en
Feedback
حآش

حآش

Open in Telegram

حیف و کاش. برای گفتن آن‌چه ناگفتنی‌ست: http://t.me/HidenChat_Bot?start=117788046

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
امروز دیدم یکی دو تا میم خنده‌دار استوری کرده. سریع رفتم آن‌فالوش کنم که دیدم واینر خارجیه. بنده خدا اون. بنده خدا ما.

صبح که از خواب بیدار می‌شم با ترس استوری‌ها رو باز می‌کنم مبادا خبر اعدام ببینم.

این ترس بد که مبادا دیگران از دستم ناراحت بشن رو از مادرم به ارث برده‌م. قبلا داشتم مبارزه می‌کردم تا کنارش بذارم. الان انقدر بی‌انرژی شده‌م که دیگه نیازی به تلاش نیست؛ خودشون ناراحت می‌شن می‌رن :)

به مامانم می‌گم چرا در جواب حرف زننده‌ی پسره اون شب خندیدی؟ گفت می‌خواستم یه چیزی بهش بگم منتها گفتم زشته! مادر من طرف داره به تو و مادرش و نیمی از جمعیت جهان توهین می‌کنه! این تلاش واسه نایس بودنت رو دو دقیقه رها کن!

زدم یه شبکه‌ی موسیقی و داشت آهنگ عاشقانه پخش می‌کرد. نگاهم افتاد بالای صفحه. تصویر دار بود و نه به اعدام زیرش. ج. ا روزمره‌مون رو با وحشت و کابوس پیوند داده.

خیر آخرش رسیدیم به این‌که: شکو می‌ذاری برم؟ آخه یه ربع از بازی فرانسه و انگلیس گذشته. بعد فحشم داد و با بوس خداحافظی کردیم :)

زنگ زدم به خسرو، کلامم منعقد نشده تا آخر حال‌خرابی‌مو خوند. بهش می‌گم دلم برای ری‌را تنگ شده، تو که می‌دونی چرا و چنین و چنان. بعد همین‌طور که آروم می‌شدم، کم‌کم رفتیم سمت خنده و شوخی و تعریف کردن یه ماجرا برای من و رسیدیم به غش‌غش خندیدن من و خیال‌راحتیِ اون. همه‌چیز همین‌قدر ساده هست و نیست. برادر خوبم🫂

گفت چون امروز حالم خوب بود. به‌تر شدم. @h_aaa_sh

من الان دقیقا می‌دونم چی می‌خوام. و دقیقا همون چیز رو نمی‌خوام. تعادل؟ صفر. کش‌مکش درونی؟ صد.

می ناب؟ چه گوه‌خوری‌ها. یه عرق سگیه دیگه.

من بی می ناب رقص تن نتوانم.

من در این پیام زوال خودم رو دیدم :) انگار صرفا از روی رودربایستی نمی‌ذارینم خانه‌ی سال‌مندان :)

کاش الان ۲سال پیش بود که از پیدا کردن چنل حآش ذوق زده شده بودم. و حیف که دیگه هی لفت نمی دم تا آقای حآش درباره بیوم چیزی بنویسه و ذوق کنم. حیف و کاش واقعا، حیف و کاش.

در ادامه‌ی این باید یه شوخی می‌آوردم. حوصله ندارم خودتون تصور کنید :)

همین الان تو تبلیغ یه قمارخونه‌ی مجازی شنیدم که گفت: "هر شرط که در بستن آنی، آنی" 🤦🏿‍♂

به خدا که امروز حالم خوب بود اما انگار ذهنم فقط دنبال بهانه‌ست تا با یه چیزی کشتی بگیره و بعد خسته و کبود ولم کنه.

مدام و زیادی فکر کردن مرضه. و من مریضم.

هر روز یه درس جدیده. امروز فهمیدم املت بلد نیستم درست کنم.

photo content

قلب قلب قلب.