en
Feedback
دو دیوار و چندین گنجشک

دو دیوار و چندین گنجشک

Open in Telegram

یادداشت‌هایی‌ از بودن، زیستن و تجربه‌ها زن، زندگی، آزادی — برای همیشه🍃☀️

Show more
1 299
Subscribers
+924 hours
+147 days
+2330 days
Posts Archive
Lord I can’t go on this way

کاش هر لحظه‌ای که از «زندگی» برام باقی مونده رو می‌شد بدم تا برگردی. تمامش رو برای خودت داشته باشی. حریصِ حس کردن بودی و نمی‌خواستی‌ حتا رنج و دردت‌ رو شریکِ کسی باشی! عاشقِ بودن بودی، کاش عدمت رو باهام شریک بشی.

این باشه آخرین پیام.💚💚💚

‎ وەرە ئەی نەو نەمامی باخی ژینم وەرە با بەژن و باڵاکەت ببینم.

Fissare in faccia la sofferenza, la morte e l'assurdità e, in qualche modo, continuare a cantare.

photo content

واهای بچه‌ها عصیان خیلی خوبه خیلی خیلی. خانمان‌ سوز.

‎ نامه به کودکی که هرگز زاده نشد اوریانا فالاچی و بادبادک باز خالد حسینی رو خیلییییی دوست دارمممم عصیان یوزف روت هم خریدم ولی هی دارم نمی‌خونمش ولش می‌کنم وسط کار قول می‌دم یک‌روزی بخونمش😭🙏🏿

Perché la poesia, sai, perdonerà.

‎ پر و پایش هنوز به شعر آلوده بود.

بلهه. چیز خاصی نیست البته.😭💘

https://t.me/maysunlightonus/6721 وای این چقدر قشنگههههه خودتون گفتید؟؟

۲۰۰ صفحه زمان بدهه. البته من خودم هم تمامش نکردم. پیرم واقعا. هزاران کتاب نصفه.

‎ بنده در حال خوندن داستان دو شهرم و الان هفتاد صحفه خوندم ولی هنوز با نوع نوشتارش (مترجم) ارتباط نگرفتم. خیلی سخت و پیچیده‌ست برام خوندنش

https://t.me/maysunlightonus/6714 خیر می‌خواستم ببینم خوندی یا نه😉😂

Compongo il tuo nome con ogni mia ossa, a notte fonda, a pelle nuda, nella solitudine. Disorientante.