en
Feedback
• 𝐷𝑎𝑟𝑘 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐 •

• 𝐷𝑎𝑟𝑘 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐 •

Open in Telegram
1 477
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
نقل است که یکی از او پرسید: چگونه‌ای؟ گفت: چگونه بود حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر کسی به تخته‌ای بمانند. گفت: صعب باشد. گفت: حال من همچنان باشد.
تذکرة الاولیاء
ذکر حسن بصری
@academicdark

در قطار صندلی‌هایمان را عوض کردیم، تو پنجره را می‌خواستی و من نگاه کردن به تو را.
محمود ‌درویش
@academicdark

‌ مشکل ترین چیز، این است که از جایت بلند شوی، بدونِ آنکه جایی باشد که به آنجا بروی.
میشل لبر
کاناپه قرمز
@academicdark

هرگز این در باورمان نمی‌گنجید که آدم‌ها این‌همه سرسخت باشند. هرگز این باورمان نمی‌شد که قلبمان اینهمه تاب داشته‌ باشد.
یانیس ریتسوس
@academicdark

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است  اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر است! 
بیداد خراسانی
@academicdark

برادران‌ام می‌جنگند در ورشو و در پاریس. برادران‌ام در مقابلِ گلوله صف می‌کشند یا در پای یک دیوار یا در میانه‌ی یک میدان با هم‌سفران، هم‌سفران، هم‌سفران. از زنده‌گی شرم‌سارم دوستان در بازارِ جان‌سپاری به یک گلوله معامله می‌شوند حتا اگر کاری از دست‌ام برنیاید آیا به جای یکی از شما نمی‌توانم جان بسپارم؟ آیا برای زیربنای دنیای جدید خونِ خودم را نمی‌ریزم؟ تمامیِ درها را باز کنید از دستِ من نیز کاری برمی‌آید
جاهیت ایرگات
@academicdark

سده‌ها رفته است و سده‌ها در راهند آیا آدم هنوز می‌تواند آدم باشد؟ در کندوهای خلایق ولوله برپاست اما شانه‌های عسل، تهی و له شده‌اند و نسل‌هایی پا می‌گیرند که با سکوت بیگانه‌اند ای وای به وحشتناک‌ترین تقویم‌ها و کشتگان چنان بسیارند که نمی‌توان بر تک‌تک ایشان گریست چه اندوخته‌ایم؟ چه به کف آورده‌ایم تا فرزندانی را میراثی در خور باشد؟ ‌
لنا کاستنکو
@academicdark

من از تعهد شمشیر و قلب بیزارم. نه از وقاحت تیغ برهنه‌ی تهمت. نه از شماتت نفرت. که گاهواره‌ی من تلخ‌تلخ می‌نالید: ـ بخواب فرزندم، به پشت پلک تو دشنام قرن لالائی‌ست. بهانه در رگ من شیهه می‌کشید: ـ نخواب. زمان بیداری‌ست. هنوز بیدارم هنوز...
نصرت رحمانی
@academicdark

YADDAŞIN BÖHRANI unudulmaq! Nə gözəl bir duyğu!olmayanların, gəlməyənlərin aləmindəsən,elə bir aləmdə ki, burda heç kim yoxdu, heç özün də.yaddaşın bir dövrü gəlir,yaddaşsızlığa çevrilir. və insan zamanı unutmamaq üçün saatı kəşf edir. şəxsən mən, hərdən saatımı yox, sol qolumu axtarıram evdə sevgi də, bir növ yaddaşsızlıqdı. insan özünü yaddan çıxarır sevəndə. hamımız beləyik: o da, mən də, sən də! بحران حافظه فراموش شدن! چه حس زیبایی! در عالم کسانی هستی که وجود ندارند، وجود نخواهند داشت، در همچون عالمی که اینجا هیچ‌کس نیست؛ حتی خودت هم. دوره‌ای از حافظه می‌رسد که به بی‌حافظه‌گی بدل می‌شود. و انسان برای فراموش نکردن زمان، ساعت را ابداع می‌کند. من شخصن، گاهی ‌وقت‌ها ساعتم که نه،  دنبال دست چپم می‌گردم در خانه. عشق هم، نوعی بی‌حافظه‌گی است. انسان خود را از خاطر می‌برد زمانی که عاشق می‌شود. همه‌ ما  همینیم: او هم، من هم، تو هم!
آقشین یئنی سئی
@academicdark

برای همه چیز ممنونم برای جنگ برای انقلاب و تبعید برای این کشورِ مجللِ بی‌تفاوت آن‌جا که اکنون، هستی‌مان را امتداد می‌دهیم. تقدیری نیست به شیرینی از دست شدنِ همه چیز سرنوشتی به یاد ندارم به‌تر از آواره‌گی و هرگز این‌گونه در ملکوت نبوده‌ام. این‌جا خسته از خستگی خسته از تنفس ناتوان، بدونِ پول بدونِ عشق در پاریس...
گئورگی آداموویچ
@academicdark

هزاران بار دوست‌ات دارم اما از من دور باش از آتش و دودم! من در دنیا چیزی ندارم جز چشمان‌ات... و غم هایم... أنا ألـفُ أحبّكِ.. فابتعدي عنّي.. عن نـاري ودُخاني فأنا لا أمـلكُ في الدنيـا إلا عينيـكِ... وأحـزاني
نزار قبانی
@academicdark

شاگردی از استادش پرسید: خواهش می‌کنم به من بگو از کجا باید یک انسان خوب را تشخیص دهم؟ استاد جواب داد: تو نمی‌توانی از روی سخنان یک فرد تشخیص دهی که او یک انسان خوب است، حتی از ظاهر او هم نمی توان به این شناخت رسید. اما می توانی از فضایی که در حضور او به وجود می‌آید، او را بشناسی؛ چرا که هیچ کس قادر نیست فضایی ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد.
نوربرت لش لایتنر
چهارصد داستان
@academicdark

"هروقت افسرگی به سراغم می‌آید، شروع به تمیز کردن خانه می‌کنم. حتی اگر دویا سه صبح باشد. ‌ ظرف‌ها را می‌شویم، اجاق را گردگیری می‌کنم، زمین را جارو می‌کشم، دستمال ظرف‌ها را در سفید کننده می‌اندازم، کشوهای میزم را منظم می‌کنم و هر لباسی راکه جلوی چشم باشد، اتو می‌کشم. آنقدر این کار رامی کنم تا خسته شوم، بعد چیزی می‌نوشم و می‌خوابم. ‌ صبح که بیدار می‌شوم ووقتی جوراب‌هایم را می‌پوشم، حتی یادم نمی‌آید شب قبل به چه فکر می‌کردم. همه ما اینطور هستیم. ‌ برای همین هرکداممان باید شیوهٔ مبارزه خود را با آن پیدا کنیم."
هاروکی موراکامی
کجا ممکن است پیدایش کنم
@academicdark

آهای مردان مرگ! زیر کت‌های کهنه‌تان چه پنهان کرده‌اید؟ شاید تکه‌ نانی، شاید اندک مرگی...
ماتیلده سرائو
@academicdark

اذا كانت المرأة الجميلة جوهرة فالمرأة الفاضلة كنز. اگر زن زیبا جواهر باشد، زن فرهیخته گنج است.
عباس محمود العقاد
@academicdark

اگر نمی‌گذاری قلبت سرزمینم باشد بگذار تا ابد در آن پناهنده‌ای سرگردان باشم...
تەنیا محمد
@academicdark