هَجویات یک عدد میم هَزار
Ir al canal en Telegram
هر آنچه که شاید بخواهید دربارهٔ من بدانید: @mim_hazar_bio از اسم کانال مشخص است؛ اینجا چیز خاصی برای ارائه ندارم. قانون اول: هکسره را رعایت کنید. قانون دوم: قانون اول را فراموش نکنید.
Mostrar más2 118
Suscriptores
+624 horas
+147 días
+3630 días
Archivo de publicaciones
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی...
Repost from کانون کتابخــــوانی
🎉 شمارهٔ سوم نشریهٔ ادبی مبتلا منتشر شد!
🔔شمارهٔ سوم | مبتلا به وابستگی
📖 فصلنامهٔ ادبی- داستان و ناداستان
🔖 کاری از کانون کتابخوانی شبکهٔ نخبگان ایران
🗳 جهت همکاری و ارائهی نظرات با ما در ارتباط باشید. ( @Book_Kanoon_Admin )
🌱کانون کتابخوانی شبکهٔ نخبگان ایران:
| @Book_Kanoon |
این هم برای بچههای داروسازی:
ز داروخانهٔ لطفش چو دارو جان نمییاید
بسازم با غم دردش بنالم زار چتوان کرد؟
یکی از ذوقهای اربعین امسالم، دیدن ایوون طلای نجفه. هر بار رفتم همهش در حال بازسازی بود.
اگه یه روزی چشمپزشک شدم این رو قاب میکنم میزنم دیوار مطبم.
«بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم»
این مفهوم «فدای معشوق شدن» خیلی مفهوم پرتکرار و رایجیه. اینکه من فنا بشم تا اون بمونه. اینکه عشق دریای کرانهناپدیدیه که توش سلامتی وجود نداره. ولی نمیدونم چرا من هر چی از این مفهوم بیشتر شعر میخونم تازهتر و تازهتر میشه برام. اینجا هم همینه. سعدی میگه روح روان من که اینقدر پاک و روشنه، مثل شمع مجلس توست. اگه تو اون رو آزار ندی و اذیتش نکنی، اگه اون شمع رو نسوزونی، به هیچ درد نمیخوره. شمع برای سوختنه. برای آسیب دیدن و فدا شدنه. روان روشن سعدی هم همینطور.
روان روشن سعدی که شمع مجلس توست
به هیچ کار نیاید گرش نسوزانی
#سعدی
#ادبیزار
#شاعران_غیرمعمولی
https://t.me/mim_hazar/23328
کیفیتشون بالا نیست پیوستگی ذهنی به وجود نمیارن و گنگ متوجه میشم یا خیلی خلاصه هستند و مفهوم جدیدی رو که باید نمیتونم دریافت کنم.
