en
Feedback
قرآن ملاک دین اسلام

قرآن ملاک دین اسلام

Open in Telegram

به پایگاه اطلاع رسانی ( دین و فطرت ) ✔︎ ترجمه قرانکریم ✔︎ تفسیر قرآنکریم ✔︎ پاسخ به شبهات قرآنی ✔︎ فقه و احکام شرعی ✔︎ پرسش و پاسخ ✔︎ اقتصاد اسلامی ✔︎ مباحث علمی ✔︎ مباحث اخلاقی 👈🏿خوش آمدید …! ارتباط با ما https://t.me/muhammadi02

Show more
454
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+530 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '24
September '24
+8
in 0 channels
August '24
+10
in 0 channels
Get PRO
July '24
+15
in 0 channels
Get PRO
June '24
+34
in 0 channels
Get PRO
May '24
+9
in 1 channels
Get PRO
April '24
+55
in 0 channels
Get PRO
March '24
+94
in 1 channels
Get PRO
February '24
+24
in 0 channels
Get PRO
January '24
+182
in 3 channels
Get PRO
December '230
in 5 channels
Get PRO
November '23
+225
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 September0
24 September0
23 September0
22 September+1
21 September+1
20 September0
19 September0
18 September0
17 September0
16 September0
15 September0
14 September0
13 September+1
12 September+1
11 September0
10 September0
09 September0
08 September0
07 September+2
06 September0
05 September0
04 September0
03 September+1
02 September0
01 September+1
Channel Posts
به این ترتیب هم خودشان و هم طلبکارانشان از مشکل رهایی می یابند و قادر به تولید کالا و خدمات می شوند. این امر به نشاط اقتصادی کمک شایانی خواهد کرد. انفاق در راه خدا شامل مخارج امنیت داخلی و خارجی (بقرة ۱۹۵) و همچنین مخارج مطالعات علمی و خدمات عمومی است (بقرة ۲۷۳). به این ترتیب توسعه علمی حاصل می شود و فضای اعتماد و رضایت ایجاد می گردد. هزینه برای مسافران مستلزم ساخت جاده، ایمنی راه و خدمات اقامتی است. ایمنی جاده برای زندگی اقتصادی ضروری است. یک آیه چنین می فرماید: و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مىرسيد پس [ساكنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد. (نحل ۱۱۲) توزیع صدقه بدین طریق باعث آسودگی جدی برای همه شهروندان اعم از مسلمان و غیر مسلمان می شود. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat

2
مفهوم «صلَاة» در قرآن قسمت (پنجم) صلات محمد علیه السلام فرمان صلاتی که خداوند متعال به محمد علیه السلام فرمود چنین است: إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ.. ما تو را كوثر [قران] داديم. پس براى پروردگارت صلات گزار / وظیفه ات را انجام بده و راست بایست. دشمنت‏ خود بى‏ تبار خواهد بود. (کوثر ۱-۳) محمد علیه السلام در هر امری برای ما نمونه است (احزاب 1). در این سوره مشتمل بر سه آیه پیام های بزرگی وجود دارد که خلاصه ای از تمام زندگی آن حضرت می باشد. صلات بر مسلمان و غیر مسلمان خداوند متعال در سوره توبه پس از وصف مؤمنین[41] و منافقینی که به کفر خود اعتراف می کنند و نمی کنند[42]، به محمد علیه السلام چنین دستور می دهد: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ از اموال آنان صدقه‏ اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏ شان سازى و برايشان صلات كن، زيرا صلات تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست. (توبة ۱۰۳) صدقه که در بین مسلمانان به عنوان «زکات» تعریف می شود، مالیاتی است که از هر شهروندی که دارای امکانات مالی است، صرف نظر از هویت مذهبی خود، اخذ می شود. منظور از تطهیر و تزکیه در اینجا پاکسازی از گناه و اصلاحدین نیست. هیچ کس جز خداوند متعال نمی تواند چنین کاری را انجام دهد. از آنجایی که نمی توان بر اعتقاد و عبادت فشار وارد کرد مالیاتی که از شخص بی ایمان صاحب ثروت اخذ می شود به او کمک می کند تا از نگرانی خود رهایی یابد و از نظر اقتصادی پیشرفت کند. این کاری است که محمد علیه السلام به عنوان یک حاکم می توانست انجام دهد. «برايشان صلات كن، زيرا صلات تو براى آنان آرامشى است» امر این است که پیامبر پشت سرشان بایستد، یعنی از آنها حمایت کند. از آیه زیر می آموزیم صدقه های دریافتی چگونه خرج می شوند: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ. صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان [گردآورى و پخش] آن و كسانى كه دلشان به دست آورده مى ‏شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [اين] به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم است. (توبة ۶۰) این آیه در تقسیم صدقه ها نیز بین ادیان فرقی نمی گذارد. این جمله در پایان آیه بسیار مهم است: «[اين] به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم است.» اگر چیزی از جانب خداوند واجب و فريضه شود، تنها کاری که مسلمان می تواند انجام دهد این است که از آنچه خدا می فرماید، اطاعت کند. مردی نزد محمد علیه السلام آمد و گفت: آیا به من صدقه می دهی؟ حضرت پیامبر فرمودند: «خداوند تصمیم هیچ پیامبر و دیگری را در مورد صدقه نمی پذیرد. به همین دلیل خودش تصمیم گرفت و صدقه را به هشت قسمت تقسیم کرد. اگر شامل یکی از این بخش ها شوی، حقّ تو را می دهم. تهيدست و یا فقیر کسی است که درآمدش از حد گرسنگی بالاتر باشد و بتواند نیازهای اساسی خود را تامین کند، اما چون امکانات مالی اش به آن سطح  نرسیده است که بتواند صدقه بدهد، ثروتمند محسوب نمی شود. اگر از آنها حمایت شود، می توانند به سرعت به سطحی برسند که بتوانند کالا و خدمات تولید کنند و صدقه بدهند. چون نمی توانند از کسی کمک بخواهند، توصیه می شود به آنها مخفیانه صدقه داده شود. (بقرة ۲۷۱) بينوا و یا مسکین کسی است که درآمدش زیر حد گرسنگی است، بی چاره و آشکارا نیازمند است. عامِلين و یاکسانی که در امور خیریه فعالیت می کنند کسانی هستند که وظیفه جمع آوری و توزیع صدقه را بر عهده دارند. «مُؤَلَّفهٔ قُلُوب» و یا افرادی که « دلشان به دست آورده مى ‏شود» کسانی هستند که به نفع جامعه هستند یا از آسیب آنها جلوگیری می شود. با حمایت از اینها راه توسعه اجتماعی هموار می شود. کسانی که زیر یوغ هستند در درجه اول اسیران جنگی هستند. آنها بدون پرداخت هزینه یا فدیه آزاد می شوند. (محمد ۴) اگر کسی که یک اسیر را بعنوان غنیمت جنگی بدست آورده است و ن می خواهد بدون فدیه او را آزاد کند، آن برده نیزنمی تواند فدیهٔ خود را بپردازد، فدیهٔ اش از این صندوق تامین می شود و آن برده آزاد می شود. از این صندوق برای نجات مستضعفان و مظلومان در نقاط مختلف جهان نیز هزینه می شود. (نساء ۷۵). نکتهٔ مهم دیگری هم این است که بدهکارانی که جزو مخارج صدقه محسوب می شوند، طبقه ای جدا از فقرا و مستمندان می باشند. خیریه را نمی توان از دارایی های یک تجارت گرفت. اگر چنین شخصی بدهکار باشد ولی نتواند بدهی خود را بپردازد، بدهی او از صدقه پرداخت می شود.
1
3
مفهوم «صلَاة» در قرآن قسمت (چهارم) آنهایی که مصلی نیستند کیفری دارند! خصوصیات مصلی ها را / کسانی را که وظیفهٔ خود را انجام می دهند، در آیات سوره «معارج» آموختیم. در سوره «قیامت»، مورد حالت غیرمصلی هایی که در آخرت با آن مواجه خواهند شد، گزارش شده است: وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ . تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهاا فَاقِرَةٌ . کَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِیَ . وَقِیلَ مَنْ رَاقٍ. وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ . وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ . إِلَی رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ . فَلا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى . وَلَکِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى . ثُمَّ ذَهَبَ إِلَی أَهْلِهِ یَتَمَطَّی أَوْلَى لَكَ فَأَوْلى . ثُمَّ أَوْلَی لَکَ فَأَوْلَی و در آن روز صورتهايى عبوس و درهم كشيده است. زيرا مى‏ داند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى ‏شكند. چنين نيست كه انسان مى ‏پندارد او ايمان نمى ‏آورد تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد. و گفته شود آيا كسى هست كه‏ اين بيمار را از مرگ نجات دهد. و به جدائى از دنيا يقين پيدا كند. و ساق پاها از سختى جان دادن به هم بپيچد.  آرى در آن روز مسير همه بسوى دادگاه پروردگارت خواهد بود. در آن روز گفته مى ‏شود او هرگز ايمان نياورد و مصلی نشد / وظیفهٔ خود را انجام نداد. بلكه تكذيب كرد و روى‏ گردان شد.  سپس بسوى خانواده خود باز گشت در حالى كه متكبرانه قدم برمى‏ داشت.  با اين اعمال عذاب الهى براى تو شايسته‏ تر است‏ شايسته‏ تر.  سپس عذاب الهى براى تو شايسته‏ تر است‏ شايسته‏ تر. (قیامت ۲۴-۳۵)   كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ . إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ. فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ. عَنِ الْمُجْرِمِینَ . ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ. قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ . وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ. وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ . وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ. حَتَّى أَتَانَا الْيَقينُ . هر كسى در گرو دستاورد خويش است. بجز ياران دست راست. در ميان باغها از يكديگر مى ‏پرسند درباره مجرمان. چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد. گويند ما از صلات کنندگان نبودیم / وظیفهٔ بندگی را انجام نداده ایم. و بينوايان را غذا نمى‏ داديم. با هرزه‏ درايان هرزه‏ درايى میکرديم. و روز جزا را[32] دروغ مى ‏شمرديم. تا مرگ ما در رسيد. «صلات» منافقین منافق کسی است که خود را مؤمن نشان می دهد، در حالی که کافر می باشد. آنها ظاهراً مانند مسلمانان رفتار می کنند، اما چون دروغ می گویند، صلات، یعنی وظایف دینی را برای نمایش انجام می دهند. خداوند متعال می فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ . وَلَا یَحُضُّ عَلَی طَعامِ الْمِسْکینِ . فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ . الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ ساهُونَ. الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ . وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ آيا كسى را كه [روز] جزا را دروغ مى‏ خواند ديدى. اين همان كس است كه يتيم را بسختى مى ‏راند. و به خوراك‏ دادن بينوا ترغيب نمى ‏كند. پس واى بر صلات کننده ها اى كه از صلاتشان / وظیفهٔ بندگیشان غافلند. آنان كه ريا مى كنند. و از [دادن] زكات [و وسايل و مايحتاج خانه] خوددارى مى ‏ورزند. (ماعون ۱-۷ ) یکی از آیات دیگر در مورد صلات منافقین چنین است: إنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا منافقان با خدا نيرنگ مى كنند و حال آنكه او با آنان نيرنگ خواهد كرد و چون به صلات/ انجام وظیفه ايستند با كسالت برخيزند با مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند. (نساء۴۲) والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
211
4
مفهوم «صلَاة» در قرآن قسمت (سوم) وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا …. أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ…. به این نوع صلات در ترکی/ فارسی «نماز» می گویند. وقتی خورشید از اوج خود می گذرد و به سمت مغرب حرکت می کند، وقت نماز ظهر شروع می شود که نماز اول وقت است. چون روز با غروب خورشید تمام می شود، لازم است نماز عصر را قبل از غروب خواند. دو قسمت از شب نزدیک به روز وجود دارد. اولی غروب شب است که از غروب خورشید تا تاریکی افق غربی ادامه دارد و دومی غروب صبح است که صبح در بالای افق شرقی ظاهر می شود و به سمت پایین گسترش می یابد و تا طلوع خورشید ادامه دارد. هر یک از آنها از دو قسمت تشکیل شده است. چیزی که آنها را به دو قسمت تقسیم می کند یک خط سفید نور است که در طول افق غربی در شب و افق شرقی در صبح جریان دارد و موازی با خط افق سیاه شکل می گیرد. این دو خط بین زمان غروب و غروب شب و زمان طلوع و نماز صبح در غروب صبح تمایز ایجاد می کنند. از آنجایی که آیات زمان جدایی مغرب و عشا را ذکر نکرده اند، می توان این دو نماز را با هم جمع کرد و ابتدا مغرب و سپس عشاء را خواند. ظهر و عصر هم همینطور. در واقع پیامبر اکرم نماز ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشا را در مدینه جمع کرده اند و ما را الگو قرار داده اند.نماز صبح با هیچ نمازی جمع نمی شود. زیرا آغاز و پایان زمان او مشخص است. از آنجایی که این نوع صلات / نماز، مشروط به اوقات فوق امر شده (نساء ۱۰۳)، هیچ نمازی را خارج از وقت آن نمی‌توان خواند، یعنی نمی توان غذا خواند. تنها استثنا صلات / نماز کسی است که فراموش کند یا اینکه به خواب رود و نتواند آن را بجا آورد. چون خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏ اش تكليف نمى ‏كند (بقرة ۲۸۶). پیامبر اکرم می فرمایند: کسی که صلاتی / نمازی را فراموش کند یا به خواب رود و نتواند آن را بجا آورد، کفاره اش / وظیفه اش این است که وقتی به یادش آورد، آن را بجا آورد. خداوند متعال برای کسانی که در ترس هستند، نماز را آسان کرده است تا به موقع بخوانند. دو نوع ترس وجود دارد، یکی ترس شخصی و دیگری ترس از دشمنان که در طی سفر پیش می آید. آیه در مورد ترس شخصی چنین است: پس اگر بيم داشتيد پياده يا سواره [نماز كنيد] و چون ايمن شديد خدا را ياد كنيد كه آنچه نمى‏ دانستيد به شما آموخت.(بقرة ۲۳۹) خداوند متعال در اینجا تعریفی از ترس نداده است. اگر انسان ترسی داشته باشد که مانع از انجام صحیح نماز شود، می تواند آن را پياده يا سواره بجا آورد. در آن زمان ممکن است او مرکب یا ماشین خود را رانده باشد. اگر نتواند رو به قبله کند، نماز را بدون برگشت به قبله می خواند. در مسافرت وقتی خطر حمله دشمن وجود دارد می توان نماز را به یک رکعت کاهش داد، ولی نمی توان آن را خارج از وقت خواند. خداوند متعال در این زمینه می فرماید: چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده‏ اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند. و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند] بايد پشت‏ سر شما قرار گيرند و گروه ديگرى كه نماز نكرده‏ اند بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند [زيرا] كافران آرزو مى كنند كه شما از جنگ‏افزارها و ساز و برگ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش برند و اگر از باران در زحمتيد يا بيماريد گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد ولى مواظب خود باشيد بى گمان خدا براى كافران عذاب خفت ‏آورى آماده كرده است. (نساء ۱۰۲-۱۰۱) همانطور که ملاحظه می شود، جز فراموشی و به خواب رفتن که از عهده انسان خارج است، چیزی دلیل بر اقامه نشدن نماز محسوب نمی شود و در هیچ آیه ای به قضای نماز اشاره نشده است. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
202
5
مفهوم «صلَاة» در قرآن قسمت (دوم) «صلات» بنده / وظایف بندگی به کسی که «صلات» انجام می دهد، «مصلی» می گویند. از آیات ذیل وظایف مصلی ها را می آموزیم: إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا . إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا . وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا . إِلَّا الْمُصَلِّينَ . الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ . وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ . لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ . وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ . وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ . إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ . وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ . إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ . فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ . وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ . وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ . وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ . أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏ تاب] خلق شده است. چون صدمه‏ اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خيرى به او رسد بخل ورزد. غير از مصلی ها / آن کسانی که وظایف بندگی خود را انجام می دهند. 1 – همان كسانى كه بر صلاتشان / نمازشان پايدارى مى كنند. 2 – و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است. براى سائل و محروم. 3 – و كسانى كه روز جزا را باور دارند. 4 – و آنان كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند. چرا كه از عذاب پروردگارشان ايمن نمى‏ توانند بود 5 – و كسانى كه دامن خود را حفظ مى كنند. مگر بر همسران خود يا كنيزانشان كه [در اين صورت] مورد نكوهش نيستند. و هر كس پا از اين [حد] فراتر نهد آنان همان از حد درگذرندگانند. 6 – و كسانى كه امانتها و پيمان خود را مراعات مى كنند. 7 – و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده‏ اند. 8 و – كسانى كه بر صلاتشان / نمازشان مداومت مى ‏ورزند. آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت] گرامى خواهند بود. (معارج ۱۹-۳۵) نمی توان تصور کرد که فردی با این ویژگی ها از وظیفه ای که در قبال خداوند بر عهده می گیرد، کوتاهی کند. بر برخی از آن وظایف تاکید ویژه ای شده است، مثل فرو نشاندن بخل خود و قراردادن اموال خود در اختیار نیازمندان، غافل نبودن از آنکه در پیشگاه خداوند پاسخگو خواهند بود، با معرفت به این که ضمانت خاصی در برابر عذاب جهنم ندارد، سعی کردن برای اجتناب از اعمال زشت، به ویژه از زنا، همچنین رعایت به امانتداری، وفاداری به عهد خود، صدق در شهادت و… دو آیه زیر که خصوصیات مصلی ها / کسانی که صلات انجام می دهند را بیان و دوباره بر آن تأکید می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است: همان كسانى كه بر صلاتشان پايدارى مى كنند. (معارج ۲۳) كسانى كه بر صلاتشان مداومت مى ‏ورزند. (معارج ۳۴) كسى كه بر صلاتش پايدارى مى كند، همان کسي است که وظيفه خود را بدون نقص انجام مي دهد. و کسی که بر صلاتش مداومت مى ‏ورزد، کسی است که سعی می کند آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. وقتی به آیات مربوطه نگاه می کنیم، معلوم می شود که صلاتی که در این دو آیه تکرار شده، نمازی است که پنج نوبت در روز، در وقت های معینی، دستور داده شده و ترک آن جایز نیست. خداوند متعال می فرماید: وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ . و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى ‏برد اين براى پندگيرندگان پندى است. (هود ۱۱۴) «طرف» به معنای یکی از اجزای چیزی است.[«دو طرف روز» به معنای دو قسمت است. « زُلَف» به معنای «کناره‌های نزدیک» نیز جمع «زلفه» است.در عربی جمع حداقل سه چیز را دربر می گیرد. به همین دلیل از آنجایی که تعداد نمازهای در ساعات شب نزدیک به روز حداقل سه تا خواهد بود، لزوم خواندن حداقل پنج بار در شبانه روز روشن می شود. آغاز و پایان این زمان ها در آیه زیر توضیح داده شده است: أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودا. نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است. (اسراء ۷۸) والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
188
6
مفهوم «صلَاة» در قرآن قسمت (اول) ریشه کلمه «صلَاة» که بیشتر به معنای نماز به کار برده می شود، «صلا» به معنای پشت سر چیزی بودن است. پشت سر چیزی بودن یعنی پشت نکردن به آن می باشد. آیات زیر در مورد کسانی که واجبات خداوند را انجام نمی دهند این معنا را تأیید می کند: فَلا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى. وَلَکِن کَذَّبَ وَتَوَلَّی. (جانش را این گونه می بخشد) چون حق را نپذیرفت و «صلات» را به جا نیاورد؛ بلكه تكذيب كرد و روى‏ گردان شد. (قیامت، ۳۱-۳۲) فعل «صَدَّقَ» – «حق را پذیرفت» در آیه اول مقابل «کَذَّبَ»، یعنی «تكذيب كرد» آیه دوم و (لا) «صلی» = «صلات را به جا نیاورد» در آیه اول مقابل «تَوَلَّی» = «روى‏ گردان شد» آیه دوم می باشد. پشت کردن به چیزی یعنی پشت سرش نشوی. اگر خدا بخواهد پشت سر چیزی بایستیم، آن چیز تبدیل به وظیفه ای می شود که خدا می خواهد، یعنی «وظیفه عبودیت». هر کس از این وظیفه روی برگرداند، مرتکب گناه کبیره شده است. آیه زیر نیز کلمه صلاة به معنای پشت سر چیزی بودن را تأیید می کند: إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا خدا و فرشتگانش بر این پیامبر صلات می کنند / پشت سر او می باشند. ای کسانی که ایمان آورده اید و اعتماد کرده اید! شما نیز بر او صلات کنید / پشت سرش باشید و برایش سلامتی و امنیت کامل آرزو کنید. (احزاب ۵۶) دو آیه دیگری که خداوند و مؤمنان را پشت سر محمد (علیه السلام) بیان می کنند، چنین می فرمایند: وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ. وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ  و اگر بخواهند تو را بفريبند [يارى] خدا براى تو بس است همو بود كه تو را با يارى خود و مؤمنان نيرومند گردانيد. و ميان دلهايشان الفت انداخت كه اگر آنچه در روى زمين است همه را خرج میکردى نمى‏ توانستى ميان دلهايشان الفت برقرار كنى ولى خدا بود كه ميان آنان الفت انداخت چرا كه او تواناى حكيم است. (انفال ۶۳-۶۲) خداوند بر مؤمنان نیز صلات می کند و فرشتگان نیز بر آنان صلات می کنند. آیه زیر بیانگر آن است: هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا اوست كسى كه بر شما صلات می کند و فرشتگانش (نیزبر شما صلات می کنند) تا شما را از تاريكيها به سوى روشنايى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است.(احزاب ۳۳/۴۳) برخی از آیات حمایت خداوند و فرشتگانش از مؤمنان به شرح زیر است: وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ .  بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ . وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ . لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ. و يقينا خدا شما را در [جنگ] بدر با آنكه ناتوان بوديد يارى كرد پس از خدا پروا كنيد باشد كه سپاسگزارى نماييد. آنگاه كه به مؤمنان مى گفتى آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرودآمده يارى كند.. آرى اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد و با همين جوش [و خروش] بر شما بتازند همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار يارى خواهد كرد. و خدا آن [وعده پيروزى] را جز مژده‏ اى براى شما قرار نداد تا [بدين وسيله شادمان شويد و] دلهاى شما بدان آرامش يابد و پيروزى جز از جانب خداوند تواناى حكيم نيست تا برخى از كسانى را كه كافر شده‏ اند نابود كند يا آنان را خوار سازد تا نوميد بازگردند. (آل عمران ۱۲۷-۱۲۳ والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
142
7
اولین نسخه قران کریم با کدام نوع خط نوشته شده است؟ محققان در باره نخستین نسخه قران کریم را به میان آورده و نوشته اند که در زمان نزول کتاب خدا میان عربها دو نوع خط وجود داشت که یکی از آنها خط نسخ و دیگری خط کوفی بود. خط کوفی نام خود را از شهر کوفه که در ساحل نهر فرات واقع بود گرفته و از آنجا سرچشمه گرفته است. پس از خط کوفی در میان اعراب خطی به نام نسخ شروع به گسترش یافت. بنابر تحقیقات محققان می توانیم بگوییم که در زمان نزول قران کریم خط نسخ برای كتابت وحی الاهی مناسب بود. با این حال ، نسخه های بعدی قرآن کریم به خط کوفی  نیز توزیع شد. نکاتی مهم که باید بدانیم این است که مهم نیست کتاب خدا در کدام نوع خط نوشته شده است، آنچه مهم این است که مردم معنی آن را درک کنند  و  به دستوراتش عمل نمایند. چنانچه خدای متعال  در آیه ۶۳ سوره بقره می‌فرماید: “خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّة” ، “آنچه به شما داده شده را با قوت بگیرید” والسلام (محمدی) https://t.me/Dinwafetrat
169
8
آیا تمام  انسانها از یک منشأ هستند؟ آن‏چنان‏که در کتاب خدا مشاهده می‏کنیم همه مردم از آدم هستند.  خداوند متعال وی را از گِل زمین خلق کرده و از روح خود درون او دمید ، سپس نسل او را از عصارهای از آب ناچيز خلق کرد، خداوند متعال میفرماید: الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ (آدم) مِنْ طِينٍ. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ. ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ (السجدة 7-9) او همان كسي است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد، و آغاز آفرينش انسان را از گل قرارداد. سپس نسل او را از چكيده آب بى‏مقدار پديد آورد. بعد اندام او را موزون ساخت و از روح خويش در وی دميد و براي شما گوشها و چشمها و دلها قرار داد، اما كمتر شكر نعمتهای او را بجاي مي‏آوريد!” از منظر قرآن زمان دميدن روح در جنين وقتی است كه خلقت ظاهری و جسمی انسان، كامل شود بعد از آن صاحب روح می شود، همانطور که پس از خلقت آدم به او دمیده شد ، خداوند متعال در این مورد می فرماید: “وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ. ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ. فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ” (المؤمنون 12-14) “و یقیناً ما انسان را از [عصاره و] چکیده ای از گِل آفریدیم، سپس آن را نطفه ای در قرارگاهی استوار [چون رحم مادر] قرار دادیم. آن گاه آن نطفه را علقه گرداندیم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، پس آن پاره گوشت را استخوان هایی ساختیم و بر استخوان ها گوشت پوشاندیم، سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است” بر این اساس، همه انسانها از یک جنس هستند. اما خداوند متعال افرادی را آفریده است که از نظر رنگ، اشکال ، قابلیتها ، روشهای تفکر ، روحیه و جهت آنها متفاوت هستند. وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ. إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ، وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (هود 118- 119) “و اگر پروردگارت مى‏خواست مردم را امت يگانه‏اى قرار مى‏داد، ولى همچنان اختلاف مى‏ورزند. مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همين آنان را آفريده است و وعده پروردگارت [چنين] تحقق پذيرفته است [كه] البته جهنم را از جن و انس يكسره پر خواهم كرد” منظور از امت یگانه ای مساله ایمان است ، چون خداوند متعال موضوع ایمان و کفر را به  اختیارمردم قرار داد ، کسی که ایمان را انتخاب می کند، در هر دو جهان پیروز شده، و کسی که کفر را انتخاب می کند ضرر کرده است. تفاوت بین انسانها بخشی از ماهیت متضاد آنهاست و این به همان دلیل است که اولین توصیفی که خداوند متعال قبل از خلقت آدم او را توصیف کرده بود مفهوم  “خلیفه” بود ، درقران کریم می خواینم: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً، قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ، قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ. (البقرة 30) “وچون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين خلیفه‌ای خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏ گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى ‏كنيم و به تقديست مى ‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏ دانم كه شما نمیدانید” البته باید توجه داشت که مراد از “خلیفه” در این ‏جا بقول برخی مترجمین دین سنتی بمعنی “جانشین” نیست، بلکه کلمه “خلیفة “به اضافه تاءمبا لغه به کلمه  (خلیف) در قران به معنی  بسیار مخالفت کننده وبرایش مخالفین زیاد داشته باشد استفاده میشود. اما درگیری بین انسانها ناشی از اختلاف منشأ دربدن یا روح نیست. بدن آنها همه از گل زمین است و همچنین، روح آنها نفس روح خدا است که آنها را از سایر موجودات زنده متمایز می کند. https://t.me/Dinwafetrat
181
9
اشتباه در ترجمه آیه 127 سوره نسا.! کاربران ما می دانند که در مباحث با عنوان " یکی دیگر از اشتباهات در ‏ترجمه قرآن " ننمونه از اشتباهات در فهم آیات قرآنی را می آوریم تا مردم ‏اطلاعات صحیح را کسب کنند. بحث بعدی ما در باره حق یتیم است. ‏ در آیه 127 سوره نسا چنین آمده:‏ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى ‏النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ ‏الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا از تو درباره زنان سؤ ال مي‏كنند، بگو خداوند در اين زمينه به شما پاسخ ‏مي‏دهد و آنچه در قرآن درباره يتيمان زنان كه حقوق آنها را به آنها نمي‏دهيد و ‏مي‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد و همچنين درباره كودكان ناتوان براي شما بيان ‏شده است با يتيمان به عدالت رفتار كنيد و آنچه از نيكيها انجام مي‏دهيد ‏خداوند از آن آگاه است.‏ یعنی در آیه در باره یتیمانی که زنان دارند صحبت می شود و اینجا يَتَامَى ‏النِّسَاء مضاف و مضاف الیه می باشد، نه صفت و موصوف. اما سه نمونه از ‏ترجمه های این آیه را بیاوریم تا خودتان فرق را ببنید:‏ فولادوند: و در باره آنان راى تو را مى‏پرسند بگو خدا در باره آنان به شما ‏فتوا مى‏دهد و [نيز] در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‏شود در مورد ‏زنان يتيمى كه حق مقرر آنان را به ايشان نمى‏دهيد و تمايل به ازدواج با آنان ‏داريد و [در باره] كودكان ناتوان و اينكه با يتيمان [چگونه] به داد رفتار كنيد ‌‏[پاسخگر شماست] و هر كار نيكى انجام دهيد قطعا خدا به آن داناست مکارم: از تو درباره زنان سؤ ال مي‏كنند، بگو خداوند در اين زمينه به شما ‏پاسخ مي‏دهد و آنچه در قرآن درباره زنان يتيمي كه حقوق آنها را به آنها ‏نمي‏دهيد و مي‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد و همچنين درباره كودكان صغير و ‏ناتوان براي شما بيان شده است (قسمتي از سفارشهاي خداوند در اين زمينه ‏مي‏باشد، و نيز به شما سفارش مي‏كند كه) با يتيمان به عدالت رفتار كنيد و ‏آنچه از نيكيها انجام مي‏دهيد خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش مناسب ‏مي‏دهد).‏ خرمشاهی: و از تو درباره زنان نظرخواهى مى‏كنند، بگو خداوند درباره آنان ‏فتوا مى‏دهد -و نيز در آنچه از كتاب بر شما خوانده مى‏شود، آمده استكه [حكم ‏او] درباره دختران يتيمى كه حق مقرر آنان را نمى‏پردازيد، و ميل به ازدواج ‏با آنان نداريد و نيز كودكان مستضعف [يتيم و محروم‏] اين است كه در حق ‏يتيمان به عدل و انصاف بكوشيد و هر خيرى كه انجام دهيد خداوند از آن آگاه ‏است‏ اما اشکالات: ‏ ‏1.‏ همان طوری که گفتیم در آیه يَتَامَى النِّسَاء مضاف و مضاف الیه می ‏باشد و نه صفت و موصوف، لذا ترجمه اشتباه است؛ ‏2.‏ نساء یعنی زنان یتیم نمی شوند، آنانی که یتیم محسوب می شوند، ‏کودکان نابالغ هستند، نه زنان. نساء یعنی زنان افراد بالغ و رشید ‏هستند، نه صرفا به دختران. به دختران بالغ در زبان عربی فتة می ‏گویند. ‏ ‏3.‏ در ترجمه خرمشاهی اصلا به جای زنان دختران نوشته که خلاف آیه ‏می باشد. دختران در زبان عربی بنات هستند، نه نساء ‏4.‏ صیاق آیه خلاف ترجمه های رایج است. ‏ ‏5.‏ آیه برای جلوگیری ظلم علیه یتیمان است، نه در باره ازدواج با دختران ‏یتیم. قرآن یادآوری می کنید که نباید بچه های آن زنی که شما قصد ‏ازدواج دارید، مورد ظلم قرار بگیرند. ‏ والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
210
10
ختنه کودکان (قسمت سوم) در مشهورترین حدیثی در این مورد  چنین نقل شده است: “پنج چیر امد فطری است: ناخن گرفتن، تراشیدن موهای زیر بغل و اورت، ختن پسران و کوتاه کردن موی سبیل” در این  حدیث وجوب  ختنه را نمی بینیم. به همین ترتیب ،  از قواعد بهداشتی مانند کوتاه کردن شانه ها ، بریدن ناخن ها و تراشیدن مو زیر بغل و اورت و کوتاه کردن موی سبیل به عنوان قوانین فطری بحث می شود. این بدان معناست که ختنه و کوتاه کردن موی سبیل از طرف پیامبر به عنوان یک دستور شرعیی  نمی شد ، بلکه به عنوان یک موضوع بهداشتی مطرح می شد. با این وجود ، ختنه و کوتاه کردن موی سبیل   یک سنت است که قرن ها در جوامع مسلمان بی قید و شرط عمل می شود و حتی به عنوان نشانه ای از اسلام دیده می شود. برای ما ، ختنه جراحی / كودك باید از نظر شرعی به عنوان “مجاز” یا “مباه =بدون مشكل” تعریف شود. زیرا امری است نه واجب و نه حرام. علاوه بر این ، همانطور که از نام آن می توان مشاهده کرد ، این یک فعالیت پزشکی است. به عبارت دیگر ، ختنه کودک همانطور که در احادیث موجود است مزایای سلامتی و بهداشت را در زمینه پزشکی پذیرفته است. در آن صورت ممکن است از شخصی سؤال شود. این ختنه که ما آن را مادام دقیق می نامیم، از نظر پزشکی مفید است ، پس چرا پوست زیادی وجود دارد؟ یعنی چرا خداوند چنین پوست اضافی خلق کرده است؟ در این موضوع (همانطور که در مورد آن چیزی نمی دانیم) ممکن است یک فرضیه را مطرح کند. در رحم مادر ، این قسمت اضافی از پوست از پوشاندن آسیب های مکانیکی و شیمیایی به عنوان پوشش ، از حساس ترین ناحیه آلت تناسلی محافظت می کند.. به عنوان یک سؤال دیگر ، آیا نباید این قطعه از پوست پس از تولد به خودی خود ناپدید شود؟ بعدا آن را قطع می کنند. برش و بستن بند ناف. بنابراین ، به تأخیر انداختن و یا تاجیل این عملیات می تواند منجر به مشکلات جدی ، سلامتی و حتی مرگ در کودک شود. در حقیقت ، هر نوزادی همین  که به دنیا آمد به یک عمل جراحی اجباری نیاز دارد. هیچکدام از حیوانات پستاندار که مانند انسان می زاید و شبر می دهد ، نیازی به این نوع عمل جراحی ندارند. چرا فقط مخصوص انسان است؟ چرا ما باید بدون توجه به شرایطی که داریم ،(از انسان اولی تا به امروز) چنین عملیاتی را برای همه انجام دهیم؟. به نظر من انسان تنها موجودی است که توانایی مقابله با این را دارد و صاحب  این ویژهگیهاست. همانطور که تنها موجودی است که ختنه جراحی / کودکان را انجام می   دهد. نتیجه و ارزیابی ختنه  کودکان  یک فعالیت پزشکی است نه یک امر مذهبی. طب مدرن این امر را به دلایل پزشکی توصیه می کند. بنابراین ، شرکت های بیمه درمانی در ایالات متحده از پیشرفته ترین کشورهای پزشکی ختنه را توصیه می کنند. گفته می شود که حتی مردان ختنه شده و همسرانشان نیز مشکلات بهداشتی کمتری دارند. به همین دلیل ختنه کودکان یک موضوع و توصیه  پزشکی  است. علاوه بر این ، توصیه می شود اگر در یک جامعه مسلمان مانند کشور ما زندگی می کنید ، و اگر نمی خواهید پسرتان مشکلات روحی و روانی و جنسی نداشته باشید ، توصیه می شود آنها را ختنه کنید.. در نتیجه ، هر والدینی می خواهد آنچه را که برای فرزندشان بهتر است انجام دهد.. در این حالت ، والدین نباید به اظهارنظرهای سوداگرانه در مورد مسائل مربوط به ختنه جراحی / كودك اعتماد كنند ، و باید اطلاعات علمی مدرن را در نظر بگیرند. البته این معلومات  لزوماً پایه های علمی برای بحث نیستند. اما حداقل  اطلاعاتی در مورد امور با قاعده  و نیز توصیه برای انجام دادن  برخی از امورمی باشد. نویسنده: استاد زکی بایراکدار. (دانشکده پزشکی ارولوژی استانبول ) مترجم: علی رضا https://t.me/Dinwafetrat
272
11
ختنه کودکان (قسمت دوم) جنبه پزشکی ختنه در حقیقت یک فعالیت پزشکی است و یک امر مذهبی نیست و جنبه پزشکی این کار  بالا توضیح داده شده است.  وحرف آخر در مورد این موضوع باید طب بگوید. در زمان های اخیر ، بحث و گفتگو در مورد حوزه مذهبی ختنه در حقیقت توسط کسانی آغاز شده و دفاع شده است که استدلال می کنند سنت نباید به بدن انسان دست زد و ختنه بطور مطلق حرام است. به نظر آنها ، ختنه “دخالت در بدن انسان است ، که به طور ایده آل توسط خدا خلق شده و  حرام است.”” . در حالی که  برای تحریم چیزی باید آیه صریح باشد. و آیه در قرآن کریم در تحریم ختنه وجود ندارد. آیاتی که در مورد حرام بودن ختنه  ذکر می شود هیچ ارتباطی با موضوع ندارد. آیه ایکه بیش از همه  یادآوری می شود  ” براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم ”  (تین/۴ ) بله ، خداوند متعال ما را به بهترین شکل ممکن ، چه به صورت و چه با روح ، آفریده است. با این حال ، آنچه در این آیه گفته می شود هیچ ارتباطی با زیبایی ظاهری ندارد. زیرا آیه ادامه می یابد:. ” سپس او را به پست‏ ترين [مراتب] پستى بازگردانيديم . مگر كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏ اند كه پاداشى بى‏ منت‏ خواهند داشت   (تین. ۵/ ۶)” بنابراین ، وضعیت “ایده آل” یک فرد؛ وابسته از توانایی تمایز خوب ازبد می باشد. به همین دلیل است که برخی از ما ایمان آورده و کارهای خوبی انجام می دهیم ، یعنی وقتی “احسن تقویم” را می پردازیم ، برخی از ما آن را نمی پردازیم و  به “اسفل سافلین” تنزل می کنیم. ما این کار را خودمان انجام می دهیم نه خدا. در نتیجه ، آیه هیچ ارتباطی با موضوع ندارد. آیه دیگری که به عنوان  دلیل آورده اند. ” و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد و وادارشان مى ‏كنم تا گوشهاى دامها را شكاف دهند و وادارشان مى ‏كنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند و[لى] هر كس به جاى خدا شيطان را دوست [خدا] گيرد قطعا دستخوش زيان آشكارى شده است ” (نسا/ ۱۱۹) کاملاً مشخص است که این آیه نیز هیچ ارتباطی با موضوع ندارد. زیرا  موضوع مورد بحث در رابطه  “چهارپایان”( گوسفند، بز ، بز ، گاو و شتر) است که از طرف مشرکان  در امور شرک آلود قرار می گرفت. یعنی آنها معتقد بر این که  خداوند آنها را از شر فاجعه مصون می دارد ، اندامهای مختلف حیوانات را قطع می كرده و آنها را رها می کردند، ومی گفتند این همان چیزی است كه خداوند امر كرده است. در نتیجه ، چیزی تغییر یافته جسم نیست بلکه  همان دینی است که آن را به عنوان فطری معرفی می کند. به همین دلیل ، نمی توان گفت که ختنه نه واجب است و نه حرام.. بنابراین آیا این واقعیت که ختنه کردن یک فرمان در تورات است ( یک امر واجب برای یهودیان) می تواند  دلیلی برای ما باشد؟ قرآن  کتب / شریعت قبلی را تأیید می کند و این امر مشخص است. در عین حال ، قرآن دستورات  کتاب مقدس قبلی را یا بدون تغییر ادامه داد یا اینکه آنها را با دستورات بهتر نسخ نموده  و در باره همه اینها به ما خبر داده  است.  یعنی برنامه ای که حذف شده است ، در صورت وجود به ما گزارش شده است. به عنوان مثال ، وقتی یهودیان مرتکب زنا را با رجم به  قتل رساندند ، قرآن این مجازات را به صد ضربه شلاق کاهش داد. در حالی که یهودیان در ماه رمضان از داشتن رابطه جنسی با همسران خود منع شده بودند ، قرآن این ممنوعیت را برطرف کرد. اگرچه  شکار در روز شنبه بر یهودیان  ممنوع است ، اما چنین قراری در قرآن وجود ندارد. باز هم ، چربی گاو و بره  و گوشت حیوانات ناخندار که برای یهودیان حرام است ولی   در قرآن همچنین تحریمی برای ما وجود ندارد. همانطور که مشاهده می کنید ، نسخهای بهتر همیشه در جهت  تسهیل امر بوده است. پس چگونه باید که جا نگرفتن ختنه کودکان را در قرآن  توضیح داد ؟ در عین حال ، هیچ حدیثی  در وجوب ختنه کودکان وجود ندارد. نویسنده: استاد زکی بایراکدار. (دانشکده پزشکی ارولوژی استانبول ) مترجم: علی رضا https://t.me/Dinwafetrat
240
12
ختنه کودکان (قسمت اول)   ختنه کردن  از جوانب پزشکی ، اخلاقی و دین در سالهای اخیر ، ختنه در موضوعات پزشکی ، اخلاقی و مذهبی موضوعی بحث برانگیز بوده است. امیدواریم که این مقاله به اختلافات پاسخ دهد و نتیجه ای حاصل شود.. جنبه  پزشکی طبق گزارش سال 2012 آکادمی اطفال آمریکا ، فواید  پزشکی ختنه نوزادان بیشتر از خطرات  است.  این گزارش  آکادمی اطفال آمریکا بحث جدیدی درباره ختنه کودکان باز کرده است.. در حالی که ختنه کودکان؛ عفونت ادراری ، فیموز ، بالانیت ، کاندیدیازیس ،     ,HİV,HPV عفونت پرخطر  زخم های دستگاه تناسلی ، سفلیس ، تریکوموناس واژینالیس ، دستگاه تناسلی مایکوپلاسما ، ویروس تبخال ویروس نوع 2 ، همان طوری که  باعث کاهش چشمگیر خطر ابتلا به ساندروئید ، سرطان آلت ، سرطان پروستات تأثیر منفی بر عملکردهای جنسی ندارد. سن توصیه شده برای ختنه کودک بین 0 تا 1 سال است. از آنجا که نوجوانان بالغ از نظر جنسی / بالغ احتمالاً عوارض / موارد نامطلوب ، بهبودی سریعتر و هزینه کمتری دارند. ختنه کردن در این زمان تهدیدی برای سلامت روان شما نیست. اگر در سنین بین 0 تا 1 سال ختنه نشده باشد ، بهتر است از ختنه کودکان بین 3 تا 6 سال و به دلیل فوبیا برای کاستراسیون جلوگیری شود و از کودک انتظار داشته باشد که از 7 تا 10 سالگی برسد. از این خلاصه مشخص است که مزایای پزشکی ختنه کودکان جراحی از خطرات بیشتر است و به همین دلیل توسط آکادمی اطفال آمریکا توصیه می شود. بنابرین ختنه شایعترین روش جراحی در آمریکا  است. حتی در سالهای اخیر ، تعداد مردان ختنه شده در ایالت متحده از 79 درصد به 81 درصد رسیده است. مهمترین چیز در مورد ختنه – جنبه پزشکی – موضوع اختلاف نظر ، تأثیر عملکردهای جنسی دارد. اگر دقیقتر بگوییم ، احتمالاتی است که  ختنه تأثیر منفی بر عملکرد موریس به طور سیستماتیک بیش از 50 مطالعه را بررسی کرده است که اثرات ختنه بر عملکردهای جنسی را بررسی می کند و در نتیجه مطالعات با کیفیت بالا گزارش داده است که ختنه هیچ تاثیری منفی بر عملکرد جنسی ندارد. طبق این بررسی منظم ، ختنه به ویژه در دوران نوزادی ، هیچ تأثیر منفی بر پارامترهای عملکرد جنسی مانند عملکرد نعوظ ، ترشح سریع ، مشکلات ارتوپدی ، احساسات جنسی و لذت نمی گذارد. بر عکس، برخی مطالعات نشان می دهد که ختنه حداقل تأثیرات مثبتی بر عملکردهای جنسی دارد. به عنوان مثال ، فینک و آرک 123 مرد ختنه شده را در سن 18 سالگی مورد بررسی قرار دادند و گزارش دادند که بعد از ختنه ، عملکرد نعوظ بدتر نمی شود ، که احساس آلت تناسلی کاهش نمی یابد ، اما تغییری در فعالیت جنسی ایجاد نمی شود. جنبه اخلاقی بحث دیگر درباره ختنه ، تأثیر سلامت روان بر فرد است. تاثیر ختنه  به سلامتی روانی  با توجه به ، جامعه / فرهنگ و عقیده متفاوت است. به عنوان مثال؛ در جامعه ای مانند کشور ما که ختنه رواج دارد ، ختنه در سلامت روان تأثیر مثبت دارد. در چنین جوامعی ، “ختنه شدن” نه بلکه “ختنه نشدن” نقصی است. حتی این یک وضعیت شرم آور است. برخی از کودکان ختنه نشده خودشان را نقص احساس می کنند ،و از این رو  شرمنده هستند و حتی خود را مرد واقعی نمی دانند. بنا بر این ختنه در ترکیه به معنای مردانگی و قدرت است. مطالعات در کشور ما نشان می دهد که ختنه تأثیرات مثبتی بر سلامت روان دارد و ختنه نکردن می تواند به مشکلات روحی جدی منجر شود. تأثیر مثبت دیگر ختنه بر سلامت روان این است که انگیزه متعادل پدر و پسر را حفظ می کند. ختنه تأثیر مثبتی در رشد هویت جنسی کودک دارد. کسانی هستند که می گویند انجام ختنه بدون اجازه کودک یک تخلف اخلاقی است. آیا کسانی که این ادعا را دارند با در نظر گرفتن این رفار به کودکان  می توانند اخلاقی نبودن آن را  ابراز کنند؟. نویسنده: استاد زکی بایراکدار. (دانشکده پزشکی ارولوژی استانبول ) مترجم: علی رضا https://t.me/Dinwafetrat
231
13
اوقات نماز در قرآن کریم بر خلاف تصور عمومی روز بر شب پیشی نمی گیرد، خداوند می فرماید :  لا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ترجمه: نه خورشید می سزدش که در یابد ماه را و نه شب سبقت کننده است بر روز و هر یکی از خورشید و ماه و ستاره ها در آسمانی سیر می کنند. سوره یاسین آیه 40 . به خاطر جلو نرفتن شب از روز، روز جدید با طلوع خورشید آغاز می گردد، ازین رو اوقات نمازهای فرض تعیین شده نماز ظهر را نشان می دهد؛  وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ (هود 114) ترجمه: و برپا کن نماز را دو طرف روز و ساعتی چند از شب هر آیینه طاعات دور می کنند گناهان را این پندی هست پند پذیران را. طرف به معنای حصه یا جزئی از یک چیز است، دو طرف روز به معنای دو بخش روز طوری که در آیت مشاهده می شود اولین بخش از روز که در آن باید نماز گذارده شود همان زوال آفتاب و وقت ظهر است و پاره یا بخش دوم روز همان وقت عصر است، این دو وقت در دیگر فرهنگ ها نیز بوده است. در متن آیه کلمه زُلف جمع زُلفة به معنای نزدیکی است، در زبان عربی اَقل جمع سه می باشد، زُلَفاً من اللیل(پاره های شب)  در آیه مبارکه نزدیکترین سه وقت به روز است، این سه وقت نشانه شده از روز، شام، خفتن و صبح می باشد. شب عبارت از سه حصه است: 1- وقت نماز شام و خفتن که از غروب خورشید آغاز شده و تا هنگام تاریکی شب ادامه می یابد 2- حصه دوم وقت نماز تهجد است که از غسق اللیل( تاریکی شب) آغاز شده و تا سفید شدن هنگامه صبح ادامه می یابد که به ان نیمه شب نیز می گویند( نصف اللیل). 3- حصه سوم از سفید شدن پیش صبح شروع شده که وقت نماز صبح است، و ازین هنگام خوردن و نوشیدن و دیگر ممنوعات روزه دار شروع می شود، نماز صبح تا طلوع خورشید گزارده می شود. نماز شام ( مغرب) از غروب خورشید تا ناپدید شدن سرخی افق( کناره غربی آسمان) ادا می گردد، بعد از آن وقت نماز خفتن داخل می گردد و تا برطرف شدن سفیدی افق و تاریکی شدید هوا ادامه دارد؛ با تاریکی شدید هوا، اولین بخش نزدیک به روز به پایان می رسد. دومین آیه در همین موضوع: أَقِـمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ترجمه: برپا دار نماز را وقت زوال آفتاب تا هنگام تاریکی شب و لازم گیر قرآن خواندن فجر را، بدون شک قرآن خواندن فجر را حاضر می شوند فرشتگان. سوره اسراء آیه 78 . نظر به این آیه مبارکه ، اولین نمازی که با زوال خورشید از خط استوا شروع می شود نماز ظهر است.  آیت قبلی هم که در دو طرف روز گزاردن نماز را ایجاب می کند پیش از نماز ظهر، گزاردن یک نماز دیگر را هم ایجاب می کند، که همین نماز عصر است که در میان وقت نماز ظهر و شام قرار دارد، به خاطر عدم وجود اشاره واضحی که نماز عصر را از ظهر جدا کند، پیامبر ص این دو نماز را به صورت جمع یکی را پس از دیگری ادا کردند. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
290
14
حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه قرآن (قسمت دوم) آنان با ساختن اهرام و مجسمه هایی مانند ابوالهول و نیز به کار گرفتن ساحران و جادوگران، کار را به جایی رساندند که انسانی عادی؛ مانند فرعون زمان موسی؛ ادعای خدایی نمود!  به عبارتی، آنان چنین ابراز می داشتند که اگر خداوند، خلق انسان و سایر موجودات را به  عنوان نشانه ای از قدرت خود معرفی نموده، ما نیز می توانیم، همانند او، پیکره های بسیار زیبا و اعجاب انگیزی به وجود آوریم، پس تفاوتمان با خداوند چیست؟! به نظر می رسد، گروهی از روایاتی که ممنوعیت مجسمه سازی، از آنان برداشت شده، ناظر به مجسمه سازانی از این گروه باشد. به عنوان نمونه، زمانی که پیامبر (ص) می فرماید: "هر که مجسمه ای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او می خواهد که در مجسمه اش، روح بدمد و او از این کار، ناتوان و عاجز خواهد ماند" و یا اگر روایت شده باشد که هر شخصی که مجسمه سازی می نماید، گویا با خداوند به مبارزه برخاسته است، مخاطبشان، افرادی بوده اند که گویا خود را رقیب خداوند دانسته و تلاش می نمودند که با این گونه اعمال، خلقت خداوند را تحت الشعاع هنرنمایی های خود قرار دهند! خوشبختانه، اکنون با پیشرفت علم و شناخت برخی دقایق و ظرایف خلقت، بشر به حدی از دانش رسیده که حتی پیشرفته ترین پیکره های متحرک (روبات ها) را نیز با خلقت خداوند، همسان و هم طراز نداند، تا چه رسد به مجسمه های بی جان و بی حرکت. بنابراین، در زمان حاضر نمی توان صنعت مجسمه سازی را به عنوان تلاشی جهت رویارویی با خلقت خداوند ارزیابی نمود. "بگو که آفریننده آسمانها و زمین کیست؟ بگو: خداست، پس بگو: آیا شما خدا را گذارده و غیر خدا (مانند بتان و فرعونان) را برای نگهبانی و یاری خود برگرفتید در صورتی که آنها بر سود و زیان خود هم قادر نیستند؟ آن گاه بگو: آیا چشم نابینا (ی جاهل) و دیده بینا (ی عالم) یکسان است؟ یا ظلمات (شرک و بت پرستی) با نور (معرفت و خدا پرستی) مساوی است؟ یا آنکه این مشرکان شریکانی برای خدا قرار دادند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر مشرکان، خلق خدا و خلق شریکان خدا مشتبه گردید؟ (هرگز چنین نیست) بگو: تنها خدا خالق هر چیز است و او خدای یکتایی است که همه عالم مقهور اراده اوست." از این آیات می بینیم که  عبادت و پرستش غیر از خدا منطق وجود ندارد. در آیه 35-36 سوره طور می خوانیم: "یا آنها بی هیچ آفریده شده اند ، یا خود خالق خویشند؟!. آیا آنها آسمانها و زمین را آفریده اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند!"  البته اگر تمام انسانها برای آفریدن جمع شوند بی شک نمی توانند مثل خدای متعال چیزی خلق کنند. یا أَیُّهَا النّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ . ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ . اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانى را که غیر از خدا مى خوانید، هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند، هر چند براى این کار دست به دست هم دهند; و هر گاه مگس چیزى از آنها برباید، نمى توانند آن را باز پس گیرند. هم این طلب  کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم این عابدان، و هم آن معبودان. خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند; خداوند قوى و شکست ناپذیر است! (حج 73-74) انسان هر چه در علم و تخنولوژی پیشرفت کند قادر نیست یک مگسی بیافریند. الان به این روایت توجه کنیم: "ای عایشه روزی قیامت شدیدترین عذاب را  مجسمه سازان خواهند کشید". از این جا منظور بت سازان است که آنان برای عبادت و پرستش مردم بت می ساختند و مشرکان از آنها بت خریده بودند. چون در سوره انبیا خدای تعالی از زبان حضرت ابراهیم می فماید: آن هنگام که به پدرش ( آزر ) و قوم او گفت: «این مجسمه های بی روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می کنید؟!» آنها ابراهیم را پاسخ دادند که ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و ما پیروی آنها خواهیم کرد). ابراهیم گفت: همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهی بوده و هستید. در نتیجه  قران علیه مجسمه سازی نیست بلکه بر علیه پرستش و عبادت به مجسمه است.  والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
365
15
حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه قرآن (قسمت اول) در قران کریم در باره حرمت نقاشی و مجسمه سازی امری خاص ندارد. بالعکس در بعضی آیات کتاب مقدس نشانه های  حلال بودن این کار دارد. حتما که با حکایت حضرت عیسی و پرنده آشنایید.  إِذْ قالَ اللّهُ یا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتی عَلَیْکَ وَ عَلى والِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الإِنْجیلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنی وَ تُبْرِئُ الأَکْمَهَ وَ الأَبْرَصَ بِإِذْنی وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنی وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنی إِسْرائیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبینٌ ـ (به خاطر بیاور) هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم گفت: "یاد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشیدم.  زمانى که تو را با روح القدس تقویت کردم. که در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى گفتى.  و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم.  و هنگامى که به فرمان من، از گِل چیزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دمیدى، و به فرمان من، پرنده اى مى شد.  و کور مادرزاد، و مبتلا به بیمارى پیسى را به فرمان من، شفا مى دادى.  و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده مى کردى. و هنگامى که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، باز داشتم.  در آن موقع که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: "اینها جز سحر آشکار نیست" از آیه شریفه معلوم می شود که حضرت عیسی (ع) با دست خود از گل پرنده ای می سازد و خدای تعالی با قدرت خود به آن پرنده جان و روح می دهد. بغضی ها این آیه را مانند دلیل حساب نمی کنند ولی باید فراموش نکنیم که هیچ پیامبری کار حرام را انجام نداده اند. علاوه بر این آیات دیگر این فکر را تایید می نماید:  يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل و جفان كالجواب و قدور راسيت اعملوا آل داود شكرا و قليل من عبادى الشكور (سباء 13) آنها هر چه سلیمان مى‏خواست برایش درست مى‏كردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود; و به آنان گفتیم🙂 اى آل داوود! شكر (این همه نعمت را) بجا آورید; ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند!  این آیه شریفه بطوری واظح نشان می دهد که حضرت سلیمان (ع) برای ساختن مجسمه ها امر کرده بود. آیا هیچ پیامبری کاری که خدا حرام فرموده است انجام می دهد؟ البته نه خیر. البته بعضی اشخاص از احادیثی که نقاشی و مجسمه سازی را حرام می گوید در دستشان شعار کرده و ادعای حرمت این کار ها را می کنند، متاسفانه ارتباط این احادیث با قران کریم  فراموش کرده اند. آنان فراموش کرده اند که این روایات سبب تاریخی دارد. و  این است که در زمان پیامبر گرامی مشرکان که بتها ساخته و به آنها عبادت کرده بودند، دین مبین ما آنها را از بین برده است و هدف اصلی دین ما مبارزه با شرک و برپا کردن توحید و خدا پرستی می باشد.  ولی این کار سبب نمی شود که در زمان کنونی مجسمه سازی  و نقاشی حرام محسوب شود. در تاریخ می بینیم که عده ای از مردم به آفتاب و ماه پرست بودند و این دلیل نیست که ما به آفتاب و ماه نگاه نکنیم. و برخی از مسیحیان به عیسی و مریم پرتش می نمایند و این هم دلیل نیست که ما اسم آنان را ذکر نکنیم. از همان قبیل آنان که به مجسمه عبادت می کنند شرک می ورزند و این دلیل نیست که ما این کار را کلا حرام بدانیم. هدف از مجسمه سازی، اموری باشد که به هیچ وجه، مورد تأیید دین اسلام و سایر مکاتب الاهی نیست که به عنوان نمونه، می توانیم به موارد ذیل اشاره نماییم: الف. این که شخص به ظاهر هنرمندی، مجسمه ای ساخته و آن را به عنوان خدا و یا شریک او معرفی نموده و مردم را به پرستش او دعوت نماید. خداوند مردمی که بر اثر جهالت خود، فریفته چنین مکاتبی می شوند را سرزنش نموده و خطاب به آنان می فرماید: "آیا آنچه خود آن را تراشیده اید، می پرستید"؟!  البته ممکن  است، شخصی مانند سامری، در ساخت این مجسمه ها از تردستی هایی کمک گیرد که برای مردم عادی که بر اثر گناهان خود، از خداوند فاصله گرفته اند، غلط انداز بوده و آنان را گمراه نماید.  بدیهی است امروزه،  صنعت مجسمه سازی را به منظور چنین هدفی، جز در میان قبایل دور افتاده نمی توان مشاهده نمود.   ب. در تاریخ، به افرادی برخورد می نماییم که از صنایع و هنرهای مختلفی  از جمله مجسمه سازی و سحر و تردستی و …، برای اثبات قدرتشان و همطراز دانستن خود با خدای یگانه، بهره می گرفتند که برخی از فراعنه مصر را می توان از این زمره به شمار آورد. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
343
16
امر به معروف یا اجبار دینی؟ قسمت (سوم) از سوی دیگر خدا در سوره غاشیه آیات 21 و 22 می فرماید: پس [مردم را به اين حقايق] يادآور شو كه تو فقط يادآوري كننده‌اي [=تنها كارِ تو، بيدارگري است]، تو [جز تذكر دادن، حق] سيطره بر آنان نداري. «مُصَيْطِرٍ» از ريشة سطر [خط، نوشته، صف] مفهوم آمريت و ديكته كردن فرمان دارد، مسيطر [ديكتاتور] كسي است كه مسلط و مراقب ديگران است، عملكرد آنان را زير نظر مي‌گيرد و براي آنها به اصطلاح پرونده تشكيل مي‌دهد. وظیفه پیامبر تذکر به انسانها بود و وظیفه تسلط بر مردم و جلوگیری آنها از انجام کارهای گناه را نداشت! همچنین به صورت مشابه در سوره قاف آیه 45 می فرماید، خدا به گفتار مردم داناتر است و پیامبر بر مردم، جبّار (یعنی اجبار کننده) نیست. ‌ يعني خدا بهتر از شما بر اعمال و گفتار آنها آگاه است و نيازي ندارد کسي بر آنها نظارت داشته باشد. در محاورات عادي نيز وقتي به کسي مي‌گوييم: من خودم بهتر مي‌دانم، مخاطب مي‌فهمد که دوست نداريم در کار ما دخالت کند. جبار نبودن پيامبر، نفي تحميل اجباري دين و تأكيدي است بر «لا اكراه في الدين». ما اين کتاب را به حق [=با هدف و منظور مشخصی] بر تو، به خاطر مردم نازل کرديم، پس هر که پذيرای هدايت شود، پس به سود خود اوست و هر که گمراه گشت، جز اين نيست که به زيان خويش گمراه شده است و تو وکيل آنان نيستي. زمر:41 ‌حتی خدا در سوره مائده در آیات 90 ، 91 درباره مسئله مصرف مشروبات الکلی و قمار می فرماید این اعمال شیطانی و پلید هستند ولی اگر مردم از اجرای دستور خدا سر باز زدند، پیامبر وظیفه برخورد با آنها را ندارد. ‌ و از خدا و رسول اطاعت كنيد و از [چنين اموري] برحذر باشيد، با اين حال اگر [به فرمان ما] پشت كرديد، بدانيد كه بر رسول ما [وظيفه‌اي] جز ابلاغ آشكار [=پيام ‌رساني] نيست [پس كيفر دنيايي براي اين امور در اسلام وجود ندارد]. مائده:92 در گناه بودن شراب و قمار البته شكي نيست، اما هيچ كيفر دنيايي براي چنين نافرماني، همچنين بي‌حجابي در قرآن نيامده است و مجازات‌هايي كه توسط فقيهان در تاريخ اسلام وضع شده است، تماماً جنبه  بشري و مصلحت ‌انديشي براي مراقبت از شريعت و حفظ ظاهر، همچون سخت ‌گيري در مورد حجاب داشته است، كه البته كار را به پستو و پنهان كشانده و نفاق و نادرستي را تقويت كرده است كه آسيب آن براي تخريب شخصيت فردي و اجتماعي به مراتب بدتر از ارتكاب علني آن محارم مي‌باشد. اصولا در قرآن به غير از چهار كيفر: سرقت، قصاص، زناي علني و نقض مسلحانة امنيت جامعه [محاربه و افساد] كه تماماً در ارتباط با مناسبات ميان انسان‌ها مي‌باشد، هيچ مجازاتي در دنيا در آنچه مربوط به مناسبات ميان شخص با خالق است [مثل ارتداد] وضع نگرديده است. اگر به معانی آیات دقت شود، مشخص است که خدا اجازه امر به معروف و نهی از منکر را در مواردی داده که باعث خسارت و زیانی برای بقیه افراد جامعه شود و در اموری که تاثیری به سایر افراد ندارد، مسلمانان را از مداخله در کار دیگران منع کرده است. زیرا خدا خود به انسانها در مدت حیاتشان مهلت و آزادی انجام هر کاری را طبق سيستمي داده است. اگر قرار بود انسانها نتوانند کارهای بد و زشت انجام دهند، خدا حتما به انسانها اختیار نمی داد. دراین موارد، خدا خود در روز قیامت به حساب مردم رسیدگی خواهد کرد و ربطی به سایر انسانها ندارد! والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
342
17
امر به معروف یا اجبار دینی؟ قسمت (دوم) ‌ خدا در آیات بسیاری به مسلمانان تاکید کرده که حتما امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند. در زیر برخی از این آیات آورده شده است. ‌ مردان و زنان با ايمان ولي (و يار و ياور) يكديگرند، امر به معروف و نهي از منكر مي‏كنند، و نماز را بر پا مي‏دارند، و زكات را مي‏پردازند، و خدا و رسولش را اطاعت مي‏نمايند، خداوند به زودي آنها را مورد رحمت خويش قرار مي‏دهد خداوند توانا و حكيم است توبه 71 بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند آل عمران آیه 104. كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ شما بهترين امتي بوديد كه به سود انسانها آفريده شديد (چه اينكه) امر به معروف مي‏كنيد و نهي از منكر، و به خدا ايمان داريد، و اگر اهل كتاب (به چنين برنامه و آئين درخشاني) ايمان آورند به سود آنها است (ولي تنها) عده كمي از آنها با ايمانند و اكثر آنها فاسق (و خارج از اطاعت پروردگار) مي‏باشند آل عمران 110 يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مى‏ دهند و از كار ناپسند باز مى دارند و در كارهاى نيك شتاب مى كنند و آنان از شايستگانند آل عمران 114 يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ پسرم! نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن، و در برابر مصائبي كه به تو مي‏رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاي مهم است. – لقمان آیه 17 -! الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ آنها كه از فرستاده (خدا) پيامبر «امي» پيروي مي‏كنند كسي كه صفاتش را در تورات و انجيلي كه نزدشان است مي‏يابند و آنها را به معروف دستور مي‏دهد و از منكر باز مي‏دارد، پاكيزه‏ ها را براي آنها حلال مي‏شمرد، ناپاكها را تحريم مي‏كند، و بارهاي سنگين و زنجيرهائي را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان بر مي‏دارد آنها كه به او ايمان آوردند و حمايتش كردند و ياريش نمودند و از نوري كه با او نازل شده پيروي كردند آنان رستگارانند اعراف 157 التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ براي پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) و مؤ منان شايسته نبود كه براي مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند از نزديكانشان باشند، پس از آنكه بر آنها روشن شد كه اين گروه اصحاب دوزخند. توبه 112 الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ياران خدا كساني هستند كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را بر پا مي‏دارند و زكات را ادا مي‏كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي‏نمايند و پايان همه كارها از آن خدا است. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
371
18
امر به معروف یا اجبار دینی؟ قسمت (اول) درین مقاله میخواهیم امر به معروف ونهی عن المنکر را بر اساس آیات قران کریم شرح وتو ضیح بدهیم همه من و شما میدانیم که در مذاهب امر به معروف ونهی عن المنکر یک وجیبه دینی هست یعنی نسبت به دیدگاه مذاهب کسی اوامر الهی را به جا نیارند برای زمامداران مسلمانان لازم هست که  باید آنرا بالای مسلمانان جبارا تطبیق بکنند و نیز شخص دیگر منصرف از منکرات نشوند باید آن شخص را به زور از منکرات باز دارند. پس بیاییم قرآن کریم درین مورد چه میفرماید: قرآن کریم از یک طرف می گوید اجباری در دین وجود نداردسوره بقره آیه 265 امر به معروف و نهی از منکر آزادی را از مردم می گیرد. آیا امر به معروف فقط در حد حجاب و روزه خواری و فقر است؟ فساد مالی، اختلاس و اعتیاد در اسلام اهمیت ندارند؟ ‌‌‌ بحث امر به معروف و نهی از منکر یکی از مهمترین مسائل مسلمانان در این دوره است، مشکلات زیادی در درک و فهم این مسئله پدید آمده است. به طوریکه عده ای فکر می کنند امر به معروف و نهی از منکر یک وسیله و روش ظالمانه برای گرفتن حق انتخاب مردم و مجبور کردن آنها به انجام فرایض دینی مانند نماز خواندن، روزه گرفتن و رعایت حجاب و امثالهم است ‌ برای بررسی پاسخ، ابتدا به مفوم عبارت امر به معروف و نهی از منکر می پردازیم. عرف در هر جامعه ای عبارت است از یکسری قوانین و ضوابط در بین افراد جامعه که عدم رعایت آنها موجب نارضایتی یا ضرر و خسارت به سایر افراد جامعه می شود. بنابراین امر به معروف به معنی امر به اجرای قوانین عرف جامعه است. کلمه منکر نیز به کارهای زشت و زننده ای گفته می شود که انجام آنها منجر به خساراتی برای جامعه می شود. ‌ قوانین عرفی در جوامع در برخی موارد منشاء دینی دارند و در برخی موارد مستقل از دین هستند و مردم برای اینکه حقوق افراد جامعه حفظ شود آنها را تعیین می کنند. مثلا قوانین راهنمایی و رانندگی و یا حقوق شهروندی که عدم رعایت این قوانین منجر به آسیب هایی برای سایر افراد جامعه می شود. مسلما اگر امر به معروف صرفاً محدود به مسائل شرعی و دینی بود، امر به مشروع گفته می شد. بنابراین بر همه مسلمانان واجب است که قوانین را چه دینی و چه اجتماعی، جدی گرفته و اجرای آنها را از بقیه مردم نیز مطالبه کنند. حال این سوال پیش می آید که آیا باید دائم مراقب سایر افراد جامعه بود و به محض مشاهده خطایی اقدام به امر به معروف کرد؟ ادامه… والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
317
19
اگرکسی مشروبات الکلی بنوشد اما قادربه کنترل خود داشته باشد… سلام علیکم. یک فامل میانسال دارم که مرد خوبی است ولی سالهاست به مشروبات الکلی اعتیاد دارد. ولی هربار اقدام به ترک کرده ، موفق نشده است. ما نیز تغییر دادنش تلاش کردیم ولی بی نتیجه بوده است. سوال من به جنابعالی این است: اگرکسی مشروبات الکلی  بنوشد اما قادربه کنترل خود داشته باشد و  به مردم آسیب نمی رساند با خانواده اش مهربانانه رفتار بکند  چرا نوشیدنش حرام است؟ علیکم سلام اعتیاد به الکل نیز یک بیماری است که امروز همه کشورهای جهان از آن رنج می برند. البته اعتیاد چیز خوبی نیست و اگر خوب بود شما نیز بعنوان فامل آن شخص نگران این موضوع نبودید. ترک الکل مانند ترک مواد مخدر کار آسانی هم نیست، بی تردید اگر کسی به الکل اعتیاد پیدا کرده باشد، بیمار محسوب می‌شود و باید درمان شود. چنانچه فرمودید کسی که مشروبات الکلی می خورد و خودش را کنترل می نماید به این معنی نیست که مشروبات برای او مضر نیست. محققان به تجربه ثابت کرده اند که اثر الکل در نسل انسان تاثیرگزار است. “كسي كه در حين انقاد نطفه مست است، 35 درصد از عوارض الكليسم حاد را به فرزند خود منتقل می‌كند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند، صد در صد عوارض حاد در بچه ظاهر ميی شود، براساس آماري كه در اين زمينه وجود دارد، كودكاني كه زودتر از وقت طبيعي به دنيا آمده‌اند، از پدران و مادران الكلي 45 درصد و از مادران الكلي 31 درصد و از پدران الكلي 17 درصد بوده‌اند. كودكاني كه هنگام تولد توانايي زندگي را ندارند، از پدران الكلي 6 درصد و از مادران الكلي 45 درصد و نيز كودكاني كه فاقد نيروي كافي عقلايي و روحي بوده‌اند، از مادران الكلي 75 درصد و از پدران الكلي نيز 75 درصد بوده است”. این واقعیت نتیجه گیری کارشناسان از آمار جهانی است. حرمت شراب در قران کریم بطور واضح ذکر شده و در آیات پروردگار ما می فرماید: یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏.(بقره 219) در باره شراب و قمار، از تو می‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو می‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید. یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً (نساء 24) ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است. یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏(مائده 90) ای کسانی که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید. قرآن کريم شراب و قمار را عمل شيطاني دانسته و پيامبر (ص) شراب را اُم الخبائث معرفي مي كند، يعني: در رأس همه حرام ها و پلیدی ها قرار دارد. خلاصه: ضررهاي اَلکل آنقدر زياد است که به گفته يکي از دانشمندان اگر دولت ها ضمانت کنند دروازه نيم از ميخانه ها را ببندند، مي توان ضمانت کرد که از نيمي بيمارستانها و تيمارستانها بي نياز شويم. ازآنچه گفته شد، اگر درتجارت شراب سودي براي بشرباشد و يا فرضاً چند لحظه بي خبري وفراموش کردن غمها براي انسان سودي محسوب شود، زيان آن به درجات بيشتر، وسيع تر وطولاني تر است بطوري که اين دو با هم قابل مقايسه نيستند. شراب غضب را تحريک نموده ونفس اماره را به طغيان سوق داده وقواي شهواني را تحريک وانسان را به ارتکاب فحشاء مي کشاند. در بعد أخلاقي، در شخص الکلي عاطفه خانوادگي و محبت به زن و فرزند ضعيف مي شود بطوريکه مکرر ديده شده که پدران الكلي فرزندان خود را با دست خود کشته اند. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
341
20
دین گریزی و اسلام  واقعی ‌ همانطور که همه می دانیم در دنیای کنونی دین گریزی به شدت در حال اتفاق افتادن است. ‌ این موضوع برای کسانیکه درد دین دارند به شدت ناراحت کننده است. ‌ شاید دلیل این موضوع، اسلام خرافی واسلام ساخته وذهن منحرفانی باشد که برای کسب قدرت و ثروت، آنرا به مردم تحمیل می کنند و به اسم اسلام در دنیا بذر خشم و خشونت در دنیا می کارند. ‌ اسلام ساختگی آنها اجازه تدبر در دین را فقط منحصر به علمای خاص خود می داند و به مردم میگوید شما مردم عوام فقط و فقط باید بدون تدبر، تقلید کنید مگر اینکه زیر نظر ما آموزشهای لازم را دیده باشید. ‌ اسلام آنها مردم را به روخوانی سریع قرآن برای دریافت “ثواب ختم قرآن” دعوت می کنند ولی کسی شما را دعوت به کسب “ثواب درک قرآن” نمی کند. ‌ از دید برخی از آنها قرآن باعث انحراف می شود مگر اینکه در حد روخوانی عربی باشد. ‌ در آن اسلام مسائل مهم دین در حد ابتدایی ترین مسائل معرفی شده چیزی در حد خوردنیها،  نماز، نجاسات و … و مفاهیم عمیق دین کلا به فراموشی سپرده شده است. ‌ در اسلام آنها کمک به فقیر و یتیم یک کار فوق العاده محسوب می شود که اگر انجام نشود از دید خدا ایرادی بر مسلمانان نیست ولی دینی  که پیروانشان نمی دانند خدا در سوره ماعون هشدار می دهد آنکس که درد یتیم و مسکین ندارد مانند کسی است که دین ندارد. مسلمانی که درد یتیم ندارد اصلا از دینش هیچ نفهمیده. ‌ دین گریزی از یک جهت این بسیار دردناک است ولی شاید بتوان گفت که شاید این خود یک رفتار دفاعی اسلام حقیقی در برابر اسلام انحرافی است که اجازه نمی دهد اسلام حقیقی طلوع کند. ‌ شاید خدا بدین طریق می خواهد اسلام پوست بیندازد و اندیشه های خرافی را دور بریزد و اسلامی ناب مجددا از نو متولد شود. ‌ اسلامی بدون آلودگی متولد شود که پیروانش حقیقت دین را درک کنند و مومن واقعی باشند. همانها که ابراهیم، عیسی، موسی، محمد، عمر، ابوذر، یاسر و بلال… شدند. ‌ شاید این تولد، در مکان و زمان ما باشد و یا شاید نباشد. ‌ ولی مطمئنا انسانهایی خواهند آمد که خدا را آنگونه که شایسته اوست بندگی کنند و حقیقت دین را در قلبشان نگهدارند. ‌ دین انحرافی مردم را گریزان می کند و قدرت طلبان و زورگویان را جذب می کند. فرعون هم خود را فرزند خدا و رئیس دین می دانست. ‌‌ ‌ یادمان نرود اسلام حقیقی کسی را گریزان نمی کند اسلام حقیقی به نور رحمت خدا انسانها را جذب می کند و قدرت طلبان زورگو، زیاده خواهان را گریزان میکند. والسلام (محمدے) https://t.me/Dinwafetrat
309