هواداران جبهه ملّی ایران
Open in Telegram
ما هواداران جبهه ملی ایران، حاکمیت ملی ایران را مبتنی بر تحقق آزادی و استقلال، جمهوریت، حقوق بشر و جدایی دین از حکومت میدانیم. اعتقاد داریم راه و روش تاریخی جبهه ملی ایران پاسخگوی مطالبات حقوق بشری، محیط زیستی و اقشار آسیبپذیر در ایران است.
Show more767
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
Repost from دغدغههای محیط زیستی و دانشگاهی - حسین آخانی
همه چی از دور قشنگه، حتی دانشجوی دانشگاه تهران بودن ....
توییت امیر محمد خالقی
چه کوتاه و چه دردناک، کاری کردیم که دانشجویی که از دورترین نقطه کشور برای درس خواندن به دانشگاه تهران آمده، در اولین روز درسش سنگینرین معنا را منتقل می کند؛ و چه دردناک که او این معنا را نه فقط با احساسش که با جانش تجربه کرد. بیاییم فکر کنیم که چرا بهترین فارغ التحصیلان ما وقتی درسشان تمام می شود می روند، انقدر دور که ما معلمان گاهی حسرت یک پیام آنها را داریم، خجالت بکشیم.
حسین آخانی (استاد دانشگاه تهران)
Repost from دانشجویان متحد
⭕️ هم اکنون تجمع دانشجویان دانشگاه تهران
دانشجویان همچنان با شعارهای
« خونی که ریخته میشه هیچ وقت پاک نمیشه »
در حال ادامه تجمع هستند.
🆔 @anjmotahed | دانشجویان متحد
Repost from دانشجویان متحد
⭕️ دانشجویان دانشگاه تهران هم اکنون در پردیس مرکزی دانشگاه تهران تجمع کردند.
نیروهای حراست ورود به دانشگاه را محدود کرده و همراه با تجمع در حال حرکت هستند.
نیروهای لباس شخصی که در دانشگاه حضور گسترده دارند با دانشجویان درگیر شده و یکی از دانشجویان دختر را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و نیروهای حراست در حمایت از نیروهای لباس شخصی با دانشجویان درگیر شدند.
🆔 @anjmotahed | دانشجویان متحد
Repost from جمهوری ایرانی
🔴 افزایش شمار بازداشتشدگان در دهدشت
🔺 رضا اکوانیان در شبکه اجتماعی X نوشت:
«از زمان آغاز اعتراضات ضدحکومتی در شهر دهدشت بیش از ۲۰ معترض بازداشت شدهاند و تاکنون هویت ۹ تن از آنها به نامهای عاطفه طاهرنیا، حسین پریسایی، علیرضا پریسایی، حمید پریسایی، امیرحسین جعفری، کامران بوذری، جابر فروغی، پوریا براتی و احمد نورمحمدی مشخص شده است. از میان این افراد حسین، علیرضا و حمید پریسایی برادر هستند.
اسامی شماری دیگر را به عنوان افراد بازداشتشده طی روزهای ۲۱ تا ۲۶ بهمن دریافت کردهام ولی همچنان در حال بررسی درستی اخبار رسیده و آخرین وضعیتشان از منابع مختلف هستم.»
@IranianRepublic
Repost from جمهوری ایرانی
🔴 نگرانی نسبت به دانشجویان بازداشت شده
🔺میلاد پورعیسی در شبکه اجتماعیX نوشت:
«آن طور که در گزارش آخر انجمن اسلامی دانشگاه تهران آمده، امیرحسین گوهری در اواخر شب گذشته به دلیل شدت جراحات ناشی از حمله لباس شخصیها به بیمارستان منتقل شده است. با وجود برخی گزارشها از بازداشت چهار دانشجو، انجمن به نقل از دانشجویان حاضر در صحنه از دستگیری سه دانشجو (دو نفر غیر از گوهری) میگوید. حراست و مسئولان دانشگاه تهران تا آخر تجمع دستگیری دو نفر دیگر از دانشجویان توسط لباس شخصیها را انکار میکنند. گزارشهایدیگر هویت دانشجوی دوم بازداشتی را بخشان علیمحمدی ذکر کردهاند. این ابهام در سرنوشت و هویت دو نفر دیگر به خصوص نفر سوم بسیار خطرناک و یادآور برخی رویدادهای تلخ در ۱۸ تیر ۷۸ است که البته امیدوارم زود حل شود.»
#کوی_دانشگاه
@IranianRepublic
Repost from کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
🔺منابع دانشجویی تعداد دانشجویان بازداشت شده در تجمعات اعتراضی روز جمعه در کوی دانشگاه تهران را چهار نفر اعلام کرد.
بنا بر این گزارشها بینی یک دانشجوی معترض نیز از سوی ماموران امنیتی شکسته شده است.
هویت دو تن از بازداشتشدگان امیرحسین گوهری و بخشان علیمحمدی اعلام شده است.
+1
محمدباقر بختیار، فرمانده تیپ ۱۱۴ ایلام در زمان جنگ ۸ ساله با عراق و از فرماندهان نیروی دریایی در میان بازداشت شدگان تجمع ۲۵ بهمن ماه است.
او از جمله بازداشت شدگان حوادث اعتراضی سال ۱۴۰۱ هم بود.
@NFIfans
تعداد بازداشت شدگان تجمع اعتراضی ۲۵ بهمن ماه به دلیل رفع محصورین واقعه انتخاب ریاست دولت حکومت اسلامی در سال ۸۸ به ۲۰۰ نفر رسیده است.
@NFIfans
روز گذشته یکی از دانشجویان دانشگاه تهران به نام امیرمحمد خالقی در نزدیکی کوی دانشگاه تهران مورد هجوم اشرار و سارقین قرار گرفت و کشته شد.
پس از این اتفاق دانشجویان کوی دانشگاه تهران به تجمع اعتراضی دست زدند.
گویا ناامنی این منطقه بارها توسط دانشجویان عنوان شده بود.
@NFIfans
Repost from هواداران جبهه ملّی ایران
تصاویری مربوط به دوران فرماندهی #دریادار_مدنی در نیروی دریایی
@NFIfans
Repost from هواداران جبهه ملّی ایران
گرامی باد 23 بهمن ماه سالروز درگذشت دریادار #احمد_مدنی از فعالین برجسته #جبهه_ملی_ایران، مدنی در سال ۱۳۴۸ به درجه دریاداری در نیروی دریایی شاهنشاهی ایران رسید اما در سال ۱۳۵۱ از ارتش برکنار شد. وی پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ فرمانده نیروی دریایی و اولین وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا فروردین ۱۳۵۸ در دولت مهدی بازرگان شد. او در فاصله فروردین ۱۳۵۸ تا بهمن ماه همانسال عهدهدار استانداری خوزستان بود. مدنی در بهمن سال ۱۳۵۸ پس از خروج کامل از فعالیتهای نظامی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران نامزد شد و در انتخاباتی که همواره به نتایج آن اعتراض داشت با کسب ۱۵٫۹٪ آراء حائز رتبهٔ دوم شد. مدنی در انتخابات مجلس اول نیز از حوزه کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد اما اعتبارنامه او در مجلس تصویب نشد. وی در سال ۱۳۵۹ به آمریکا مهاجرت کرد و تا زمان مرگ در آنجا زیست. مدنی سالها رهبری جبهه ملی ایران را در خارج از کشور برعهده داشت. (تصاویر مربوط به بخشی از نطق انتخاباتی دریادار مدنی)
@NFIfans
Repost from جبهه ملی ایران
بیانیه جبهه ملی ایران در سالگرد انقلاب :چهلوشش سال از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ گذشت
هدف مردم ایران رهایی از حکومت استبدادی و به دست آوردن آزادی و استقلال بود.
در چهلوششمین سالگرد انقلاب ایران به نسلهای پس از انقلاب، به ویژه نسل کنونی، درباره انقلاب ایران چه میتوان گفت؟ آیا وضع فلاکتبار کنونی، از بین رفتنشان و حیثیت تاریخی ملت ایران در جامعه جهانی، استبداد و اختناق حاکم بر کشور، فقر عمومی و اقتصاد ویران، فساد گسترده، مورد تهدید بودن امنیت و تمامیت ارضی کشور را که همگی حاصل ۴۶ سال سلطه نظام جمهوری اسلامی بر کشور است، باید هدف آن انقلاب دانست؟ یا انقلاب ایران را باید محصول اراده تمامی آحاد و اقشار جامعه ای دانست که به چیزی جز رفاه و آسایش و رهایی از بند استبداد، فکر نمیکردند؟ آیا محکوم کردن یک نسل زیرعنوان نسل انقلاب قضاوتی درست است؟
نخست اینکه انقلاب امری نبود که یکشبه بر ملت ایران نازل شود. بلکه رویدادی در مسیر و بستر حوادث تاریخی بود. در صدوپنجاه سال گذشته، ملت بزرگ ایران، همواره در مقابل ظلم و استبداد و استعمار ایستادگی کرده و به وجود آورنده قیامها، انقلابها، جنبشها و نهضتهای بزرگ بوده است. قیام تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملّی کردن نفت ایران، انقلاب ۱۳۵۷، جنبش خرداد ۱۳۶۰، جنبش دانشجویی ۱۳۷۸ و جنبشهای معاصر که واپسین آن جنبش زن، زندگی و آزادی بود. تمامی آنها سلسله جنبشهای به هم پیوستهای است که هدفی جز استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی نداشته است. انقلاب ایران را باید در پیوند با زنجیره به هم پیوستهی جنبشهای اجتماعی و سیاسی صدوپنجاه سال اخیر نگریست. اولین عامل وقوع انقلاب، عملکرد حکومت مستقر است که برای ملت راهی جز عزم و تصمیم به واژگونی حکومت باقی نمیگذارد.
....
گویا برای آنان ایرانزمین اهمیتی ندارد، بلکه آنچه که واجد اهمیت است توسعه نظام ایدوئولوژیک است. اکنون که ملت ایران با فشار حداکثری و تحریم در این وضع رقتانگیز قرار گرفته است، حتی از مذاکره نیز پرهیز میکنند! فرار از مذاکره نشانه قدرت و عزت نیست، بلکه نشانه ضعف و استیصال است.
اما مهمترین خطایی که قابل نقد جدی است؛ برگزاری رفراندومی در دوازدهم فروردین ۱۳۵۸ بود که نه محتوای آن مشخص بود و نه فرآیند حقوقی و منطقی پیش از آن اجرا شده بود. این رفراندوم زمینههای دیکتاتوری و بازسازی استبداد را پس از انقلاب فراهم کرد.
جبهه ملی ایران بر این باور است که نخستین گام برای یک تحول سازنده، برگزاری یک انتخابات کاملاً آزاد، سالم و منصفانه برای برپایی یک مجلس مؤسسان قانون اساسی است. در این مجلس، نمایندگان تمامی ملت ایران اقشار، احزاب و اصناف، برنامه و قانون اساسی خود را مطرح میکنند و در نهایت قانون اساسی مورد تصویب، توسط مردم مورد تأیید قرار میگیرد.
از ملت شریف ایران به ویژه جوانان غیور این سرزمین، انتظار میرود که با توجه به رویدادهای تاریخ معاصر و در چارچوب زمانی و شرایط مربوطه، زمینهها و موجبات شکلگیری انقلاب ایران را بهتر و بیشتر بررسی نمایند و به طور قطع و یقین برای فردای ایران در پی استقرار حاکمیت ملی بر اساس رأی و انتخاب ادواری مردم و نظامی دموکرات، مستقل و مردمسالار که در آن به عدالت و رفاه اجتماعی و جدایی دین از حکومت تاکید شده، باشند.
هیات رهبری اجرائی #جبهه_ملی_ایران
تهران – ۲۲ بهمن ۱۴۰۲
متن کامل در :
http://jebhemeliiran.org/?p=3862
Repost from جبهه ملی ایران
بیانیه جبهه ملی در سالگرد انقلاب: چهلوشش سال از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ گذشت
هدف مردم ایران رهایی از حکومت استبدادی و به دست آوردن آزادی و استقلال بود.
در چهل و ششمین سالگرد انقلاب ایران به نسلهای پس از انقلاب، به ویژه نسل کنونی، درباره انقلاب ایران چه میتوان گفت؟ آیا وضع فلاکتبار کنونی، از بین رفتنشان و حیثیت تاریخی ملت ایران در جامعه جهانی، استبداد و اختناق حاکم بر کشور، فقر عمومی و اقتصاد ویران، فساد گسترده، مورد تهدید بودن امنیت و تمامیت ارضی کشور را که همگی حاصل ۴۶ سال سلطه نظام جمهوری اسلامی بر کشور است، باید هدف آن انقلاب دانست؟ یا انقلاب ایران را باید محصول اراده تمامی آحاد و اقشار جامعه ای دانست که به چیزی جز رفاه و آسایش و رهایی از بند استبداد، فکر نمیکردند؟ آیا محکوم کردن یک نسل زیرعنوان نسل انقلاب قضاوتی درست است؟
نخست اینکه انقلاب امری نبود که یکشبه بر ملت ایران نازل شود. بلکه رویدادی در مسیر و بستر حوادث تاریخی بود. در صدوپنجاه سال گذشته، ملت بزرگ ایران، همواره در مقابل ظلم و استبداد و استعمار ایستادگی کرده و به وجود آورنده قیامها، انقلابها، جنبشها و نهضتهای بزرگ بوده است. قیام تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملّی کردن نفت ایران، انقلاب ۱۳۵۷، جنبش خرداد ۱۳۶۰، جنبش دانشجویی ۱۳۷۸ و جنبشهای معاصر که واپسین آن جنبش زن، زندگی و آزادی بود. تمامی آنها سلسله جنبشهای به هم پیوستهای است که هدفی جز استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی نداشته است. انقلاب ایران را باید در پیوند با زنجیره به هم پیوستهی جنبشهای اجتماعی و سیاسی صدوپنجاه سال اخیر نگریست. اولین عامل وقوع انقلاب، عملکرد حکومت مستقر است که برای ملت راهی جز عزم و تصمیم به واژگونی حکومت باقی نمیگذارد.
...
گویا برای آنان ایرانزمین اهمیتی ندارد، بلکه آنچه که واجد اهمیت است توسعه نظام ایدوئولوژیک است. اکنون که ملت ایران با فشار حداکثری و تحریم در این وضع رقتانگیز قرار گرفته است، حتی از مذاکره نیز پرهیز میکنند! فرار از مذاکره نشانه قدرت و عزت نیست، بلکه نشانه ضعف و استیصال است.
اما مهمترین خطایی که قابل نقد جدی است؛ برگزاری رفراندومی در دوازدهم فروردین ۱۳۵۸ بود که نه محتوای آن مشخص بود و نه فرآیند حقوقی و منطقی پیش از آن اجرا شده بود. این رفراندوم زمینههای دیکتاتوری و بازسازی استبداد را پس از انقلاب فراهم کرد.
جبهه ملی ایران بر این باور است که نخستین گام برای یک تحول سازنده، برگزاری یک انتخابات کاملاً آزاد، سالم و منصفانه برای برپایی یک مجلس مؤسسان قانون اساسی است. در این مجلس، نمایندگان تمامی ملت ایران اقشار، احزاب و اصناف، برنامه و قانون اساسی خود را مطرح میکنند و در نهایت قانون اساسی مورد تصویب، توسط مردم مورد تأیید قرار میگیرد.
از ملت شریف ایران به ویژه جوانان غیور این سرزمین، انتظار میرود که با توجه به رویدادهای تاریخ معاصر و در چارچوب زمانی و شرایط مربوطه، زمینهها و موجبات شکلگیری انقلاب ایران را بهتر و بیشتر بررسی نمایند و به طور قطع و یقین برای فردای ایران در پی استقرار حاکمیت ملی بر اساس رأی و انتخاب ادواری مردم و نظامی دموکرات، مستقل و مردمسالار که در آن به عدالت و رفاه اجتماعی و جدایی دین از حکومت تاکید شده، باشند.
هیأت رهبری-اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – ۲۲ بهمن ۱۴۰۲
متن کامل در :
http://jebhemeliiran.org/?p=3862
Repost from بهمنی قاجار
مسول اصلی انقلاب ۵۷ کیست ؟
عرف و عقل و منطق حکم می کند که مسولیت اصلی شکست و سقوط یک گروه و مجموعه و تیم و سازمان و یا دولت و حتی کشور بر عهده مسولان متبوع آنان است، اگر شرکتی ورشکست می شود قطعا ممکن است عواملی چون بازار متلاطم و بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حتی رقابت مکارانه رقبا و یا خیانت شرکا و کم کاری کارکنان نیز در ورشکستگی شرکت مسول باشند اما در نهایت مسولیت اصلی بر عهده مدیر شرکت است که نتوانسته این عوامل را مهار و یا مدیریت کند، اگر یک تیم فوتبال نتیجه نگیرد بسیاری عوامل، ممکن است در این شکست و سقوط تاثیر داشته باشند اما مسولیت اصلی بر دوش سرمربی است ، در مورد یک دولت و حتی یک کشور هم همین است ، از داریوش سوم تا یزدگرد سوم با وجود همگی عوامل دیگر ، تاریخ نهایتا شخص شکست خورده را می شناسد ، فتحعلی شاه در جنگ های ایران و روس در برابر نیرومندترین قدرت جهان قرار گرفت و ایران ازپس هشتاد سال بی دولتی و جنگ داخلی، ناتوان شده بود اما شکست نهایی ایران در جنگ با روسیه باوجود همگی عوامل داخلی و خارجی برعهده فتحعلی شاه قرار گرفته است ،در کشورهای دیگر هم همین طور است،از ناپلئون تا ویلهلم دوم و هیتلر و موسولینی و عبدالحمید عثمانی و نیکلای دوم تا ناصر و صدام و قذافی و اسد و گورباچف و ظاهر شاه و داود خان و....... همگی به نوعی و هر کدام با دلایلی کاملا متفاوت ساقط شدندو عوامل متعدد داخلی و خارجی نیز در سقوط هریک تاثیر گذار بود،اما در هر کدام از این موارد در نهایت مسولیت شکست و سقوط بر عهده کسی است که سقوط کرده است ،ولی گویا این قاعده کلی صرفا درباره سقوط پهلوی و انقلاب ۵۷ صدق نمی کند،از منظر پهلوی پرستان همه در وقوع انقلاب ۵۷ مقصر هستندجز کسی که تمام قدرت سیاسی و نظامی کشور و تمام امکانات و بودجه مملکت در اختیار او بود وسیاست هایش میلیون ها نفر را ناراضی کرده بود،توده مردم ، رجال ،روشنفکران و جبهه ملی و چپ ها و روحانیت و خارجی ها و همه مقصر بودند جز شاه،محمدرضا شاه که ۳۷ سال شاه و حداقل ۲۵ سال دیکتاتور بود ودر این مدت نه هیچ طرحی برای توسعه سیاسی داشت و نه یک انتخابات رقابتی ولو نمایشی برگزار کردوتحمل دو حزب خود ساخته را هم نداشت وبرنامه های انقلابی مانند انقلاب سفید واصلاحات ارضی را اجرا کرد در مقابل عملکردش هیچ مسولیتی ندارد،من با نقد اپوزیسیون شاه موافقم ولی شاه ،اپوزیسیون قانونی هم داشت ، طرفداران پهلوی مدعی هستند که مخالفان شاه یک تعداد مارکسیست یا اسلام گرا بودند، اما آن چه نمی گویند اپوزیسیون قانونی شاه است ، جبهه ملی ایران به عنوان سازمانی دموکراتیک و ملی و متعهد به پادشاهی مشروطه ، به هیچ روی حق فعالیت سیاسی نداشت و اجازه مشارکت در انتخابات را پیدا نمی کرد ، حتی رجل مستقلی مانند دکتر علی امینی و عبدالله انتظام و .... نیز که اصلا اپوزیسیون شاه نبودند ولی مخالف دولت های منصوب وی بودند به حاشیه رانده شده بودند و اجاره فعالیت سیاسی آزاد نداشتند ، در یک قدم بالاتر، مخالفان کلیت نظام که مسلح نبودند و به فعالیت مسالمت آمیز متعهد بودند امثال احمد آرامش نه تنها تحمل نمی شدند بلکه ترور و حذف می شدند.همه نوع توجیهی می کنند فقط برای تبرئه شاه ، من نه علاقه ای به روشنفکران عمدتا مخبط آن دوران دارم و نه چپ های وطنفروش ، اما میلیون ها ایرانی مرض نداشتند که کارشان به عصیان و شورش برسد آیا کسی از امیر اسدالله علم نسبت به شاه صادق تر و وفادار تر بود که به وی برای انقلاب هشدار داد ؟تمام قدرت سیاسی و امکانات اقتصادی و سیاست های فرهنگی ایران در اختیار شاه بود و حتی اگر مردم عوام زده شده بودند و در کره ماه به دنبال تصویر انقلاب می گشتند نتیجه سیاست های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی شاه بود ، سقوط شاه نتیجه انسداد سیاسی و خودکامگی و تحولات شتابزده و غیر دموکراتیک اقتصادی و اجتماعی بود ، تاکید بر این که شاه ساقط شد چون ملت خوشی زیر دلشان زده بود یا فریب خورده و اغفال شده بودند آیا همین روایت آشنا نیست که هر اعتراض مردم را ناشی از خیانت یا غفلت می داند ؟ آیا تجویز سرکوب مردم برای همه دوره ها نیست ؟ آیا این آدرس غلط را نمی دهد که النصر بالرعب و بحران ها و نارضایتی مردم راه حل های سیاسی و اجتماعی ندارد بلکه نسخه آن صرفا سرکوبی است که شاه در برهه ۵۷ از آن غفلت کرد ؟آیا از قوام السلطنه که در سال ۱۳۲۸ به شاه هشدار داد که دخالت تو در امور به انقلاب می انجامد تا دکتر مصدق و حتی امینی و سید ضیا و در آخر امیر اسدالله علم که همگی قبل از انقلاب به شاه هشدار داده بودند، پیشگو و رمال بودند یا نبض جامعه و سیاست ایران را می شناختند؟بس کنید از تطهیر دیکتاتوری ، اگر واقعا برای اکنون ایران آزادی می خواهید چرا زندگی تان را یکسره وقف دفاع از دیکتاتوری سابق کرده اید؟ جز این است که سودای باز تولید دیکتاتوری را دارید ؟
Repost from جبهه ملی ایران
نامه سرگشاده #جبهه_ملی_ایران به دکتر مسعود پزشکیان
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رییسجمهور محترم نظام جمهوری اسلامی ایران
با درود
به آگاهی میرساند، از سال ۱۳۸۸، امکان بازدید از محل آرامگاه #دکتر_محمد_مصدق رهبر نهضت ملّی ایران در احمدآباد، برای عموم علاقهمندان ممکن نبوده است. به ویژه ورود علاقهمندان و پیروان راه این رادمرد در روز چهارده اسفند، همزمان با سالروز درگذشت ایشان با ممانعتهای نظامی و امنیتی روبرو میشود.
همانطور که جنابعالی آگاه هستید #دکتر_مصدق با رهبری خود در نهضت ملی ایران، نه تنها موجبات #ملی_شدن_صنعت_نفت_ایران را به انجام رسانید، بلکه موجب کوتاه شدن دست قدرتهای بیگانه، به ویژه استعمار بریتانیای کبیر در امور ایران شد. رهبری او در نهضت ملّی ایران الهامبخش کشورهای ستمدیده گردید و او را زعیم عالیقدر مشرقزمین نامیدند. همه میدانند که ابرقدرتها خدمات استقلالطلبانه و آزادیخواهانهی وی را برنتابیدند و با یاری دستگاه سلطنت و بخشی از روحانیت و سایر عوامل داخلی خود و البته اجامر، تنها دولت ملی (برآمده از اراده و حاکمیت ملت) را با #کودتای_نظامی_۲۸_مرداد_۱۳۳۲ ، سرنگون کردند.
بیان اعتراف کودتاچیان داخلی و خارجی به چنین کودتای مفتضحانهای، تکرار مکرارت است. هر سال بر سیل این اعترافها و شواهد اضافه میشود. اما جای درنگ بود که در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد سال گذشته حکومت جمهوری اسلامی، بهرغم آن نظرات گذشته خود درباره #دکتر_مصدق، دادگاهی برگزار و در آن نقش دولت ایالات متحده آمریکا در این کودتا را محکوم کرد.
گفتنی است که دکتر مصدق و یاران او، پس از کودتا محکوم و مغضوب شدند. #دکتر_مصدق پس از سه سال زندان مجرد، تا پایان عمر پر ثمرش (بیش از دهسال)، در منزل شخصی خود در احمدآباد تبعید و زندانی بود. حتی دستگاه حاکم مانع از اجرای وصیت ایشان شد و امکان تدفین پیکرشان در کنار آرامگاه شهدای قیام ملّی سیتیر را نداد و به دستور حکومت، او را در همان اتاق محبس خانگی اش، دفن کردند. نه تنها امکان حضور عموم مردم را در تشییع پیکر ایشان ندادند، بلکه تا پایان حکومت دیکتاتوری سابق، امکان برگزاری هیچ آیین یادبودی، به ویژه آیین سالگرد ایشان در چهارده اسفند ممکن نبود.
چرا باید چنین سنت استبدادی، همچنان ادامه یابد؟ چرا باید بهرغم محکوم کردن کودتا، توسط جهانیان، قدرتهای جهانی و اکنون دستگاه جمهوری اسلامی، امکان ستایش از آن ابرمرد تاریخ و برگزاری آیین یادبود در احمدآباد توسط دستگاههای نظامی و امنیتی سلب شود؟
#جبهه_ملی_ایران از شما که شعار وفاق ملی را دستور کار دولت خود قرار داده اید، میخواهد که امسال امکان برگزاری آیین یادبود دکتر مصدق در چهارده اسفند در محل آرامگاه احمدآباد را از مردم سلب نکنید و از دستگاههای نظامی و امنیتی بخواهید که مانعی برای ورود علاقهمندان به این محل، ایجاد نکنند.
با احترام – شورای مرکزی #جبهه_ملی_ایران
تهران – هفدهم بهمن ماه ۱۴۰۳
Repost from جبهه ملی ایران
نامه سرگشاده جبهه ملی ایران به دکتر مسعود پزشکیان
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رییسجمهور محترم نظام جمهوری اسلامی ایران
با درود
به آگاهی میرساند، از سال ۱۳۸۸، امکان بازدید از محل آرامگاه دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملّی ایران در احمدآباد، برای عموم علاقهمندان ممکن نبوده است. به ویژه ورود علاقهمندان و پیروان راه این رادمرد در روز چهارده اسفند، همزمان با سالروز درگذشت ایشان با ممانعتهای نظامی و امنیتی روبرو میشود.
همانطور که جنابعالی آگاه هستید دکتر مصدق با رهبری خود در نهضت ملی ایران، نه تنها موجبات ملی شدن صنعت نفت ایران را به انجام رسانید، بلکه موجب کوتاه شدن دست قدرتهای بیگانه، به ویژه استعمار بریتانیای کبیر در امور ایران شد. رهبری او در نهضت ملّی ایران الهامبخش کشورهای ستمدیده گردید و او را زعیم عالیقدر مشرقزمین نامیدند. همه میدانند که ابرقدرتها خدمات استقلالطلبانه و آزادیخواهانهی وی را برنتابیدند و با یاری دستگاه سلطنت و بخشی از روحانیت و سایر عوامل داخلی خود و البته اجامر، تنها دولت ملی (برآمده از اراده و حاکمیت ملت) را با کودتای نظامی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سرنگون کردند.
بیان اعتراف کودتاچیان داخلی و خارجی به چنین کودتای مفتضحانهای، تکرار مکرارت است. هر سال بر سیل این اعترافها و شواهد اضافه میشود. اما جای درنگ بود که در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد سال گذشته حکومت جمهوری اسلامی، بهرغم آن نظرات گذشته خود درباره دکتر مصدق، دادگاهی برگزار و در آن نقش دولت ایالات متحده آمریکا در این کودتا را محکوم کرد.
گفتنی است که دکتر مصدق و یاران او، پس از کودتا محکوم و مغضوب شدند. دکتر مصدق پس از سه سال زندان مجرد، تا پایان عمر پر ثمرش (بیش از دهسال)، در منزل شخصی خود در احمدآباد تبعید و زندانی بود. حتی دستگاه حاکم مانع از اجرای وصیت ایشان شد و امکان تدفین پیکرشان در کنار آرامگاه شهدای قیام ملّی سیتیر را نداد و به دستور حکومت، او را در همان اتاق محبس خانگی اش، دفن کردند. نه تنها امکان حضور عموم مردم را در تشییع پیکر ایشان ندادند، بلکه تا پایان حکومت دیکتاتوری سابق، امکان برگزاری هیچ آیین یادبودی، به ویژه آیین سالگرد ایشان در چهارده اسفند ممکن نبود.
چرا باید چنین سنت استبدادی، همچنان ادامه یابد؟ چرا باید بهرغم محکوم کردن کودتا، توسط جهانیان، قدرتهای جهانی و اکنون دستگاه جمهوری اسلامی، امکان ستایش از آن ابرمرد تاریخ و برگزاری آیین یادبود در احمدآباد توسط دستگاههای نظامی و امنیتی سلب شود؟
جبهه ملّی ایران از شما که شعار وفاق ملی را دستور کار دولت خود قرار داده اید، میخواهد که امسال امکان برگزاری آیین یادبود دکتر مصدق در چهارده اسفند در محل آرامگاه احمدآباد را از مردم سلب نکنید و از دستگاههای نظامی و امنیتی بخواهید که مانعی برای ورود علاقهمندان به این محل، ایجاد نکنند.
با احترام – شورای مرکزی جبهه ایران
تهران – هفدهم بهمن ماه ۱۴۰۳
Repost from رسانه همگرایی جمهوری خواهان
🔴 پرونده سازی دیگر علیه توماج صالحی
ارسالی توسط آزادی عدالت اجتماعی میاورد عضو شبکه همگرایی
رسانه همگرایی جمهوری خواهان
https://t.me/hamgerayerInternetRepublic
خشونت استعماری و زخمهای مکان؛ قابهایی از شهرکُشی در اردوگاه فلسطینی نهرالبارد.
آزاده ثبوت:
پژوهشگر پسادکترا در دانشگاه کوئینز بلفست، دانشآموختۀ دکترای عدالت انتقالی، دانشآموختۀ کارشناسی ارشد شهرسازی و توسعه از دانشگاه یو. سی. ال لندن، نویسنده و پژوهشگر در حوزۀ عدالت انتقالی، جنبشهای اجتماعی و شهری در غرب آسیا و ایرلند، فمینیسم و مبارزات ضداستعماری.
سمپوزیوم دو روزۀ «قاعدۀ جنگ و استثنای صلح»؛ مهر 1403؛ موسسه سیاووشان.
برای دیدن نسخۀ کامل این ارائه به لینک زیر بروید.
https://www.youtube.com/watch?v=w2iGFZzd4Hc
