en
Feedback
ما حیوانات we animals

ما حیوانات we animals

Open in Telegram

روزنه‌ای در وجدان عمومی ما برای جهانی می‌جنگیم که در آن هیچ موجود زنده‌ای به‌عنوان کالا مورد استفاده قرار نگیرد. اینستاگرام: https://www.instagram.com/weanimals_f/ فیسبوک: https://www.facebook.com/weanimals.f/

Show more
1 075
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
معرفی کتاب گاوی با پلاک گوش 1389.pdf2.37 KB

photo content

رهایی، امری تدریجی و تکاملی نیست، بلکه یک گسست انقلابی با نظام سلطه است. رهایی حیوانات، گامی ضروری در این گسست انقلابی است. سوسیالیسم بدون رهایی حیوانات، تنها یک رفرم ناقص در نظام سرمایه‌داری خواهد بود. بیایید برای رهایی همگانی، برای جهانی عادلانه و پایدار، برای تمامی ستمدیدگان زمین، چه انسان و چه حیوان، مبارزه کنیم! t.me/weanimals

🔴 شبحی بر فراز مارکسیسم: مسئله‌ی حیوانات و ضرورت رهایی همگانی تناقضات سرمایه‌داری ـ این نظامِ مبتنی بر استثمار و انباشت بی‌پایان ـ اکنون در ابعادی بی‌سابقه آشکار شده است. بحران‌های اقتصادی ادواری، تشدید نابرابری‌های طبقاتی، و از همه مهم‌تر، تخریب بی‌رحمانه‌ی بنیان‌های طبیعی حیات، همگی گواه موقعیت بحرانی این نظام هستند. وارثان سنت مارکس، قرار است راهی به‌سوی رهایی همگانی بگشایند ـ رهایی از قید و بندهای سرمایه‌داری، رهایی از بیگانگی انسان، و رهایی از سلطه‌ی طبقاتی. اما آیا در این مسیر، به تمامی اشکال ستم و استثمار توجه کافی مبذول داشته‌اند؟ آیا در تحلیل‌هایشان، به زنجیرهای دیگری که بر هستی تحمیل شده‌، بی‌اعتنایی نورزیده‌اند؟ در اینجا، مسئله‌ی حیوانات غیرانسان مطرح است. مسئله‌ای که در بسیاری از تحلیل‌های مارکسیستی، به حاشیه رانده شده یا نادیده گرفته می‌شود. اما نادیده گرفتن این مسئله، نه‌تنها یک خطای اخلاقی، بلکه یک نقص جدی در تحلیل و استراتژی سوسیالیستی است. سرمایه‌داری، در منطق ذاتی خود، به‌دنبال تبدیل هر چیز به کالا و هر رابطه به رابطه‌ی پولی است. طبیعت و حیوانات نیز از این منطق کالایی‌سازی مستثنی نیستند. در نظام سرمایه‌داری، حیوانات به ابژه‌های صِرف تولید و مصرف تقلیل یافته‌اند. حیات آن‌ها، شعور آن‌ها، و نیازهای بنیادین آن‌ها، همگی در پای سود و انباشت سرمایه قربانی می‌شوند. صنعت گوشت، نمونه‌ای آشکار از این منطق کالایی‌سازی است. حیوانات در مزارع صنعتی، به ماشین‌های گوشت‌سازی تبدیل می‌شوند. آن‌ها در شرایطی غیرقابل تصور، از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم شده و به‌مثابه‌ی واحدهای تولید، مورد بهره‌کشی بی‌رحمانه قرار می‌گیرند. این بهره‌کشی، نه‌تنها رنج و درد عظیمی را بر حیوانات تحمیل می‌کند، بلکه پیامدهای فاجعه‌باری برای محیط‌زیست نیز به همراه دارد. صنعت گوشت، یکی از بزرگ‌ترین عوامل تولید گازهای گلخانه‌ای، جنگل‌زدایی، آلودگی آب و خاک، و نابودی تنوع زیستی است. این صنعت، در پی سود بیشتر، بنیان‌های طبیعی حیات را به مخاطره می‌اندازد و بحران اکولوژیکی را تشدید می‌کند. آیا این همان منطق ویرانگر سرمایه‌داری نیست که مارکسیست‌ها برای محو آن مبارزه می‌کنند؟ برخی ممکن است استدلال کنند که مسئله‌ی حیوانات، یک مسئله‌ی فرعی و انحرافی است. آن‌ها ممکن است بگویند که تمرکز ما باید بر مبارزه‌ی طبقاتی و رهایی کارگران باشد. اما این دو مبارزه، نه‌تنها در تضاد نیستند، بلکه به‌طور دیالکتیکی به هم مرتبط‌ هستند. بهره‌کشی از حیوانات و استثمار کارگران، هر دو ریشه در یک منطق سلطه و بهره‌کشی دارند. سرمایه‌داری، برای انباشت سرمایه، هم از نیروی کار انسان و هم نیروی حیات حیوانات بهره‌کشی می‌کند. این نظام، با بیگانه کردن انسان از طبیعت و از حیوانات، زمینه‌ی بیگانگی انسان از خود و از هم‌نوعانش را نیز فراهم می‌آورد. موارد متعددی زمینه‌ساز این بیگانگی خواهد بود. وقتی طبیعت و حیوانات صرفاً به‌عنوان ابزار دیده می‌شوند، نگرش ابزاری و سودمحور به هستی تقویت می‌شود. این نگرش، به روابط انسانی نیز سرایت می‌کند. به عبارت دیگر، اگر ما یاد بگیریم که با موجودات دیگر (طبیعت و حیوانات) صرفاً به‌عنوان ابزار برخورد کنیم، این ذهنیت به روابط ما با انسان‌های دیگر نیز منتقل می‌شود. در این نگرش ابزاری، ارزش ذاتی هر موجودی نادیده گرفته می‌شود و تنها ارزش مبادله‌ای و سودمندی آن برای انباشت سرمایه اهمیت می‌یابد. این امر، زمینه‌ی استثمار انسان‌ها از یکدیگر را نیز فراهم می‌کند. وقتی ارزش انسان‌ها نیز به سودمندی آن‌ها برای سرمایه تقلیل یابد، بیگانگی از هم‌نوعان اجتناب‌ناپذیر می‌شود. بیگانگی از طبیعت و حیوانات، حس همدلی و ارتباط عاطفی انسان با موجودات دیگر را تضعیف می‌کند. وقتی ما رنج حیوانات را در مزارع صنعتی و کشتارگاه‌ها نادیده می‌گیریم، بخشی از توانایی خود برای همدلی و شفقت را از دست می‌دهیم. این کاهش ظرفیت همدلی، به روابط انسانی نیز منتقل می‌شود. در جامعه‌ای که بر بهره‌کشی از طبیعت و حیوانات بنا شده است، روابط انسانی نیز به روابطی رقابتی، سودمحور و بیگانه تبدیل می‌شوند. بیگانگی از طبیعت و حیوانات، به تقویت این فردگرایی و رقابت دامن می‌زند. وقتی ما ارتباط خود را با دنیای طبیعی و موجودات دیگر از دست می‌دهیم، حس تعلق به یک کل بزرگتر را نیز از دست می‌دهیم. این امر، زمینه‌ی بیگانگی انسان از جامعه و هم‌نوعانش را فراهم می‌کند. سوسیالیسم واقعی، باید فراتر از انسان‌محوری رفته و دایره‌ی رهایی را گسترش دهد. باید بپذیریم که رهایی انسان، بدون رهایی طبیعت و رهایی حیوانات، امری ناقص و ناتمام خواهد بود. جهانی که برای آن مبارزه می‌کنیم، باید جهانی باشد که در آن تمامی موجودات حسمند، از حق زندگی آزادانه و محترمانه برخوردار باشند.

🔴 این نقل قولی از کارل مارکس است که به‌صورت دست خط او به تصویر کشیده شده است. در آن، مارکس، پرورش حیوانات در اصطبل ها را به‌
+1
🔴 این نقل قولی از کارل مارکس است که به‌صورت دست خط او به تصویر کشیده شده است. در آن، مارکس، پرورش حیوانات در اصطبل ها را به‌عنوان «نوعی سیستم زندان سلولی» مورد انتقاد قرار می دهد. مارکس می‌نویسد: «در این زندان‌ها، حیوانات به دنیا می‌آیند و در آنجا می‌مانند تا زمانی که کشته شوند.» این نقل قول از دفترچه‌های یادداشت مارکس در مورد کشاورزی از سال های 1865/66 گرفته شده است که در جلد 18 بخش چهارم مجموعه آثار مارکس-انگلس (MEGA2) منتشر شده است. از صفحه‌ی «اتحاد برای مارکسیسم و آزادی حیوانات»

کاوش در یک مناقشه.pdf5.46 KB

photo content

💢آیا حیوانات می‌توانند مانند انسان‌ها عاشق شوند؟ گاه از حیوانات رفتارهایی دیده می‌ شود که یادآور رفتارهای انسان‌های عاشق است
💢آیا حیوانات می‌توانند مانند انسان‌ها عاشق شوند؟ گاه از حیوانات رفتارهایی دیده می‌ شود که یادآور رفتارهای انسان‌های عاشق است؛ رفتارهایی مانند وفاداری، دلبستگی و احساسات عمیق. اما آیا واقعاً می‌توان در مورد احساسات عاشقانه در حیوانات صحبت کرد یا این‌ها فقط غرایزی برای بقا هستند؟ این موضوعی بوده که دانشمندان برای مدتی طولانی درباره آن تحقیق کردند و درنهایت نیز به این نتیجه رسیدند که حیوانات خالی از احساسات نیستند. جزئیات بیشتر: https://tinyurl.com/y6u3e38p @euronewspe

ما وگنیسم سوسیالیستی را به‌عنوان یک رکن از تغییر موازنه‌ی قدرت طبقاتی از سرمایه به کار، و آغاز ترمیم شکاف متابولیک بین جامعه‌
ما وگنیسم سوسیالیستی را به‌عنوان یک رکن از تغییر موازنه‌ی قدرت طبقاتی از سرمایه به کار، و آغاز ترمیم شکاف متابولیک بین جامعه‌ی انسانی (سرمایه‌دارانه) و طبیعت می‌دانیم. با توجه به اختصاص میلیاردها دلار به یارانه‌ی صنایع سوخت فسیلی یا هدایت آنها به‌سوی گذاری سبز که تحت سلطه‌ی شرکت‌هاست، اکنون زمان آن رسیده که جنبش‌های سوسیالیستی خواستار اختصاص این بودجه‌ها به برنامه‌ای سیاسی-اقتصادی با هدف دگرگونی بوم‌اجتماعی شوند. _______________ 👈متن کامل

🔴 سوسیالیسم یک مفهوم ضروری و یک اندیشه‌ی آرمان‌شهری معتبر باقی می‌ماند. اما برداشت چپ از سوسیالیسم کهنه و ناقص است، که از یک سنت فلسفی کاملاً خاص، ایده‌آلیسم آلمانی، و در چارچوب یک بحران اجتماعی بسیار خاص، صنعتی شدن و پرولتریزه شدن تکوین یافته است. در نتیجه، نظریه و عمل سوسیالیستی هم بیش از حد هگلی و هم بیش از حد اقتصادی بوده است. این ممکن است تا حدی ناتوانی مطلق چپ را قبل از وضعیت اضطراری زیست‌محیطی توضیح دهد – فقدان یک موضع منسجم. مبرم‌ترین مسئله‌ی عصر ما، بحران انقراض جمعی است. با‌این‌حال، چپ هرگز در مورد آن صحبت نمی‌کند. چرا این‌طور است؟ من فکر می‌کنم چپ در مورد آن صحبت نمی‌کند، زیرا به یک معنا نمی‌تواند. به این معنا که به‌دلیل اصول‌گرایی و سنت و شعارهای خود، قادر به ارائه‌ی یک تحلیل منسجم و دیالکتیکی از نابودی موجودات دیگر نیست. چپ‌ها گاهی به اعتراضات در مورد تغییرات اقلیمی یا نژادپرستی محیطی می‌پیوندند؛ اما به نظر می‌رسد که واقعاً اهمیتی نمی‌دهند که انسان‌ها زندگی واجد‌ احساس را از روی زمین حذف می‌کنند. آن‌ها همچنین حاضر نیستند رابطه‌ی نزدیک بین فروپاشی سیاره و اقتصاد حیوانی را تصدیق کنند. مانند جنبش زیست‌محیطیِ گسترده‌تر، چپ حقیقتاً فاقد یک مقوله‌ی تحلیلی برای «گونه‌پرستی»، برای سلطه‌ی انسانی به‌معنای واقعی است. سوسیالیسم بدون ضد‌گونه‌پرستی حقیقتاً قادر به درک ماهیتِ کلیت و نقش برتری‌طلبی انسانی در تشکیل آن کلیت نیست. از قضا، چنین سوسیالیسمی در درون قالب‌ها و ضوابط خود سرمایه‌داری به دام می‌افتد، که در نهایت می‌تواند خود را تنها بر اساس تصاحب «آزاد» بدن‌ها و فضاهای زندگی سایر گونه‌ها بازتولید کند. تا زمانی که حیواناتِ کم‌تری در مرکز تئوری‌ها و عمل ما قرار داشته باشند، سرانجام، تصور ما از «سوسیالیسم» نه‌تنها ناقص، بلکه از نظر اخلاقی و معنوی ورشکسته خواهد ماند. گفتمان سوسیالیستی موجود در برخورد ابزاری با حیوانات، به‌عنوان وسیله‌ای برای اهداف اجتماعی انسان، پافشاری می‌کند. اما این امر سوسیالیسم را نامنسجم و متناقض و خودناسازگار می‌کند. پذیرش ردای آزادی جهانی، دموکراسی و برابری اجتماعی و در عین حال دفاع از حبس و کشتار جمعی میلیاردها موجود کنارمان – استفاده از شلاق و زنجیر، چاقو و اتاق گاز، تجاوز جنسی و غیره – حقیقتاً غیرمنطقی است. چنین «سوسیالیسم»‌ی در واقع نمایانگر دیدگاهی شوم از ماهیت و اهداف زندگی بشری است. به این ترتیب، ما باید آن را رد کنیم. پس ما به یک سوسیالیسم جدید نیاز داریم، سوسیالیسمی که از دفاع از تمام زندگیِ آگاه و ایستادگی در برابر هر شکلی از خشونت و بهره‌کشی هراس نداشته باشد. تا زمانی که چپ نتواند این اساسی‌ترین تضاد در جامعه – تضاد انسان/حیوان – را زیر سؤال ببرد، هیچ شانسی برای حفظ آنچه از نظم اکولوژیکی باقی مانده است نداریم. چپ‌ها نیز مانند سایرین در جامعه از این درک نادرست رنج می‌برند که اهمیت دادن به اتفاقاتی که برای حیوانات دیگر می‌افتد یک «بازی با حاصل جمع صفر» است و این‌که حمایت از منافع حیوانات به‌نوعی برای منافع انسان مضر است. اما هیچ‌چیز نمی‌تواند این اندازه با حقیقت فاصله داشته باشد. برای هزاران سال، سلطه‌ی انسان بر غیرانسان‌ها به‌عنوان ویژگی اصلی تمام اشکال دیگر ظلم عمل کرده است. به قول کِیت توماس، «اهلی‌سازی… نمونه‌ی کهن‌الگویی برای انواع دیگرِ تبعیت اجتماعی شد». بنابراین، در برچیدن گونه‌‌پرستی، در واقع یکی از لوازم ایدئولوژیک سلطه را حذف می‌کنیم. با‌این‌حال، آنچه مطرح است، فقط بقای مادی خودمان نیست، بلکه شکوفایی معنوی و اخلاقی ماست. با واگذاری سلطه‌ی خود، شادی و آسایش را در دوستی، ارتباط و عشق بینا‌گونه‌ای کشف خواهیم کرد. در نهایت باید خودمان را با خودمان آشتی دهیم – با طبیعت حیوانی خودمان. خلاصه اینکه ما چیزی برای از دست دادن نداریم و دنیایی برای بردن. جان سانبونماتسو t.me/weanimals

به‌سوی یک نظریه‌ی مارکسیستی رفاه حیوانات: این مقاله تلاشی نظری در مورد مسائل حقوق حیوانات، از دیدگاه مارکسیستی و با تکیه بر ا
به‌سوی یک نظریه‌ی مارکسیستی رفاه حیوانات: این مقاله تلاشی نظری در مورد مسائل حقوق حیوانات، از دیدگاه مارکسیستی و با تکیه بر اخلاق، سیاست و فلسفه است و بر چگونگی ایجاد یک ساختار اجتماعی که باعث بهبود رفاه حیوانات می‌شود، تمرکز می‌کند. ___________ 👈متن کامل

💢آیا حیوانات آگاهی و شعور دارند و با هوش مصنوعی خواهیم فهمید چه می‌گویند؟ اینکه آیا حیوانات اساسا فکر می‌کنند یا خیر، بحثی د
💢آیا حیوانات آگاهی و شعور دارند و با هوش مصنوعی خواهیم فهمید چه می‌گویند؟ اینکه آیا حیوانات اساسا فکر می‌کنند یا خیر، بحثی دیرین و کهن است. ارسطو این موضوع را آن‌قدر مهم می‌دانست که به‌طور مفصل درباره آن نوشت و به‌احتمال زیاد، انسان‌ها مدت‌ها پیش از آنکه اسناد مکتوب آن را داشته باشیم، در این باره بحث می‌کردند. بیشتر بخوانید: https://tinyurl.com/2s3pw9wj @euronewspe

🔴 کریسمسِ نسل‌کشان! t.me/weanimals
🔴 کریسمسِ نسل‌کشان! t.me/weanimals