en
Feedback
علامه سید ابوالفضل برقعی

علامه سید ابوالفضل برقعی

Open in Telegram

کانال رسمی علامه سیدابوالفضل برقعی این کانال توسط عبدالمحسن برقعی اداره می شود. ارتباط با ما @AbdolmohsenBorghei Borghei Telegram Channel

Show more
2 182
Subscribers
+224 hours
+117 days
+3330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+11
in 0 channels
August '26
+57
in 1 channels
Get PRO
July '26
+50
in 0 channels
Get PRO
June '26
+41
in 0 channels
Get PRO
May '26
+15
in 1 channels
Get PRO
April '26
+6
in 2 channels
Get PRO
March '26
+6
in 0 channels
Get PRO
February '26
+23
in 1 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+43
in 0 channels
Get PRO
November '25
+63
in 1 channels
Get PRO
October '25
+34
in 2 channels
Get PRO
September '25
+23
in 0 channels
Get PRO
August '25
+20
in 0 channels
Get PRO
July '25
+56
in 1 channels
Get PRO
June '25
+17
in 0 channels
Get PRO
May '25
+31
in 0 channels
Get PRO
April '25
+97
in 0 channels
Get PRO
March '25
+31
in 1 channels
Get PRO
February '25
+54
in 0 channels
Get PRO
January '25
+67
in 0 channels
Get PRO
December '24
+60
in 1 channels
Get PRO
November '24
+40
in 0 channels
Get PRO
October '24
+31
in 0 channels
Get PRO
September '24
+64
in 1 channels
Get PRO
August '24
+215
in 3 channels
Get PRO
July '24
+281
in 1 channels
Get PRO
June '24
+83
in 0 channels
Get PRO
May '24
+67
in 0 channels
Get PRO
April '24
+95
in 1 channels
Get PRO
March '24
+337
in 1 channels
Get PRO
February '24
+763
in 5 channels
Get PRO
January '24
+543
in 2 channels
Get PRO
December '23
+54
in 1 channels
Get PRO
November '23
+26
in 1 channels
Get PRO
October '23
+23
in 0 channels
Get PRO
September '23
+131
in 0 channels
Get PRO
August '23
+33
in 0 channels
Get PRO
July '23
+25
in 0 channels
Get PRO
June '23
+24
in 0 channels
Get PRO
May '23
+38
in 0 channels
Get PRO
April '23
+748
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September+2
05 September+2
04 September+2
03 September+1
02 September+2
01 September+2
Channel Posts
چه کسی می تواند وصف خدا را بگوید؟ (خلاصه شده متن سخنرانی) دیشب که آقایان نبود مسائلی گفته شد. گفتند اثری از حرفهای دیشب بگوییم. مهمترین مطلبی که گفتیم آخر سوره الصافات بود. سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۸۰﴾ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۸۱﴾ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۲﴾ آنچه به عقل انسان می رسد که محتاج وحی نرسید. نجاری چه جور است؟ می رود یاد می گیرد. دیشب گفتیم آدم می تواند راه و چاه کارهای دنیایی را بفهمد اما دو چیز است که عقل بشر نمی رسد و اون دو تا اصول دین است. عقل می فهمد این نظم جهان ناظم و نقاش دارد اما عقل، ذات خدا را درک نمی کند. خود خدا باید خودش و قیامت را معرفی کند. کیفیت قیامت چطور است؟ نمی دانیم. هیچ عاقلی نرفته ببیند. ذات خدا چطور است؟ هیچ کس به ذات و صفات خدا احاطه ندارد. در عقل و فکر نگنجد. خدا باید خودش را معرفی کند. کیفیت عبادت را ما نمی دانیم. خدا باید معرفی کند. حضرت علی می فرماید ای خدایی که خودت را معرفی کرده ای. خدا داناتر است به خودش تا فلاسفه، خدا به خودش داناتر است تا علما. لذا اسامی که دیگران، فلاسفه و شعراء برای خدا گفته اند درست نیست. مصدر اول، علت اول، علت العلل، اینها درست نیست. شعرا چی میگن؟ بت عیار، دلبر غمخوار و عاشق و معشوق ... اینها همه باطل است. برای خدا کسی نمی تواند اسم و صفت بگذارد. فقط باید وحی برسد. پس شناخت خدا که چه صفاتی دارد و اینکه چطور عبادتش کنیم و چه به او بگوییم و قیامت چگونه است را خود خدا باید بگوید. مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (سورة البقرة، الآية 62) این دو تا اصول دین است یعنی هر کی این دو تا رو قبول کند اصول دین را قبول دارد. یعنی ایمان به الله. الله غیر از اله است. بت پرست ها الله نداشتند، اله داشتند. لات و عزی و منات و مناف و... اینها همه اله بودند اما الله به اون ذاتی می گویند که همه کمالات را دارد. عالم و قادر و حی و حکیم و... است و همه صفات کمال را دارد اما اگر همه صفات را نداشت به آن اله می گویند. بت اله است. بت که سمیع و حکیم نیست. خورشید پرست ها اله دارند، شاه پرست ها، گاو پرست ها همه اله دارند. خدای اصلی رو قبول داشته اند اما به این خدایان اله می گفتند. پس بنابراین ذات و صفات خدا را باید خودش معرفی کند. کسانی که به خدا و آخرت ایمان دارند. اما شناخت پیغمبر، ایمان به قرآن و ایمان به انبیاء و کتب برای راهنمایی به دین است. پس اصول دین دو تا است ایمان به خدا و ایمان به قیامت. اما محمد (ص) رو هم باید قبول کنیم چون راهنمای دین است. قرآن و ملائکه رو هم باید قبول کنیم. اما شیعیان آمده اند امام رو جزو دین کرده اند. در صورتی که امام تابع دین است، نه اصول دین است و نه فروع دین. بلکه اینها راهنمای دین هستند. امام و علمای دین، علی و ابوبکر همه راهنمای دین هستند، نه اصول دین. حرفهای دیشب از این زمینه بود. سبحان الله عما یصفون از آنچه افراد بشر برای خدا وصف کرده اند خدا منزه است. وصف خدا را باید خود خدا بگوید. (در پاسخ سوال یکی از حاضران درباره ارتباط علمای الان با پیامبر و امامان) علمای الان عالم نیستند جهال هستند علما از هم دیگر گرفته اند اما اونی که از خدا گرفته پیغمبر است. پیغمبران از خدا هدایت گرفته اند اما دیگران از خدا نگرفته اند. خدا راهنما است. به سه وسیله هدایت می کند. ملائکه، انبیا و کتب، اینها وسیله وحی هستند. آقای علامه چیچی از کی گرفته؟ از خدا که نگرفته است. بسم الله الرحمن الرحیم نشان می دهد آن سوره تمام شد و سوره ای دیگر شروع شده است. آن سفره تمام شد و یک سفره دیگر شروع می شود. اون بوستان تمام شد و حالا یک بوستان دیگر صاد گفته اند یعنی خدا صادق است، خدا صانع است، خدا صمد است! هر چی اولش ص بوده است! این حروف برای معنا وضع نشده است. اینها را آورده اند که به هم بچسبانیم تا کلمه بسازیم. صاد خالی برای معنا وضع نشده است مگر بگوییم. صاد، ای کسی که متعرض مردم شده ای...از ماده صدّ است. (متاسفانه این نوار در همین جا ناقص تمام می شود. برای دیدن نظر مرحوم برقعی درباره حروف مقطعه یه مقدمه تفسیر تابشی از قرآن مراجعه شود.) https://t.me/SABorghei

2
چه کسی می تواند وصف خدا را بگوید؟ این سخنان که در انتهای نوار "سوره الشوری آیات 1 تا 10" ضبط شده است گویا بخشی از سخنرانی مربوط به بعد از پایان سوره الصافات و قبل از سوره ص بوده است که متاسفانه کیفیت پایینی داشته و ناقص است. با این وجود، شنیدنش خالی از لطف نیست. احتمالاً این نوار برای اولین بار است که در اینترنت منتشر می شود. https://t.me/SABorghei
1 144
3
سوره التکاثر و سوره یونس آیات 49 تا 53 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش سوم امتی که به مقررات الهی و کتاب آسمانی عمل نکند کم کم چراغش خاموش می شود. خورشید تا تشعشع دارد می تابد اما اگر کم کم خاموش شود منظومه شمسی هم از کار می افتد. پس هر امتی اجلی دارد. ما ملت مسلمان مدتها است اجلمون منقضی شده است که اروپایی ها آمده اند ما را تجزیه کرده اند. وقتی مردم اروپا توپ و طیاره می ساختند که تمام دنیا را بگیرند ما پولهامون رو جمع می کردیم، طلاهای مردم رو غارت می کردیم و گنبد و گلدسته می ساختیم. جزای ما همین شد که ممالک ما را گرفتند و تجزیه و قطعه قطعه کردند. چرا؟ برای اینکه دنبال عقل نرفتیم. کجا پیغمبر به ملتی که آب و نان ندارد گفته مال مردم را غارت کنید و بروید گنبد و گلدسته بسازید و آینه کاری کنید؟ این کارها از اسلام است؟ اسلام میگه ای مسلمانان هرچه می توانید قدرت ایجاد کنید. حرف که فایده ندارد. خدایا، پروردگارا، امت ما را بیدار کن. خطبه دوم. این قرآن به بهترین راه شما را راهنمایی می کند. مشرکین می آمدند و می گفتند این قیامتی که میگی کو؟ بگو خدا ما را عذاب کند. می فرماید خدا خیرخواه بشر است و به اندک چیزی عذاب نمی کند. می فرماید به این کفار بگو آیا دیده اید اگر عذاب خدا شب یا روز بیاد و شما را بگیرد، می خواهید چکار کنید؟ تو که عمل و عقیده ای نداری و کاری از تو برنمی آید. چرا مجرمین عجله دارند؟ آیا پس از آنکه عذاب واقع شد به خدا و دین ایمان می آورید؟ اون وقت فایده دارد؟ فرعون وقتی داشت غرق می شد گفت ایمان آوردم. خدا بهش گفت حالا می خواهی ایمان بیاوری؟ این خطاب وحی شریعت نیست، این خطاب زبان حال است. خداوند به مجرمین میگه شما که به عذاب عجله می کنید ایمان آن وقت فایده ندارد. به ستمکاران گفته می شود عذاب دائمی را بکشید. وقتی سلطنت داشتی توبه نکردی، مال مردم را خوردی و مردم را کشتی. توبه آن وقت فایده ندارد. اگر در محکمه جرم ثابت شود که توبه فایده ندارد. هر کسی بیاد روی کار، خدا همین حساب و کتاب را از او می کشد. هر امتی اجلی دارد. به ستمکاران گفته می شود بچش عذاب دائمی را. در آنجا هم مجرمین احمق هستند! از نگهبان های جهنم می خواهند که از خدا بخواهند که به اینها تخفیف داده شود. اینقدر احمق هستند که باز خودشون خدا را نمی خوانند! در اینجا به مجرمین می گوید عذاب جاویدان را بکشید. آیا خدا بد کرده است؟ می فرماید جزای کسب خودتون است. خودت، خودت رو بیچاره کرده ای. سال قحطی همه ناله داشتند. می گفتند که روضه بخوانیم که حضرت رقیه دعا کند که سال قحطی فراری بشود. حالا جواب اینها چیه؟ روسای شما گندمها را قایم کرده اند. حضرت رقیه تقصیر ندارد! اون سالها خارجی ها گندمها را برده بودند و قحطی شده بود و مردم نشسته بودند و روضه می خواندند. انبارها را پر نکرده بودند و حضرت رقیه کاری نمی تواند بکند، حضرت پیغمبر هم نمی تواند کاری انجام دهد. هر نفسی در گرو اعمال خودش است. لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿سوره النساء آیه۱۲۳﴾ خدا آب پاکی رو روی دست همه ریخته، نه به آرزوهای شما، نه به آرزوی اهل کتاب است. حالا اهل کتاب موسی و مسیح و حضرت مریم را دارند و یکی دو تا پیغمبر رو می گویند که اینها ما را می برند بهشت. ما 400 تا امامزاده فقط در قم داریم! لابد 4000 تا هم در کل ایران هستند! همه جمع می شوند و قیامت با پیغمبرها می آیند جلوی خدا را می گیرند و برای ما کاری می کنند! خدا گفته هر عمل بدی جزا دارد. قانون خدا عدالت است و قانون خدا که عوض نمی شود. 400 امامزاده بروند به خدا بگویند عدالت نکن! می شود؟! در دنیا، در کتاب آسمانی به کفار خطاب مستقیم نشده است. اما در قیامت به کفار خطاب می کند. رحمت خدا در آخرت بسیار بیشتر است. از پیغمبر (ص) می پرسند قیامت راست است؟ واقعاً عذاب هست؟ می فرماید بله حق است و شما نمی توانید خدا را عاجز کنید. کسی نمی تواند از حکومت خدا فرار کند. هیچ کس نمی تواند از قانون خدا تخلف کند. خدایا، پروردگارا، ملت ما را به کتاب آسمانی آشنا بفرما. https://t.me/SABorghei
1 269
4
سوره التکاثر و سوره یونس آیات 49 تا 53 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش دوم عمل شما تملق از بزرگان و سر قبرها رفتن و التماس کردن است اما صفات پیامبر عدالت و قدرت روحی او است. امانت، دانش، انصاف و مروت و تمام صفات حسنه در وجود محمد جمع شده بود. هر کاری کفار کردند نتوانستند جلوی پیغمبر را بگیرند زیرا پیغمبر مجموعه صفات حسنه بود. وقتی آمد مدینه شاید تا سیصد نفر مسلمان بودند. بقیه یهودی بودند و اکثر مردم لاابالی و بیدین بودند. یک قانونی نوشت که مساوات و عدالت بود و همه طوایف مدینه امضا کردند. نوشت طوائف مدینه همه استقلال و شخصیت دارند و کسی نباید به دیگری آزار برساند و قانونی نوشت که همه امضا کردند. قانون همزیستی که یهود و مسلمان در پناه یکدیگر زندگی کنند. حالا ما اول جنگ هستیم هر کسی مذهب ما را نداره باید زد و کشتش! حتی مذهبی ها با همدیگر جنگ دارند! پیغمبر چه می گوید؟ قرآن چه می گوید؟ ما چه می گوییم؟ اون می گفت رای خدا، ما می گوییم رای من، کتاب من، رساله من، مقلد من، فتوای من، همه اش من، من است. پیغمبر از خودش فتوا نداده است. ای پیغمبر ما به تو کتاب داده ایم تا حکم خدا را بگویی. از تو فتوا می خواهند و خدا فتوا می دهد. اگر ملت ما بخواهد رستگار بشود باید منیّت و خودخواهی و انحصار طلبی را کنار بگذارد که اینها پدر ما را درمی آورد. هر کسی می آید انحصار طلب است. رادیو که دست ما نمی دهند. ای ملت ایران که یک طاغوتی را رد کردید هر کسی من، من کند اون طاغوت است. باید خودخواهی، فزون طلبی را کنار بگذارید. باید در عمل خودخواهی را کنار بگذارید. اگر بگم من نوکر مردم هستم باید بروم برای مردم کار کنم اما من بشینم مردم بیایند دست من را ببوسند که نوکر مردم نمی شود! پیغمبر می فرماید عمل من برای من و عمل شما برای شما است و شما از من بیزار هستید و من از شما بیزار هستم. در عمل معلوم می شود زیرا کسی که عمل دارد پیشرفت می کند. پیغمبر عمل داشت. خلفا عمل داشتند. شبها در مقام بنده ذلیل عبادت می کردند و روزها مثل شیر در میدانها می خروشیدند اما ما فقط حرف می زنیم. از سوره تکاثر می فهمیم فزون طلبی غلط است ولو به زیارت مقابر باشد. جاهلیت افراد رو می شمردند که ما بیشتریم و قبرها رو هم می شمردند. ملت مرده فایده ندارد. چه فایده ای داره اونهایی که در قبر هستند و عقل و اراده ندارند رو هم بشماریم؟ کسی به حرف ما گوش نمی دهد. باید گوشه ای بنشینیم و نماز بخوانیم و السلام. در سوره یونس رسیدیم به این آیات. (سوره یونس آیات 49 تا 53 ) می فرماید به مردم بگو من مالک نفع و ضرر خودم نیستم. پیغمبر مرگش هم به اختیار خودش نبود. ما از نوه پیغمبر، از حضرت رقیه کمک می خواهیم اما قرآن میگه بگو من برای خود مالک نفع و ضرر نیستم و نمی دانم با من و شما چه خواهد شد. اینها میگن نه! امامزاده می شنود و می داند! پیغمبر خودش نمی داند. می فرماید بگو من مالک ضرر و نفع خودم نیستم. یعنی چی؟ یعنی مثل بقیه هر چی بقیه دارند این هم دارد. تجارت و چوپانی می کرد و نفع می برد اما مثل بقیه، چیز بیشتری ندارد. می فرماید مگر آنچه خدا خواسته است. هر امتی اجلی دارند، امت افرادی هستند که در یک دین یا جامعه با هم حول هدف مشترکی باشند. هر جمعیتی که امتی شدند اجلی دارند وقتی که اجلشان آمد، مدت و مهلت آنها تمام شد. هر امتی که شایسته داشت زمین را به ارث می بردند و وقتی از صالحیت بیرون آمدند، فکر و عملش ناقص شد، مدتشون منقضی می شود. ملتهای که عدالت نکنند و کیان خودشون رو حفظ نکنند از بین می روند. https://t.me/SABorghei
1 026
5
سوره التکاثر و سوره یونس آیات 49 تا 53 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش اول ای بندگان خدا بر شما باد به قرآن، هر کسی که هدایت را از غیر قرآن بخواهد خدا او را به گمراهی خودش واگذار می کند. هدایت منحصر به هدایت الهی است. در همه کارها باید رجوع به قرآن کنیم. تکاثر نام یکی از سوره های قرآن است که باید سرمشق ما باشد. ای مردم فزون طلبی شما را واله و حیران کرده، کثرت طلبی، خودخواهی و انحصار طلبی است که ملت ما را از بقیه جدا کرده، کار ما به جایی رسیده که برویم زیارت قبر ها و از قبرها کمک بخواهیم. افتخار کنیم این صاحب قبر از ما است. از او مدد بخواهیم. گویا در قرآن نخوانده ایم ایاک نعبد و ایاک نستعین. این آیات را فراموش کرده ایم. سرقبر حضرت عباس و عبدالقادر رفته ایم. به جای آنکه صفات بزرگان را کسب کنیم. سر قبرشان می رویم. انسان باید خودش سعی کند بزرگ شود نه اینکه فقط تملق و چاپلوسی بزرگان را بگوید. همین التکاثر نشان می دهد نباید کثرت طلبی کنیم. الان می خواهیم رییس جمهور تعیین کنیم. آیا باید ما کسی رو کاندید کنیم یا اون شخص خودش را کاندید کند؟ کسی که می خواهد رییس جمهور شود باید چنان صفات عالی و متعالی علم و عمل داشته باشد که مردم را جلب کند نه اینکه او بیاید خودش را کاندید کند. ما نمی دانیم چه کسی را کاندید کنیم. ریختن جلوی در منزل علی (ع) که بیا باهات بیعت کنیم. گفت نمی خواهم بروید کسی دیگری را پیدا کنید. باید مردم کسی که می خواهد زمامدار شود را خودشان کاندید کنند. نزدیک بود حسن و حسین را پایمال کنند. هرچقدر حضرت گفت بروید غیر من را انتخاب کنید. مردم گفتن باید با تو بیعت کنیم. کاندید باید اینطور باشند. شیخین ابابکر صدیق و فاروق را مردم انتخاب کردند و خودشون دنبال این نبودند که زمامدار بشوند. مردم کاندید را انتخاب می کردند نه اینکه خودشون جلو بیایند. حالا آیا مردانی مثل آنها پیدا می شود؟ علی (ع) می فرماید من مشاور و وزیر باشم بهتر است. مردم گفتن ما می خواهیم با تو بیعت کنیم. حالا چرا مردم گیج هستند؟ چون راه قرآن را به مردم یاد نداده اند. قرآن راهنما است. بعد از آنکه پیامبر (ص) از دنیا رفت تمام مردم مدینه دچار افسردگی شدند که حالا چکار کنیم؟ آن نفری که گرمی به مردم سرد افسرده داد، نشاط داد که نترسید اگر محمد (ص) رفته است خدای محمد (ص) که هست. قرآن که راهنمای محمد (ص) بود که هست. افسرده نباشید و دچار تفرقه نشوید. کیان و شخصیت خودتون رو از دست ندهید. همان کتاب محمد (ص) راهنمای ما است. اون کسی که این خطابه رو گفت کی بود؟ یک سیاستمدار متدین به نام ابوبکر بود که حالا اگر ما اسمش رو بیاریم فحش می دهند! پیغمبر دستور داده بود لشکر برود با روم بجنگند. به ابوبکر گفتند الان لشکر را برگردان جنگ داخلی می شود، لشکر بماند. گفت نه، لشکری که پیامبر فرستاده رو من برنمی گردانم. ما خودمان هستیم. خودشون رو نباختند. هم مدینه را اداره کردند و هم تمام جزیره العرب که آمده بودند و غوغا کرده بودند. پیامبرهای دروغی آمده بودند و اطراف مدینه هم می گفتند ما زکات و مالیات نمی دهیم. هم ازشون مالیات گرفت و هم جزیره العرب را آرام کرد. هم لشکر به خارج فرستاد و همه کارها را اداره کرد. حالا آیا پیدا می کنیم کسی مانند او را؟ شخصیت شما به تکاثر نیست که افراد زیاد را جمع کنید. شخصیت شما به صفات عالی است. انسان باید شخصیت و صفاتی پیدا کند و علم و عملی داشته باشد که مردم را جذب کند و التماس هم نکند که مردم بیایند. خود مردم وقتی شخصیتی با علم و عمل دیدند، می آیند. پیغمبر اکرم به کفار پیشنهاد می کند که نشان دهنده هر کسی عمل او است. عمل من برای من است و عمل شما برای شما است. https://t.me/SABorghei
649
6
سوره التکاثر و سوره یونس آیات 49 تا 53 این سخنرانی ترجمه و توضیح نکاتی از سوره التکاثر و سوره یونس آیات 49 تا 53 را شامل می گردد. محدوده زمانی نماز جمعه هایی که در آن سوره یونس تفسیر شده، زمستان 1358 بوده است. احتمالاً این نوار برای اولین بار است که در اینترنت منتشر می شود. https://t.me/SABorghei
953
7
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۴۹﴾قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿۵۰﴾أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ آلْآنَ وَقَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿۵۱﴾ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا بِمَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿۵۲﴾ وَيَسْتَنْبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ﴿۵۳﴾ سوره یونس آیات 49 تا 53
801
8
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿۱﴾حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿۲﴾كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۳﴾ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۴﴾كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿۵﴾لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿۶﴾ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿۷﴾ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿۸﴾ سوره التکاثر
749
9
سوره فاطر، آیات 16 تا 22 و خطبه 149 نهج البلاغه (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش چهارم روز قیامت پیامبر (ص) می گوید، در سوره فرقان است، يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿۳۰﴾ پیامبر شکایت می کند که این مردم قرآن را مهجور کردند. شب قدر قرآن را بالای سرش می گذارد. روضه خوان بی دین میگه تا دیروز قرآن زیر پای ما بود حالا می گذاریم بالای سرمون! قرآن بالای سر و پایین سر ندارد. قرآن را باید فهمید و بهش عمل کرد. جلد طلاکوب بالای طاقچه یا بالای گنبد فایده ندارد. قرآن هدی للناس است. علی (ع) می فرماید سنت پیامبر را ضایع نکنید. آنچه پیامبر (ص) آورده سنت است و بدعت آن است که بعد پیغمبر درست شده است. این دسته در کردن و عزاداری همه بدعت است. سنج هم یکی بزند که خوب برقصیم! که چی؟! اکبر بیا، اکبر نرو، ای شبه پیغمبر نرو! اینها که دین نشد. چرا خواب هستید؟! اگر شما بیدار شوید چهل هزار نفر روضه خوان باید بروند حمالی! راحت می شوید. علی می گوید اینها دو ستون دین شما است. روضه خوانها می گویند سنی ها همه کافر هستند! هی ولایت، ولایت می کنند! آخرش یعنی چی؟ ولایت یعنی دوست داشتن و باید همه مومنین را دوست داشت. علی را چرا دوست داریم؟ چون جزو مومنین است. پیغمبر هم مومن بوده است. هر کسی مومن است باید دوستش داشت. این دیگه جنگ و دسته در کردن نمی خواهد. علی (ع) آنقدر فضایل نفسانی و کمالات ایمانی دارد که کفار هم دوستش دارند و ما که وظیفه ایمانی داریم که باید دوستش داشته باشیم. میگه علی مومن باشد و ما هم مومن هستیم؟ پس فرق ما و علی چیست؟ مگر دین اسلام دین تبعیض است؟ علی مسلمان است و تو هم باید مسلمان باشی. این دو چراغ را روشن کنید. یعنی چراغ توحید و سنت. بعد می فرماید من امروز از دنیا می روم و عبرت شما می شوم و فردا از شما جدا میشم. یعنی چی؟ یعنی دیگه در دنیا نیست. خدا مرا بیامرزد و شما را هم بیامرزد. میگه اگر ماندم و از این زخم در رفتم که خیلی خوب، اما اگر به زمین خوردم یعنی فوت کردم ای مردم ما همه زیر ابر حیات بودیم و فردا از شما جدا می شوم و من چند روزی همسایه شما بودم و به همین زودی جثه من خالی می ماند و میگه من روحم از شما جدا میشه . بدن خالی من می ماند که ساکت میشه و بدون حرکت. حالا شیعیان می گن علی همه جا هست! اگر کسی بگه علی همه جا هست این شرک است. خدا است که همه جا هستش و کسی شریک صفات خدا نیست. می فرماید راهی که من رفتم باید برای شما موعظه باشد. امروز آقا هستم اما فردا بدنم نمی جنبد. الان با نطق شما را موعظه می کنم اما فردا بدن بی جان من شما را موعظه می کند. ممکن است در همین اطراف ما جوانهایی باشند که بعد مردن ما با سایرین کم کم بیدار شوند. این دین که الان دست شما است اسلام نیست. این دین باعث بیچارگی است. تا دین گریه و زاری و روضه هست تو سری خور هستید. بروید سرچشمه اسلام را پیدا کنید. این جوب‌ها پر از کثافت است. اگر بخوری قی می کنی و می میری. این دین باعث ذلت و انحطاط است. می فرماید فردای من موعظه بیشتری است و جنازه من موعظه قوی تری است تا سخن بلیغ. https://t.me/SABorghei
1 099
10
سوره فاطر، آیات 16 تا 22 و خطبه 149 نهج البلاغه (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش سوم علی خودش می گوید چقدر تفحص کردم نفهمیدم زمان مرگ من چه زمانی است اما روضه خوان می گوید علی علم غیب دارد! مگه نهج البلاغه نخوندن؟! علی می فرماید كَمْ أَطْرَدْتُ الاَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هذَا الاَمْرِ، فَأَبَى اللهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ، هَيْهَاتَ! عِلْمٌ مَخْزُونٌ! می فرماید خدا از من مخفی کرد. نهج البلاغه که چاپ شده است. ملاهای شما نخوانده اند؟! می فرماید هیچ کس از مرگش مطلع نخواهد شد. در سوره لقمان می فرماید إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿۳۴﴾ ...که این باران مفید است یا نه؟ آنچه که در رحم است چیست؟ هیچ کس نمی داند فردا چه خواهد شد. پس کسی علم غیب ندارد. هیچ کس نمی داند را می شود استثنا زد؟! گفته هیچ کسی نمی داند. نه پیغمبر می داند و نه وصی پیغمبر. در نهج البلاغه هم هست که هیچ کس نمی داند که در کجا می میرد. اگر وحی آمده باشد پیامبر خبر غیب رو به اجمال گفته اما تفصیل را احدی نمی داند. به همه اصحابش هم گفته است. مثلاً به علی گفته با خون سرش ریش او رنگین خواهد شد. این دلیل نمی شود تفصیلش را کسی بداند. چه شب و چه سالی را نگفته است. ای مردم وصیت علی را ببینید. به وصیتش عمل کنید. علی پدر روحانی است. حالا به وصیت عمل نکنید هی سینه سه ضربه بزنید! پدری از دنیا برود و به وصیتش عمل نکنند اما هی برایش سینه بزنند! (امّا وصيّت من نسبت به خدا، آن كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد، و نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين است كه، سنّت و شريعت او را ضايع نكنيد. اين دو ستون محكم را بر پا داريد و اين دو چراغ را فروزان نگهداريد و تا آن زمان كه از حق منحرف نشده ايد، سرزنشى نخواهيد داشت، كه براى هر كس به اندازه توانايى او وظيفه اى تعيين گرديده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفيف داده شده است زيرا كه: پروردگار رحيم، و دين استوار، و پيشوا آگاه است. من ديروز رهبر شما بودم و امروز مايه پند و عبرت شما هستم، و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بيامرزد.) یعنی هیچ کس را شریک خدا نکنید. نه بشری و نه امامی و نه پیغمبری و ملکی را و نه بتی را که هیچ مخلوقی کار خدا را نمی کند. محال است پیغمبر علم خدا را داشته باشد. به پیغمبر می فرماید ما یک علم کمی به تو دادیم. خیال می کنند خدا علمش را به علی و پیامبر داده است. این دروغ است. اول خدا را بشناسید علم خدا عین ذات خدا است. پیغمبر خودش مخلوق است و همه صفاتش مخلوق است. در عبادت کسی را با خدا نخوانید حالا اگر یا محمد هم بخوانیم این شرک است. چه کسی گمراه تر از آن است که غیر خدا را بخواند. این کسانی که می خوانید خبر ندارند، اصلا در دنیا نیستند و روز قیامت همان کسانی که خوانده اید دشمن شما می شوند که چرا مشرک شده اید. نه در عبادت برای خدا شریک بگیرید و نه در فعل خدا و نه در صفات خدا که هر کجا شریک بگیرید مشرک شده اید. و وصیت من درباره سنت پیغمبر این است که سنت پیغمبر را ضایع نکنید. سنت پیغمبر چیست؟ سنت یعنی روش، اگر پیغمبر سینه و زنجیر زده تو هم بزن! و اگر قمه زده تو هم بزن! و اگر علم و کتل داشته تو هم داشته باش! و اگر قبر و گنبد ساخته تو بساز! اگر رفته بالا سر قبر با مرده ها حرف زده تو هم بزن! پیغمبر که با مرده ها سر و کار ندارد. قرآن واسه زنده ها است که برای زنده ها بخوانند ولی ما چه کرده ایم؟! قرآن را برده ایم در قبرستان و احکام زکات و حیض را برای مرده ها می خوانیم. قرآن را برده ایم سرقبرها و چه چیزی را آورده ایم در جامعه؟ روضه خوانی و نوحه و زنجیرزنی را آورده ایم بین مردم. پیغمبر(ص) نه برای شهدای بدر و نه برای شهدای احد، نه روضه خواند و نه نوحه. علی (ع) 5 سال خلافت کرده یک روز برای پیغمبر عزیزش وفات و عزا نگرفته. علی دین نداشت شما ها دین دارید؟! https://t.me/SABorghei
661
11
سوره فاطر، آیات 16 تا 22 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش دوم حالا ما چی میگیم؟ به خدا قسم، به این قرآن قسم، تمام این روضه خوانها دشمن علی هستند. تمام اینها که علی جانم! علی جانم! می گن همه دشمن علی هستند. دشمن علی کیست؟ همان که می گوید علی غیب می دانست. علی اگر غیب می دانست چرا فرماندارهایی می فرستاد که خیانت کردند؟ اگر می دانست خائن هستند که نمی فرستاد. اگر علی غیب می دانست که شریک این خائن ها بود. موسی ابن جعفر سه تا وکیل دارد هر سه از بزرگان شیعه و خودش در زندان است و اموالش را گرفتن و خوردن و پس از فوت امام گفتند امام نمرده و غایب شده و ما منتظریم آخر زمان بیاد مالش رو بهش بدهیم. مثل همین ها که الان سهم امام میگیرند. به امام می رسانند؟ نه والله! امام رضا فرستاد که این پولها که جمع شده است بدهید گفتند پدرت نمرده و تو بیخود می گویی! اینها شدند هفت امامی واقفیه، گفتند موسی بن جعفر غایب شده و حالا بشین تا بیاد! حالا اینها که الان میگن سهم امام بده، بهشون می گوییم جهاد می کنی؟ نه. سرحد مملکت نگه می داری؟ نه. نماز جمعه می خونی؟ نه. میگن نماز جمعه را خود امام باید بخواند. پس چیکار می کنی؟! تو چه نایبی هستی؟ میگه من فقط سهم امام رو می گیرم! این چه دینی است درست کرده اید؟! یک دین بغرنجی درست کرده اند به نام ولایت علی. یک دین پر از خرافات. تمام دنیا این همه معصیت می کنند خدا یکی رو سگ نکرده اما می گویند یکی به علی سلام نکرد و علی بهش گفت سگ شو! و اون سگ شد! تمام معجزات امام دروغ است. کجای قرآن گفته امام باید معجزه داشته باشد؟! قرآن می گوید معجزات کار خدا است. پیغمبرباید دعا کند و خدا معجزه را نازل کند. محمد (ص) یک کلمه قرآن را نمی تواند خودش بگوید. اگر هر کسی بارش سنگین است بگوید بیا بار من را بردار، کسی نمی تواند بارش را بردارد حتی اگر خویشاوند او باشد. پیامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) می گوید ای دختر من برای خودت عمل کن و منتظر پدرت نباش یا بنتی اعمل لنفسک روایت در کافی هست و ابوالفتوح رازی در تفسیر سوره شعرا آورده، محمد (ص) میگه نمی توانم به کسی بی نیازی بدهم. خدا به پیغمبر گفته تو وکیل مردم نیستی. اینها میگن ما به پیغمبر و قرآن کار نداریم، سینه سه ضربه می زنیم. علی را گولش بزنیم. علی راضی نشد میرویم سراغ رقیه که دختر سه ساله است و زود نرم می شود! امیرالمومنین علی (ع) روح مطهرش کجا است؟ سوره نحل میگه روحشون رو قبض می کنند و به بهشت می روند یقولون سلام علیکم. میگه وارد بهشت شوید در دنیا نمان. احیا عند ربهم، نه نزد قبرشون! حالا هی میرن بالا سر قبر امام. احمقها فکر می کنند امام در قبر است. اگر امام در قبر زنده است که باید با بیل و کلنگ برویم درش بیاوریم. می فرماید این است و جز این نیست که باید بترسانی کسانی رو که از خدا می ترسند اگر کسی از خدا نترسد نمی توانی هدایتش کنی. امام باقر میگه من یعرف الامام و لایعرف الله فقد ضلّ ضلالً بعیدا. کسی که امام رو شناخته اما خدا را نشناخته از همه گمراه تر است. بترسند از خدا و نماز بخوانند و هر کسی خود را تزکیه کند برای خودش انجام داده است. ای مردم کور و بینا مساوی نیستند. کور یعنی جاهلی که از قرآن خبر ندارد. کور دل است. نور و ظلمات مساوی نیستند، زنده و مرده مساوی نیست. میگه پیغمبر نمرده است. پس علی چرا دفنش کرد؟ زنده و مرده مساوی نیست و خدا به هر کسی بخواهد می شنواند. ای پیغمبر تو نمی توانی به کسانی که در قبر هستند بشنوانی. این از آیات قرآن، حالا برویم سراغ نهج البلاغه، به کتاب من خطبه 149 است. وقتی ابن ملجم به او ضربه زد قبل از موت این را می گوید: (اى مردم هر كس از مرگ بگريزد، به هنگام فرار آن را خواهد ديد، اجل سر آمد زندگى، و فرار از مرگ رسيدن به آن است. چه روزگارانى كه در پى گشودن راز نهفته اش بودم اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود، هيهات كه اين علمى پنهان است.) هر کسی ملاقات می کند مرگی را که از آن فرار می کند و هی انسان از مرگ فرار می کند اما مرگ آخرش سراغش می آید. حضرت سلیمان جن و انس بهش خدمت می کردند و رفت بالای امارت خودش و دستور داد همه درها را ببندند و هیچ کسی وارد نشود. تا وقتی که جوانی آمد و سلیمان گفت چه کسی به تو اذن داده بیایی اینجا؟ بهش گفت من بدون اذن می آیم... همه کار می کردند و نمی دانستند سلیمان مرده است تا وقتی موریانه آمد و عصایش را خورد تازه بقیه فهمیدند مرده است. https://t.me/SABorghei
633
12
سوره فاطر، آیات 16 تا 22 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش اول وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ ﴿۲۲﴾ (سوره السجده) کسی که تذکر بهش بدهند، آیات پروردگار رو برایش بخوانند و اعراض کند، اینها مجرم هستند و خدا انتقام می گیرد. در قم چهل هزار مداح و روضه خوان دارند به من بد می گویند این مردم که اینجا آمده اند از زیر این فحش ها در رفته اند و اینجا آمده اند. باهوش هستند و می فهمند. طالب حق هستند. من نه یک یاور دارم. نه یک روضه خوان از من تعریف می کند. همه دارند تکفیر می کنند. تمام آسمان و زمین و تمام ذرات همه انسانها، همه اختیارشون دست خدا است. همه در پیشگاه خدا خاضع هستند. علی (ع) امام المتقین است نه امام الفاسقین. شما دروغ می گویید! فقط می گویید علی جانم! علی جانم! علی پیرو چه کتاب و دینی بود؟ نمی دانیم! ملت ما را جاهل بار آورده اند و گفته اند هی سینه بزن! شیر خدا کشته شد! شیرخدا کشته شد! نباید فهمید علی هدفش چی بود؟ دینش چی بود؟ خدا می گوید کسی از که هر جهت بی‌نیاز است فقط خدا است. علی (ع) در نهج البلاغه می گوید و هو بکل مکان و مع کل انس و جان و لیس له باب. هر موجودی فقط یک مکان دارد اما خدا مکان و جسم ندارد. جسم محدود است. قرآن می گوید هر چیزی را به اندازه خلق کرده است. برو در خانه علی زن! خدا نه در دارد و نه دربان. می فرماید خدا اگر بخواهد همه را می برد. بخواهد دنیا را خراب کند به یک خواست همه نیست می شود. زحمتی ندارد. ما بخواهیم یک اتاق بسازیم کلی زحمت دارد اما خدا یک اراده کند صد میلیون عالم ایجاد می کند. قدرت خدا را نشناختیم ما، علی (ع) می فرماید: أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ ، الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ لَا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لَا ضَرًّا وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَيَاةً وَ لَا نُشُوراً علی میگه من یک بنده ضعیف بیچاره فقیری هستم که مالک خودم نیستم و اگر سرم را بشکافند باید بروم دکتر یهودی بیاورم. من مالک هیچی نیستم. نمی خواهیم بفهمیم. اگر واقعاً علی را قبول داری باید دینش رو قبول کنی. اگر خدا بخواهد همه را نابود می کند و یک خلق جدید انجام می دهد. صد میلیون علی و پیغمبر به یک اراده خدا می روند. این کار برای خدا سخت نیست . قرآن چه بیان شیرینی دارد. می گوید کسی بار دیگری را نمی تواند ببرد. آیا با گفتن علی جان! علی جان! علی می تواند وزر و بار شما را ببرد؟ نه! هر کسی مسئول و گرو عمل خودش است. اگر اصحاب پیغمبر که بالای منبر بهش فحش می دهی بد کرده باشد خوب کرده باشد برای خودش است. می فرماید آنها امتهایی هستند که رفته اند و کسب آنها برای خودشان است و کسب شما برای شما است. علی خودش خلافت رو نمی خواست، می گوید این خلافت شما از نظر من از آب دماغ بز پست تر است حالا بعد از هزار سال تو سر و شکم هم می زنند برای خلافت علی! وقتی بود خون به جگرش کردید. همین ایرانی ها تا هفت قرن علی را لعن می کردند! حالا عاشق علی بودن دکان دخل آوری شده! در همین اصفهان لعن علی ممنوع اعلان شد، اصفهانی ها جمع شدن به فرماندار گفتن 6000 دینار اشرفی می دهیم که شش ماه مهلت بده ما علی رو روی منبرها سب و لعن کنیم! حالا همین محله ما سه تا علم خریده اند 360000 تومن! رفتن پول علم دادن که عاشق حسین هستند! مگر حسین عاشق می خواهد؟! اسلام عاقل می خواهد نه عاشق. اون که میگه عاشق علی هستم یعنی دین ندارد. اینها میگن فلان جا نرو، فلان کتاب رو نخوان! اما قرآن میگه همه حرفها رو بشنو، می فرماید بشارت بده به آن بندگانی که همه حرفها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند. فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿۱۷﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾ (سوره الزمر) آنهایی که هدایت خدا را می خواهند اینها هستند که همه جا می روند و حرفها را می شنوند. نمیگه مسجد وزیر دفتر نرو! و اگر رفتی بگو بر دشمن علی لعنت! https://t.me/SABorghei
541
13
خطبه 149 نهج البلاغه     و من كلام له (علیه السلام) قبلَ مَوته: (در سال 40 هجرى در بيستم رمضان قبل از شهادت فرمود). أَيُّهَا النَّاسُ كُلُّ امْرِئٍ لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ فِي فِرَارِهِ، الْأَجَلُ مَسَاقُ النَّفْسِ وَ الْهَرَبُ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ. كَمْ أَطْرَدْتُ الْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا الْأَمْرِ، فَأَبَى اللَّهُ إِلَّا إِخْفَاءَهُ، هَيْهَاتَ عِلْمٌ مَخْزُونٌ. 1. ياد مرگ: اى مردم هر كس از مرگ بگريزد، به هنگام فرار آن را خواهد ديد، اجل سر آمد زندگى، و فرار از مرگ رسيدن به آن است. چه روزگارانى كه در پى گشودن راز نهفته اش بودم اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود، هيهات كه اين علمى پنهان است. أَمَّا وَصِيَّتِي، فَاللَّهَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) فَلَا تُضَيِّعُوا سُنَّتَهُ. أَقِيمُوا هَذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ الْمِصْبَاحَيْنِ وَ خَلَاكُمْ ذَمٌّ مَا لَمْ تَشْرُدُوا. حُمِّلَ كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ مَجْهُودَهُ وَ خُفِّفَ عَنِ الْجَهَلَةِ. رَبٌّ رَحِيمٌ وَ دِينٌ قَوِيمٌ وَ إِمَامٌ عَلِيمٌ. أَنَا بِالْأَمْسِ صَاحِبُكُمْ وَ أَنَا الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ وَ غَداً مُفَارِقُكُمْ، غَفَرَ اللَّهُ لِي وَ لَكُمْ. 2. وصيّت هاى امام على عليه السّلام: امّا وصيّت من نسبت به خدا، آن كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد، و نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين است كه، سنّت و شريعت او را ضايع نكنيد. اين دو ستون محكم را بر پا داريد و اين دو چراغ را فروزان نگهداريد و تا آن زمان كه از حق منحرف نشده ايد، سرزنشى نخواهيد داشت، كه براى هر كس به اندازه توانايى او وظيفه اى تعيين گرديده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفيف داده شده است زيرا كه: پروردگار رحيم، و دين استوار، و پيشوا آگاه است. من ديروز رهبر شما بودم و امروز مايه پند و عبرت شما هستم،  و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بيامرزد. إِنْ تَثْبُتِ الْوَطْأَةُ فِي هَذِهِ الْمَزَلَّةِ فَذَاكَ، وَ إِنْ تَدْحَضِ الْقَدَمُ فَإِنَّا كُنَّا فِي أَفْيَاءِ أَغْصَانٍ وَ [مَهَبِ] مَهَابِّ رِيَاحٍ وَ تَحْتَ ظِلِّ غَمَامٍ اضْمَحَلَّ فِي الْجَوِّ مُتَلَفَّقُهَا وَ عَفَا فِي الْأَرْضِ مَخَطُّهَا. وَ إِنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِي أَيَّاماً وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّي جُثَّةً خَلَاءً سَاكِنَةً بَعْدَ حَرَاكٍ وَ صَامِتَةً بَعْدَ نُطْقٍ لِيَعِظْكُمْ هُدُوِّي وَ خُفُوتُ إِطْرَاقِي وَ سُكُونُ أَطْرَافِي، فَإِنَّهُ أَوْعَظُ لِلْمُعْتَبِرِينَ مِنَ الْمَنْطِقِ الْبَلِيغِ وَ الْقَوْلِ الْمَسْمُوعِ. وَدَاعِي لَكُمْ وَدَاعُ امْرِئٍ مُرْصِدٍ لِلتَّلَاقِي. غَداً تَرَوْنَ أَيَّامِي وَ يُكْشَفُ لَكُمْ عَنْ سَرَائِرِي وَ تَعْرِفُونَنِي بَعْدَ خُلُوِّ مَكَانِي وَ قِيَامِ غَيْرِي مَقَامِي. اگر از اين ضربت و در اين لغزشگاه نجات يابم، كه حرفى نيست، امّا اگر گام ها بلغزد و از اين جهان بروم، ما نيز چون ديگران در سايه شاخسار درختان، مسير وزش باد و باران، و زير سايه ابرهاى متراكم آسمان پراكنده مى شويم، و آثارمان در روى زمين نابود خواهد شد. من از همسايگان شما بودم، كه چند روزى در كنار شما زيستم، و به زودى از من جز جسدى بى روح و ساكن پس از آن همه تلاش، و خاموش پس از آن همه گفتار، باقى نخواهد ماند. پس بايد سكوت من، و بى حركتی دست و پا و چشم ها و اندام من، مايه پند و اندرز شما گردد، كه از هر منطق رسايى و از هر سخن مؤثّرى عبرت انگيزتر است. وداع و خداحافظى من با شما چونان جدايى كسى است كه آماده ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ايّام زندگى مرا خواهيد ديد، و راز درونم را خواهيد دانست. پس از آن كه جاى مرا خالى ديديد و ديگرى بر جاى من نشست، مرا خواهيد شناخت.   ترجمه محمد دشتی
574
14
سوره فاطر، آیات 16 تا 22 و خطبه 149 نهج البلاغه این سخنرانی ترجمه و توضیح نکاتی از آیات 16 تا 22 سوره فاطر را شامل می گردد. همچنین در این سخنرانی مرحوم برقعی به شرح خطبه 149 نهج البلاغه می پردازد که در واقع وصیت حضرت علی (ع) پیش از شهادت است. این سخنرانی در حدود سال 1355 و در مسجد گذر وزیر دفتر انجام شده است. https://t.me/SABorghei
873
15
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿۱۶﴾ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ﴿۱۷﴾ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۱۸﴾ وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ ﴿۱۹﴾ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ ﴿۲۰﴾ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ ﴿۲۱﴾ وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ ﴿۲۲﴾ سوره فاطر، آیات 16 تا 22
889
16
دعاهایی از قرآن ویرایش دوم   تالیف: سيد ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی   مرحوم برقعی است حدود پنجاه سال پیش با انتشار این دعاهای قرآنی، کوشید نشان دهد می‌توان دعاهای قرآن را معیار قرار داد و از ادعیه‌ای که ساختگی و آمیخته با خرافه‌اند، فاصله گرفت. این کتابچه در واقع درس‌نامه‌ای مختصر درباره چگونگی دعا و تضرع به درگاه خداوند متعال و معرفی دعاهای توحیدی قرآن کریم است. نویسنده در مقدمه، شرایط ادعیه صحیح و توحیدی را بررسی می‌کند. سپس به دعاها و زیارات جعلی و ساخته‌شده پرداخته و آثار و پیامدهای آن‌ها را در جامعه اسلامی توضیح می‌دهد. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، آداب دعا و توسل به درگاه خداوند بخشایشگر را بیان کرده و در نهایت، دعاهای قرآنی را دسته‌بندی می‌کند. با توجه به گذشت بیش از نیم‌قرن از انتشار نسخه اولیه، در این ویرایش تلاش شده متن از نظر معنایی، مفهومی و نیز نگارشی با آیین نگارش فارسی معیار معاصر هماهنگ شود. همچنین برخی آیات که حضورشان در مجموعه مناسب تشخیص داده شد، در پایان کتاب افزوده شده است.     https://t.me/SABorghei
1 305
17
دعاهایی از قرآن ویرایش دوم   تالیف: سيد ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی   مرحوم برقعی است حدود پنجاه سال پیش با انتشار این دعاهای قرآنی، کوشید نشان دهد می‌توان دعاهای قرآن را معیار قرار داد و از ادعیه‌ای که ساختگی و آمیخته با خرافه‌اند، فاصله گرفت. این کتابچه در واقع درس‌نامه‌ای مختصر درباره چگونگی دعا و تضرع به درگاه خداوند متعال و معرفی دعاهای توحیدی قرآن کریم است. نویسنده در مقدمه، شرایط ادعیه صحیح و توحیدی را بررسی می‌کند. سپس به دعاها و زیارات جعلی و ساخته‌شده پرداخته و آثار و پیامدهای آن‌ها را در جامعه اسلامی توضیح می‌دهد. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، آداب دعا و توسل به درگاه خداوند بخشایشگر را بیان کرده و در نهایت، دعاهای قرآنی را دسته‌بندی می‌کند. با توجه به گذشت بیش از نیم‌قرن از انتشار نسخه اولیه، در این ویرایش تلاش شده متن از نظر معنایی، مفهومی و نیز نگارشی با آیین نگارش فارسی معیار معاصر هماهنگ شود. همچنین برخی آیات که حضورشان در مجموعه مناسب تشخیص داده شد، در پایان کتاب افزوده شده است.   https://t.me/SABorghei
1 071
18
سوره الشوری، آیات 1 تا 10 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش سوم     حالا شاید کسی بگوید کسی که هفتاد سال عمل صالح کرده باید هفتاد سال برود بهشت اما فرموده «مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأرْضُ»: مادام که آسمانها و زمین‌برپا است در بهشت است و آن که هفتاد سال گناه کرده، هفتاد سال در جهنم نیست آن هم گفته  «مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأرْضُ» مادام که آسمانها و زمین‌برپا است. فقط یک حرف است و آنکه خدا حق وتو دارد. شخص بزرگ اگر وعده به کرم داد باید انجام دهد و اگر نکند زشت است. وعده داده ام به فقیری صد تومن بدهم اگر ندهم بد است اما اگر وعده کردم صدتا شلاق بزنم و اگر عفوش کردم و نزدم که بد نیست. در مورد وعده خلفش بد است اما در مورد وعید یعنی عذاب، خلفش که بد نیست. خدای تعالی در قرآن گفته در مورد جهنمی ها من حق وتو دارم. در کجا گفته؟ در آخر سوره هود. هر کی می خواهد برود ببیند.   اگر خدا بخواهد می تواند همه را به زور موحد کند. برای خدا کاری ندارد. موحد زورکی که ارزش ندارد! آیه دیگر دارد که اگر خدا بخواهد همه را به هدایت جمع می کند اما خدا خواسته مردم مختار باشند نه مجبور. دین اجباری نیست. اینکه میگن امام زمان می آید به زور شمشیر همه را مسلمان می کند دروغ و ضدقرآن است. قرآن می گوید اجبار نیست و می گوید ای محمد تو حق نداری مردم را مجبور کنی.   در آیه دیگر می گوید بعد از اینکه عالم شدند اختلاف ها را بعد عالم شدن آوردند به خاطر بغی و زورگویی و دکانداری. هر کسی مذهبی تراشیده است. همه مذاهب دروغ. کسی حق آوردن مذهب ندارد. ابوحنیفه که خودش مذهب حنفی نیاورده، جعفر بن محمد هم نگفته من مذهب آوردم، بهش چسبانده اند. شافعی هم نگفته من مذهب آورده ام. محمد بن عبدالوهاب که در حجاز قیام کرده که خودش نگفته من وهابی هستم. این آخوندها چسبانده اند. چرا؟ برای بغی. بیچاره آمده گفته ما قرآن و سنت پیامبر(ص) را قبول داریم و بعدش هر چی بدعت شده قبول نداریم. ولی حالا هر کسی این حرف را بزند می گویند وهابی است. به اسم پدرش اسم مذهب را جعل را کردند. باباش که مخالفش بود. حالا هر کی حرف حق بزند بهش تهمت وهابی می زنند. خدا همه رو مختار گذاشته است. نیست برای ظالمین نه یاور و نه دوستی.    ای مردم بیچاره، مردم همه فقیر هستند و فقط خدا غنی است. آیا غیر از خدا اولیاء گرفتید؟ خدا فقط خودش ولی و سرپرست است و او است که مرده ها را زنده می کند. ولی باید مرده زنده کند و به هر چیزی قادر باشد. پیغمبرها و اولیاء و شاهان که قادر نیستند. خدایی که بر هر چیزی قادر است گذاشته اید و غیر او را اولیاء گرفته اید؟   آنقدر که امت اسلامی از همه بدتر کرده است. آنقدر که با قرآن مخالفت کرده اند. یک عدّه آمده اند می گوید قرآن تحریف شده است، یکی می آید می گوید قرآن را نمی فهمیم. یکی می گوید قرآن هفتاد معنا دارد و یکی می گوید هفت شکم دارد! مطالبی که مذاهب آورده اند مخالف قرآن است. بعد از پیغمبرها حجت نیست. سر قبر هر امام زاده ای می روند می گویند السلام علیک یا حجه الله، علی در نهج البلاغه می گوید حجت خدا با آمدن محمد تمام شد.   خدا می گوید ولی و سرپرست فقط من هستم. هر آخوندی می گوید من ولی هستم. هر آخوندی یک شاه شده است. (یکی از حاضران می پرسد علی ولی الله ایراد ندارد؟ ) خدا می فرماید وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ﴿۱۱۱﴾ (سوره اسراء) خدا که ولی ندارد.   اینها همه زور است. این هفتصد مذهب چکار کنند اختلافها برطرف شود؟ باید رجوع کنند به کتاب خدا تا اختلاف حل شود اما هر کسی به حدیث خودش رجوع می کند و اختلاف ها بیشتر می شود. باید همه رجوع کنند به قرآن. حکم مسایل مورد اختلاف رجوع به حکم خدا است. وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ. علی (ع)، در نهج البلاغه، این آیه را آورده و گفته حکم خدا یعنی کتاب خدا که باید به آن رجوع کرد. ای مردم، خدا پروردگار من است و توکل من بر اوست و به سوی او برگشت می کنم. برگشت همه به سوی اوست. بس است   https://t.me/SABorghei
800
19
سوره الشوری، آیات 1 تا 10 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش دوم   حالا همچنین خدایی را گذاشته اند و می گویند شاه و آیت الله سرپرست و ولی ما است. ولایت کسی دارد که غنی باشد اینها همه خودشون فقیر هستند. پیغمبرش هم ولایت ندارد. کسانی که غیر از خدا اولیاء گرفته اند خدا خودش نگهبان آنها است.  میگه محمد (ص) دین اجباری نیست باهاشون کاری نداشته باش تو وکیل نیستی. دین اسلام که دین اجبار نیست به پیغمبر میگه تو حق نداری مجبورشون کنی. دین اسلام دین آزادی است و چه دین خوبی است.   اما حالا شاه می گوید من سرپرستم و هر کی قبول نکرد بکشیدش! اینها میگن مرگ بر ضد ولایت فقیه! خدا نگفته اما اینها میگن! خدا میگه همانهایی که ولایت خدا را قبول ندارند تو وکیلشون نیستی. من خودم نگهبان آنها هستم. ملت ما به قرآن آشنا نیستند وگرنه کلاه سرشون نمی رفت. یک زمانی شاه ولی بود...   خدای مهربان برای من و تو توضیح داده است. اینجا آیه 6 است در آیه 9 می گوید ولی باید چند کار بتواند انجام دهد یکی اینکه باید بتواند مرده ها را زنده کند، یکی اینکه بر هر چیزی قدرت داشته باشد، بیماری رو شفا بدهد، گلوله که خوردی نذاره کور و کر بشوی و من از خدا خیلی ممنونم که حتی درد هم ندارم. از شب اولی که من را زدند الان دو ماه است حس می کنم لطف خدا و مرحمت الهی مخصوص بوده که اصلاً درد نداشتم. دکتر می گفت تا شش ماه خوب نمی شوی اما من لطف خدا را حس کردم که درد نیست. خدا می گوید آیا اینها غیر خدا را اولیاء می گیرند؟ خدا خودش ولی است. کسی که ولی است باید مستجمع جمیع کمالات باشد و بتواند مرده ها را زنده کند. این آقایی که ولی فقیه است آیا می تواند تو را شفا بدهد؟ آیا می تواند جلوی آروغ تو را بگیرد؟ پس این چه ولایتی دارد؟! چه کاری می تواند برای مردم انجام دهد؟ ولی اون کسی است که بر هر چیزی قادر باشد. خدا قشنگ گفته که ولی آن کسی است که مرده ها را زنده می کند و بر هر چیزی قادر است. آیه 9 رو زودتر گفتم چون مربوط به آیه ششم بود.   می فرماید بدین گونه قرآن عربی را وحی کردیم. چرا؟ به جهات نکات ادبی و نکات بسیار که در زبان عربی است و در زبانهای دیگر نیست. یکی از نکات را بگویم. کلمه علم از سه حرف ع ل م تشکیل شده است. از این کلمه علم، عرب می تواند هفتصد کلمه مشتق بسازد. در بابهای مختلف حساب کرده ام از یک کلمه علم درمی آید. حالا از کلمه دانش هفتصد لغت در می آید؟ چند تا می توان درآورد اما هفتصد تا لغت نمی شود. عربی لغت فصیح است.   در یک آیه می فرماید ما هیچ قومی را عذاب نمی کنیم تا به مرکزش حق رو ابلاغ کنیم. مثلاً اگر ایران فاسد شد و عذاب شد برای این است که یک برقعی پیدا شده حق را گفته و قبول نکردند و عذاب شده اند. تا مرکز قریه ها و اطرافش را انذار کنی و بترسانی، مکه با اطرافش، مدینه و اطرافش، شام و اطرافش... از چی بترسانی؟ بترسانی یک روز قیامتی خدا همه را جمع می کند و حساب می کشد و مو را از ماست می کشد. حالا ضارب خودش رو مخفی کند و کسی که برقعی را زده است در برود اما روز قیامت که نمی شود مخفی شد. و بترسانی روز جمع را که شکی در آن نیست و وعده الهی حتماً شدنی است. گروهی در بهشت هستند و گروهی در آتش سوزان هستند.   https://t.me/SABorghei
693
20
سوره الشوری، آیات 1 تا 10 (خلاصه شده متن سخنرانی) بخش اول   لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم   حم ﴿۱﴾ عسق ﴿۲﴾ این حروف بعضی مد دارد و بعضی ندارد. آنهایی که مد دارد شرایطش این است که الف ما قبل مفتوح بعدش ساکن باشد یا یای ما قبل مکسور بعدش ساکن، یا واو ما قبل مضموم و بعدش ساکن باشد. مثلاً عین ندارد اما سین مد دارد، قاف مد دارد، حا ندارد اما میم دارد.  حم عسق دو حرف حا و عین مد ندارند.   این حروف برای چیست؟ بعضی گفته اند اینها اسماء خدا است اما ما گفتیم همین حروف هجا است و در اوایل این سور آورده که بگوید این قرآن از همین حروف تشکیل شده است و شما اگر می توانید از همین حروف ترکیب بیاورید. مانند قرآن بیاورید.   می فرماید بدین گونه که به تو وحی می کنیم به تمام انبیاء قبل تو وحی کردیم. چه کسی وحی کرد؟ اون خدایی که مستجمع جمیع کمالات است و دارای عزت و حکمت است.     دیگر اینکه مالک زمین آسمانها است. کلید همه چیز منحصراً در دست اوست. بقیه همه فقیر هستند. امام و ماموم و پیغمبر و مردم همه فقرا هستند. احمق کسی است که خدای غنی را بگذارد کنار و بچسبد به مخلوق فقیر. کمک از مخلوق فقیر بگیرد. کمک دو جور است یک کمک تعاون است که آدمهای زنده از هم کمک بگیرند و این خوب است اما آن کسی که هزار سال است مرده است نمی شنود و نمی تواند کمک کند. شما بروی جلو دکان نانوایی به شاطر بگویی یک نان بده وقتی شاطر زنده و ناظر است می شود این کار را کرد. اما به یک شاطری که هزار سال است مرده بگویی نان بده که بهت می‌خندند. خداوند این آیات توحید را پشت سر هم می آورد.   لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ،  له جار و مجرور است و خبر مقدم برای حصر است.  منحصر به او است آنچه در زمین و آسمان است. اوست برتر و عظیم. در اینکه علمای نجوم گفته اند که اختیار کهکشان ها به دست خدا است. خورشید که حرارت می دهد تا تمام شود می گویند روی قانون فیزیکی این خورشید باید تمام شود. 35 میلیارد سال است که خورشید حرارت داده و باز می تواند که 35 میلیارد سال دیگه هم نور بدهد. خدا می گوید روز قیامت که می خواهد جهان منحل شود از بالا شروع می شود و اون کهکشان بزرگ اول متفرق می شود و بعد می آید خورشید نورش گرفته می شود و کروات اطرافش مندک می شود.   خدا می فرماید نزدیک است آسمانها از هم شکافته شوند از طرف بالا، یعنی روز قیامت نزدیک است و ملائکه مشغول تسبیح هستند. شب و روز خسته نمی شوند. غذای آنها تسبیح و حمد و ستایش پروردگار است. تسبیح یعنی خدا را منزه معرفی می کنند. تقدیس یعنی خدا را مقدس می نامند. در اول سوره البقره فرق تسبیح و تقدیس را نوشته ام. ملائکه خیرخواهی می کنند برای زمینی ها. خدا این مومنین را بیامرز! و شفاعت ملائکه برای بشر همین است. شفاعت یعنی طلب مغفرت می کنند برای مومنین. تسبیح ملائکه به همراه حمد خداست. آگاه باشید کسی که بیامرزد و رحم کند خود خدا است. نه ملائکه هستند و نه انبیاء و نه هیچ کس دیگری نیست.   https://t.me/SABorghei
584