه ۳:
و اسبهای در حال دويدن مجاهدان به سرزمين دشمن نزديك میشوند، و سواران بر آنها چشم به راه دميدن سپيده میمانند تا با هجوم ناگهانی خود دشمن را غافلگير كنند.
«فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً- و به آن حمله كنندگان و مهاجمان در سپيده دمان.»
و چنين بوده است وضع هجومها و غارتهای پيروزمندانه، كه چون در صدد اقدام كردن به آن بودند، شبانه به سرزمين دشمن نزديك میشدند و منتظر صبح میماندند تا در روشنی آن به هجوم بپردازند كه هنوز چشمان دشمن خواب آلوده و اعصاب آنان تخدير شده بود.
1 795
تفسیر 👓 سوره عادیات، آیه ۲:
اسبان به سرعت میدويدند، بی آن كه شيهه بكشند، و اين حركت ظاهرا شب هنگام صورت میگرفت و از برخورد سم اسبان با ريگها شرار آتش میجست و اين نشان میداد كه زمين و راه سخت و دشوار گذر است، و به همين سبب است كه سياق قرآن به چنين اسبان و حركت آنها در زهدان شب سوگند ياد میكند:
«فَالْمُورِياتِ قَدْحاً- و سوگند به روشن كنندگان آتش با زدن سنگها به يكديگر.»
1 795
فَالمورِياتِ قَدحًا
و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)،
(سوره عادیات، آیه ۲)
1 795
تفسیر 👓 سوره عادیات، آیه ۱:
آدمی نسبت به پروردگار خود ناسپاس است
برای آن كه از بزرگواری مجاهدان در نظر خدا، و از بزرگ بودن نقش اسبهای ايشان كه در راه او تاخت و تاز میكنند آگاه شويم، خدا به آنها سوگند ياد میكند، بدان سبب كه نور اسلام را به همه آفاق حمل میكنند، و گزيده بندگان خدا را كه خودشان را وقف پراكنده كردن دعوت او كردهاند، بر پشت خود به اين جا و آن جا میبرند.
«وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً- سوگند به اسبهای مجاهدان كه بانگ در گلو افكنده تازان پيش میروند.»
چنان مینمايد كه كلمه «عدو» در اصل گذشتن و تجاوز از حد بوده، و دشمن را از آن روی عدوّ ناميدهاند كه در عملكرد خود از حد تجاوز میكند، و عدوان يعنی تجاوز از حد نيز از همين ماده است، و منتها درجه تندی در راه رفتن را نيز به همين سبب عدو مینامند.
لذا اسبان دونده را، با اشتقاق از عدو، عاديات میگويند، و در اين جا عدو به معنی دور كردن پاها در ضمن حركت سريع است.
اما ضبح را گفتهاند كه به معنی دم زدن به نيرو است، و به قولی حمحمه اسبان است، و به نظر من مقصود از آن دگرگون شدن حال و رنگ است، و چون رنگ كسی تغيير كند، میگويند «انضبح لونه»، و شايد خاكستر را نيز بدان سبب ضبح میخوانند كه رنگ آن با رنگ چيزی كه اصل آن بوده متفاوت است، و چنين است در اسبان دونده كه برای آنها تغيير حال و رنگ و حمحمه حاصل میشود، و در توصيف آنها ضابحة به كار میبرند، و در مورد روباه نيز چنين توصيفی به كار میرود. و درباره اين گفتهاند كه در دهان اسب چيزی قرار میدادند تا نتواند شيهه بكشد و دشمن از اين طريق از نزديكتر شدن اسبان آگاه شود، و در چنين حالتی اسبان به نيرو تنفس میكنند و به همين جهت در شعر آمده است:
و الخيل تعلم حين تض *** بح فی حياض الموت ضبحا
1 795
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ
وَالعادِياتِ ضَبحًا
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفسزنان به پیش میرفتند،
(سوره عادیات، آیه ۱)
سورة #العادیات
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۸:
چون هر ذرّه خيری كه از ما سر بزند در سرنوشتمان تأثير دارد، بر ما است كه هر چه میتوانيم بر اندازه خيرات خويش بيفزاييم، و به همين گونه از انجام دادن هر ذره شر كه بايد حساب آن را پس بدهيم، پرهيز كنيم.
«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ- و هر كس به سنگينی ذرهای بدی كند، آن را خواهد ديد.»
به همين سبب در حديث به جا مانده از پيامبر- صلّی الله عليه وآله- آمده است: هيچ كس نيست كه در روز قيامت خويشتن را ملامت نكند، پس اگر نيكوكار باشد، خواهد گفت: چرا بيش از آنچه كردم احسان نكردم، و اگر جز آن باشد، خواهد گرفت: چرا دست از نافرمانی و عصيان بر نداشتم؟». (القرطبی، ج 20، ص 150)
آری، حسرت انسان در روز قيامت هنگامی افزايش میيابد كه ببيند از اعمال نيك او، همچون كفار و منافقان، ذرهای برای غير خدا صورت گرفته است.
در معنی به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- در تفسير «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» میخوانيم كه گفت: «اگر از اهل آتش باشد و در دنيا به اندازه ذرهای كار خير انجام داده باشد، حسرت میخورد كه چرا آن خير را برای جز خدا انجام داده است»، و درباره هر كس كه به سنگينی ذرهای بدی كرده باشد، میگويد:
«اگر از اهل بهشت باشد، آن شر و بدی را روز قيامت میبيند و سپس آمرزيده میشود». (نور الثقلين/ ج 5، ص 651)
و در حديثی ديگر از امام جعفر صادق- عليه السلام- آمده است كه گفت: «رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- گفت: بنده از گناهش يكصد سال زندانی میشود، در حالی كه میبيند همسرانش در بهشت به تنعم زندگی میكنند». (نور الثقلين/ ج 5، ص 651)
به حق بايد گفت كه اگر آدمی اين آيه را خوب بفهمد، بهترين وسيله برای پند پذيرفتن و پاكيزه شدن او خواهد شد، چه به زودی هر خرد و كلانی از انديشهها و گفتهها و كردههای خويش را در معرض محاسبه قرار میدهد، و آن كس كه از گناهان كوچك خويش خودداری ورزد، جلوگيری از گناهان بزرگ برای او آسان خواهد شد، مگر نه اين است كه گناهان بزرگ با سلسلهای از گناهان كوچك آغاز میشود، آن كس كه مرتكب عمل زنا میشود، پس از آن است كه شيطان انديشه زنا را به جان او وسوسه كرده است، و اگر اين انديشه را از خود دور نكند، به جستجوی زانيهای میپردازد و به سوی او میرود و سپس به سخن گفتن با او میپردازد و عاقبت كار به ملامسه و زنا كردن میانجامد. اينها گامهايی است كه به دنبال يكديگر برداشته میشود و تدريجا شرّ آن افزايش پيدا میكند، گناهان كوچكی است كه به گناهی بزرگ میانجامد يا مجموع آنها خود گناهی كبيره میشود. آيا چنين نيست؟
به همين سبب ابن مسعود اين آيه را محكمترين آيه در قرآن شناخته است، و مطلب بن خطب روايت كرده است كه چون يك اعرابی خواندن اين آيه را از دهان پيغمبر- صلّی الله عليه وآله- شنيد، گفت: يا رسول اللَّه! آيا به سنگينی يك ذره؟ گفت: «آری»، پس آن عربی چند بار گفت: چه بد، چه بد! و سپس برخاست و آن را میخواند، و آن گاه پيامبر خدا- صلّی الله عليه وآله- گفت: «ايمان به قلب اعرابی درآمد». (القرطبی، ج 20، ص 153)
روايت شده است كه مردی نزد پيامبر- صلّی الله عليه وآله- آمد و گفت: چيزی از آنچه خدا به تو آموخته است به من بياموز، پس او را به مردی سپرد كه به او تعليم كند، و او چنين به او آموخت: «إذا زلزلت- و اين سوره را ادامه داد تا- فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» كه آن مرد گفت: «مرا بس است»، و چون اين خبر به پيامبر- صلّی الله عليه وآله- رسيد، گفت: «او را به حال خود بگذاريد كه آنچه بايد بفهمد فهميد». (القرطبی، ج 20، ص 153)
1 795
وَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
و هر کس هموزن ذرّهای کار بد کرده آن را میبیند!
(سوره زلزله، آیه ۸)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۷:
تنها اعمال بزرگ نيست كه در آن روز تجسم پيدا میكند، بلكه حتی كوچكترين عملی كه تصور شود چنين است، از وسوسه سينه گرفته تا نگاهی به جايی انداختن يا نيمی از كلمهای را بر زبان راندن كه همه اينها ثبت شده و تجسم يافته است.
«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ- پس هر كس به سنگينی ذرهای نيكی كرده باشد آن را میبيند.»
گفتهاند كه: ذره به معنی مورچه خرد است، يا آنچه از خاك كه از گذاشتن دست بر روی خاك بر آن مینشيند، يا در شعاع نوری كه از سوراخی به درون اطاقی تاريك راه میيابد به چشم ديده میشود، و در نصّی مأثور آمده است كه: «ذره وزنی ندارد». (القرطبی، ج 20، ص 150)
اكنون كه بشر ذره (اتم) را میشناسد و دريافته است كه از آنچه پيشينيان تصور میكردند كوچكتر است، بايد متوجه باشيم كه چه حساب دقيقی در آن روز چشم به راه ما است، پس ما را چه میشود كه از اين همه غافليم!
1 795
فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يَرَهُ
پس هر کس هموزن ذرّهای کار خیر انجام دهد آن را میبیند!
(سوره زلزله، آیه ۷)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۶:
چنان به نظر میرسد كه زمينی كه گفتهها و كردههای مردم، از زمانی كه بر آن میزيستند، بر آن منعكس میشود، همچون دوباره سازی و نمايش آن به شكلی صورت میگيرد كه در نوارهای صوتی و تصويری مشاهده میكنيم، و به همين سبب خداوند سبحانه و تعالی گفته است:
«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ- در آن روز مردمان به صورت گروههای متفاوت به راه میافتند تا اعمال خود را ببينند.»
ما از انعكاس پيدا كردن تموجات صوتی بر روی نوارها آگاهيم، ولی از اين كه بر روی خاكی كه در پيرامون ما قرار گرفته است چگونه انعكاس پيدا میكند، هيچ آگاهی نداريم، و شايد آدمی چندان در علم پيشرفت كند كه روزی به كشف حقيقت اين راز نيز موفق شود، و آنچه بر عهده ما است اين است كه از هر چه بر ما احاطه دارد بر حذر باشيم، و بدانيم كه افعال ما را ثبت و ضبط میكند تا در روز قيامت آنها را با چشم خود ببينيم، روزی بسيار هراس انگيز است كه در آن آدمی همه آنچه را كه در دوران زندگی انجام داده است حاضر میبيند. گاه شخص جرم يا گناهی را مرتكب میشود، و ضميرش در اين باره به سرزنش كردن او میپردازد، پس در آن میكوشد كه موضوع را فراموش كند تا از گزش ضمير خويش در امان بماند، پس چه خواهد كرد در آن روز كه هر چه گفته يا كرده در معرض شنيدن يا ديدن همگان قرار میگيرد، و افعال او تجسم پيدا میكند؟! سر افكندگی و ناراحتی سختی در آن روز بهره گناهكاران خواهد شد.
گفتهاند كه صادر شدن مردم كه در آيه بدان اشاره شده، برخاستن ايشان از گورها و به راه افتادن به سوی دادگاه پروردگارشان است، و به گفته ديگر الهام گرفته از صدور و بازگشتن شتران از آبشخور پس از سيراب شدن است، پس كسی كه ايمان دارد، راهی را در پيش خواهد گرفت كه با راه كافران متفاوت است و خداوند متعال در جای ديگری از قرآن با بيان يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ... (الروم/ 13) به آن اشاره كرده و آيه بعدی گواه بر اين معنی است.
بعضی گفتهاند كه: معنی اشتات آن است كه آنان از گورهاشان كه در جاهای مختلف زمين پراكنده است، به همان گونه صدور پيدا میكنند و به راه میافتند كه در مذاهب با يكديگر اختلاف دارند و هر گروه به دنبال پيشوای خود روانه میشود.
1 795
يَومَئِذٍ يَصدُرُ النّاسُ أَشتاتًا لِيُرَوا أَعمالَهُم
در آن روز مردم بصورت گروههای پراکنده (از قبرها) خارج میشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!
(سوره زلزله، آیه ۶)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۵:
شايد زمين از خبرهای ديگری نيز سخن بگويد، اما اين كه چگونه سخن میگويد، و آيا به سخنی است كه در آن آفريده میشود، يا بر اثر انعكاس آثار اعمال انسان بر روی زمين است كه همچون بر نواری صوتی يا تصويری ضبط شده باشد، يا اين كه آدمی به وسيلهای مجهز میشود كه با آن اشارههای زمين را چنان میفهمد كه گويی سخنی را شنيده و فهميده است؟ مهم آن است كه به خواست خدا زمين سخن میگويد.
«بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحی لَها- به اين كه پروردگارت به آن وحی كرد.»
1 795
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوحىٰ لَها
چرا که پروردگارت به او وحی کرده است!
(سوره زلزله، آیه ۵)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۴:
و اين تعجب چندان طول نمیكشد، بدان سبب كه زمين به پاسخ دادن آغاز میكند، و اين خود گواهی بر آن است كه دگرگونی بزرگی در جهان طبيعت صورت گرفته كه نه تنها به مظاهر و نمودهای آن ارتباط پيدا میكند، بلكه در ماهيت آنها نيز تأثير دارد، پس اگر تغيير بزرگی صورت نگرفته بود، چگونه زمين میتوانست سخن بگويد، و چگونه امكان داشت كه گوش آدمی اين سخن را بشنود و منظور از آن را بفهمد؟
«يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها- در آن روز از اخبار خود سخن میگويد.»
نخستين خبری كه زمين از آن خبر میدهد و به زبان خود حوادث آن را باز گو میكند: اين است كه ساعت قيامت به پا خاسته، و اين كه دنيا پشت كرده است، و شايد دومين خبر بيان حكمت فزع و هراس بزرگی باشد كه بر پشت زمين جريان دارد، اما مهمترين خبر گواهی دادن زمين بر كارهايی است كه مردم بر روی آن به انجام دادن آن مشغول بودهاند، و در حديثی مأثور از رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- آمده است كه چون اين سوره را خواند، گفت: «آيا میدانيد كه اخبار آن چيست؟» گفتند: خدا و فرستادهاش داناترند، گفت: «اخبار آن اين است كه بر هر بنده خدای مرد يا زن گواهی میدهد كه بر پشت آن چه كرده است، و میگويد كه كار فلان روز او فلان و فلان بوده است» و گفت: «اين است اخبار آن». (القرطبی، ج 20، ص ۱۴۸)
و در حديثی ديگر چنين آمده است: از رسول- صلّی الله عليه وآله- روايت شده است: «مراقب وضو باشيد و بدانيد كه بهترين اعمال شما نماز خواندن است، و از زمين محافظت كنيد كه آن مادر شما است، و هيچ كس در آن نيست كه كار نيك يا بدی انجام دهد مگر اين كه زمين خبرگزار آن باشد». (تفسير نمونه به نقل از مجمع البيان، ج 10، ص 526)
1 795
يَومَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخبارَها
در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو میکند؛
(سوره زلزله، آیه ۴)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۳:
و انسان حيرت زده و مدهوش بر جای میماند! زمين را چه چيز به لرزه برانگيخته است، كه اين گونه اندرون خود را بيرون میريزد، و اين برای چه و هدف آن چيست؟
«وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها- و انسان میگويد كه آيا زمين را چه شده است؟» بعضی گفتهاند كه: اين گوينده همان كسی است كه به آخرت كافر بوده، و با ديدن نشانههای آن به پرسش كردن پرداخته و گفته است كه: چه شده است؟ ولی چنان مینمايد كه آن حوادث هول انگيز هر انسانی را به پرسش كردن وا میدارد.
1 795
وَقالَ الإِنسانُ ما لَها
و انسان میگوید: «زمین را چه میشود (که این گونه میلرزد)؟!»
(سوره زلزله، آیه ۳)
1 795
تفسیر 👓 سوره زلزله، آیه ۲:
در اين هنگام چه پيش خواهد آمد؟ آيا هسته مركزی كره زمين به سبب عواملی ناشناخته برای ما به جوشش و فوران در میآيد و با تكانهای سخت آنچه را كه در ظرف ميليونها سال در خود زندانی كرده بود به يكباره بيرون میريزد؟ و ظاهرا از آيات كه به بيرون ريختن سنگينيهای زمين دلالت دارد، چنين استنتاج میشود.
«وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها- و زمين سنگينيهای خود را بيرون ريزد.»
خداوند متعال در آيهای ديگر چنين گفته است: «وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ- و بيفكند آنچه را كه در آن است و تهی شود». (الانشقاق/ 4)
بعضی گفتهاند: اثقال گنجها و كانهای زمين است، و بعضی ديگر آنها را مردگانی تفسير كردهاند كه زمين در دومين دميدن صور آنها را از خود بيرون میريزد و ناگهان آنها بر میخيزند و به نگريستن میپردازند.
و چنان مینمايد كه كلمه وسعت قابليت تطبيق با همه اين نتيجهها را دارد، ولی آنچه بيشتر از زلزله درباره آن آگاهی داريم، بيرون ريختن مواد گداخته مركزی زمين از آن است. چه میدانيم كه بعضی از زمين لرزهها از فوران آتشفشانهايی نتيجه میشود كه مواد گداخته از آنها فوران میكند. و مؤيد اين مطلب است آنچه در حديث بدين صورت آمده است:
«زمين پارههای جگر خود را به صورت ستونهای از سيم و زرقی میكند». (القرطبی، ج 20، ص 147)
