en
Feedback
ما حیوانات we animals

ما حیوانات we animals

Open in Telegram

روزنه‌ای در وجدان عمومی ما برای جهانی می‌جنگیم که در آن هیچ موجود زنده‌ای به‌عنوان کالا مورد استفاده قرار نگیرد. اینستاگرام: https://www.instagram.com/weanimals_f/ فیسبوک: https://www.facebook.com/weanimals.f/

Show more
1 075
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
(ادامه از پست قبل) ۱۰. چگونه می‌توان مفهوم «همبستگی طبقاتی» کارگران را به «همبستگی بینا‌گونه‌ای» در برابر نظام سرمایه‌داری گسترش داد؛ نظامی که نه‌تنها کارگران و گروه‌های تحت ستم انسانی را استثمار می‌کند، بلکه حیوانات و کل طبیعت را نیز به ابزار سودآوری و انباشت سرمایه بدل ساخته است؟ آیا چنین گسترشی، پتانسیل مبارزه‌ی ضدسرمایه‌داری را تقویت و تعمیق نمی‌بخشد؟ بخش چهارم: برنامه‌های عملی و چشم‌انداز آینده برای سازمان‌ها و تشکل‌ها ۱۱. احزاب، سازمان‌های چپ و سندیکاهای کارگری چه برنامه‌های مشخص، عملی و قابل اجرایی برای گنجاندن مسئله‌ی حیوانات و ضرورت گذار از پرورش صنعتی حیوانی به‌سمت نظام‌های غذایی گیاه‌محور و پایدار در پلتفرم‌ها، مطالبات، تحلیل‌های سیاسی و فعالیت‌های آموزشی خود دارند، به‌ویژه با در نظر گرفتن نیاز به «گذار عادلانه» برای کارگران شاغل در این صنایع؟ ۱۲. در مواجهه با معضلات جهانی فزاینده‌ای نظیر پاندمی‌های مشترک بین انسان و حیوان (مانند کووید-۱۹، آنفولانزای پرندگان و غیره) که ریشه در تخریب زیستگاه‌ها و استثمار صنعتی حیوانات دارند، راهبرد پیشگیرانه، ریشه‌ای و درازمدت چپ و اکوسوسیالیسم، فراتر از مدیریت بحران‌های بهداشتی موجود، چیست؟ آیا مقابله‌ی جدی با این عوامل ریشه‌ای نباید در اولویت قرار گیرد؟ ۱۳. چپ سنتی و اکوسوسیالیست‌ها چگونه با چالش «کار شایسته» و «انسانی‌سازی کار» در صنایعی مانند کشتارگاه‌ها، دامداری‌های صنعتی و آزمایشگاه‌های حیوانی مواجه می‌شوند که ذاتاً و بنا به تعریف بر اِعمال خشونت سیستماتیک، ایجاد رنج و سلب حیات از موجودات حسمند استوارند؟ آیا می‌توان بدون زیر سؤال بردن بنیاد اخلاقی و ضرورت وجودی این صنایع، از «شرایط کار انسانی» در آن‌ها سخن گفت؟ ۱۴. اگر سوسیالیسم جامعه‌ای بدون طبقه، بدون استثمار و مبتنی بر عدالت و رهایی را نوید می‌دهد، جایگاه حیوانات غیرانسان در چنین جامعه‌ای چگونه تعریف و تضمین می‌شود؟ آیا آنها همچنان در چارچوب «منابع طبیعی»، «ابزار تولید» یا «دارایی» نگریسته خواهند شد، یا به‌مثابه‌ی سوژه‌هایی با حق حیات، رهایی از ستم، و برخورداری از امکان شکوفایی و زیست طبیعی‌شان به رسمیت شناخته می‌شوند؟ ۱۵. جنبش‌های رهایی‌بخش ملی و ضد امپریالیستی در کشورهای جنوب جهانی چگونه می‌توانند مبارزه‌ی خود را با نقد سلطه‌ی شرکت‌های چندملیتی کشاورزی-غذایی و صنایع وابسته به آن پیوند بزنند؛ شرکت‌هایی که نه‌تنها کشاورزان خُرد و کارگران محلی را استثمار می‌کنند و امنیت غذایی جوامع را به خطر می‌اندازند، بلکه مسبب رنج عظیم حیوانات در مقیاس جهانی و تخریب گسترده‌ی محیط‌زیست نیز هستند؟ امید است این پرسش‌ها زمینه‌ساز بحث‌های جدی، عمیق و تحول‌آفرین در میان تمامی نیروهای مترقی و عدالت‌خواه گردد. t.me/weanimals

🔴 نقطه‌ی کور یا افق نوین؟ پرسش‌هایی بنیادین برای چپ و اکوسوسیالیسم این پرسش‌ها با هدف ایجاد یک گفتگوی انتقادی و سازنده درون جریان‌های چپ، اکوسوسیالیست و تشکل‌های کارگری، و به‌منظور بازنگری در دیدگاه‌ها و برنامه‌های عملی در قبال مسئله‌ی بهره‌کشی از حیوانات تدوین شده‌اند. انتظار می‌رود این پرسش‌ها، که بر مبانی نظری مارکسیستی، تجارب تاریخی و معضلات کنونی جهان استوارند، به تعمیق تحلیل‌ها و اتخاذ مواضعی روشن‌تر و سازگارتر با آرمان رهایی همه‌جانبه یاری رسانند. پرسش‌ها: بخش اول: بازخوانی مفاهیم بنیادین مارکسیستی 1. چگونه می‌توان تعریف مارکسی «استثمار» را، که سنتاً بر استخراج ارزش اضافی از کار انسانی متمرکز بوده، در مواجهه با واقعیت بهره‌کشی سیستماتیک از حیوانات در سرمایه‌داری بازاندیشی کرد؟ حتی اگر نپذیریم که حیوانات «ارزش اضافی» به معنای کلاسیک مارکسی تولید می‌کنند، آیا تبدیل بدن، توانایی‌های زیستی و زندگی آن‌ها به کالا و منبعی برای انباشت سودهای کلان در نظام سرمایه‌داری، شکلی از ستم و بهره‌کشی نظام‌مند نیست که نیازمند تحلیل، نقد و موضع‌گیری جدی از منظر سوسیالیستی است؟ آیا محدود کردن دامنه‌ی نقد به حوزه‌ی انسانی، به تقویت ناخواسته‌ی ایدئولوژی انسان‌محور و نادیده گرفتن یکی از ابعاد مهم خشونت ساختاری و منطق سودمحور سرمایه‌داری نمی‌انجامد؟ ۲. اگر «بیگانگی» یکی از دغدغه‌های محوری مارکسیسم است، چگونه می‌توان بیگانگی عمیق انسان از طبیعت و سایر موجودات زنده را که در استثمار صنعتی و بی‌رحمانه‌ی حیوانات به اوج خود می‌رسد، نادیده گرفت یا آن را به مسئله‌ای فرعی تقلیل داد؟ آیا این استثمار، بیگانگی کارگر از محصول کار و از ذات انسانی خود را به حوزه‌ی وسیع‌تری از روابط با جهان هستی تسری نمی‌دهد؟ ۳. نقد «بت‌وارگی کالایی» چگونه می‌تواند به محصولات حیوانی تعمیم یابد، جایی که رنج، زندگی، عاملیت و فردیت حیوان در پسِ ظاهرِ بسته‌بندی‌شده و «بهداشتی» محصول نهایی پنهان و محو می‌شود؟ آیا سکوت چپ در این زمینه، به معنای پذیرش ناخودآگاه این شکل از بت‌وارگی و سرپوش گذاشتن بر خشونت ساختاری نیست؟ ۴. ماتریالیسم تاریخی چگونه می‌تواند تحول روابط انسان و حیوان را در گذار به سوسیالیسم تبیین کند؟ آیا یک جامعه‌ی سوسیالیستی صرفاً به «مدیریت انسانی‌تر» یا «پایدارتر» حیوانات به‌عنوان «منابع طبیعی» بسنده خواهد کرد، یا به دنبال دگرگونی بنیادین این روابط مبتنی بر اصل پایان دادن به هرگونه استثمار و به رسمیت شناختن ارزش ذاتی موجودات حسمند خواهد بود؟ بخش دوم: اکوسوسیالیسم، بحران زیست‌محیطی و حقوق حیوانات ۵. با توجه به اینکه پرورش صنعتی حیوانات یکی از عوامل اصلی و انکارناپذیر بحران اقلیمی، جنگل‌زدایی، نابودی تنوع زیستی، آلودگی آب و خاک، و اتلاف منابع عظیم است، برنامه‌های اکوسوسیالیستی چگونه می‌توانند بدون نقد ریشه‌ای و ارائه‌ی بدیل عملی برای برچیدن این سیستم، به‌طور مؤثر و صادقانه به بحران زیست‌محیطی کنونی رسیدگی کنند؟ ۶. اکوسوسیالیسم چگونه می‌تواند داعیه‌دار ایجاد جامعه‌ای در هماهنگی و همزیستی مسالمت‌آمیز با طبیعت باشد، در‌حالی‌که پرورش صنعتی، محبوس‌سازی، مثله‌سازی و کشتار نظام‌مند میلیاردها موجود حسمند را، که خود بخشی جدایی‌ناپذیر از طبیعت هستند، تحمل کرده یا در تحلیل‌های خود نادیده می‌گیرد؟ آیا این یک تناقض بنیادین در قلب پروژه‌ی اکوسوسیالیستی نیست؟ ۷. در چارچوب گذار به یک اقتصاد اکوسوسیالیستی، چگونه می‌توان تداوم یا حتی «سبزسازی» ظاهری استثمار حیوانات (مثلاً از طریق ترویج دامداری «ارگانیک» یا «مزرعه‌ی کوچک» در مقیاسی که همچنان پاسخگوی تقاضای انبوه باشد) را با اصول عدالت اکولوژیکی، کاهش واقعی ردپای زیست‌محیطی و به رسمیت شناختن حقوق بنیادین حیوانات سازگار دانست؟ بخش سوم: رهایی، همبستگی و بازنگری در تجارب تاریخی ۸. جنبش‌های چپ که به‌درستی مدعی مبارزه با هرگونه ستم و استثمار (طبقاتی، جنسیتی، نژادی، ملی و غیره) هستند، چگونه سکوت، بی‌تفاوتی یا حتی توجیه خود را نسبت به ستم سیستماتیک، بی‌سابقه و گسترده بر حیوانات غیرانسان توجیه می‌کنند؟ آیا «رهایی» می‌تواند گزینشی و محدود به گونه‌ی انسان باشد، در‌حالی‌که منطق سلطه و استثمار در تمامی این اشکال، ریشه‌های مشترک دارد؟ ۹. با نگاهی انتقادی به تجارب تاریخی دولت‌های مدعی سوسیالیسم در قرن بیستم که اغلب رویکردی به‌شدت انسان‌محور، ابزاری و بهره‌کشانه نسبت به طبیعت و حیوانات داشتند، چپ امروز و به‌ویژه اکوسوسیالیست‌ها چه درس‌ها و عبرت‌هایی برای اجتناب از تکرار این محدودیت‌ها و ساختن جامعه‌ای حقیقتاً رهایی‌بخش برای تمامی ساکنان حسمند زمین آموخته‌اند؟ (ادامه در پست بعد)

🔴 مناظره‌ی فرضی میان مارکس و یک وگن چپ‌گرا این مناظره و پادکست با بهره‌گیری از هوش مصنوعی ساخته شده است. t.me/weanimals

تمام نظریه‌ها چیزی جز نظریه نیستند. من، با طرح این استدلال که کار حیوانات ارزشمند است، در واقع این ایده را می‌آزمایم که حیوانات در تولید رسمی نقشی متفاوت از آنچه در نظریه‌ی سنتی چپ تصور می‌شود، ایفا می‌کنند؛ و نیز اینکه مفهوم‌پردازی متفاوت حیوانات، به‌طور بالقوه می‌تواند شیوه‌ی تحلیل ما از مسئله‌ی پیش رو و تصورمان از تغییر را دگرگون سازد. این نظریه به‌هیچ‌وجه کامل نیست، و من ادعایی ندارم که قادر به پیش‌بینیِ نحوه‌ی کاربرد احتمالی این نظریه، یا تشخیص مفید یا مضر بودن آن برای جنبش‌های چپ هستم. از دیدگاه من، گواه بر قدرت توضیحیِ یک نظریه در زمینه‌ی جنبش‌های چپ، نه در بی‌خطا بودن منطقی آن، نه در پایبندی وفادارانه‌اش به ارتدوکسی، و نه حتی در محبوبیت‌اش نهفته است؛ بلکه، کارکرد نظریه این است که راهی کارآمد برای تحلیل مجموعه‌ای انضمامی از روابط فراهم آورد و به اهداف و راهبردهای ما برای تحول، جهت بخشد. در نهایت، آزمونِ اینکه آیا «حیوانات و سرمایه» نظریه‌ای معنادار ارائه می‌دهد، به «ارزش مصرفِ» آن برای روشنفکران و جنبش‌های اجتماعی در تحلیل جهان پیرامونمان و ارائه‌ی مسیرهایی برای تغییر، بستگی خواهد داشت. البته، امید من این است که کتاب ابزاری مفید از آب درآید. دینش وادیول سیدنی، 2025 t.me/weanimals

🔴 برای من به‌عنوان یک اندیشمند، تعامل با مخاطبانِ تازه برای آثارم همواره هیجان‌انگیز است و دیدن اینکه ایده‌هایم چگونه ممکن است در زمینه‌های گوناگون دریافت و تفسیر شوند، بسیار جذاب است. به همین دلیل، از این ترجمه‌ی جدید کارم استقبال می‌کنم. ایده‌ی محوری و مناقشه‌برانگیز در کتاب «حیوانات و سرمایه»، که نیروی محرکه‌ی کل متن است، این پیشنهاد می‌باشد که کار حیوانات [به‌نحوی] ارزشمند است. در اینجا، برای طرح این پیشنهاد که حیوانات ارزش تولید می‌کنند، من به‌طور دقیق از نظریه‌ی ارزش کارل مارکس بهره می‌برم و منطق و پیامدهای آن را در نگرش به حیوانات، پرورش حیوانات و نظام سرمایه‌داری دنبال می‌کنم. هنگام طرح این استدلال که حیوانات کار می‌کنند و ارزش تولید می‌کنند، منتقدان به‌راحتی ممکن است چنین فرض کنند که من، در راستای نظریه‌ی لیبرال حقوق حیوانات، یک درخواست اومانیستی برای به رسمیت شناختن حسمندی (sentience)، قابلیت‌ها و «عاملیت» (agency) حیوانات ارائه می‌دهم. قطعاً، یکی از اهداف کتاب این است که دغدغه‌های جنبش‌های حقوق حیوانات و جنبش‌های مارکسیستی را به هم پیوند دهد. با‌این‌حال، به رسمیت شناختن کار حیوانات از سوی من، یک فراخوان اخلاقی یا اومانیستی نیست. استدلال من برای به رسمیت شناختن نقش کاریِ حیوانات در تولید، در عوض، یک ادعای تحلیلی است؛ این ادعا بیانگر آن است که اصلاح انسان‌محوریِ مارکس به ما امکان می‌دهد تا به دیدگاهی کامل‌تر، دقیق‌تر و جامع‌تر از رابطه میان زندگی و سرمایه‌داری دست یابیم. از دیدگاه من، اذعان به اینکه حیوانات کار می‌کنند، به تبیین این امر یاری می‌رساند که چرا سرمایه‌داری در سده‌ی بیستم بر زندگی حیوانی چنگ انداخت؛ این امر به توضیح گرایش خاص این رابطه کمک می‌کند، رابطه‌ای که به اشکال وحشتناکی از تشدید و انبوه‌سازی انجامید که تجسم آن در دامداری صنعتی است؛ و همچنین کمک می‌کند تا دریابیم چرا حذف تقریباً کامل نیروی کار انسانی از برخی انواع دامپروری، نظیر گاوداری‌های شیری رباتیک، الزاماً مسئله‌ی کار (labour) را برای سرمایه حل نمی‌کند، چرا که لازم است شیوه‌ها به‌طور مستمر برای محصور کردن، جداسازی و منضبط ساختن بدن حیوانات ابداع شوند، آن هم در جستجویی پیوسته برای افزایش بهره‌وری کارِ موجوداتی که مواد خامِ منفعل نیستند. در این زمینه، نقد دیگری که بر کتاب «حیوانات و سرمایه» وارد شده این است که ارزش اضافی در نظام سرمایه‌داری تنها در نتیجه‌ی کار مزدی محقق می‌شود. از‌این‌رو، چنین استدلال می‌شود که از‌آنجایی‌که حیوانات دستمزدی دریافت نمی‌کنند، فعالیت‌های آنها در تولید واقعاً نمی‌تواند به‌مثابه‌ی تولیدکننده‌ی ارزش اضافی تلقی شود. در اینجا، این‌گونه تصور می‌شود که دستمزد پولی، تفکیک یا تمایز دقیق‌تری را میان هزینه‌های بازتولید نیروی کار از یک سو، و آن ارزش یا مازادی که از این کار قابل استخراج است از سوی دیگر، ممکن می‌سازد؛ و همین امر، نکته‌ی کلیدیِ رابطه‌ی سرمایه‌دارانه است. اما، من بر این باورم که این، برداشت و کاربرد ضعیفی از آن رویکردی است که مارکس به ما ارائه می‌دهد. دستمزد صرفاً یکی از سازوکارهایی است که سرمایه‌داری به کار می‌گیرد تا نرخ استثماری را که قرار است بر کارگران در فرایند تولید اعمال شود، مشخص کند؛ به عبارت دیگر، سازوکاری است برای تعیین رابطه میان هزینه‌های بازتولید نیروی کار و آن ارزش اضافی که از آن ستانده می‌شود. تحلیل پرورش حیوانات آشکار خواهد ساخت که طیف وسیعی از دیگر ابزارهای خشونت‌بار برای ایجاد تفکیک بین هزینه‌های بازتولید کار و ارزش اضافی، در دسترس است. به‌عنوان مثال، استفاده از «ضریب تبدیل خوراک» (feed conversion ratio) ـ که شاخصی استاندارد در این صنعت است و «بازده» حاصل از مقدار مشخصی خوراک را معین می‌کند ـ خود نیز به‌دقت، رابطه‌ی میان هزینه‌های تولیدیِ کار حیوانات (بر روی بدن خودشان) و آن ارزش اضافی را که تولیدکنندگان از آن منتفع می‌شوند، تعیین می‌کند. از دیدگاه من، کنار گذاشتن دستمزد به‌مثابه‌ی یگانه میانجیِ ارزش اضافی، چندین مزیت در بر دارد، از‌ جمله آنکه رابطه‌ای را که سرمایه‌داری عموماً با حیات (life) در پی آن است، به‌روشنی آشکار می‌سازد: مشخصاً، تعیین کردن، مدیریت کردن و پایین نگه داشتن هزینه‌های بازتولید حیات زیستی (biological life)، با هدف بیشینه‌سازیِ آن ارزش اضافی که از رهگذرِ فرایند تولید به دست می‌آید. در شرایطی که سرمایه‌داریِ امروز همچون گوی ویرانگری سامانه‌های سیاره‌ای را در هم می‌کوبد و هستیِ تریلیون‌ها حیات زیستی را به خطر انداخته است، شاید این نگرش به بنیادهای رابطه‌ی سرمایه‌داری و حیات، مغتنم باشد.

👇👇
👇👇

🔴 🔴 ما فرزندان تاریخی هستیم که در آن کارگران به زنجیر کشیده شدند، ملت‌ها غارت شدند و حیات به کالایی در بازار بدل گشت. ما وارث دنیایی هستیم که سرمایه، گرسنه و بی‌رحم، همه‌چیز را بلعیده است: بدن کارگران را، زمین‌های کشاورزان را، رودخانه‌ها و درختان را، و جان بی‌پناه حیوانات را. اما ما به زنجیر عادت نکرده‌ایم. ما زندگی را می‌طلبیم، زندگی‌ای رها از بردگی و خرید و فروش. ما برمی‌خیزیم، برای انسان‌هایی که نیروی کارشان غارت شده، و برای حیواناتی که بدن‌شان به خط تولید مرگ سپرده شده است. ما برمی‌خیزیم، زیرا می‌دانیم که سلطه تنها چهره‌ای انسانی ندارد؛ سلطه، هر جا که زندگی به وسیله بدل شود، دشمن ماست. ما مبارزه می‌کنیم، نه‌تنها برای کارگر، بلکه برای گاوی که به زنجیر کشیده شده، برای مرغی که از نور خورشید محروم شده، برای موجودی که نفس می‌کشد، رنج می‌برد، دوست می‌دارد، و در سکوت به بردگی کشیده شده است. ما باور داریم: رهایی انسان و رهایی حیوان به هم گره خورده‌اند. سرمایه، دشمن هر حیاتی است که می‌تواند احساس کند، رشد کند، شکوفا شود. پس ما برمی‌خیزیم؛ برای شکستن همه‌ی زنجیرها. ما جهانی می‌سازیم که در آن هیچ موجودی فروکاسته نشود. ما جهانی را می‌خواهیم که در آن آزادی، نه امتیاز، که حق همگان باشد — انسانی یا غیرانسانی. ما با فریاد و با عمل، این عهد را می‌بندیم: هیچ آزادی‌ای، مگر برای همه، هیچ رهایی‌ای، مگر کامل. t.me/weanimals

👇👇
👇👇

🔴 سفارش از طریق انتشارات سیتا: https://www.instagram.com/sita_book/# t.me/weanimals

ارزش حیوانات برای نظام سرمایه‌داری در چیست؟ چرا آنها همواره به‌عنوان ابژه‌هایی با ارزش استفاده مورد توجه بوده‌اند؟ و این ارزش
ارزش حیوانات برای نظام سرمایه‌داری در چیست؟ چرا آنها همواره به‌عنوان ابژه‌هایی با ارزش استفاده مورد توجه بوده‌اند؟ و این ارزش چگونه رابطه‌ی آن‌ها را با سرمایه تعیین می‌کند و شکل می‌دهد؟ ___________ 👈متن کامل

🔴 سفارش از طریق انتشارات سیتا: https://www.instagram.com/sita_book/# t.me/weanimals
🔴 سفارش از طریق انتشارات سیتا: https://www.instagram.com/sita_book/# t.me/weanimals

🔴 منتشر شد: «حیوانات و سرمایه» دینش وادیول ترجمه: حسن کلینی انتشارات سیتا کتاب «حیوانات و سرمایه» نوشته‌ی دینش جوزف وادیول،
🔴 منتشر شد: «حیوانات و سرمایه» دینش وادیول ترجمه: حسن کلینی انتشارات سیتا کتاب «حیوانات و سرمایه» نوشته‌ی دینش جوزف وادیول، ادامه‌ای درخشان بر اثر قبلی او، «جنگ علیه حیوانات»، است. در این کتاب، وادیول به‌طور عمیق به بررسی چگونگی ساختاردهی زندگی و مرگ حیوانات در دامداری صنعتی بر‌اساس منطق‌های ارزشی سرمایه‌داری می‌پردازد. این اثر، یکی از کارهای بسیار مهم در حوزه‌ی نظریه‌ی انتقادی حیوانات است که با پژوهشی جامع و دقیق، تحلیلی قابل‌ فهم ارائه می‌دهد و فراتر از نقدهای اخلاقی مرسوم درباره‌ی سیستم غذایی می‌رود. مطالعه‌ی این کتاب برای هر کسی که رؤیای جهانی عاری از سلطه و ترویج شکوفایی چندگونه‌ای را دارد، ضروری است. [لوری گرون، استاد فلسفه در دانشگاه وسلیان] سفارش از طریق انتشارات سیتا: https://www.instagram.com/sita_book/# t.me/weanimals

نابودی میلیاردها حیوان غیرانسان و تخریب محیط‌زیست، نه پیامدهای اتفاقی سرمایه‌داری، بلکه بنیان‌های اساسی آن را شکل می‌دهند. بن
نابودی میلیاردها حیوان غیرانسان و تخریب محیط‌زیست، نه پیامدهای اتفاقی سرمایه‌داری، بلکه بنیان‌های اساسی آن را شکل می‌دهند. بنابراین، فهم ماهیت نظام سرمایه‌داری ـ و پیوند آن با گونه‌پرستی ـ شرطی لازم و ضروری برای هرگونه بحث روشنگرانه در باب سیاست‌های وگن است. ____________ 👈متن کامل

🔴 متن انگلیسی کتاب «گاوی با پلاک گوش 1389» t.me/weanimals

🔴 «حتی در هنگام برداشت سیب‌زمینی نیز حیوانات می‌میرند» انسان‌ها همیشه هنگام انجام فعالیت‌های کشاورزی حیوانات را می‌کشند. آیا باید کشت سیب‌زمینی را متوقف کنیم، زیرا ممکن است در هنگام برداشت، سوسک‌های سیب‌زمینی به‌طور تصادفی کشته شوند؟ ما به‌طرز شگفت‌انگیزی اغلب این نوع اعتراضات را می‌شنویم، اما این موضوع آنها را کم‌مایه‌تر نمی‌کند. اغلب افرادی که این استدلال‌ها را مطرح می‌کنند، اگر بحث توجیه مصرف سوسیسِ کباب‌شده‌ی خودشان نباشد، احتمالاً قادر به تمایز بین تخریب سیستماتیک و تولیدشده توسط جامعه از یک سو و آسیب‌های غیر‌عمدی از سوی دیگر هستند. بنابراین، استدلال سوسک سیب‌زمینی برای جلوگیری از مرگ حیوانات کوچک نیست، بلکه به‌عنوان یک توجیه به کار می رود: چون نمی‌توان همیشه هر حشره‌ی منفردی را نجات داد، صنعت گوشت نیز باید اجازه‌ی وجود داشته باشد. درست است: وقتی انسان‌ها برای تولید مواد غذایی کار می‌کنند، ناگزیر وارد یک تعامل متابولیک با طبیعت می‌شوند. این موضوع مستقل از این است که کار در یک جامعه‌ی سرمایه‌داری انجام شود یا در یک جامعه‌ی آزاد و کمونیستی. در این فرایندها، آسیب به حیوانات کوچک به‌طور تصادفی تا حدی اجتناب‌ناپذیر است. اما در سرمایه‌داری، این متابولیسم بین انسان و طبیعت تحت هدایت طبقه‌ی حاکم و بر‌اساس منافع سودآوری آنها شکل می‌گیرد. میلیاردها حیوان در این فرایندِ تولید و استثمار سرمایه‌دارانه سالانه به‌طور سیستماتیک به‌عنوان ابزار و موضوع کار تصاحب می‌شوند. در این سیستم، در کارخانه‌های پرورش حیوانات، در حمل‌و‌نقل و در کشتارگاه‌ها، آنها به‌طور سیستماتیک در معرض رنج قرار می‌گیرند و زندگی آنها گرفته می‌شود. و فراتر از صنعت دام، موجودات زنده به‌طور انبوه کشته می‌شوند، به‌عنوان مثال از طریق استفاده از مواد شیمیایی کشاورزی به‌منظور افزایش بهره‌وری. به‌طور خلاصه، بین آسیب‌های غیرعمدی به حیوانات کوچک و استثمار و سرکوب صنعتی حیوانات، تفاوت ماهوی وجود دارد ـ و اشاره به سوسک سیب‌زمینی که به‌طور تصادفی کشته ‌شده است در کنار تولید، استثمار و نابودی سرمایه‌دارانه‌ی حیوانات، صرفاً امری ایدئولوژیک است. در مقابل، ما در پی یک روش تولید هستیم که امکان کاهش مداوم آسیب‌های غیرعمدی را نیز فراهم کند. بنابراین، در مسیر رسیدن به جامعه‌ی کمونیستی، باید روش های تولید بیو ـ وگن توسعه یابد که متابولیسم با طبیعت را به‌گونه‌ای تنظیم کند که به کیفیت‌ها و نیازهای بازتولید طبیعت (و بنابراین همه‌ی حیوانات نیز) تا حد امکان توجه شود. از سایت «اتحاد برای مارکسیسم و آزادی حیوانات» Auch bei der Kartoffelernte sterben Tiere t.me/weanimals