هَجویات یک عدد میم هَزار
Open in Telegram
هر آنچه که شاید بخواهید دربارهٔ من بدانید: @mim_hazar_bio از اسم کانال مشخص است؛ اینجا چیز خاصی برای ارائه ندارم. قانون اول: هکسره را رعایت کنید. قانون دوم: قانون اول را فراموش نکنید.
Show more2 137
Subscribers
+224 hours
-37 days
+1830 days
Posts Archive
سعدی انگار که داره برات روایت میگه. انگار که توی شعرش داره تو رو پخته میکنه. اون توی قلهٔ عشق ایستاده. ولی من و تو تا برسیم به اون بالا بالاها کار زیاد داریم. بنابراین مجبوره که آرومآروم مفهومی که توی ذهنشه رو به خورد من و تو بده. اون میگه که معشوق، دل زیاد برده. از صدها و هزارها آدم. اینقدر زیباست، اینقدر دستنیافتنی و اینقدر معشوقه، که دل رو از خود بیخود میکنه. بعد میبینه که دل چه بهای ناچیزیه در برابر بزرگی معشوق. و میگه که جانم رو هم فدا میکنم. جانم بر کف دسته برای تو. و توی بیت بعدیش میبینه که نه، این هم چیزی نیست. خاکساری در پای معشوق کجا رفته پس؟ و میگه که ببین تو که همینطور قدم روی خاک میذاری، پس بیا قدم روی دودیدهٔ من بذار. این دیدههام حداقل حداقل از خاک که بالاترن دیگه؟ نه؟ و سعدی. سعدی. سعدی تو در کدام قله داری سیر میکنی که ما هنوز به دامنهش هم نرسیدیم.
سلطانصفت همیرود و صد هزار دل
با او چنان که در پی سلطان رود سپاه
دل خود دریغ نیست که از دست من برفت
جان عزیز بر کف دست است گو بخواه
ای هر دو دیده، پای که بر خاک مینهی
آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه؟
#سعدی
#ادبیزار
#شاعران_غیرمعمولی
اصلاً همینکه اینقدر فرصت اینجور کارها رو دارن دال بر عدم پزشک بودنشونه.
بیا ما با هم دعوا نکنیم
درسش رو ما میخونیم، کشیک و پز و دکتر بودن رو شما میدید، کل پول رو دندون پزشک میبره 😂
ماها پول پدر نداشته باشیم داروخانه بزنیم پولدار نمیشیم
مثل شورویه. شوروی که تجزیه شد، شد روسیه و یه سری کشور دیگه. قبلاً طبیب هم کار دندونپزشکی میکرد، هم فیزیوتراپی، هم داروسازی، هم بیناییسنجی، هم شنواییسنجی و و و. بعدش که طبابت تجزیه شد، شد پزشکی و یه سری رشتهٔ دیگه. مثل روسیه و یه سری کشور دیگه.
فکر کنم از حسادته. از اینکه اونا اینقدر پول در میارن و ما نگاه میکنیم. 😭
مثل اینه که مامانت بهت گفته برو برای صبحانه تخم مرغ بخر. تو بری سوپرمارکت، فروشندهٔ اونجا بگه که به نظرم پنیر خوشمزهتره برای صبحانه. و بهت پنیر بفروشه. داروت رو بفروش دیگه بقال. چرا نسخه رو عوض میکنی.
من تازگیها فهمیدم که شما وقتی نسخهٔ پزشک رو میبری داروخونه، اون پزشک داروساز به صلاحدید خودش ممکنه داروهات رو عوض کنه و دارویی که خودش بهتر میدونه رو بده. وا.
سلام
میخواستم براتون از یه داستان که توی یکی از بیمارستان های شهر ما همین اخیرا اتفاق افتاده صحبت کنم
خببب ما اهل خراسان شمالی هستیم و اینجا تا قبل از انقلاب و حتی تا کمی بعد از اون هم روستا ها خان و خانزاده و بزرگ و اینا داشتن
یکی دو ماه پیش پیرمردی تو بیمارستان بستری میشه که باید چشم هاش عمل میشده و یه بنده خدای دیگه هم که فامیلیش خانزاده بوده باید عمل پروستات میشده
دکتر میاد اشتباهی از این پیرمرد میپرسه که شما خانزادهاید؟ اون هم میگه بلهههه من خانزادهام و اینا(بنده خدا فکر کرده دکتر از اصل و نسبش پرسیده)
و شد آنچه نباید میشد میبرنش اتاق عمل و بهجای اینکه چشماشو عمل کنن پروستاتشو عمل میکنن😂😂😂😂
حالا کار رسیده به شکایت و شکایت بازی از دست دکتر🖖
اینایی که اسکای دایوینگ میکنن و از روی هواپیما با چتر نجات برای تفریح میپرن، کلاه ایمنی برای چی میپوشن؟ گیرم چتره باز نشد، اون کلاه میخواد چه نقشی ایفا کنه؟
